باني فيلم/ حميد اعتباريان گفت:امثال بيضايي آدمهايي حرف گوش کن را به عنوان تهيه کننده ميخواهند که گوشه اي بنشينند و فقط پول توليد پروژه ها را بدهند و از آن سو کاري نداشته باشند که کارگردان چه زماني را صرف توليد فيلم ميکند و چه هزينه هايي را بي دليل يا بادليل به پروژه تحميل ميکند.
به گزارش ميزان حميد اعتباريان يکي از آخرين تهيه کنندگاني بود که به هنگام حضور بهرام بيضايي در ايران قصد داشت با او در توليد دوفيلمنامه مشارکت کند؛ يکي از اين فيلمنامه ها "لبه پرتگاه" بود که ساختاري فيلم در فيلم داشت و درباره بازيگر سينمايي بود که به طوري کاملا اتفاقي متهم به قتل جسدي ميشود که در صندوق عقب خودرويش قرار دارد و ديگري فيلمنامه "مقصد" که داستان همراهي يک بيوه با جسد همسرش در سفري به آرامگاه خانوادگي همسر را روايت ميکند.
"مقصد" همان فيلمنامه اي بود که بعد از اعتباريان توسط ديگر تهيه کنندگان سينما مانند مهدي کريمي نيز در دستور کار قرار داده شد و عليرغم اينکه موافقت اصولي براي توليد آن صادر شد اما در نهايت توليد آن به دليل ايرادات وارده به فيلمنامه به جايي نرسيد.اخيرا و بعد از روي کار آمدن حجت ا.. ايوبي رييس سازمان سينمايي بار ديگر صحبتهايي درباره فعاليت بيضايي و توليد يکي از پروژه هاي او و از جمله "مقصد" به گوش رسيد با اين حال حدودا يک سال بعد از طرح اين صحبتها هيچ اقدام عملي درباره اين پروژه ها صورت نگرفت.بسياري ويژگيهاي خاص شخصيتي بيضايي را دليل اين عدم فعاليت عنوان ميکنند و برخي نيز درباره عدم علاقه بيضايي براي کار در ايران حرف زده اند.
حميد اعتباريان که در ميانه دهه هشتاد حدودا يک سالي به دنبال همکاري با بيضايي بود در گفتگو با خبرگزاري ميزان با بيان اينکه روحيات آدمهايي مانند بيضايي به کار سينماي معاصر نمي آيد گفت: امثال بيضايي آدمهايي حرف گوش کن را به عنوان تهيه کننده ميخواهند که گوشه اي بنشينند و فقط پول توليد پروژه ها را بدهند و از آن سو کاري نداشته باشند که کارگردان چه زماني را صرف توليد فيلم ميکند و چه هزينه هايي را بي دليل يا بادليل به پروژه تحميل ميکند.
وي ادامه داد: طبيعي است که آدمي مثل من که در بخش خصوصي کار ميکند بايد براي حتي 100 هزار توماني که صرف توليد ميشود برنامه داشته باشد. نمي شود که کارگردان هر طور خواست و بدون توجه به شرايط مربوط به بازگشت مالي براي پروژه هزينه تراشي کند.
اعتباريان با اشاره به شرايط همکاري با بيضايي در "لبه پرتگاه" اظهار داشت: همکاري ما در پيش توليد طوري پيش رفت که من شک نداشتم فيلمبرداري 5 تا 6 ماه طول مي کشد. "لبه پرتگاه" فقط 65 بازيگر اصلي داشت و از آن طرف زمان فيلمنامه نيز بالا بود و حدودا 240 دقيقه.
تهيه کننده "سن پطرزبورگ" افزود: بيضايي ابتدا به من سيناپس کار را داد و من آن را تاييد کردم و قرارداد هم بستيم. در قرارداد صريحا ذکر کردم که هزينه توليد نبايد بيشتر از 300 ميليون شود. بعد که فيلم کامل شد نشست روخواني فيلمنامه را با حضور چهره هاي سرشناس بازيگري برگزار کرديم و تايم گرفتيم و فهيمديم که فيلمنامه بيشتر از 3 ساعت زمان خواهد داشت.
اعتباريان با بيان اينکه به بيضايي تذکر داد که زمان فيلمنامه را کم کند و او زيربار نرفت ادامه داد: ايشان حاضر نبود زمان فيلمنامه را کم کند و اعتقاد داشت فيلم را طوري ميسازد که فيلم خسته کننده نشود. اما شما به من بگوييد کدام سينمايي در ايران است که فيلم 3 ساعته اکران کند؟
تهيه کننده "سنگ کاغذ قيچي" افزود: از طرف ديگر فيلمنامه "لبه پرتگاه" نوعي سنگيني و پيچيدگي هم داشت که باعث مي شد مخاطب اندکي گيج شود. از او خواستم اين پيچيدگي ها را کم کند اما نپذرفت و اعتقاد داشت طوري ميسازد که پيچيده نباشد اما در نهايت خودش به نتيجه رسيد که اين فيلمنامه را نسازد.
اعتباريان درباره تصوير نادرستي که "لبه پرتگاه" از نيروهاي انتظامي نشان ميداد به ميزان گفت: راستش را بخواهيد ايشان نيروي انتظامي را طوري نشان ميداد که چندان باواقعيت همراهي نداشت. هر چه ما گفتيم سري به مراکز انتظامي بزند و از نزديک با تيپ تازه نيروهاي انتظامي آشنا شود نپذيرفت. به هر حال اين يک واقعيت است که قواي انتظامي ما در دهه اخير به شدت پيشرفت کرده اند و در ميان آنها نيروهاي تربيت شده و باسواد فراوان يافت ميشوند اما بيضايي ميخواست با همان نگاه سي سال قبل نيروي انتظامي را به تصوير بکشد.
وي ادامه داد: حتي سه بازيگر پير را براي ايفاي نقش ماموران نيروي انتظامي تست کرد که شديدا با او مخالفت کردم و گفت حتي مخاطب هم اين تيپها را قبول نميکند. من در سال 87 حدودا 70 ميليون هزينه پيش توليد "لبه پرتگاه" کردم و بسياري از بازيگران مطرح هم قرارداد بستم اما متاسفانه بيضايي خودش به اين نتيجه رسيد که کار را نسازد و اين هزينه دور ريخته شد.
اعتباريان با اشاره به اينکه همواره سعي داشت با کارگردانان تواناي ايراني کار کند به ميزان گفت: من از کودکي آثار بيضايي را دنبال ميکردم و وقتي هم که وارد سينما شدم دلم ميخواست با او کار کنم. حتي ابتداي کار بنا بود همين فيلمنامه "مقصد" که تازگيها هم بحثش شده را بسازيم اما اداره نظارت ارشاد و شخص محمود اربابي آن را رد کردند.
وي درباره دلايل اين رد فيلمنامه افزود: فيلمنامه "مقصد" را مي شد با هزينه متوسط توليد کرد و سوژه اش هم چيز عجيب و غريبي نبود اما در برخي جاها خيلي لب خطي بود و مطمئنا مشکل ساز ميشد. در نهايت هم که رد شد.
اعتباريان که از اوايل دهه هشتاد به عنوان تهيه کننده در سينماي ايران فعاليت داشته با بيان اينکه آدمهاي پيشکسوت بايد منطبق با اوضاع روز فيلم بسازند ادامه داد: طبيعي است که در روزگار فعلي و بخصوص در بخش خصوصي کارگردان نميتواند انتظار داشته باشد که تهيه کننده نيروي زيردست او باشد. همه جاي دنيا تهيه کنندگان حرف اول توليد را مي زنند و آنها هستند که امور توليد را منطبق با برنامه ريزي پيش مي برند. بسياري از پروژه هاي نيمه کاره را همين تهيه کنندگان مجرب هستند که به پايان رسانده اند. امثال بيضايي اگر ميخواهند باز هم در سينما کار کنند چاره اي ندارند جز اينکه به کسوت تهيه کنندگان احترام بگذارند. البته که منظورم تهيه کنندگان متخصص است نه آنهايي که به واسطه سرمايه هاي غيرهنري يا امکانات ارگاني عنوان تهيه کننده بر خود گذاشته اند.