محمدرضا شریفینیا:"تهران 1500" فضای مفرح و شاد دارد
مهر
بروزرسانی
مهر/محمدرضا شريفينيا ضمن دفاع از فيلم "رسوايي" به مردم پيشنهاد کرد "تهران 1500" را در سينماها ببينند تا از يک پروژه ملي و صنعت انيميشن کشورمان حمايت کرده باشند.
شريفينيا در اکرانهاي نوروزي امسال دو فيلم "تهران 1500" و"رسوايي" را روي پرده دارد؛ دو فيلمي که هر يک به نوعي منحصر به فرد هستند. اولي به دليل فيلم سينمايي انيميشن بودن و ديگري به دليل موضوع و محتواي خاص آن و نشان دادن چهره متفاوت از آنچه مخاطب از شخصيت روحاني در سينماي ايران ديده و ميشناسد. به نظر ميرسيد که شريفينيا ترجيح داده است که درباره هيچ يک از اين فيلمها صحبت نکند اما وي دعوت خبرگزاري را پذيرفت و از هر دو فيلم به انحاي مختلف دفاع کرد.
در نشست "تهران 1500" ميزبان بهرام عظيمي کارگردان، محمدرضا ابوالحسني تهيهکننده، مسعود علمداري فيلمنامهنويس، حسام نواب صفوي و محمدرضا شرفينيا از بازيگران فيلم بوديم که در بخش پاياني نشست بيشتر درباره مسائل مختلفي چون شوخي با شخصيتهاي فرهنگي و چرايي ترس از شوخي با چهرههاي سياسي و ورزشي در اين فيلم، ضعف مشاوره در حوزه فيلمنامه و ساخت اين فيلم، طرح نقدهاي غير کارشناسي درباره فيلم "تهران 1500" و ... نيز مطرح شد.
* آقاي شريفينيا کارتونهاي متفاوتي از بازيگران سينماي ايران در اين فيلم ديديم، آيا به اعتقاد شما اين چهرهها قابل قبول و کمنقص بودند؟
شريفينيا: ترکيب خوبي از بازيگران کنار هم جمع شده بودند و انتخاب بازيگران به جا بود، اما اگر براي کاراکترهاي فرعي هم از چهرههاي معروف سينمايي استفاده ميشد هم جذابيت کار بالاتر ميرفت و هم براي مخاطب قابل لمستر بود. مثلا وقتي بازيگراني چون حسام نواب صفوي، بهرام رادان، گوهر خيرانديش، مهران مديري و هديه تهراني در اين فيلم ديده ميشوند بهتر بود در کنار آنها و در ديگر نقشها نيز از بازيگران معروف سينما استفاده ميشد تا جذابيت کار بالاتر ميرفت و در نتيجه مردم ارتباط بهتري با فيلم برقرار ميکردند.
* ولي همين اندازه حضور بازيگران جذابيت فيلم را حفظ کرده است.
شريفينيا: من هم معتقدم که فيلم در حال حاضر جذابيت دارد اما ميتوانست اين عنصر با اضافه شدن چند بازيگر از وضعيت فعلياش بهتر شود. تجربه ثابت کرده است هر زمان سينما حافظه تاريخي مخاطب را پيش چشمانش روي پرده نقرهاي آورده آن فيلم از استقبال بيشتري برخوردار شده است. مثلا در فيلم "تهران 1500" صحنههايي هست که بيننده پيکان پرنده و يا وانت سبزيفروشي در آسمان ميبيند و مي خندند و لذت ميبرد. استفاده از اين فاکتورها يعني رجوع به حافظه تاريخي مخاطب. حال اينکه اگر بازيگراني که مردم با آنها خاطره دارند در اين فيلم بيشتر حضور داشتند قطعا جذابيتها بيشتر ميشد. مثلا بخشي از فيلم که از اخراجيهاي 37، اسکار اصغر فرهادي و فيلمهاي کيارستمي حرف مي زند لحظاتي شيرين و خندهداري را براي مخاطب ميسازد و اين صحنهها دقيقا همان مرور حافظه تاريخي مخاطب است.
* اما در حال حاضر هم به حافظه تاريخي مخاطب ارجاع داده ميشود. از اين بيشتر کار به ورطه اغراق کشيده ميشد.
شريفينيا: بله ارجاع داده ميشود اما در برخي از صحنهها فقط عدهاي از افراد متوجه اين مرور خاطرهها مي شوند مثلا بعضي از نکات هست که فقط اهالي رسانه متوجه ميشوند و يا برخي ديگر از صحنهها را هم تنها افرادي که فيلمهاي تجاري ميبينند متوجه ميشوند، حال اينکه اگر همه اين موارد در هم تجميع ميشد قطعا لحظههاي بهتري در فيلم براي مردم رقم ميخورد.
* آقاي عظيمي مسايلي که آقاي شريفينيا مطرح کردند نکات قابل توجهي بود. چرا به اين نکات در طول کار فکر نکرديد؟
عظيمي: قطعا فکر شد اما...
شريفينيا: اجازه دهيد من پاسخ دهم. بهرام عظيمي درست ميگويد فکر شد اما مشاور فيلمنامه خوبي نداشته است تا او را در مسير درست هدايت کند. به اعتقاد من بزرگترين مشکل فيلم "تهران 1500" مشاوره فيلمنامه بوده است و بايد به نکات ريزي توجه ميشد که نشده است. ايدههايي که به عنوان مشاوره به عظيمي داده شده بسيار ناپخته بوده است.
* چرا مشاوره فيلمنامه اين اثر را ناپخته ميدانيد؟
شريفينيا: براي انجام کارهايي از اين دست افرادي وجود دارند که گرماي خاصي به کل کار ميبخشند و ميتوان از اين فضاي گرم و امن بهترين استفاده را در طول ساخت فيلم کرد. اين در حالي است که اين گرما هنگام ساخت فيلم ما وجود نداشت و اجازه رشد داده نمي شد و مدام خلاقيت سرکوب ميشد. اين فيلم قابليت داشت که براي کوچکترين نقشهايش هم شخصيتپردازي شود و ديالوگهاي ماندگار براي آن نوشته شود اما متاسفانه چنين اتفاقي نيفتاد و همانطور که گفتم اگر مشاوره خوبي وجود داشت براي همه کاراکترهاي فرعي هم از بازيگر حرفهاي استفاده ميشد.
* بحث مسايل مالي را هم بايد در نظر گرفت. مگر يک تهيهکننده چقدر توان پرداخت دستمزد ستارهها در يک فيلم را دارد. ضمن اينکه يک انيميشن خودش هم به اندازه کافي هزينهبر است.
شريفينيا: حتي اگر مشکلات مالي هم سر راه بود با يک ارتباط خوب با سينماگران اين مسئله حل ميشد. خود من بسياري از بازيگران بزرگ سينما را به دليل ارتباط و اعتمادي که به من دارند براي بازي در نقشهاي فرعي دعوت ميکنم و مي پذيرند و خيلي وقتها هم لطف مي کنند با توجه به بودجه فيلم يا دستمزد اندکي مي گيرند و يا اصلا دستمزد نمي گيرند و رفاقتي کار مي کنند.
* شما حاضر ميشديد براي بازي در نقشي کوتاه در "تهران 1500" رفاقتي کار کنيد؟
شريفينيا: روز اول که وارد دفتر توليد فيلم شدم تيم توليد را بسيار حرفهاي ديدم و وقتي حرف از رقم قرارداد شد گفتم من کاري نميکنم که بخواهم بابت آن پول دريافت کنم. من يک روز رفتم عکس انداختم يک روز ديگر هم براي دوبله رفتم و اصلا کاري نبود که بخواهم بابت آن پولي دريافت کنم. گرچه همه چيز از قرارداد تا پرداختها در اين فيلم حرفهاي بود.
* البته آقاي عظيمي درابتداي بحث گفتند که از ابتدا قرار نبوده کسي بدون قرارداد و دستمزد کار را بپذيرد و تاکيد داشتند که همه مراحل بايد طبق استانداردهاي سينما پيش ميرفت.
شريفينيا: من هم به اين نکته واقف هستم اما بحث اصلي من بالا بردن جذابيتهاي فيلم است. ايجاد اين جذابيت ميتوانست با افزودن چهرههاي کارتوني از بازيگران ديگر غير از اين هشت نفر که الان هم حضور دارند، ايجاد شود اما متاسفانه اين اتفاق به دليل نبود مشاور خوب اتفاق نيافتاد. در کنار اين تعداد از بازيگران ميشد چهره کارتني تعداد زيادتري از بازيگران حرفهاي سينما را در فيلم قرار داد و هر لحظه از فيلم مخاطب با چهرههاي جديد و متفاوت بازيگران مواجه شود و اگر اينگونه ميشد مطمئن هستم که به فروش بهتري دست پيدا ميکرديم. همين استقبال، مسئولان را ترغيب مي کرد که ساخت فيلمهايي از اين دست را در دستور کار خود قرار دهند.
به نظر من اين گروه توليد بسيار حرفهاي است و ميشد استفاده بهتري از اين گروه کرد. حالا بهرام عظيمي بخواهد فيلم بعدياش را بسازد من از کنار او تکان نخواهم خورد. به نظرم عظيمي يک پتانسيل است که بايد به بهترين شکل از اين پتانسيل استفاده کرد و آثارش به بهترين شکل در عرصه سينما ظاهر شود.
علمداري: يکي از مشکلاتي که در اين فيلم با آن مواجه بوديم اين بود که مي ترسيديم از بازيگري دعوت کنيم و به او بگوييم که نقش فرعي براي او در نظر گرفته شده است.
عظيمي: من هم يک مثال در تکميل سخنان آقاي علمداري ميزنم. ما از بازيگري دعوت کرديم که نقش ربات را بازي کند و با کمال ميل پذيرفت و حتي براي بستن قرارداد، قرار گذاشتيم اما دو هفته بعد پيغام داد که از بازي در اين فيلم منصرف شده و دوست ندارد نقش ربات را بازي کند. در واقع در خلوت خود استنباط کرده بود که چرا بايد از نقشهاي اصلي نباشد و کاراکتر يک ربات را بازي کند. در نتيجه نکتهاي که آقاي شريفينيا مي گويد درست است.
ضمن اينکه من آدم سينمايي نيستم و نخواستم خودم را آلوده اين قضايا و مناسبات سينمايي کنم. براي اولين بار بود که مي خواستم کاري سنگين به اين شکل در حوزه انيميشين انجام دهم و کار از جهت تکنيکي بسيار سخت و پيچيده بود بنابراين خودخواسته وارد حاشيه کار نشدم و ترجيح دادم از همين تعداد بازيگر استفاده کنم. خودم هم که در حال حاضر کل فيلم را بازنگري ميکنم به حرف شريفينيا ميرسم و ميگويم اي کاش ديالوگ کاراکتري را تغيير ميدادم و يا اي کاش تعداد بازيگران را بالا ميبردم.
* انجام هر يک از اين اي کاشها از جهت تکنيکي وقت و هزينه زيادي ميبرد. درست است؟
عظيمي: دقيقا. يک صحنه بود که شريفينيا خطاب به خانم خيرانديش مي گفت "مي خواي يک حوريياب به کفناش نصب کنم" و من براي اينکه نمک کار اضافه شود بد نديدم صحنه را اينگونه طراحي کنم که در حين اينکه شريفينيا با ترديد به شکلي که کسي متوجه نشود با نگاه به اطراف، آرام آرام جلو ميآيد اين جمله را در گوش خيرانديش بگويد که اتفاقا خيلي هم جواب داد، اما همين حرکت و جابجايي کوتاه براي شخصيت کارتوني شريفينيا دو ماه زمان برد اين در حالي است که در فيلم سينمايي کل برداشت اين صحنه 30 ثانيه بيشتر وقت نمي گيرد.
حالا که اينجاي کار هستم با خودم مي گويم که اي کاش از روز اول نکتههايي را که شريفينيا ميگويد، لحاظ ميکردم. البته هنوز اول راه هستيم و براي ساخت فيلم بعدي حتما از اين مشاورهها استفاده خواهم کرد. نکته ديگر اينکه انرژياي که خود بازيگران در طول کار ميگذارند به کارگردان نيرو ميدهد و احساس ميکند که تنها نيست.
* چطور؟
عظيمي: يادم هست يک شب شريفينيا و نواب صفوي با لباسهاي خاکي و خسته سر کار آمدند از آنها پرسيدم کجا بودند گفتند که يک راست از سر صحنه اخراجيها آمدند و اين اهميت دادن به کار براي من ارزش دارد. در مقابل مي بينيم که دو بازيگر اصلي "تهران 1500" هنوز اين فيلم را نديدهاند.
ابوالحسني: درباره اين مسئله که بهتر بود براي نقشهاي فرعي هم از بازيگر حرفهاي استفاده کنيم، لازم مي دانم نکتهاي را مطرح کنم. بازيگران زيادي بودند که وقتي فيلم را ديدند ابراز تاسف کردند که چرا در آن بازي نکردند و به من مي گفتند که اي کاش از آنها نيز دعوت به همکاري مي شد. اما من به عنوان يک تهيه کننده درباره دعوت نکردن از تعداد بيشتري از بازيگران حرفهاي عمد داشتم و ميخواستم از همکاران خودم که در پشت صحنه بودند، استفاده کنيم. ما با گروه توليد چهار سال کنار هم بوديم و علاوه بر قراردادهايي که داشتند من بايد آنها را براي ادامه اين همکاري به مدت 4 سال نگه مي داشتم. يکي از دلخوشيهاي اين افراد ميتوانست بازي در اين فيلم باشد و اين کار حسِ همکاري را تقويت ميکرد. بنابراين من از بُعد انساني به اين قضيه نگاه کردم.
شريفينيا: من تنها به فروش فيلم فکر ميکنم. تصور کنيد به جاي کاراکتر ربات از کارتن جواد رضويان استفاده ميکرديم انصافا چه جذابيت و بار شوخي و خندهاي را به فيلم اضافه مي کرد.
يکي ديگر از اشکالهاي فيلم دورخواني بود که متاسفانه اين دورخواني و ارتباط با ساير بازيگران به هيچ عنوان شکل نگرفت و هر يک از بازيگران تنها با عظيمي ارتباط داشتند و درباره فيلم حرف ميزدند.
* جناب نوابصفوي شما که اين روزها بيشتر از تخصص وکالتتان استفاده ميکنيد، فکر ميکنيد دليل اينکه در اين فيلم با بعضي از شخصيتهاي حقيقي شوخي شد اما حرفي از شوخي با چهرههاي سياسي و يا ورزشکاران حرفي به ميان نيامد به خاطر بار حقوقي بود؟
نوابصفوي: شوخي تعريف خاص خودش را دارد. اول اينکه شوخي بايد در چارچوب مشخصي انجام شود و به مرز توهين نرسد چون بين توهين و شوخي فاصله اندکي وجود دارد و اتفاقا همين بحث در حوزه نقد هم مطرح است. به اين معنا که برخي افراد به عنوان منتقد هستند که هيچ گونه تحصيلات سينمايي هم ندارند و به خود اجازه ميدهند با سواد اندکي که دارند حاصل چند تخصص سينمايي شامل فيلمبرداري، تدوين، فيلمنامه، کارگرداني، صدابرداري و ... را زير سئوال ببرند.
به اعتقاد من در چند سال اخير مرز ميان شوخي، توهين و لودگي گم شده است. چندسال پيش در فيلمي شوخياي با من شد که متاسفانه شوخي نبود بلکه طبق قانون مصداق جرم نشر اکاذيب شناخته شد و به همين دليل من مساله را به صورت قانوني پيگيري کردم.
*آقاي شريفي نيا در اکران نوروزي با دو فيلم "تهران 1500" و " رسوايي" حضور داريد به عنوان بازيگر اين دو فيلم خود شما ديدن چه فيلمي را توصيه ميکنيد؟
شريفينيا:از روزي که وارد پروژه سينمايي "تهران 1500" شدم تا همين لحظه از اين فيلم دفاع کردم چون اصولا معتقدم که فيلم ارزشمندي است و فکر نميکنم هيچ بازيگري به اندازه من به اين فيلم کمک کرده باشد و حالا در اين مقطع از زمان بحثم اين نيست که در فيلم ده نمکي هستم و يا در فيلم بهرام عظيمي بلکه حس خودم نسبت به "تهران 1500" اين است که يک پروژه ملي است و اين فيلم را اول به خاطر قدم بزرگي که در عرصه سينماي انيميشن برداشته شده است دوست دارم و بعد به دليل صفا و صميميت خود کارگردان حضور در اين فيلم را پذيرفتم. همه با بايد به اين فيلم به عنوان يک کار ملي نگاه کرده و از آن حمايت کنيم.
*نگفتيد کداميک از فيلم ها را براي ديدن پيشنهاد ميکنيد؟
شريفينيا: به عنوان بازيگر فيلم "رسوايي" با وجود علاقهاي که به مسعود ده نمکي و فيلم اش دارم به مخاطب سينماي ايران توصيه ميکنم که "تهران 1500" را ببيند چون فضاي مفرح و شاد دارد و مطمئن هستم که تماشاگران فيلم خوشساختي را خواهند ديد.
* از جهت مخاطب پسند بودن کداميک از اين دو فيلم را در موقعيت برتري ميبينيد؟
شريفينيا: معتقدم "رسوايي" به خاطر تبليغاتي که دارد از مخاطب بيشتري برخوردار خواهد بود. نکته اين است که گروه دهنمکي تا آخر راه پاي کار ميايستند و در هر برنامه تبليغاتي کنار اين فيلمساز قرار ميگيرند.