معرفی یک بازسازی اساسی از کامیون ماک سری R مونتاژ ایران









خودرو بانک/ بيش از دو دهه پيش و با آغاز روند خروج خودروها فرسوده سبک و سنگين، صحبتهايي مبني بر لزوم حفظ ميراث خودرويي کشور که سند اين صنعت در طول ساليان درزا کشورمان است، زده شد تا با حفظ و حراست از نمونههاي سالم و بازسازي آنها، کاميونهايي با اصالت و بازسازي شده براي نمايش در موزهها و تشکيل يک گنجينه از اين صنعت داشته باشيم. هرچند که اين قضيه به هيچ وجه پيگيري نشد و در کنار اسقاط نمونههاي سالم از خودروهاي سواري، بعضي از کاميونهاي با اصالت قديمي نيز از چرخه خارج شدند تا با مدلهاي روز اروپايي و حتي چيني جايگزين شوند. اما در سالهاي اخير و خصوصاً در دو سال گذشته با افزايش جهشي قيمت ارز که منجر به افزايش چند برابري قيمت خودروهاي سنگين و تجاري شد، برخي از افراد اقدام به نوسازي و حتي بازسازي کاميونهاي قديمي براي استفاده در صنعت حمل و نقل کردند. اما در اين ميان برخي از افراد باذوقتر کاميونهاي قديمي که ميراثي گرانبها از اين تاريخ در کشورمان هستند را به شکلي زيبا بازسازي کردهاند که ماک سري R اين مطلب يک نمونه خاص از اين اقدامات است.
ماک، نمادي از صنعت خودروهاي سنگين آمريکا
ماک با تلاش هاي مرحوم استاد اکبر قندچي در کشورمان شناخته شد. خودرويي که به سرعت به لحاظ دسترسي و خريد راحت و از طرفي توان بالاي کاري و استهلاک کم در جادههاي آن زمان کشورمان توانست به کاميوني محبوب تبديل شود. روندي که حتي تا امروز نيز نه تنها در کشورمان بلکه در بيرون از مرزهاي ايران نيز ديده ميشود. قابل ذکر است که ماک سري R که خود از سري B نشات و ريشه گرفته بود، از سال 1966 تا سال 2005 روي خط توليد بود که در طي اين سالهاي پيشرانههاي 200 تا 440 اسب بخاري روي آن نصب شد. در کنار اين سالهاي دراز، محصولات ديگري مثل ماک سري CH و ويژن و پيناکل نيز به روي خط توليد رفتند تا روند عرضه محصولات نوين در کنار يک محصول دوست داشتني و پر فروش نيز ادامه پيدا کند.
ماک هرچند اين روزها در آمار فروش در رتبههاي بالاي جدول در منطقه آمريکاي شمالي قرار ندارد اما بايد بدانيم که در تمام دنيا با مجسمه بولداگ خود به عنوان نمادي از کشندهها و کاميونهاي آمريکايي شناخته ميشود که اين روزها در کنار ولوو و رنو در گروه ولوو قرار دارد.
چرا بازسازي؟
اين روزها با افزايش قيمت کشندهها و کاميونها در کشورمان، برخي از افراد به سمت استفاده از کاميونهاي قديمي و به نوعي زنده کردن آنها رفتهاند. در اين ميان برخي تنها به تعمير و سرويس اين خودروها بسنده ميکنند و برخي نيز پا را فراتر گذاشته و نمونهاي بازسازي شده را به سمت جادهها روانه کردهاند. اما روندي که کم و بيش در بين علاقمندان به خودروهاي سنگين ديده ميشود، بازسازي اصولي اين خودروهاي خاطرهانگيز است که بيشک اين عمل براي خودروهاي سنگين آمريکايي به خاطر تاريخچه پربار و مهم آنها در کشورمان و قرارگيري در رده خودروهاي کلاسيک، ارزش دوچنداني دارد. در کنار اين موارد قيمت اندک قطعات يدکي اين خودروها و هرينه پايين تعميرات آنها نسبت به خودروهاي جديد که گاهي حتي در حد يک خودرو سواري تمام ميشود باعث خواهد شد تا اين نوسازي و بازسازي و اين تعمير و نگهداري با نرخي بسيار پايين براي مالکين و علاقمندان تمام شود. ضمن اينکه با وجود روند رو به اسقاط و اوراق شدن اين خودروها نيز ميتوان از لوازم و قطعات يدکي سالم و کمکاري که در اوراق فروشيها پيدا ميشود، هزينه و مشکلات اين بازسازيها را کاهش داد.
بيرون و درون کابين
ماک سري R يک کاميون اکسل جلو است. به اين معني که محور جلو تا حد امکان به سمت سپر و خارج اتاق کشيده شده و کابين در بين دو محور عقب و جلو قرار دارد. اين ويژگي طراحي که در اکثر کاميونها و کشندههاي امريکايي وارد شده به کشورمان ديده ميشود باعث ميشود تا سواري خودرو نرمتر بوده و کابين طول بيشتري داشته باشد. ضمن اينکه جلو بودن اکسل هرچند آسيبپذيري تايرها را در تصادفات بالا ميبرد اما به نوعي ايمني بيشتر کابين نيز تضمين ميشود. تقسيم وزن شرايط بهتري در اين نوع طراحي دارد اما در عوض به خاطر طول بيشتر شاسي، اين کاميونها براي بارهاي جادهاي مناسب هستند و براي کاربريهاي داخل شهر بهتر است تا مدلهاي اکسل عقب استفاده شوند.
نمونه مورد آزمايش مانند بسياري از ماکهاي موجود در کشورمان داراي درب موتوري از جنس فايبرگلاس است. تکنولوژي که در آن روزها براي بسياري عجيب بود و حرفهايي از باب غير ايمن بودن و شکننده بودن آن زده ميشد. قابل ذکر است که در شروع کار شرکت ايران کاوه در سال 1967، هنوز امکان ساخت و قالبگيري قطعات فايبرگلاس در کشورمان ممکن نبود و از اين رو، ماکهاي اوليه داراي درب موتور فلزي و کاملاً تخت و صاف بودند. کشنده اين مطلب داراي اتاق ايراني با قسمت خواب است. هرچند که قسمت خواب داراي فضاي کمي بوده و بيشتر برا قرار دادن وسايل کاربرد دارد. اين بخش از کابين در مدلهاي مونتاژ خارج و سريهاي بعدي ماک با ابعادي بزرگتر به صورت بيرون زده ميشود که در بين رانندهها به کولهپشتي معروف است.
فرق کابينهاي ايراني با نمونههاي مونتاژ خارج در خطوط تيزتر درب عقب و گوشههاي اتاق است به نحوي که مدلهاي مونتاژ خارج داراي خطوط بدنه محدب و گردتري هستند اما مدلهاي ايراني خطوط تيزتر و اتاق چهارگوشتري دارند. ديگر فرق مدلهاي ايراني با نمونههاي مونتاژ آمريکا در شکل داشبورد آنهاست. داشبورد مدلهاي ايراني از سري B گرفته شده است که داشبوردي ساده و تخت است اما طراحي داشبورد نمونههاي وارداتي متفاوت است که اين اختلاف را ميتوان در قوسدار بودن داشبورد مدلهاي وارداتي به سمت راننده به همراه يک پله در محل نمايشگرهاي پشت فرمان ديد. ضمن اينکه فرمان مدلهاي وارداتي از نوع تلسکوپي با قابليت تنظيم ارتفاع است که در مدلهاي ايراني ديده نميشود. اما سادگي داشبورد در مدلهاي ايراني خود به نوعي يک حالت کلاسيک ايجاد کرده است که در کشنده مورد آزمايش نيز ديده ميشود. اما در داخل کابين با وجود نوسازي صندليها که با تعويض کامل آنها صورت گرفته است، هنوز جاي کار در بعضي قسمتها مثل رودريهاي دربها و فرمان وسط ديده ميشود. ضمن اينکه بهتر است تا سر دنده با يک نمونه اصلي جايگزين شود که با توجه به تلاش زيادي که براي نماي خارجي انجام شده است، ميتوان انتظار داشت که شاهد اين تغييرات در آينده خواهيم بود.
در اين خودرو مالک، با ذوق خود و با استفاده گسترده از قطعات و ورقههاي براق آب کروم داده شده، توانسته است چهرهاي خاص و جذاب ايجاد کند. بهره گيري از پشه پران کرومي در بالاي تاج درب موتور و تعويض سپر با يک نمونه کاملاً تخت کرومي و استفاده از آفتابگير فلزي براق در بالاي شيشه جلو روي پيشاني اتاق باعث ايجاد يک طراحي چشم نواز و زيبا شده است. در اين ميان اختلاف رنگ بدنه با قطعات کرومي چشم نوازي اين تغييرات را دوچندان کرده است. همچنين با استفاده از اگزوزهاي استيل در دو طرف اتاق و کروم کاري فضاي دور جلو پنجره و تعويض قابهاي آلومينيومي پشت و دور چراغهاي بزرگ با ورقههاي استيل که منجر به حذف چراغهاي کوچک نارنجي در اين فضا نيز شده است، زيبايي نماي جلو را بيش از پيش کرده است. اگر از روبرو نگاهي دقيقتر بيندازيم، مجموعه چراغها و بوقهاي بادي روي سقف به همراه آينههاي خاص اين خودرو که داراي پايههاي متعددي بوده و حالا با کروم کاري دوباره رنگ و لعاب بيشتري به خود گرفته است، به اين زيبايي بيش از پيش ميافزايد.
تغييرات انجام شده اما فقط محدود به نماي جلو نميشود و ميتوان گفت از هر زاويهاي که به اين خودرو نگاه کنيم، چهرهاي خاص و زيباتر از گذشته خواهيم ديد. در هر دو طرف از باکهاي مکعبي پلهدار با يک رکاب براي سهولت در سوار و پياده شدن استفاده شده است. در پشت هر دو باک محفظهاي مکعبي از ورقههاي استيل براي قرارگيري ادوات باد و باتريها قرار گرفته که هماهنگي و هارموني دقيقي با لبه کرومي پايين گلگيرهاي جلو دارد. در اين زاويه يک عامل ديگر نيز بسيار خودنمايي ميکند. مجموعه چرخها داراي پوشش کرومي شدهاند که آن حالت زمخت و خشن مدلهاي فابريک را به يک زيبايي خاص تبديل کردهاند. اين وضعيت خصوصاً در محور جلو که اين نماي کلاسيک مدرن جاي ستاره شش پرسنگين وزن فابريک را گرفته است، بسيار چشم نواز خواهد بود. همچنين وجود گلگيرهاي عقب با پوشش کرومي روي تايرها از ديگر نقاط قوت اين خودرو است. در نماي جانبي حتي از ريزهکاريهاي موجود نيز به بهترين نحو ممکن استفاده است. دريچههاي روي درب موتور و بالا و پايين اتاق با نماي کرومي در تضاد کامل با رنگ بدنه بسيار زيباست که در سمت راننده با نوشتههاي روي درب و دو دستگيره نوستالژيک ورود به کابين در هماهنگي کامل است. اين وضعيت در سمت شاگرد نيز با وجود استوانه هواکش موتور که حالا کرومي شده است نيز چشم نوازي خاص خود را دارد.
اما سوي ديگر سکه در نماي پشتي است. جايي که با الگو گرفتن از نمونههاي خارجي، پشت کاميون تغيير کرده است. در لبه زيرين سرشاسيهاي عقب يک ورق فلزي کرومي قرار گرفته که در سرتاسر آن چراغهاي گردي که در کاميونهاي قديمي آمريکايي ديده ميشود، نصب شده است. از اين زاويه، دودکشهاي کرومي بغل که تا ارتفاع زيادي به بالا رفتهاند، زيبا بوده و نمايي قلدر به اين کشنده ميدهند.
بررسي فني و حرکتي
پيشرانه قرار گرفته در سينه ماکهاي ايراني عمدتاً از سري E5 به حجم 10 ليتر و با قدرت 250 اسب بخار و بالاترين گشتاور 1322 نيوتنمتر است. اين پيشرانه هرچند توان کمي دارد اما در ترکيب با گيربکسهاي سنگين و ديفرانسيلهاي قدرتي اين خودرو، توان کشندگي بالايي به ماک ميدهد که دليل حمل بسياري از بارهاي سنگين در گذشته و حتي امروز توسط ماک، همين قضيه است. اما بايد بدانيم که اکثر کشندههاي ماک که امروزه در حمل و نقلهاي فوق سنگين و جابجايي بارهاي ترافيکي حضور دارند، از نظر بخش فني کاملاً تغيير کردهاند و از پيشرانههاي پر قدرت بالاي 400 و حتي 500 اسب بخاري استفاده ميکنند که اين تغييرات در اکثر مواقع به استفاده از پلوسهاي قدرتمندتر نيز کشيده ميشود. مدل مورد آزمايش داراي يک گيربکس تک ليور 2+10 دنده است که در واقع تعويض دنده با اين گيربکسها بسيار راحتتر از مدلهاي دو ليوره خواهد بود. در مدلهاي دوليور که به گفته شرکت سازنده 18 دنده نام دارند اما در کشورمان به جعبه دندههاي 24 دنده معروف هستند، يک دنده عقب به همراه 5 دنده جلو اصلي داريم که در ترکيب با چهار وضعيت دسته دنده دوم که به کمک نيز شناخته ميشود، 24 دنده خواهيم داشت. اما چون در دنده آخر که 5 است، دو وضعيت کمک را نبايد استفاده کرد، دو دنده از اين تعداد کم خواهد شد. در حالي که خود شرکت مادر بدون در نظر گرفتن دنده عقب و با کم شدن دو حالت در دنده آخر، اين گيربکس را 18 سرعته مينامد. تعويض دنده با اين گيربکس به خاطر دو دستهاي بودن آن مهارت بالايي ميخواهد که اين وضعيت در عبور از گردنهها و جادههاي پرپيچ و خم و دندهکشيهاي سنگين در زمان حمل بار، حادتر است. اما با تک ليور شدن گيربکس، هرچند ضريب دندههاي زيادي را از دست ميدهيم که در دندهکشيهاي سنگين خود را نشان ميدهد اما رانندگي با آن بسيار راحتتر خواهد بود.
بسياري از خودروهاي سنگين آمريکايي داراي سيستمهاي خاصي براي کار کردن برخي از ادوات هستند. براي مثال استفاده از فشار روغن يا فشار هوا در کارکرد برف پاککنها و يا باز و بست دريچههاي بخاري از رايجترين آن هاست. در کشندههاي ماک جدا از اين موارد، سيستم خاصي به نام ترمودا نيز وجود دارد که مربوط به دريچههاي قرار گرفته در جلوپنجره اين خودرو است. اين دريچه با دماي هوا و به شکل پنوماتيکي کار ميکند. به اين صورت که وقتي هنوز موتور خنک است، دريچهها بسته است و با گرم شدن پيشرانه و نياز به تبادل حرارت رادياتور با هواي آزاد، اين دريچهها باز ميشوند. اين کار توسط شيرهاي حرارتي موجود روي منيفولد هواي موتور انجام ميشود و يکي از جالبترين ابتکارات اين شرکت بر روي خودروهايش حساب ميآيد.
سخن آخر
اين روزها هزينه تعمير و نگهداري خودروهاي سنگين بسيار زياد بوده و چون اکثر قطعات آنها وارداتي است، بالا رفتن نرخ ارز تاثير مستقيمي روي اين افزايش هزينهها دارد. با اين حال تعمير و نگهداري برخي از خودروهاي قديمي به لطف وجود قطعات آنها به مقدار زياد از گذشته و همچنين اسقاط شدن تعداد زيادي از اين خودروها ميتواند هزينههاي بسيار پايينتري داشته باشد به نحوي که ميبينيم اين روزها قيمت قطعات برخي از خودروهاي سنگين قديمي از خودروهاي سواري نيز کمتر است. با اين تعاريف ميتوان گفت نوسازي و بازسازي خودروهاي سنگين قديمي خصوصاً کاميونهايي که به نوعي تاريخچه صنعت حمل و نقل در کشورمان به حساب ميآيند ميتواند يک رشته جديد در بين ماشينبازان و علاقمندان باشد و ميتوانيم شاهد حرکت علاقمندان به خودروهاي کلاسيک در بازسازي و کلکسيوني شدن کاميونها و کشندههاي تاريخي کشورمان باشيم. هرچند که اين روزها نيز استفاده از آنها در جادهها به منظور حمل و نقل بار هم بسيار ديده ميشود. اما با توجه به وجود تعداد انبوهي از اين خودروها به شکل اسقاطي و خوابيده در گاراژ ها و پارکينگهاي سطح کشور، خصوصاً در مدلهايي که تعويض پلاک نشده و در گوشهاي رها شدهاند، ميتوان شاهد حرکت علاقمندان به سمت زنده کردن و نوسازي آنها باشيم.
نام خودرو
کشنده ماک ايران کاوه/ سه محور با تيپ حرکتي 4×6 مدل 1975/ سري R611st
تعداد سيلندر - سوپاپ
6 / 12
سري موتور - نوع موتور
سري E5 / خطي با سيستم تنفسي توربوشارژر و بدون اينترکولر
حجم موتور (ليتر)
10 ليتر
حداکثر قدرت
250 hp @ 2100RPM
حداکثر گشتاور
1322 nm @ 1020RPM
گيربکس
تک ليور 2+10 مکسي تورک
جريان برق
12 ولت
فنربندي عقب و جلو
فنر شمش با کمک فنر

















