«پورانداخت مهیمن» از ورودش به حرفه بازیگری می گوید
باشگاه خبرنگاران
بروزرسانی
باشگاه خبرنگاران/ پوراندخت مهيمن بازيگر سينما و تلويزيون در سال 1332 در اصفهان به دنيا آمد، تا شش سالگي در آنجا زندگي کرد و سپس به تهران آمد.
پدرش در يک کارخانه ريسندگي در اصفهان فعاليت ميکرد. پنچ خواهرند که پوراندخت دختر سوم خانواده است.
همچنين پدر خدابيامرزش، به همراه جليل شهناز تار هم مينواخت.
او در مصاحبه اي از دورانکودکي خود اين طور گفته است که ؛ ما پنج خواهر علاقه زيادي داشتيم که پدرمان از ما عکس بگيرد، زماني که مقابل دوربين بوديم، خواهرانم در همان حال و هواي بچگي بودند، اما من مقابل دوربين ژستهاي مختلفي ميگرفتم که هميشه با تعجب پدر مواجه ميشد. پدرم ميگفت: تو هميشه حالتهاي مختلفي مقابل دوربين ميگرفتي و هيچوقت با حالت عادي مقابل دوربين نميايستادي. بزرگتر که شدم، پدرم در کارخانه آقاي مقدم در نظرآباد کرج کار ميکرد، آن جا يک شهرک بزرگ با يک سالن سينما داشت.
من در مدرسه روي نيمکت براي بچهها تئاتر اجرا ميکردم و به قول آن زمانها معرکه ميگرفتم. هرگاه معلمها ميآمدند و جا پاها را روي ميز ميديدند، سريعا مرا صدا ميکردند؛ آن زمانها نام فاميلي من، قاضياف بود. پدرم از مهاجرين آذربايجان بود و سپس فاميليمان به مهيمن تغيير نام يافت.
کلاس دوم ابتدايي بودم که مدير مدرسهمان مرا صدا کرد که ميخواهي تئاتر بازي کني، سريعا گفتم: بله، چند روز تمرين کرديم.
اين تئاتر در سالن سينماي کارخانه قراربود اجرا شود، که پدرم در همان جا کار ميکرد. تمام ديالوگها را با تسلط اجرا ميکردم، چنان که حضار برايم دست زدند؛ از همان جاعاشق هنر شدم و از آن روز به دنياي سينما علاقهمند شدم و تمامي فيلمهاي سينما را ميديدم و هميشه هم، خودم را جاي هنرپيشههاي زن ميگذاشتم.
روزها گذشت وگذشت تا اين که من به دبيرستان رفتم.
روزي در يک روزنامه، آگهي براي بازيگري چاپ شده بود. پس از خواندن آن آگهي به سراغ عمويم رفتم، آن زمان (تهران نو) زندگي ميکرديم. عمو هم پدر را درجريان گذاشت و هر دو مرا تشويق کردند.
فرداي آن روز به نشاني که واقع در خيابان ملک بود رفتيم، عدهاي جوان هم بودند، آن جا بايد امتحان ميداديم، رييس دانشسرا به من گفت: که شما در تمام تستها موفق عمل کرديد. آن شب تا صبح خواب به چشمانم نرفت و سرانجام به آرزوي خودم رسيدم و مشغول تحصيل در دانشسراي هنر شدم، پس از فارغالتحصيلي در رشته تئاتر بازي کردم تا انقلاب.
مهيمن پس از انقلاب تا سال 1363 در تئاتر کار کرد، او در آن زمان در اداره تئاتر هم کار مي کرد.
حميد طاعتي از همکاران اداره تئاتر روزي به دفتر آنان مراجعه کرد، آنان به دنبال بازيگري بودند که در آن زمان چهره نباشد و طاعتي هم مهيمن را به آنان معرفي کرد. از او تست گرفتند. خسرو ملکان او را پذيرفت و اين شد که وارد سينما شد.
پوراندخت مهيمن با بازي در "شبشکن"، توانست براي بازي در (مجموعه آينه) انتخاب شود و به دنياي مجموعههاي تلويزيوني هم راه يابد.
او با صحرايي، از همکارانشدر اداره تئاتر در سال 1355 ازدواج کرد. در سال 1356 تک فرزندش طوفان به دنيا آمد. او فارغالتحصيل رشته راه و ساختمان است.
پوراندخت مهيمن در بيش از 54 مجموعه تلويزيوني ايفاي نقش کرده است.