ايسنا/رويا تيموريان که ايفاگر نقش «خاتون» در سريال «يک تکه زمين» است، دربارهي جذابيت نقشي که ايفاگر آن است، خاطرنشان کرد: آنچه در نقش خاتون برايم جذاب است، وجود يکسري عاطفهها و نکاتي است که سالهاست از زندگي مدرن شهري ما بيرون رفته است.
اين بازيگر تئاتر، سينما و تلويزيون يادآور شد: آقاي اسلامي که اکنون تهيهکنندگي سريال «يک تکه زمين» را بر عهده دارد، نزديک به 20 سال پيش سريال «رعنا» را به کارگرداني داود ميرباقري تهيه کرده بود. من اين افتخار را داشتم که اولين کار حرفهيي تصويريام را با وي در «رعنا» آغاز کنم.
وي ادامه داد: زماني که سناريو را خواندم تصورم اين بود که خيلي وقت است جاي چنين مضاميني در تلويزيون ما خالي است و آنچه که برايم بيشترين جذابيت را داشت يکسري عواطف مثل عاطفه ميان خواهر و برادر، سنتهاي خوب و کمک کننده براي ايجاد يک رابطه خانواگي، احترام به يکديگر، درست ديدن همديگر و عدم سوء تفاهمها بود؛ چرا که خيلي وقت است که از زندگي مدرن شهري ما دور شدهاند.
همچنين او دربارهي نقش خاتون در سريال «يک تکه زمين» توضيح بيشتري داد و گفت: در اين مجموعه نقش خواهر آقاي داريوش ارجمند را بازي ميکنم؛ زني که خانوادهاي دارد که در يک ده، زمين دارد و در واقع امين و معتمد ده است و زماني که همراه با برادرش به شهر ميآيد، شخصيتش در پي يکسري از اتفاقات کاملا نشان داده ميشود.
اين بازيگر تئاتر، سينما و تلويزيون دربارهي شتابزدگي سريالهاي مناسبتي، اظهار کرد: مساله عجله و شتاب در ساخت کارهاي مناسبتي يک قصه هميشگي است که ساليان سال تکرار ميشود . من با سريالي که محدوديت زمان داشته باشد کار نکردم و خيلي کم با چنين کارهايي برخورد داشتم اما ديگر همکارانم را ديدم که چقدر در روند کار اذيت ميشوند که به نظر من اين امر طبيعي است و هر چه هم تماشاچي از اثر راضي باشد و آن را بپسندد باز هم کيفيت کار آن طور که بايد باشد خوب از آب درنميآيد.
او معتقد است:قطعا در يک فضاي آرامتر کارها بدون وجود استرس و عجله و شتاب ميتوانند کيفيت چند برابري داشته باشند.
رويا تيموريان دربارهي ناقص بودن فيلمنامهها پس از کليد خوردن کار و تاثير آن بر بازي بازيگران، گفت: من معمولا با سناريويي که کامل نيست کار نميکنم، چرا که اين مساله نه تنها براي بازيگر، بلکه براي کارگردان و ديگر عوامل هم مهم است. من به عنوان بازيگر ممکن است کليت قصه را بخوانم و چهار قسمت از کار را به من بدهند اما ممکن است کاراکتري که به من داده شده، ندانم که در قسمتهاي بعدي چه اتفاقي برايش خواهد افتاد و نتوانم بر اساس آن بازيام را تنظيم کنم. بنابراين فکر ميکنم نتيجهي خوبي ندارد اما گاهي برخي از دوستان مجبور ميشوند که اين ريسک را انجام دهند و گاهي هم به طور استثنايي خوب از آب درميآيد ولي من فکر ميکنم تلويزيون اندازهاي دارد و به دليل اينکه بعد وسيعي دارد اين ريسکها بايد به حداقل خودش برسد به دليل اينکه مخاطبان خيلي وسيعي را دربرميگيرد و اين حق تماشاچي نيست که قرباني ريسک ما در سطح بالا شود.