فیلم های مخصوص طبقه متوسط ایران!

منبع
همشهري آنلاين
بروزرسانی
همشهري/ سعي کرده ايم مهم ترين فيلم هايي که در يک دهه اخير، سراغ مسائل زندگي طبقه متوسط کشورمان رفته اند را مرور کنيم و به بررسي مشکلات و معضلات و سرانجام آدم هاي اين فيلم ها بپردازيم. نهايتا هم بحران هاي مطرح شده در اين آثار را در جدول و نمودارهايي جمع بندي کرده و قضاوت درباره اش را به خودتان سپرده ايم (هرچند که نگفته، گويا به نظر مي رسد!) فقط ذکر اين نکته ضروري است که در بعضي موارد انتخاب شده، وضعيت اقتصادي شخصيت هاي فيلم با طبقه متوسط همخواني ندارد که به جايش يادآور شده ايم. فيلم هاي مخصوص طبقه متوسط ايران! چهارشنبه سوري (1384) با توجه به منطقه محل سکونت شخصيت هاي فيلم، به راحتي نمي شود اولين قسمت از سه گانه «دروغ» فرهادي را نمايشگر مسائل طبقه متوسط دانست؛ با اين همه مرتضي (فرخ نژاد) که براي يک شرکت تبليغاتي کار مي کند، با سيمين آرايشگر همسايه (بهرام) ارتباط دارد. مژده زن خانه دار مرتضي (هديه تهراني) به او مشکوک است و زندگيشان درگير تنش و بحران شده. دروغ هاي مرتضي و همراهي روحي (ترانه) انگار غائله را مي خواباند، آن هم درحالي که پسر بچه کوچک خانواده همه اين جنگ و دعواها را از نزديک ديده و شايد به خاطر عصبيت مادر و مظلوميت ظاهري پدر، حق را به فرد خيانکار بدهد. با اين وجود، سيمين – که خودش قبلا طلاقي را تجربه کرده و از آ« بچه اي هم دارد – از مرتضي مي خواهد به رابطه شان پايان دهند. - نتيجه: سکانس آخرين فيلم به تنهايي گوياي همه چيز است. آدم هايي که يکه و بي پناه در خانه اي نا آرام و پرجنجال خوابيده اند (قبل از آن تنهايي و ضعف سيمين را موقعي که نارنجک پشت سرش مي اندازند ديده بوديم). وضعيت شوهر سابق سيمين که تنها توي ماشينش خوابيده هم دست کمي از بقيه ندارد. اينها همه درحالي است که روحي و نامزدش عبدالرضا (سيدي) تنها آدم هاي خوشحال و فعلا خوشبخت فيلم اند. فيلم هاي مخصوص طبقه متوسط ايران! زندگي خصوصي ... (1390) تقابل هنجارهاي فرهنگي بين يک کلانشهر (تهران) و شهرستاني کوچک، باعث بحراني عميق در خانواده آقاي ميم مي شود. محسن (فرخ نژاد) از يک طرف دوست دارد زنش امروزي بپوشد و معاشرت کند، از طرف ديگر حد و مرز اين رفتارهاي تازه براي خودش هم مشخص نيست و گاهي در برابرش کم مي آورد. - نتيجه: پلان آخر فيلم به روشني گوياي همه چيز است: زن از شوهرش سيلي مي خورد و ماشين را ترک مي کند. شهور خشمگين و مستاصل و خسته از پي او راه مي افتد، بچه که تنها به حال خود رها شده، به سمتي نامعلوم پياده مي شود و ماشين در گره کور ترافيک و هجوم بوق ها، جايي براي حرکت ندارد. فيلم هاي مخصوص طبقه متوسط ايران! درباره الي (1387) احمد (حسيني) از همسرش طلاق گرفته. امير (حقيقي) از پرشور و شر بودن همسرش (سپيده) راضي نيست و حتي زير گوشش مي زند اگرچه بعدا پشيمان مي شود) و شهره و پيمان (زارعي و معادي) حتي توي جمع به هم مي پرند. تنها زوج سعادتمند فيلم، نازي و منوچهر (آزادي ور و مهران فر) ند که از فرط سادگي شان بعيد است کسي بخواهد جاي آنها باشد. اگر الي و عليرضا (علي دوستي و ابر) را هم آدم هايي از طبقه متوسط در نظر بگيريم، تلخي بي پايان زندگي شان نياز به تاکيد ندارد. زن مي خواهد از نامزدش جدا شود و بدون اطلاع او، با جمعي به سفر مي آيد که مي داند يکي شان براي ازدواج او را زير نظر گرفته. - نتيجه: جماعت سفرکنندگان – که اغلب فارغ التحصيلان دانشکده حقوقند – در دو راهه اخلاقي مشترکشان، دروغ را انتخاب مي کنند تا تبرئه شوند و همه کاسه کوزه ها سر مُرده بشکند. اوج فاجعه اخلاقي جايي است که شهره و احمد از بچه ها مي خواهند به عليرضا دروغ بگويند. فيلم هاي مخصوص طبقه متوسط ايران! برف روي کاج ها (1390) در برف روي کاج ها، با خانواده هايي مرفه مواجهيم که روابط و مسائلي نزديک به طبقه متوسط دارند. شوهر رويا (افشار) به او خيانت کرده، قالش گذاشته و رفته لندن و از آنجا برايش طلاقنامه مي فرستد. رويا هم زخم خورده از اين ضربه روحي بزرگ، دست و پا مي زند تا خودش را پيدا کند و به زندگي اش برگردد. در تب و تاب همين بحران و بازسازي، رفته رفته به جواني در همسايگي شان علاقمند مي شود (ابر) و زندگي اش تغيير مي کند. - نتيجه: رويا پنهان کاري دوستش مريم (آسايش) و شوهرش (معجوني) که قضيه خيانت همسرش (پاکدل) را از او مخفي کحرده بودند. مي فهمد و بيشتر در لاک تنهايي اش فرو مي رود. شوهر مغموم و پشيمان در انتهاي قصه برمي گردد؛ درحالي که حالا شرايط خيلي پيچيده تر است و کسي نمي داند چطور بايد حلش کرد. هر چند جمله پاياني رويا خطاب به همسر خطاکارش، شايد روزنه اميدي را باز مي گذارد. فيلم هاي مخصوص طبقه متوسط ايران! هفت دقيقه تا پاييز (1388) ميترا (تهراني) و نيما (تنابنده) ظاهرا زندگي آرامي دارند. گرچه رفتار سوال برانگيز همسر همکار خودکشي کرده نيما، خبر از رازي در زندگي شان مي دهد که تا آخر ازش مطلع نمي شويم. زن، براي عروسي ها فيلمبرداري مي کند و شوهر، کارمند يک شرکت خدماتي است اما زندگي مريم خواهر ميترا (اسدي) و فرهاد (بهداد) – که به خاطر مشکلات مالي به زندان افتاده – به کلي از هم پاشيده و فرهاد شنيده که مريم براي پول تن به خيانت داده. - نتيجه: يک تصادف مرگبار، تعادل شکننده زندگي ميترا و نيما را به هم مي ريزد. ميترا بي دليل دچار اين توهم شده که نيما عمدا فرزنداو از شوهر قبلي اش را نجات نداده. بحران در رابطه مريم و فرهاد به اوج مي رسد اما با صحبت هاي ميترا موقتا آرام مي گيرد. اين درحالي است که ما به عنوان تماشاچيان از خيانت مريم مطمئن شده ايم ولي کس ديگري اين مساله را نمي داند. راز زندگي نيما هنوز ادامه دارد. فيلم هاي مخصوص طبقه متوسط ايران! به همين سادگي (1386) از معدود نمونه هاي سينمايي ما براي نمايش مشکلات طبقه متوسطي که از شهرستان به تهران آمده اند. طاهره زن خانه داري است با انبوهي از آرزوهاي سرکوب شده. شعر مي گفته و کتاب مي خوانده اما امروز زبان شيوايش در کارخانه پژمرده است. بايد با پسرش هفت تيز بازي کند، ترتيب غذاي دخترش را بدهد و منتظر شوهري بماند که گرچه در کارش موفق است اما شامش را بيرون خورده و از راه نرهسيده خوابش مي برد. ضربه موثري که تنها ماندن طاهره را به رخش مي کشد. وقتي است که با پسرش درباره معادل انگليسي کلمه «خانه دار» حرف مي زنند. راه حل طاهره براي اين مسائل، رفتن است؛ ترک کردن خانواده. - نتيجه: طاهره – که يک چيزيش هست اما خودش هم نمي داند دقيقا چي – تا انتها بر سر دو راهي مي ماند و نمي تواند تصميمش را بگيرد اما ريلي که قطار زندگي اش روي آن افتاده. بعيد است هيچ وقت به ايستگاه آرامش و رضايت برسد. فيلم هاي مخصوص طبقه متوسط ايران! جدايي نادر ... (1389) بحران از همان اسم فيلم پيداست. نادر (معادي) کارمند بانکي جدي و خشک و ظاهرا محکم است که به خاطر پدر بيمارش، علاقه اي به مهاجرت از کشور ندارد. همسرش سيمين (حاتمي) آدم مقاومت کردن و اثر گذاشتن براي حل مشکل نيست و به جايش ترجيح مي دهد با رفتن، صورت مساله را پاک کند. اينطوري، طلاق تنها راه حل مساله شان است. - نتيجه: نادر براي تبرئه خودش از اتهام قتل عمد، به بازپرس دروغ مي گويد و اينگونه تمام ابهتش جلوي ترمه (فرهادي) – که او را به عنوان الگوي خودش پذيرفته بود – مي شکند. با اينال دختر هم به بازي کثيف پدر تن مي دهد و ناگزير از دروغ مي شود (در سه گانه فرهادي، بچه هاي طبقه متوسط که – در واقع نسل آينده اين طبقه را مي سازند – هميشه شاهد روابط پرتنشي هستند، مجبور به دروغ گفتن مي شوند و گاهي براي دروغ آموزش مي بينند). انتهاي فيلم طلاق نادر و سيمين است و تصميم ترمه که بايد يکي را انتخاب کند. فيلم هاي مخصوص طبقه متوسط ايران! بي خود و بي جهت (1390) وجه کمدي فيلم بر وجوه جدي و تلخش مي چربد. با اين حال آدم هايش بي ترديد متعلق به طبقه متوسطند. فرهاد (مهران فر) مرد بي کار و بي مسووليت و بي خاصيتي است که از سر کله پوکي (!) ... با وجود مخالفت هاي شديد خانواده – با الهه (جواهريان) ازدواج کرده و به زودي پدر هم مي شود! محسن (عطاران) سعي مي کند براي حل مشکلات مالي به او کمک کند. اما همسرش مژگان (بهرام) و پسرش را هم توي دردسر مي اندازد. نتيجه اين بي فکري ها، يک کوه اثاث مانده رويدست است در فاصله چند ساعت تا جشن عروسي. - نتيجه: مادر الهه که از طبقه اي متفاوت و سنتي تر است، با تصميم خودسرانه اش صورت مساله را پاک مي کند تا به خيال خود دخترش را نجات دهد. غافل از اينکه ماجراي حاملگي الهه، چند ماه بعد دردسر بزرگتري درست خواهد کرد. با اين همه،کاهاني در اين فيلم، نگاه تلخي به اين طبقه ندارد و شايد حتي بتوان محسن و مژگان را در ژانر خود زن و شوهر خوشبختي هم به حساب آورد! فيلم هاي مخصوص طبقه متوسط ايران! اسب ... (1389) مسعود (رضايي) در شرايطي که تا صبح بايد چند ميليوني پول جور کند که اثاثشان را توي خيابان نريزند، لايعقل و کله پا توي شهر مي چرخد. برزو (پيروزفر) هنرمندي شکست خورده است که با همسرش زندگي خوبي ندارند. حکيمه (کرامتي) از شوهرش طلاق گرفته اما هنوز زاغ سياهش را چوب مي زند و روابطش را مي پايد. تازه انگار عشق ناکامي هم به برزو داشته! پيمان، همسر سابق حکيمه (همايون فر) هم با نسترن منشي مشنگ و شيرين عقل آ»وزشگاهش (باران کوثري) روي هم ريخته. تازه به همه اينها، بطري بازي اشکان خطيبي و دوستان و. رابطه بابک حميديان و ماهايا پطروسيان را هم اضافه کنيد. فيلم هاي مخصوص طبقه متوسط ايران! سعادت آباد (1389) به خاطر وضعيت اقتصادي شخصيت ها، فيلم را نمي شود دقيقا نمايشگر زندگي طبقه متوسط دانست. محسن (بهداد) يک قالناق بي صف است که با زد و بند، خودش را از نظر مالي بالا کشيده. به همسرش خيانت مي کندوسر رفيقش کلاه مي گذارد. علي (آقايي) حتي راضي به کار کردن همسرش نيست، در عوض همسرش لاله (افشار) براي ماموريت خارج از کشور، بچه شان را سقط کرده. بهرام (ياري)، زني مطلقه را که از نظر مالي بر او سلطه دارد به همسري گرفته و زندگي سردي را با هم مي گذرانند. او هنوز دلبسته ياسي (حاتمي) است. - نتيجه: آخر فيلم، ياسي ته مانده ليوانش را توي گلدان روي تراس خالي مي کند (صحنه اي شبيه هل دادن ماشين توي ساحل در پايان «درباره الي»). آيا اين تصوير قرار است دريچه اميدي به بن بست رابطه تهمينه و بهرام باشد، بچه علي و لاله را زنده کند يا جلوي خيانت هاي بعدي محسن را بگيرد؟ فيلم هاي مخصوص طبقه متوسط ايران! کنعان (1386) مينا و مرتضي (عليدوستي و فروتن) آدم هايي از طبقه اقتصادي مرفهند اما روابطشان بي شباهت به طبقه متوسط نيست. مينا که در دوره دانشجويي به علي (رادان) دلبسته بودو هنوز ته مانده هاي آن علاقه را با خوددارد، به دليلي نامعلوم (شايد مسائل مالي) با مرتضي که استادشان بوده ازدواج مي کند اما حالا ديگر اين زندگي را دوست ندارد؛ درخواست طلاق کرده. مي خواهد از ايران برود و در اين راه، انداختن بچه هم برايش مساله اي نيست. آذر (بايگان) خواهر ميناست که بعد از سال ها به وطن برگشته، اقدام به خودکشي هاي ناموفق داشته و فرزند و شوهرش را در غربت از دست داده. علي هم درويش وار و تنها و بي هدف، براي خودش روزگار مي گذراند. - نتيجه: آذر به علي علاقه مند مي شود. محبتي که با توجه به اختلاف سني و تفاوت هاي فکري و شخصيتي شان، رابطه بي سرانجامي به نظر مي رسد. مينا در يک تصميم آني و شايد لج بازانه، از طلاق منصرف مي شودو ماجراي حاملگي اش را به مرتضي مي گويد. فيلم هاي مخصوص طبقه متوسط ايران! بي پولي (1386) نگاه شاد و شنگول فيلم نعمت الله، زندگي ايرج (رادان) و مريم حاتمي) را خيلي تلخ نشان نمي دهد. مشکل اصلي آنها، همان اسم فيلم است. خانواده چيت چي دلشان مي خواهد مثل آدم هاي شيک و پولدار و باکلاس، بخورند و بپوشند و زندگي کنند اما شرايط کاري و اقتصادي اجازه چنين بلندپروازي هايي را بهشان نمي دهد. رفقاي ايرج در به اصطلاح «شرکت»ي که روزها وقتش را آنجا مي گذراند (به خصوص سيامک انصاري و امير جعفري) و همينطور شخصيت حبيب رضايي، نمونه ديگري از آدم هاي طبقه متوسطند که به شغل ديگري از آدم هاي طبقه متوسطند که به شغل شريف علافي و خرسندي اشتغال دارند. - نتيجه: ايرج بالاخره دل را به دريا مي زند و به خاطر بيماري گيتا دخترش، چهره الکي پول دار و موفقش را جلوي فک و فاميل مي شکند. چندتايي از سفارش کارهايي که گرفته، به پول نزديک مي شوند و خلاصه که بوي بهبود ز اوضاع جهان مي شوند!