پانزدهمین جشن بزرگ انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران آغاز شد

آخرین خبر/ به گزارش روابط عمومی جشن، مراسم پانزدهمین جشن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران عصر شنبه ۸ شهریور در تالار قلم کتابخانه ملی ایران برگزار شد.
فرزاد حسنی که اجرای این مراسم را برعهده داشت، پس از صحبتهای ابتدایی خود، حاضران در سالن را دعوت کرد تا ویدئویی درباره مرور ادوار جشن بزرگ منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران را تماشا کنند.
حسنی در ادامه یاد احمد پژمان آهنگساز و شاپور عظیمی منتقد فقید سینما را گرامی داشت و پس از آن از جعفر گودرزی دبیر این دوره از جشن دعوت کرد تا برای بیان صحبتهای خود روی صحنه بیاید.
جعفر گودرزی دبیر پانزدهمین جشن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران در ابتدای سخنان خود بیان کرد: هنرمندان و سینماگران عزیز، اهالی شریف رسانه، میهمانان ارجمند و اعضای گرامی انجمن منتقدان، امشب ما در تالار قلم گرد هم آمدهایم، نه فقط برای برگزاری یک جشن، بلکه برای پاسداشت جادویی که نامش سینماست. سینما، حافظه زنده یک ملت است؛ آینهای که شکست و شکوفه، غمها و شادیهایمان را بازمیتاباند و ما را دوباره با خودمان روبهرو میکند. زخمی است که همزمان مرهم است و فانوسی که در تاریکترین راهروهای تاریخ، جرقهای از امید را روشن میکند و این همان معجزهایست که سینما را یگانه و جاودانه کرده است.
وی ادامه داد: پانزدهمین جشن منتقدان، فرصتی است برای ایستادن دوباره کنار هم، برای یادآوری اینکه سینمای ایران، با همه رنجها و تنگناها، هنوز شرافتمندانه میتپد و زندگی را بیصدا به ما بازمیگرداند. امشب، بیش از آنکه مراسمی برای تقدیر باشد، لحظهایست برای دوباره باور کردن نیروی سینما؛ همان نیرویی که ما را کنار هم نگه داشته و چراغ فردا را روشن میکند.
گودرزی ادامه داد: در این دوره از جشن منتقدان، برای نخستینبار آکادمی جشن، مسئولیت سنگین داوری سه سال اکران سینمای ایران را برعهده گرفت. کاری طاقتفرسا و دقیق که ثمرهاش، ارزیابی ۲۰۷ فیلم در گسترهای وسیع از ژانرها، زبانها و جهانبینیها بود. ما باور داریم که سینمای ایران، در این بزنگاه تاریخی، نه تنها به تندباد شهرت و بازار، که به بادهای پالایشگر کیفیت نیاز دارد.
وی افزود: در چنین زمانهای، بیش از همیشه نیازمندیم به دلهای پاک، به قلمهای بیتعارف و به وجودهای دلسوزی که چشم به حقیقت دارند، نه منفعت. بیایید کنار هم بمانیم. نگذاریم هر جریان یا هیاهویی بین ما، بین دلسوزان سینمای نجیب ایران، درهای از سوءتفاهم و جدایی حفر کند. سینما، پیش از هر چیز، خانه دلهای روشن است و منتقد، فانوسدار این خانه در تاریکیها.
دبیر پانزدهمین جشن بزرگ انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی گفت: سینمای ما سالهاست از تکصدایی ملالآور رنچ می برد، از تکرار بیپایان جهانهایی که نه تازهاند، نه راستین. گویی دوربینها جرأت عبور از قاب امن عادت را ندارند. ما، به جای تنوع طعمها، یک غذا را در صد بشقاب سرو میکنیم و هنوز انتظار داریم مخاطب، با اشتیاق، لقمه آخر را هم ببلعد. نه! سینما با تکصداها نمیبالد. با فراموشی مخاطب زنده نمیماند. وقتی ژانرهای فراموششده، وقتی طنز به ابتذال و درام به زاری بدل میشود، یعنی ما به شعور و ذائقه تماشاگر پشت کردهایم.
وی مطرح کرد: مخاطب ما بیسلیقه نیست، تحقیرش کردهاند. با آثاری که نه تخیل را قلقلک میدهند، نه اندیشه را. نه میخندانند، نه میگریانند. بلکه فقط میگذرند؛ مثل نسیمی که یادش نمیماند. سینمای ما، اگر بخواهد برخیزد، باید دوباره به تنوع، شهامت و تجربهگری بازگردد. باید جسارت کند، در روایت، در فرم، در لحن، در فهم مخاطب. و این آغاز نمیشود مگر با صدای منتقد، با واژههایی که نه از سر خشم، که از سر عشق، آینده را صدا میزنند.
گودرزی ادامه داد: ما در کشوری با اقلیمهای متنوع، فرهنگهای رنگارنگ، اسطورههای زنده و زخمهای عمیق، چرا باید فقط یک قصه را در صد فرم یکسان تکرار کنیم؟ و در این میانه، سینمای ما از زخمی عمیق رنج میبرد: فقر ژانر، یعنی فقر تخیل. ما در کشوری با صدای هزار روایت، چرا فقط یک لحن را تکرار میکنیم؟ وقتی کمدی به هجو بدل میشود، ملودرام به زاری و عاشقانه به سانسور، یعنی خطر از قاب گذشته و به روح رسیده است. سینمای ما از فقر ژانر نمیرنجد؛ در آن جان میسپارد. وقتی هفت هنر را به چهار نما تقلیل میدهیم و خیال را در یک قاب بسته محبوس میکنیم، نه درام رشد میکند، نه کمدی میخنداند، نه عشق میسوزاند. این فقر، فقط فقدان تکنیک نیست؛ فقدان شهامت است. شهامت نگاه تازه، شهامت تجربهگری، شهامت پذیرش مخاطبی که میفهمد و شعورش را به بازی نمیگیرد.
وی گفت: ما به نام مردم، از مردم دور شدهایم. مخاطب، قربانی سهلانگاری ما شده؛ نه چون او ذائقه ندارد، بلکه چون ما طعم تازهای به او نچشاندیم. نه چون او خام است، بلکه چون ما خامفروشی کردیم و این درد، درد یک نسل است که به جای سینما، فقط سایهاش را دیده؛ سایهای بیژانر، بیخون، بیغرور. سینمای ما، اگر بخواهد برخیزد، باید از روی خاکستر خودش عبور کند. باید دوباره یاد بگیرد که ترس را بیافریند، عشق را بیپرده روایت کند، کمدی را از لودگی نجات دهد و مرگ را، نه با آه، بلکه با سکوتی سینمایی به تصویر بکشد.
دبیر پانزدهمین جشن بزرگ منتقدان در ادامه صحبتهای خود گفت: اینجا، نقطه جوش است. یا تبخیر میشویم یا تبدیل و در این میانه، باید چشم باز کنیم به واقعیت سخت تولید. امروز، هزینههای سرسامآور، بخش خصوصی را فلج کرده است. جریان تولید، در گلمانده است و بسیاری، دیگر نه به ساختن، که به بقا فکر میکنند. ما در زمانهای ایستادهایم که فردا، مبهمتر از همیشه است. بلاتکلیفی، در همهجا خانه کرده؛ در سرمایهگذاری، در مجوز، در نمایش و حتی در اعتماد و با این همه، هنوز یک چیز هست که میتوان به آن دل سپرد: سینما. سینما، در دل این آشوب فقط هنر نیست؛ پناه است. شاید آخرین امید جمعی ما باشد برای اینکه دوباره باور کنیم به دیدن، به فهمیدن، به بودن. به پانزدهمین جشن منتقدان خوش آمدید. با افتخار، با امید و با ایمان به سینما.
جعفر گودرزی سپس از حمایت کلینیک مهرافروز حامی این جشن و همکاران و عوامل این برنامه تشکر کرد.
پس از صحبتهای دبیر این دوره از جشن، کلیپ درگذشتگان سینما پخش شد.
در ادامه این مراسم از بیتا موسوی که در جریان جنگ ۱۲ روزه عزیزان خود را از دست داده است، دعوت شد تا به همراه برادرزاده خود به روی صحنه بیاید.
بیتا موسوی با حضور روی صحنه عنوان کرد: از انجمن منتقدان بابت برگزاری این گرامیداشت تشکر میکنم. از روز ۲۵ خرداد که این اتفاق افتاد، بسیاری از همکاران در سینما و مطبوعات همواره کنار من بودند که از همه آنها تشکر میکنم. از محمدمهدی عسگرپور، مهدی کوهیان و همکارانم در روزنامه شرق تشکر میکنم که نام و یاد شهدا را گرامی داشتند.
وی ادامه داد: امیدوارم در سرزمین من هرگز هیچ آدم مظلومی قربانی جنگ و سیاست نشود. امیدوارم هیچ شخصی در یک ظهر تابستانی همراه با خانوادهاش قربانی جنگ نشود. از آن خانواده فقط محمد به یادگار برای من باقی مانده است. محمد نور زندگی من است و امیدوارم با کمک شما نگهدار خوبی برای این یادگار ارزشمند باشم.
سپس جعفر گودرزی بیان کرد: خیلی از ایرانیان عزیز زندگیشان به قبل و بعد از جنگ ۱۲ روزه تقسیم شده است و زندگی بیتا موسوی نیز دیگر مانند پیش از جنگ نمیشود. امیدوارم دیگر رنگ و بوی جنگ در این کشور نباشد.
محمد موسوی فرزند شهید سعید موسوی در ادامه گفت: از گرامیداشتی که برای خانوادهام گرفتهاید، بسیار تشکر میکنم. از آقای مهدی کوهیان، سمیرا علایی، زینب کاظمخواه و تمام دوستان سینما و مطبوعات تشکر میکنم. امیدوارم سایه جنگ برای همیشه از کشور ما دور شود.
عباس یاری و بهزاد خلج برای اهدای جایزه بهترین موسیقی روی صحنه آمدند.
عباس یاری گفت: وقتی این تندیس و لوحها را تماشا میکردم یادم آمد که سال ۷۷ در اولین دوره اهدای جوایز انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایرانی یک روز جمعه امیر اثباتی و من به دفتر مجله فیلم رفتیم و دیپلمهای افتخاری آماده کردیم تا به آقای بیضای، انتظامی، سوسن تسلیمی و علیرضا زرین دست تقدیم کنیم. آقای زرین دست دیپلم افتخارشان را گم کردند و سالها به ما میگفتند که یک دیپلم دیگر به ما بدهید. وقتی آقای گودرزی بیانه را خواندند به یادم آمد که ما از همان ابتدا در بیانیههایی درخواست تشکیل خانه سینما و سازمان سینمایی داشتیم. یادی میکنم از رفیق رفته مسعود محرابی عزیز که پسفردا تولدش است اما میان ما نیست و تا زمان رفتنش اجازه نداد تیم سهنفره مجله فیلم از هم بپاشد.
در ادامه دیپلم افتخار بهترین موسیقی به مسعود سخاوتدوست برای فیلم «موقعیت مهدی» و تندیس بهترین موسیقی متن به ستار اورکی برای فیلم «خائنکشی» اهدا شد.
ستار اورکی پس از دریافت جایزه خود گفت: خوشحالم که امشب در کنار شما عزیزان هستم. درگذشت استاد احمد پژمان را به جامعه هنری تسلیت میگویم. ما امروز بزرگی را از دست دادیم که فکر نمیکنم دیگر مانند ایشان زاده شود. خانم بیتا موسوی به شما هم تسلیت میگویم. ما امروز در این ضیافت خوشحال هستیم اما از در که بیرون برویم غمها سراغمان میآیند. این جایزه را به استاد مسعود کیمیایی تقدیم میکنم که پای پیانو بسیار از ایشان آموختم.