به مناسبت تولد «راد استایگر» بازیگر «در گرمای نیمه‌شب» و «عمر مختار»

منبع
سينماپرس
بروزرسانی
به مناسبت تولد «راد استایگر» بازیگر «در گرمای نیمه‌شب» و «عمر مختار»
سينماپرس/ راد استايگر؛ مردي که به «آل کاپون»، «موسيليني» و «ناپلئون» بر پرده نقره‌اي جان بخشيد راد استايگر ايفاگر نقش موسيليني در «عمر مختار»، از بازيگران پرکاري است که در طول ۵۲ سال بازيگري ۱۴۷ فيلم و سريال بازي کرد که به طور متوسط سالي سه فيلم مي‌شود و مشهورترين نقشي که بازي کرده «آل کاپون» است. راد استايگر ۱۴ آوريل ۱۹۲۵ در نيويورک امريکا به دنيا آمد و در ۷۷ سالگي از دنيا رفت. وي از سال ۱۹۵۰ يعني ۲۵ سالگي بازي خود را در يک فيلم تلويزيوني آغاز کرد و سال بعد با بازي در فيلم «ترزا» به سينما پا گذاشت. پس از آن دوباره به تلويزيون بازگشت و تا سال ۱۹۵۴ که در فيلم سينمايي «در بارانداز» ساخته اليا کازان در کنار مارلون براندو بازي کرد به سينما باز نگشت. دو سال بعد همبازي همفري بوگارت در فيلم «هر چه سخت تر باشند محکمتر زمين مي خورند» بازي کرد که فيلمي درباره مسابقات بوکس و زد و بندهاي پشت پرده آن است. در سال ۱۹۵۹ اولين نقش مهم خود را در فيلم «آل کاپون» در نقش بزرگترين گنگستر تاريخ يعني آل کاپون بازي کرد و شهرت زيادي به دست آورد هر چند نتوانست جوايز زيادي براي اين بازي خوب به دست آورد. سال ۶۱ در فيلمي با عنوان «دنيا در جيب من» بازي کرد که اقتباسي از داستان جيمز هدلي چيس بود و داستان زني را روايت مي کند که گروهي جنايتکار را به استخدام خود در مي آورد. در سال ۱۹۶۲ در فيلم جنگي و پربازيگر طولاني ترين روز در کنار ۴۰ بازيگر مشهور ديگر و در اپيزود امريکايي ها بازي کرد. سال بعد در فيلم ايتاليايي «دستها روي شهر» بازي کرد که درباره زمين خواران است و موضوع سياسي دارد. کارگردان فيلم فرانچسکو رزي است و از آثار رئال سينماي ايتاليا محسوب مي شود. فيلم مشهور بعدي استايگر دکتر ژيواگو است که در کنار عمر شريف و جولي کريستي در سال ۱۹۶۵ بازي کرد اما در سال ۱۹۶۷ بود که موفق ترين نقش خود را در فيلم «در گرماي نيمه شب» در کنار سيدني پوآتيه بازي کرد و موفق به دريافت ده ها جايزه از جمله اسکار بهترين بازيگري شد. نورمن جيوسن کارگردان فيلم بود و اگرچه نامزد اسکار شد نتوانست جايزه را به دست آورد اما فيلم توانست پنج جايزه اسکار را به خود اختصاص دهد. فيلم اقتباسي از داستان جان بال است و ماهيتي ضد نژادپرستي دارد. داستان درباره يک رييس پليس سياهپوست است که به شهري نژادپرست وارد مي شود و در همان شب ورود قتلي اتفاق افتاده که وي به بررسي آن مي پردازد. در تمام طول فيلم گرماي کشنده شب تابستاني تم مي شود و بر تمام حوادث تاثير مي گذارد. فيلم باعث شد تا کتاب به چاپ هاي مکرري برسد هرچند نويسنده آن در داستان هاي بعدي اش چندان موفق نبود. «واترلو» در سال هفتاد فيلم ديگر استايگر است که وي در ان نقش ناپلئون بناپارت را به خوبي ايفا مي کند و آن نخوت و تکبر وي را به خوبي به نمايش مي گذارد. سال بعد وي در يک وسترن اسپاگتي عامه پسند به نام «سرتو بدزد رفيق» در کنار جيمز کابرن ايفاي نقش کرد و در اروپا نيز به شهرت محدودي رسيد. داستان درباره دو دزد است که در برخورد با يک انقلاب به کمک مبارزان مي روند. سناتور مديسون نقش ديگري است که اين بازيگر دز سال ۱۹۷۸ در کنار سيلوستر استالونه در فيلم «مشت» ايفا کرد و به نوعي به نقش خود در فيلم «دستها روي شهر» بازگشت. جاني کواک با بازي استالونه رهبر يک حزب کارگري تاسيس شده در دهه سي است که جلوي زورگويان و سياسيون منحرف مي ايستد تا حق کارگران را بگيرد. فيلمنامه را جو اشترهاوس نوشته بود و فيلم در اکران اقبال خوبي پيدا کرد. ۱۹۷۹ سالي است که استايگر در نقشي متفاوت پا به يک فيلم ژانر وحشت گذاشت که «وحشت در اميتي ويل» نام دارد. داستان فيلم درباره خانه اي به نام اميتي ويل است که يک سرباز سابق نيروي دريايي آن را به قيمت خيلي پاييني مي خرد غافل از اين که محل رفت و آمد ارواح خبيث خطرناکي است... دو سال بعد استايگر در يک نقش منفي ديگر در کنار آنتوني کوئين در فيلم «شير صحرا» بازي کرد که در کشورمان به نام «عمر مختار» مي شناسيم. کارگردان فيلم مصطفي عقاد بود و فيلم از توجه عمومي خوبي برخوردار شد. وي در اين فيلم نقش موسيلني را داشت که دستور قتل عام مردم بيگناه افريفا را به راحتي صادر مي کرد. وي در نقش اين ديکتاتور انچنان درخشيد که ۱۵ سال بعد يعني در سال ۱۹۹۶ تيم برتون بازي در نقش ژنرال دکر در فيلم «مريخ حمله مي کند» را به وي بخشيد. از فيلم هاي مهم ديگري که وي تا پايان عمر بازي کرد مي توان به «متخصص» به کارگرداني لوئيس ليوسا با بازي استالونه و شارون استون در سال ۱۹۹۴ و «پايان روزها» به کارگرداني پيتر هايمز با بازي آرنولد شوارتزينگر اشاره کرد.