نسل جدیدی از سینماگران جوان در سینما ایران در حال ظهور
جيم
بروزرسانی
جيم/ براي پيدا کردن آخرين فيلم سينمايي تحسين شده داريوش مهرجويي بايد کمي ذهنتان را اذيت کنيد و به سالها قبل برگرديد. اين اتفاق در مورد مسعود کيميايي نيز صادق است. مجيد مجيدي سالها درگير پروژه محمد رسولا... است و ديگر فيلمهايش از دنياي اجتماعي فاصله گرفته است، امثال پوراحمد، افخمي، تبريزي، فرهادي، حاتميکيا، رئيسيان و ... هم تاحدودي آنقدر کم کار شدهاند که نبايد خيلي دلمان را به آنها خوش کنيم. بنظر ميرسد در اوج نااميدي به با تجربههاي سينماي ايران، در بين جوانان آيندهدار سينما ميتوان به دنبال فيلمهاي جديد و متفاوت باشيم. در اين مطلب نگاهي انداختهايم به کارگردانهايي که ميتوانيم در آينده نزديک دلمان را به فيلمهايشان خوش کنيم.
هاتف عليمرداني به خاطر پونه مورد توجه است
هاتف عليمرداني متولد سال ١٣۵۵ در تهران؛ داراي مدرک کارشناسي نقاشي وتئاتر است. در سال ١٣٨٨، اولين فيلم سينمايياش، «رازدشت تاران» را کارگرداني کرد. «يک فراري از بگبو» دومين تجربه کارگرداني اوست. او از سينماي کودک شروع کرد ولي به دليل کم توجهي به او، موضوع فيلمهاي عليمرداني مانند بسياري از کارگردانهاي جوانمان به سمت درامهاي اجتماعي رفت.
فيلم شناسي: راز دشت تاران، يک فراري از بگبو، بهخاطر پونه، مردن به وقت شهريور، مشرف به کوچه بينام و...
چرا عليمرداني آيندهدار است؟ پس از جدايي از دنياي کودک و در ژانر اجتماعي فيلم «بهخاطرپونه» اکران عمومي شد که با بازي خوب بازيگران و کارگرداني خوب عليمرداني مورد توجه مخاطبان و منتقدان قرار گرفت.
چه چيزهايي عليمرداني را تهديد ميکند؟ از سال 1390 تا به امروز هر سال يک فيلم سينمايي را کارگرداني کرده است و اين يعني پرکاري که شايد کيفيت کارهاي او را پايين آورده باشد. «مردن به وقت شهريور» در صف اکران امسال است و «مشرف به کوچه بينام» در راه سي و سومين جشنواره فيلم فجر. اين دو فيلم به خوبي عيار هاتف عليمرداني را نشان خواهند داد.
روح الله حجازي و زندگي هاي خصوصي
متولد سال 58 در شهر آبادان است ولي پس از شروع جنگ براي زندگي به اصفهان رفت. حجازي تحصيلات حوزوي و ديپلم تجربي دارد. او فنون فيلمسازي را به صورت تجربي کسب کرده و پس از ساخت چند فيلم کوتاه، «در ميان ابرها» را در سال 86 به جشنواره فجر آورد که جايزه بهترين کارگرداني فيلم اول را بدست آورد.
فيلم شناسي: در ميان ابرها، زندگي خصوصي آقا و خانم ميم، زندگي مشترک آقاي محمودي و بانو، مرگ ماهي
چرا حجازي آيندهدار است؟ پس از در ميان ابرها، حجازي دو فيلم موفق زندگي خصوصي آقا و خانم ميم و زندگي مشترک آقاي محمودي و بانو را کارگرداني کرد که هر چند با حواشي فراوان همراه بود ولي فيلمنامه و کارگرداني کم نقصش، فيلمهايش را در بين بهترينهاي سال قرار مي داد. حجازي تنها کارگرداني است که توانسته ابراهيم حاتميکيا را براي بازيگري در فيلمش مجاب کند.
چه چيزهايي حجازي را تهديد ميکند؟ نزديکي نام و موضوع دو فيلم اخير حجازي اين نگراني را در ذهن مخاطبان قرار داده است که حجازي دچار تکرار در فيلمسازي شود. عدهاي ميگويند مرگ ماهي سه گانه حجازي را کامل ميکند. بايد ديد حجازي پس از مدتها که بدون حاشيه در جشنواره حاضر شده است، چه ميکند.
بهرام توکلي، مرد اقتباس از کلاسيکها
توکلي متولد 1355 در شهر تهران است. او داراي مدرک کارشناسي ارشد فيلمنامهنويسي از دانشگاه تربيت مدرس است. توکلي فعاليت سينمايي خود را در سال 76 با کارگرداني چند فيلم کوتاه آغاز کرد که با توجه به تعدد جوايز دريافتي توسط جشنوارههاي مختلف باعث شد او کارش بسيار جديتر در زمينههاي مختلف از جمله مستند و تاتر ادامه دهد. «پا برهنه در بهشت» اولين فيلم سينمايي او بود که با دريافت 5 سيمرغ بلورين جشنواره فجر همراه شد.
فيلم شناسي: پابرهنه در بهشت، پرسه در مه، اينجا بدون من، آسمان زرد کم عمق، بيگانه، من ديگو مارادونا هستم.
چرا توکلي آيندهدار است؟ توکلي را بايد يک فيلمنامه نويس اقتباسي موفق در سينما ايران ناميد. جايي که فيلمنامه نويسان ما عادت به استفاده از رمانها براي طرح داستاني خود ندارند، توکلي با فيلمهاي اقتباسي خود توانسته در جشنوارههاي مختلف داخلي و خارجي کلي جايزه بگيرد.
چه چيزهايي توکلي را تهديد ميکند؟ بايد «اينجا بدون من» را نقطه اوج کارنامه توکلي دانست. کيفيت آثار توکلي پس از آن شيب نزولي به خود گرفته است، تا «بيگانه» که اين روزها اکران عمومي شده، به هيچ وجه نتواند رنگ و بويي از موفقيتهاي «اينجا بدون من» و «پرسه در مه» را تداعي کند. شايد افزايش سرعت توکلي در ساخت آثار باعث کاهش کيفيت فيلمهايش شده است، شايد هم دنياي خاص آثارش کمکم مخاطب را پس ميزند.
مصطفي کيايي، کمدي ساز موفق
مصطفي کيائي متولد سال 1355 در شهر کرج است. او فعاليت هنري خود را از سال 1373 در مرکز آموزش فيلمسازي ارشاد آغاز کرد و از سال 1376 همزمان با تحصيل در رشته فيلمسازي در دانشگاه به عنوان دستيار کارگردان در مجموعههاي تلويزيوني و سينمايي مشغول به کار شد. کيايي سال 88 توانست اولين فيلم بلند سينمايي خود را به نام «بعد از ظهر سگي سگي» که اقتباسي از فيلم خارجي به همين نام بود جلو دوربين ببرد.
فيلم شناسي: بعد از ظهر سگي، ضد گلوله، خط ويژه، عصر يخبندان.
چرا کيايي آيندهدار است؟ مصطفي کيايي را بيشتر بايد يک فيلمنامه نويس موفق دانست تا کارگردان. کيايي از معدود فيلمسازان جواني است که ژانر کمدي را براي کار در سينما ايران انتخاب کرده و سعي ميکند داستانهاي متفاوتي مثل ضد گلوله و خط ويژه را روايت کند. کيايي در سي امين جشنواره فجر بهخاطر ضد گلوله سيمرغ بهترين فيلمنامه را دريافت کرد.
چه چيزهايي کيايي را تهديد ميکند؟ کمبودن ويترين جوايز کيايي و فيلمسازي او در ژانر کمدي باعث شده است عدهاي کيايي را فيلمساز گيشه بنامند. ايده جذاب «خط ويژه» که ميتوانست درامي تلخ، گزنده و خياباني باشد بنا به ذائقه فيلمسازي او تبديل به اثري سرخوش شد. کيايي خوب داستان تعريف ميکند ولي فيلمهايش از لحاظ کارگرداني کم ميآورد. شايد سي و سومين جشنواره فيلم فجر نقطه عطف زندگي کيايي با «عصر يخبندان» باشد.
هومن سيدي، کارگرداني را جدي نميگيرد
سيدي سال 1359 در رشت به دنيا آمد. پس از پايان دوره متوسطه و دريافت ديپلم گرافيک کار خود را با حضور در کلاسهاي انجمن سينماي جوان رشت و ساخت چند فيلم کوتاه آغاز کرد. سپس به تهران آمد و در کلاسهاي بازيگري پرويز پرستويي حضور پيدا کرد. سيدي کار خود را به عنوان بازيگر سينما و تلويزيون ادامه داد ولي سال 89 اولين فيلم خود را به نام آفريقا کارگرداني کرد. آفريقا که با بازي متفاوت شهاب حسيني همراه بود جايزه بهترين فيلم ويدئويي جشنواره بيست و نهم فجر را دريافت کرد.
فيلم شناسي: آفريقا، سيزده، اعترافات خطرناک ذهن من
چرا سيدي آيندهدار است؟ سيدي از بازيگران جوان سينما ايران است که کارگرداني را هم با قدرت آغاز کرد. نوع روايت و کارگرداني «آفريقا» جديد بود و اين يعني سيدي ايده متفاوتي در ذهن دارد. «سيزده» دومين اثر او که اين روزها اکران عمومي شده است يک گام رو به جلو در کارنامه سيدي به حساب ميآيد. سيدي «اعترافات خطرناک ذهن من» را در جشنواره سي و سوم دارد.
چه چيزهايي سيدي را تهديد ميکند؟ براي اطمينان به کارگرداني يک بازيگر نياز به وقت بيشتري است. بايد در آينده ديد تمرکز سيدي بيشتر بر روي بازيگري گذاشته ميشود يا کارگرداني. جشنواره امسال ميتواند عيار سيدي را مشخص کند. او هم يک فيلم دارد و هم در چند فيلم به عنوان بازيگر حضور دارد.
رضا درميشيان، اسير حاشيهها
متولد سال 1360 تهران است. فعاليت سينمايي خود را از سال ۱۳۷۴ به عنوان نويسنده، منتقد و روزنامه نگار سينمايي در نشريات تخصصي سينمايي آغاز کرد و در کنار آن به عنوان دبير تحريريه انتشارات سينمايي چندين کتاب سينمايي گردآوري و چاپ کرد. به عنوان نويسنده فيلمنامه و دستيار کارگردان و برنامهريز وارد عرصه سينماي حرفهاي شد و با کارگردانان مطرحي چون داريوش مهرجويي، عليرضا داوودنژاد و فريدون جيراني همکاري کرد. درميشيان در 30 سالگي اولين فيلم خود را به نام «بغض» کارگرداني کرد.
فيلم شناسي: بغض و عصباني نيستم
چرا درميشيان آيندهدار است؟ دغدغههاي درميشيان در سينما ايران خاص خودش است و همين موضوع فيلمهايش را متفاوت ميکند. درميشيان سعي کرده تجربه کار با کارگردانهاي بزرگ سينماي ايران را در خدمت دغدغه خود که جوانان دهه 60 و مشکلات امروزشان است به خدمت بگيرد.
چه چيزهايي درميشيان را تهديد ميکند؟ حواشي پيرامون درميشيان کارهايش را براي ديده شدن سخت کرده است. بايد ديد درميشيان تا کي ميخواهد داستانهايش را بر روي خط قرمز روايت کند. «عصباني نيستم» درميشيان اکران نشده است و اين يعني ديده نشدن نصف کارهاي او تا الان.
بهروز شعيبي، آقا سيد!
بهروز شعيبي متولد 1358 در مشهد است، در دهه 70 با حضور در نشريات سينمايي و بازي در «آژانس شيشهاي» خودش را به سينماي کشور معرفي کرد. در فيلمهاي زيادي مثل «قاعده بازي»، «سالاد فصل» دستيار کارگردان بود و با بازي در نقش آقا سيد فيلم دوست داشتني «طلا و مس» باعث شد مطرح شود. مدتي بعد هم که «دهليز» را ساخت و با اينکه اولين فيلمش را تجربه ميکرد اما در اقدامي شجاعانه نقش اول فيلم را به رضا عطاراني سپرد که تا آن وقت تقريباً فقط کمدي کار کرده بود. چند وقت قبل هم که با سريال «پرده نشين» بعد از مدتها فضاي راکد تلويزيون را تکاني داد.
فيلمشناسي (شامل فيلم کوتاه، مستند و...): پرده نشين (سريال)، دنياي بهتر، دهليز، باغ آلوچه، ستاره روي زمين، بالهاي خوشبختي، جامانده و...
چرا شعيبي آيندهدار است؟ بهروز شعيبي در سينما به دنبال شهرت و اعتبار نيست. در آثارش دغدغههايي را پيگيري ميکند که در سينماي کشور کمتر کسي به سراغ آنها ميرود يا جرات پرداختن به آنها را دارد. موضوع حساسي مثل قصاص اگر توسط فرد ديگري و بدون رعايت جزئيات ساخته ميشد ميتوانست حساسيتهاي زيادي را ايجاد کند اما شعيبي در اولين فيلم سينمايي بلند خود يعني «دهليز» از پس آن برآمد.
چه چيزهايي شعيبي را تهديد ميکند؟ فيلمسازاني مثل شعيبي که ژستهاي روشنفکري نميگيرند گزينههاي خوبي براي سوژههاي سفارشي سطحي هستند که بهخاطر بودجههاي دولتي و اعتمادي که مسئولان به امثال او دارند بسياري ولع برانگيز است، بهخصوص براي فيلمساز جواني مثل شعيبي که براي توليد هر اثر با چالشهاي مادي و معنوي زيادي مواجه است و اين موضوع ميتواند از يک فيلمساز پردغدغه يک کارمند اداري بسازد.
پينوشت: در بين کارگردانها جوان ميتوانستيم از نامهاي ديگري مثل حامد محمدي، جمشيد محمودي، تينا پاکروان و احسان عبديپور نام ببريم که شايد براي بررسي آثارشان نياز به زمان بيشتري باشد تا با افزايش تعداد فيلم بتوان راحتتر دربارهشان حرف زد. افرادي مثل نگار آذربايجاني، پيمان معادي، نرگس آبيار، پيمان معادي و... را هم به دلايل مختلفي مثل سن و سال، تجربه زياد در عين جواني، دغدغههاي متفاوت از کارگرداني و... از اين فهرست حذف کرديم.