«انیو موریکونه» آهنگساز بزرگ ایتالیایی در لندن غوغا کرد
هنر آنلاين
بروزرسانی
هنر آنلاين/ انيو موريکونه آهنگساز بزرگ ايتاليايي بعد از يک دوره بيماري طولاني با اجراي کنسرتي باشکوه در لندن مخاطبانش را غافلگير کرد.
انيو موريکونه آهنگساز نامدار ايتاليايي روز 5 فوريه 2015 حاصل 50 سال تلاش خود در عرصه موسيقي را در کنسرتي در استاديوم اوتوي لندن به دوستدارانش تقديم کرد.
ديدن آهنگساز ايتاليايي بر صحنه کنسرت لندن براي خيليها لمس يک حس بي نظير بود؛ بيشتر به اين دليل که شايد اين حادثه هرگز تکرار نشود. سال گذشته موريکونه مجبور شد برنامه تور جهانياش را به علت کمردرد کنسل کند به همين خاطر بسياري از دوستدارانش ميترسيدند پيرمرد 86 ساله براي هميشه باتون (چوب باريکي که رهبران ارکستر در دست ميگيرند) خود را به ديوار آويخته باشد. به همين خاطر لحظهاي که او با شکوه و وقار تمام در کت و شلوار سياه و بلوز يقه اسکي سياه بر صحنه ظاهر شد شمايل يک قهرمان را پيدا کرده بود. در واقع ارکستر قدرتمند 100 نفره و گروه کر 75 نفرهاي که با خود به صحنه آورده بود بهوضوح گوياي اين بود که موريکونه قصد ندارد بي سر و صدا صحنه را ترک کند.
آهنگساز کهنهکار با رپرتواري از حاصل يک عمر تلاش خود در عرصه موسيقي، از پاپ ايتاليايي گرفته تا کلاسيکهاي هيجانانگيز، شبي فراموشنشدني براي مخاطبانش رقم زد.
اما گويا بازهم حسي دروني ميگفت که اين اجرا اجراي وداع است. عنوان کنسرت "زندگي من در موسيقي" بود. بخش عظيمي از سينماي مدرن با موسيقي متن ساخته اين آهنگساز نامي همگام بوده است که گاه حساب آن از دست مردم خارج ميشود. به طور تقريبي موريکونه تا امروز 400 عنوان موسيقي متن فيلم ساخته است. کند و کاو در گستره نفوذ موسيقي موريکونه به مثابه يک سفر نوستالژيک دسته جمعي در دل نيم قرن اخير است؛ حتي براي کساني که عمري کوتاهتر از اين زمان دارند.
موسيقي فيلم اغلب در معرض اين اتهام قرار دارد که به واسطه ترکيب شيميايي اعجازآميزي که با تصوير ايجاد ميکند، توجهي بيش از حد شايستگياش را از آن خود ميکند؛ اما موريکونه جزو معدود آهنگسازاني است که نه تنها موسيقياش در انزوا مانده؛ حتي قادر است فيلمي که براي آن طراحي شده را تحتالشعاع قرار دهد. حيف که بسياري از مخاطبان او فيلمهاي علمي تخيلي ايتاليايي چون H2S يا مثلا فيلم "کومادا" ساخته "جيلو پونته کوروو" با بازي مارلون براندو را هرگز نديدهاند؛ اما خب فرقي ندارد؛ موسيقي موريکونه است که باعث ميشود فيلم به قلب بيننده راه بگشايد.
نکته قابل توجه درمورد کارهاي موريکونه اين است که اکثر آثار بزرگ او در ميانه دنياي نو و دنياي قديم قرار ميگيرد. او در دو سوي اقيانوس اطلس به خوبي کار کرده است و موسيقي او ترکيبي است از احساس موسيقايي اروپايي و امريکايي شامل موسيقي کلاسيک، فولک، جز، موسيقي مذهبي و آوانگارد. جاي تعجب نيست که او به خوبي هرچه تمامتر از پس ساخت موسيقي يک فيلم حماسي – مهاجرتي چون "روزي روزگاري در آمريکا" سرجيو ليونه به همان خوبي موسيقي "1900" برناردو برتولوچي يا "ماموريت" رولند جف برميآيد. همچنين بايد از موسيقي فيلم هاي وسترن اسپاکتي ياد کنيم؛ جايي که موريکونه از آوازهاي آوانگارد اروپايي تا چشم انداز صوتي غرب وحشي را با توفيقي باورنکردني در موسيقي متن باشکوه خود گردآورده است.
البته موريکونه پرفروشترينها را نيز در کارنامه دارد؛ "روزي روزگاري غرب"، "سينما پاراديزو" و "تسخيرناپذيران"، "به خاطر يک مشت دلار" و "افسانه 1900" که همگي در کنسرت اوتوي لندن به اجرا درآمدند.
ولي بيترديد هيجانانگيزترين بخش اين شب بينظير اجراي قطعه "اکستاسي طلا" از موسيقي فيلم "خوب، بد، زشت" بود که ابتدا با صداي آرام سمضربههاي گله اسبان آغاز شد و به تدريج بالا گرفت تا اينکه با بمباران کرال و ارکسترال به اوج خود رسيد. وراي همه اينها، صداي خواننده سوپرانو "سوزانا ريگاچي" بود که با جهيدن از ميان اکتاوها، و با قدرت ماوراء بشري صداي خود، لرزه بر پيکر مخاطبان انداخته و آنها را به صندلي ميخکوب کرده بود.
شب به انتها رسيده بود و مردم اجازه نميدادند موريکونه به خانهاش بازگردد. او سه بار بعد از ترک صحنه به درخواست مصرانه مخاطبان که با فرياد "مايسترو مايسترو" (استاد) او را ميخواندند، به روي استيج بازگشت. سرانجام پيرمرد پارتيتورهايش را جمع کرد و در کمال فروتني صحنه را ترک گفت.
موريکونه در تمام طول اجرا يک کلمه هم با مخاطبانش سخن نگفت. نيازي هم نبود!
انيو موريکونه در ادامه اين تور در شهرهايي چون برلين، پراگ، زوريخ، تولوز، ليون، استراسبورگ، لوکزامبورگ، اوبرهاوزن، هامبورگ و فرانفورت به اجراي برنامه مي پردازد.