بازیگر سریال «همه خانواده من»: همه پیشنهادهایم شبیه «سقوط یک فرشته» بودند
باني فيلم
بروزرسانی
بانيفيلم آنلاين/جتبي احمدي: بعد از سريال «سقوط يک فرشته» و ايفاي موفق نقش فاطمه در سريال بهرام بهراميان پيشبيني ميشد او بتواند خيلي زود يک شبه ره صد ساله را بپيمايد، اما شباهت پيشنهاد نقشها به فاطمه باعث شد او مدتها کار نکند و از تکرار خودش پرهيز کند.
هدي زينالعابدين به بازي در سريال شبکه خانگي«قلب يخي» در اين مدت بسنده کرد تا با سريال «همه خانواده من» به کارگرداني داريوش فرهنگ دومين تجربه حضور در يک مجموعه مناسبتي را به کارنامهاش اضافه کند.
زينالعابدين در گفتوگو با «باني فيلم» از نقش «شاپرک» و «همه خانواده من» ميگويد:
خانم زينالعابدين پس از سريال «همه خانواده من» مشغول کار شديد يا...
- چند پيشنهاد کار داشتم، ولي نرفتم.
چرا؟
- فيلمنامههاي جذابي نداشتند، ضمن اينکه تلهفيلم کار نميکنم.
بعد از سريال «سقوط يک فرشته» پيشبيني ميشد شما بيش از اين حرفها کار کنيد و حتي به حيطه سينما ورود پيدا کنيد، اما اين اتفاق رخ نداد و...
- پس از سريال سقوط يک فرشته من پيشنهاد کاري زياد داشتم، ولي همه نقشها درحال و هواي فاطمه بود و دوست نداشتم دوباره خودم را با آن نقش تکرار کنم. ترجيح ميدادم نقش متفاوتتري کار کنم و آن دختر چادري و مظلوم را دوباره تکرار نکنم.
بعد از «سقوط يک فرشته» تنها «قلب يخي 3» را کار کرديد؟
- يک اپيزود از کار آقاي بندري را هم کار کردم.
با اين همه سختگيري چطور با سريال «همه خانواده من» بازگشتيد؟
- خيلي دوست داشتم با آقاي فرهنگ کار کنم، دستيارشان مرا صدا کردند رفتم دفتر فيلمنامه را برايم توضيح دادند. من هم نقش شاپرک و فضاي کار را دوست داشتم و رفتم.
و آن تفاوتي که پس از سريال سقوط يک فرشته و نقش «فاطمه» به دنبالش ميگشتي در شاپرک وجود داشت؟
- شاپرک هم خيلي متفاوت نبود، اما کار با آقاي فرهنگ را خيلي دوست داشتم و ميدانستم بسيار کارگردان و بازيگر بزرگي هستند و حتماً نتيجه کارشان با اقبال مواجه خواهد شد. ديدم شاپرک خيلي هم شبيه فاطمه نيست. يک دختر شهرستاني بود با خصوصيات خاص خودش، ضمن اينکه نقش محوري سريال بود که روي هر دو خانواده تأثيرگذار بود.
شاپرکي که در سريال «همه خانواده من» ديديم، کاراکتري بود که روي کاغذ خلق شده بود يا اينکه خودتان هم ويژگيهايي را به اين شخصيت اضافه کرديد؟
- شاپرک و جايگاهش و البته دغدغهاش که تکان نخوردن آب در دل پدر بزرگش بود در فيلمنامه به درستي شکل گرفته بود و من هم با توضيحات آقاي فرهنگ به نقش و فاکتورهايي که در اجرا لازم داشت نزديک شدم. شاپرک يک دختر ساده شهرستاني است و همين سادگياش باعث بروز آن اشتباه ميشود تا برود با سالار صحبت کند و...
از سويي همين دختر ساده، گاه گرهگشاي قصه بود و...
- بله، شاپرک سپيد سپيد نبود. هم اشتباه ميکرد و گره خيلي از اتفاقات به دستش باز ميشد همين خصوصيات او را جذاب و دوستداشتني ميکرد و مرا به سمت خودش جذب ميکرد.
از شيوه هدايت داريوش فرهنگ هم صحبت کنيد. اينکه او خودش بازيگر است و وجوه مختلفي از بازيگري را ميشناسد چقدر کمکحال بود؟
- اتفاقاً چون خودشان بازيگر هستند، خيلي راحت در مقام بازيگر ميتوانيد با ايشان ارتباط برقرار کنيد، خواستههايتان را بگوييد و نظرتان را از منظر يک بازيگر بيان کنيد. ايشان با همين نگاه پيشنهاد شما را ميپذيرند و راهنمايي ميکنند. ضمن اينکه دکوپاژ و طراحي ميزانسن هم در کار ايشان بسيار حرفهاي بود، طوري که بازيگر بدون هيچ دغدغهاي جلوي دوربين ميرفت. ايشان در شکلگيري نقش من بسيار تأثيرگذار بودند.
بعد از سريال «سقوط يک فرشته» و «همه خانواده من» انتخاب بعديات چگونه خواهد بود؟
- به دنبال يک نقش کاملاً متفاوت هستم، نقشي که مسيري ديگر در بازيگريام باشد.
مثلاً...
- دوست دارم يک نقش منفي را تجربه کنم بايد ببينم پيش ميآيد يا خير.
حتي اگر به فيزيک چهره شما يک نقش منفي نزديک نباشد؟
- فکر کنم با گريم بشود... (ميخندد)
از اينکه عدم قبول پيشنهادهاي کاري شبيه به نقشهاي قبليات باعث فراموشيات شود هراس نداري؟
- نه... برايم مهم نيست. برايم کيفيت مهم است نه کميت.