خودرو بانک/ زماني که فردريش گايگر، طراح پر آوازه برند مرسدس بنز و يکي از مفاخر جهان در زمينه صنعت و هنر طراحي خودرو، W116 را براي مرسدس بنز قلم زد، شايد هرگز تصور نميکرد که اين پلتفرم شکلدهنده رسمي اولين نسل از کلاس S مرسدس بنز و آخرين هنرنمايي او براي برند مرسدس بنز باشد. پلتفرم W116 که بين سالهاي 1972 تا 1980 در بازه هشت ساله بر خط توليد قرار داشت، يکي از برترين ساختههاي مرسدس بنز در دهه 70 ميلادي بود.
آنچه در ادامه اين مقاله ميخوانيد آشنايي با اولين نسل کلاس S رسمي مرسدس بنز سوار بر پلتفرم W116 با کد تجاري دقيق 280S نسخه ويژه بازار ايالات متحده آمريکا يا به اصطلاح سفارش آمريکا است. به گفته برخي از مالکان و کلکسيونرهاي مرسدس بنز، اين پلتفرم در ايران به "اتاق دادستاني" مشهور است اما اين لقب همانند ساير القاب برخي مدلهاي بخصوص مرسدس بنز نظير معماري، کپل، دانشجويي، تانک و ... رايج و فراگير نشد.
آخرين گايگر
فردريش گايگر را ميتوان قديميترين و برترين طراح برند مرسدس بنز از ابتداي قرن بيستم تا ميانههاي اين قرن و پيش از ظهور برونو ساکو به عنوان سرطراح جديد اين شرکت دانست. پيش از آن که گايگر ظاهر خارجي W116 را قلم بزند و زبان طراحي جديد مرسدس بنز را خلق کند، پلتفرمهاي W180 و W128 معروف به مرسدس بنز پونتون، به عنوان اولين سريهاي کلاس S در تاريخ شناخته ميشوند چرا که با داشتن پيشرانههاي شش سيلندر خطي، قدرتمندترين مدل اين پلتفرمها به شمار ميآمدند. البته مهمترين نکته در پيدايش کلاس S افزودن حرف S به محصولات توليد شده بر اين دو پلتفرم بود که تا پيش از توليد W116 مخفف واژه سدان (Sedan/خودرو 4 درب صندوقدار) بود اما با ورود W116 به خط توليد بنز، اين واژه به عنوان مخفف واژه آلماني Sonderklasse (در زبان انگليسي: Special Class) به معناي کلاس خاص، در نظر گرفته شد.
اما حقيقت آن است که با ورود به دهه 1970 ميلادي، خلق پلتفرم W116 و استفاده گسترده از تکنولوژيهايي که آن زمان در اختيار مرسدس بنز بود، W116 حرکت نويني در راستاي توليد خودرو لوکس شخصي از سوي برند پرآوازه مرسدس بنز شکل گرفت. از اين رو اين برند براي اولينبار به صورت رسمي سري سدان هاي قدرتمند و نسبتاً لوکس خود را کلاس S نامگذاري کرد و اولين نسل رسمي کلاس S با ورود W116 به بازار جهاني شکل گرفت.
زبان جديد طراحي
طراحي W116 مستقيماً از سري R/C107 (کوپههاي اسپرت SL و SLC) الهام گرفته شده بود. در حقيقت، گايگر براي خلق W116 سري 107 را که اندکي پيشتر طراحي کرده بود مرجع و سرخط طراحي نسل اول کلاس S قرار داد و از اين رو زبان طراحي جديدي را در سري محصولات مرسدس بنز پايهگذاري کرد که بعدها و حتي پس از حضور برونو ساکو به عنوان سر طراح جديد مرسدس بنز نيز دنبال شد. اين زبان طراحي در ساير محصولات مرسدس بنز مانند W123، W124، W126، R129، W201 و W202 با وسواس و تعهد بسيار زياد تکرار شد.
در نتيجه ابعاد خارجي W116 به ترتيب برابر با 5220×1870×1410 ميليمتر براي نمونه سفارش آمريکا است. نمونههاي سفارش آمريکا به دليل وجود قانون اجباري تجهيز خودروهاي توليدي و وارداتي به سپرهاي جاذب سرعت 10 مايل بر ساعت (16 کيلومتر بر ساعت) به سپرهاي بزرگتر و مستحکمتري مجهز هستند و در نتيجه طولي به مراتب بيشتري نسبت به نمونههاي سفارش اروپا دارند. ناگفته نماند که طول نهايي خودرو سوا از کشور سفارشدهنده، با توجه به نوع تريم (SE يا SEL) نيز ميتواند اندکي متفاوت باشد.
نماي خارجي از ديدگاه ظاهري در نگاه اول بسيار کشيده و نسبتاً پهن جلوه ميکند. اگرچه W116 از نظر طراحي شباهت ظاهري بسيار زيادي به برادر کچکتر خود يعني کلاس E (W123 معروف به بنز دانشجويي) دارد اما طول و عرض بسيار بيشتر و ظاهر افتادهتر W116 امکان اشتباه بين اين دو پلتفرم را به طور کامل از بين ميبرد. اين اختلاف به اندازهاي فاحش است که اگر هر دو پلتفرم W123 و W116 را همزمان در کنار هم مشاهده کنيد از ابعاد بسيار کوچک و ظاهر نهچندان جذاب W123 در برابر استايل سنگين و شيک W116 به خنده خواهيد افتاد.
اگرچه طراحي W116 کاملا از R/C107 الهام گرفته است اما در طراحي و ابعاد چراغهاي جلو و عقب تفاوتهاي جزئي وجود دارد که شايد به سادگي قابل شناسايي نباشد. اما آنچه در ظاهر خودرو مورد بررسي اين مقاله از خودروبانک بسيار جلب توجه ميکند، ويژگيهاي منحصر به فرد ظاهري اين خودرو است که از سفارش آمريکا بودن آن نشات ميگيرد. زيبايي موضوعي بسيار سليقهاي است اما سپرهاي سفارش آمريکاي بيرون زده جلو و عقب که از ترکيب پلاستيک سخت و قطعات کرومي تشکيل شده است در کشيدهتر و شکيلتر ديده شدن ظاهر اين W116 تاثير شگرفي دارد. در ادامه اين تفاوتها بايد به چراغ جلوهاي دوبل گرد به همراه دو مهشکن مستطيل زير سپر اشاره کرد که از نظر شخص نگارنده بسيار زيباتر از ظاهر نمونههاي اروپايي آن است.
W116 هاي توليدي با دو آپشن ريم آهني قالپاقدار يا ريم اسپرت آلومينيومي آلياژي با نام باروک (Baroque/Barock)، از ساختههاي دو شرکت فوش (Fuchs) يا رونال (Ronal) به بازار عرضه ميشدند که در نمونههاي مجهز به قالپاق، رنگ قالپاق با بدنه خودرو هم رنگ بوده و تاثير بسيار چشمنواز و کلاسيکي بر ظاهر نهايي خودرو دارد. در حالي که ريمهاي اسپرت باروک ظاهر خودرو را اندکي اسپرتتر جلوه ميدهند.
همانطور که بيان شد زيبايي ميان نمونههاي سفارش آمريکا و سفارش اروپا محصولات آلماني موضوعي کاملاً سليقهاي است اما با توجه به تاثيرات مثبتي که استانداردهاي آمريکايي بر اين خودروها دارند معمولاً نمونههاي سفارش آمريکا زيباتر و به دليل داشتن تعداد واردات کمتر در ايران به مراتب محبوبتر هستند.
نماي داخلي اين 280S نيز خوشبختانه همانند ساير مدلهاي مرسدس بنز طراحي دوست داشتني و صد البته کاربردي آلماني آن دوران را فرياد ميزدند. نشانگرهاي اصلي سه تکه در پشت غربالک فرمان بزرگ چهار نقطه اتصال در ترکيب با چوب و روکشهاي مخملي در نهايت سادگي بسيار عملکرد محور است. نکته مهم در نماي داخلي بيشتر مرسدس بنزهاي کلاسيک آن است که در آن دوران محصولات بسيار سفارشي و بر اساس آنچه مشتري درخواست ميکرد به توليد ميرسيدند. به اين معنا که در بسياري از مواقع مرسدس بنزها، حتي سري کلاس S يا با شيبهداخ (به معناي سوراخ يا حفره/همان سانروف در زبان آلماني که در ايران به اشتباه شيويداق يا شيبيداق خطاب ميشود) به بازار عرضه ميشدند يا با سيستم تهويه مطبوع. تنها در برخي از بازارهاي جهاني و مناطق گرمتر از اروپا، مانند کشورهاي حاشيه شاخاب پارس و آمريکاي شمالي و بر اساس سفارش مشتري اين دو آپشن به صورت همزمان در اختيار مشتري قرار ميگرفت. اين تفاوت عمده در مورد ساير آپشنها مانند گرمکن صندلي، شيشه بالابرهاي برقي و برخي نکات جزئي ديگر نيز صدق ميکرد. به اين ترتيب که شايد بتوانيد کلاس S هاي مختلفي را در ايران يا در ساير نقاط جهان بيابيد که ضمن تجهيز بودن به پيشرانهاي قدرتمند مانند پيشرانه 4.5 ليتري V8 به شيشههاي دستي مجهز و فاقد سانروف باشد. در حقيقت ترکيب آپشنهاي مرسدس بنز در آن دوران به شکلي غير منطقي به سفارش خريدار وابسته بود و اين مهم ضمن فراهم آوردن رضايت مشتري از قيمت پايينتر خودرو دريافتي، در عين حال باعث ميشود بعد از اين همه سال حس نامطلوبي در مالکهاي جديد اين دست خودروها به وجود بيايد که چرا شيشه بالابرهاي برقي در يک خودرو لوکس چون کلاس S مرسدس بنز يک آپشن پايه و استاندارد نبوده است و چرا انتخاب آن بر عهده مالک گذاشته شده است. خلاصه موضوع آن که ديدن يک خورو آلماني پر آپشن همانند کلاس S مرسدس بنز مخصوصاً در نمونههاي جديدتر مانند W126 که به شيشه بالابرهاي دستي مجهز است به هيچ وجه حس مطلوب و دلپذيري نيست.
خيل ساده، خيلي خاص
پيشرانههاي عرضه شده براي W116 طيف نسبتاً گستردهاي از موتورهاي بنزيني و ديزل را تشکيل ميداد. يک پيشرانه شش سيلندر خطي و سه پيشرانه V8 بنزيني و يک پيشرانه خطي پنج سيلندر توربو ديزل در ليست انتخابهاي خريداران جاي داشت. نمونه مورد معرفي اين مقاله از خودروبانک به رايجترين، فراوانترين و احتمالاً کمدردسرترين پيشرانه توليدي مرسدس بنز در آن دوران مجهز است که همان نمونه شش سيلندر خطي DOHC (دو ميل سوپاپ در سر سيلندر 12 سوپاپ) بنزين سوز با کد شناسايي M110 است که در دو فرمت کاربراتوري و انژکتوري به توليد رسيدند.
اين پيشرانه در ايران نيز فراوانترين پيشرانهاي است که بر مرسدس بنزهاي فراتر از 4 سيلندر نصب شده است و دليل آن نيز داشتن توان فني معقول در عين پايين نگه داشتن قيمت نهايي خودرو سفارش داده شده است. يکي از مهمترين مشکلات برند مرسدس بنز در بازار جهاني عدم توانايي تقابل با خودروهاي آمريکايي هم دوره و هم کلاس خود از ديدگاه قيمت نهايي است. به اين ترتيب که مرسدس بنز براي رقابت با خودروهاي آمريکايي در دو کلاس لوکس يا اسپرت نياز به پيشرانههاي V8 خود داشتند در حالي که قيمت نهايي اين مرسدس بنزها با تجهيز به اين پيشرانههاي از رقباي آمريکايي خود به ميزان قابل توجهي بالاتر ميرفت. بازار خودرويي ايران در دهه 1970 ميلادي و دوران پيش از انقلاب نيز از اين مشکلات مستثني نبود و از اين رو در حالت کلي، بيشترين مرسدس بنزهاي فراتر از 4 سيلندر به پيشرانه 2.8 ليتري M110 مجهز هستند.
اين پيشرانه با ضريب کمپرس نه چندان بالا 9.0:1 و سيستم سوپاپبندي DOHC 12 سوپاپ، وابسته به سفارش اروپا يا آمريکا بودن يا تجهيز به سيستم پاشش سوخت کاربراتوري يا انژکتوري توان و گشتاور متفاوتي توليد ميکرد. نمونه سفارش آمريکا اين پيشرانه با سيستم تقسيم سوخت کاربراتوري چهار دهانه سولکس 4A1 (کد شناسايي S براي کاربراتوري و SE براي انژکتوري) توان توليد 158 اسب بخار در دور 5500 و گشتاور 225 نيوتونمتر در دور 4000 را دارد. شتاب 0 تا 100 کيلومتر بر ساعت 280S سفارش آمريکا با اين پيشرانه در بهترين حالت برابر 11.5 ثانيه (10.5 ثانيه براي نسخه انژکتوري) و حداکثر سرعت قابل دستيابي آن برابر با حدود 200 کيلومتر بر ساعت عنوان شده بود در حالي که مصرف سوخت متوسط معقول 12.5 ليتر در هر صد کيلومتر را از خود بر جاي ميگذاشت.
اين اعداد و ارقام براي کلاس S نسل اول به عنوان خودروي لوکس آلماني با وزن تقريبي 1660 کيلوگرمي به هيچ عنوان جذاب نيست. به همين دليل بيشتر نمونههاي سفارش آمريکا را نمونههاي مجهز به پيشرانههاي V8 انژکتوري 4.5 ليتري تشکيل ميدادند که البته همچنان گل سر سبد و البته تيراژ محدود W116 آمريکا شمالي، نمونههاي V8 نمونه 450SEL 6.9 با پيشرانه 6.9 ليتري غول پيکر بود.
يک پيشرانه 3 ليتري 5 سيلندر توربو ديزل و سه پيشرانه V8 نيز براي W116 قابل دسترسي بود اما پيشرانهاي که W116 را به يکي از ماندگارترين سريهاي کلاس S بدل کرد پيشرانه 6.9 ليتري V8 بسيار پيشرفته، پيچيده و بسيار گران قيمت M100 بود که در دوران توليد خود يکي از منحصر به فردترين پيشرانههاي توليد شده در سراسر قاره اروپا به شمار ميآمد و تنها پيشرانه اروپايي بود که توان رقابت با پيشرانههاي عظيم آمريکايي را داشت. خوشبختانه پيشتر در سايت خودروبانک به معرفي جامع يک مرسدس بنز استثنايي مجهز به پيشرانه هيولا M100 پرداختيم که با کد تجاري SEL450 6.9 و لقب جهاني "شش و نه" در دنيا شناخته ميشود. توصيه ميشود مقاله جامع معرفي اين خودرو را در خودروبانک با عنوان "ستاره سهيل" هرگز از دست ندهيد.
پيشرانه M110 ضعيفترين پيشرانهاي بود که براي W116 ارائه شد پس از آن انتظار عملکرد اسپرت نميرود. براي اين خودرو با سه گيربکس 4 و 5 سرعت دستي و يک نمونه 4 سرعت اتوماتيک قابل سفارش بود که بيشتر مرسدس بنزهاي موجود در بازار ايران نيز به گيربکس 5 سرعت دستي مجهز هستند چرا که نمونه اتوماتيک در افزايش قيمت نهايي خودرو همان نقشي را بازي ميکرد که پيشرانههاي V8 بازي ميکردند. اما اين مهم در بازار ايالات متحده آمريکا کاملاً برعکس بود چرا که آمريکاييها همواره علاقه بسيار زيادي به گيربکسهاي اتوماتيک داشتند.
وزن خالص 1660 کيلوگرمي W116 280S در محور جلو بر سيستم تعليق جناغي دوبل مستقل با ميل موجگير و فنرهاي لول و کمکهاي هيدروليکي و در عقب بر محور نوساني مستقل و فنرهاي لول و کمکهاي هيدروليکي سوار است. سيستم تعليق نه چندان پيشرفته و مطلوب محور عقب W116 بعدها و با ورود نسل دوم کلاس S يعني پلتفرم W126 با تغيير و بهبود مواجه شد. اين خودرو همچنين در هر دو محور از ترمزهاي ديسکي هيدروليکي بهره ميبرد که از سال 1979 به صورت سفارشي با سيستم ضد قفل ABS عرضه ميشد. ارائه اين خودرو با پيشرانه 6 سيلندر بسيار ساده به همراه آپشنهاي محدود و همچنين پيشرانه M100 بسيار پيچيده در فولترين وضعيت ممکن باعث شده تا W116 وابسته به آپشنها بسيار ساده و خوش قيمت يا بسيار پيچيده، خاص و گران قيمت باشد.
يکي ديگر از فاکتورهايي که مرسدس بنز را بر آن داشت تا W116 را رسماً کلاس S خطاب کند استفاده از طيف قابل توجهي از ويژگيهاي خاص و جديد در اين پلتفرم خاص بود. W116 براي اولين بار در جهان در مدل 1979 به صورت سفارشي به سيستم ترمز ضد قفل ABS مجهز شد. ساختار سقف، ستونها و کف پلتفرم به شدت تقويت شده بود تا در تصادفات به منظور نجات جان سرنشينان مقاومت بهتري از خود نشان دهند. بنز در جلو و عقب پلتفرم W116 نقاط شکست مجزا طراحي کرده بود تا از شدت ضربه وارده حاصل از تصادفات کم کند. در راستاي افزايش ايمني بيشتر بايد داشبورد با روکش نرم و غربيلک فرمان بزرگ با قابليت جذب ضربات را نيز به اين ليست اضافه کرد.
يک معادله منطقي
در مقايسه با ساير کلاس S هاي جديدتر موجود در بازار ايران مانند W126 (نسل دوم) و W140 (نسل سوم/معروف به اتاق تانک) يا نمونههاي قديميتري چون W108 و W109، پلتفرم W116 از ديدگاه قيمت خريد، هزينههاي نگهداري، فراواني قطعات، لذت سواري، سهولت تعميرات جايي در اين ميان ميايستد. اگرچه بازار خودرو ايران همانند هر بازار ديگري در کشور دچار ناپايداري بسيار شديد و قيمتگذاريهاي حبابي است اما قيمت معقول و متوسط يک دستگاه W116 280S وابسته به ميزان سلامت، کارکرد و سطح آپشنها چيزي در حدود 70 تا 120 ميليون تومان است که بازه قيمتي مناسب و قابل دسترسي است. در حالي که اگر از W116 يک نسل به عقب يا يک نسل به جلو برويم يا بايد با عدم تنوع و عدم فراواني خودرو و قطعات فني و تزئيناتي نمونههاي قديميتر دست و پنجه نرم کنيد يا بايد براي تملک يک کلاس S مدرنتر سر کيسه را حسابي شل کنيد. از اين رو W116 هنوز هم يکي از بهترين گزينههاي تملک در ميان نمونههاي کلاسيک برند خوش نام مرسدس بنز در ايران است که ميتواند يک علاقهمند دو آتشه اين برند را به خوبي راضي نگه دارد. در دنياي حيوانات W116 را ميتوان به نژاد ژرمن شپرد (چوپان آلماني) در عالم سگها تشبيه کرد. شايد به اندازه يک گلدِن رتريوِر باهوش، احساساتي و پيچيده نباشد اما بدون شک بادوام و بسيار کاربردي است.
بازار