يکي از شاخصه هاي مهم «محسن يگانه»، تناقض هاي مختلف درباره شخصيت هنري و شخصي اوست. قضاوت ها و صحبت هاي فراواني درباره ميزان محبوبيت و منفوريتش گفته و شنيده مي شود ولي چيزي که هست، تعداد اين قضاوت هاست که باعث شده نتيجه گيري کساني که از دور شاهد هنرنمايي خواننده مورد علاقه شان هستند، سخت و سخت تر شود.
عده اي او را هنرمندي سختگير در کار و بي محابا در برقرار کردن روابط کاري و شخصي مي دانندو خيلي ها هم از او به عنوان خواننده اي پرخاشگر و بداخلاق با رفتاري تند ياد مي کنند. برخي گفت و گوها و اظهار نظرها از سوي او در به وجود آمدن اين فضا تاثيرگذار بوده و اتفاقاتي از قبيل دعواهاي حقوقي اش با تهيه کننده هاي بازار موسيقي که باعث شد او در مقاطعي به خبر اول رسانه ها تبديل شود هم در به وجود آمدن اين قبيل ذهنيت ها نقش اساسي داشته.
خيلي ها هم از رابطه صميمي و دوستانه او با طرفدارانش خبر ندارند و بدون علم به اين موضوع، درباره يگانه اظهار نظر مي کنند. چند سکانس واقعي درباره برخي واکنش ها که محسن يگانه محور آنها بوده را بخوانيد و خودتان تصميم بگيريد خواننده «حباب» چه جور آدمي است.
● چرا مي گويند محسن يگانه خواننده محبوبي است؟
بايد يک استاديوم رو»ي پروپاقرص باشي تا بفهمي«محسن يگانه» چقدر ممکن است محبوب باشد ...
بايد صبح کله سحر به عشق اينکه جاي بهتري در استاديوم نصيبت شود، از خانه بيرون بزني تا انتظار ۱۰ ساعته ات براي شروع بازي شروع شود. بايد روي سکوها و صندلي هاي خيس آزادي خوابت ببرد و با چند نفري سر ساندويچ هاي کثيف آن کيوسک هاي خاکستري دعوا کني تا آرام آرام به بهتر شناختن «محسن يگانه» نزديک شوي.
بايد حسابي دم دستشويي هاي صفي آن راهروهاي متروک، اين پا و آن پا بشوي تا به اندازه کافي بتواني استاد را و ميزان تاثيرگذاري اش بر حال و روز اين روزهاي مخاطبان موسيقي را درک کني. بايد دو ساعت مانده به شروع بازي برسد و سيستم صوتي ورزشگاه آرام آرام با بي مزه گي هاي آقاي مجري تست شود و بعد از کلي شعار و جو دادن هاي لوس و حرف هاي الکي، نوبت اصل ماجرا برسد.
ترانه هاي مجاز يکي يکي Play شوند و دوروبري هايت شروع کنند به خوشحالي هاي از سر نوجواني، بزرگترها «باباکرم» بازي درآورند و ميانسال ها هم تلخندي بزنند در دلشان به «دل خوش کنک»هاي اين نسل.
از همان لحظه اول پخش در استاديوم، ديگر نه خبري از خوشحالي هاي از سر نوجواني است، نه «بابا کرم» و نه تلخندي ... همه با هم آن را با صداي بلند مي خوانند: «روزاي سخت نبودن با تو/ خلا اميد و تجربه کردم / داغ دلم که بي تو تازه مي شد / هم نفسم شد سايه سردم...».
همه اين ترانه را از حفظ مي خوانند و هر چقدر به ترجيع بندش نزديکتر مي شوند، شور و حال و انرژيشان بيشتر و بيشتر مي شود تا بالاخره وقتش مي رسد: «سکوت قلبتو بشکن و برگرد/ نذار اين فاصله بيشتر از اين شه/ نمي خوام مثل گذشته که رفتي/ دوباره آخر قصه همين شه...»
فرقي ندارد کدام سکو نشسته باشي. اين شايد تنها نقطه مشترک تيفوسي هاي آفتاب خورده باشد که هر دو طرف بدون کل کل سراغش مي روند و همه سعي شان اين است که بتوانند بيشتر و بهتر از نيمه آن وري، آن را زمزمه کنند و خوش بگذرانند. شايد تنها اختلاف آنها بر سر طرف مورد نظرشان است که در متن شعر از او خواسته شده: «سکوت قلبش را بشکند و برگردد...». نيمه اي «فرهاد» و نيمه ديگر »کريمي»...
اينجا استاديوم آزادي است... همين يکي دو ماه گذشته و دربي بزرگ پايتخت...
● چرا مي گويند محسن يگانه دشمن زياد دارد؟
بايد يک «خوره موسيقي» باشي که بفهمي «محسن يگانه» چرا در موسيقي اين همه مخالف دارد...
وقتي که در يک استوديوي خفن، ناظر ضبط «وکال» يک خواننده رپ هستي و دور و بري ها و نوچه هاي آقاي «رپر»، در حال تعريف و تمجيد از «سلطانشان» هستند. موسيقي پاپ براي آنها زجرآور است و همه «محسن»هاي دنياي پاپ (اعم از يگانه و چاوشي و آن يکي ديگر!) را خرده ريزه هاي غيرقابل حسابي مي دانند و خاطراتشان را در تحقير ستاره هاي پاپ، يکي يکي با صداي بلند (طوري که رپر بهشان چشم غره برود)، تعريف مي کنند: «سه بار آدم فرستاده که يه «فيت» با ما بده. همه کاراش هم بدون استثنا مال اين و اونه. ولي خداييش نبوغ خوبي تويکنار هم گذاشتن خط ملودي ها داره. ولي مي دوني؟ کدوم يکي از اينا بعد از سه تا آلبوم موندن؟ قبلي ها کجان؟».
اينجا طبقه منفي ۲ يک آپارتمان حوالي ميدان هروي است... ارديبهشت همين سال ۹۱...
● چرا مي گويند محسن يگانه بداخلاق است؟
بايد يک خبرنگار بي رودربايستي موسيقي باشي تا بفهمي «محسن يگانه» چطور شخصيتي دارد...
وقتي در پشت صحنه کنسرتش مثل امير قلعه نويي با يک اشاره چشم به «علي»، بخواهد تا خبرنگارها را از «بک استيج» بيرون بروند. وقتي براي هر مطلب و نقد گزنده اي اس ام اس بازي اش شروع مي شود و در برابر انتقادها، اصلا کوتاه نمي آيد. وقتي براي علي دايي قيافه مي گيرد و از اينکه در کنسرتش، بيشتر از خودش تشويق مي شود، به او حسادت مي کند.
وقتي بايد هميشه عکس رهبر ارکسترش روي پوسترهاي تبليغاتي اش بيايد، وقتي به واژه «کاور» آلرژي دارد، وقتي هدف هاي بزرگش را مي بيني که دم از جهاني شدن مي زند. وقتي با دوستان گرمابه و گلستانش قطع رابطه مي کند. وقتي در استوديوي شخصي اش خودش را هشت روزتمام حبس مي کندتا مبادا قاطي شدن بيش از حدش در روزمرگي به آثارش بوي تکرار بدهد...
محسن يگانه يک چنين شخصيتي است. سرشار از تناقض هاي رنگ وارنگ. رفتارهايي غيرعادي و بعضا عجيب که البته اين رفتارها را با تکيه کلام هميشگي اش مي پوشاند: «ما از پشت کوه اومديم، ولي با هلي کوپتر!»
● حرف هاي جنجالي محسن يگانه درباره بقيه خواننده ها
هر جور مي خواي فکر کن
در سال هاي اخير هر خبري از محسن يگانه در رسانه ها با واکنش هاي فراواني روبرو شده و خيلي ها اعتقاد دارند همين تنش هاي او در رسانه هاست که باعث شده او بتواند همچنان خودش را در سطح اول اخبار موسيقي کشور وحفظ کند.
همين تنش ها و جنجال ها باعث شده ولع مخاطبان موسيقي براي شنيدن محصول جديد اين خواننده بيشتر شود. چند نمونه از تنش زاترين اظهارنظرهاي يگانه را بخوانيد تا بيشتر و بهتر در جريان ريز اين اتفاقات باشيد.
درباره محسن چاوشي:
«نشکن دلمو» از ساخته هاي من است. شاعر و گيتاريست آن کار من بود، نه محسن چاوشي. براي پريدن به محسن چاوشي اين را نمي گويم اما خيلي ها اين قطعه را به نام او مي شناسند. هيچ وقت اين اتفاق برعکس نيفتاد که با يک تراک محسن يگانه معروف شود. من در مورد چاوشي هيچ وقت نظر مغرضانه اي نداشته ام ولي اميدوارم کسي هم مغرضانه برخورد نکند چون دوست دارم موزيک هاي بهتري از محسن بشنوم از او انتقاد مي کنم. کاري هم به دوستي مان ندارم بلکه فقط از طرف يک طرفدار با او حرف زدم. خيلي ها مي خواهند از خيلي چيزها سوء استفاده کرده و اتفاقات کوچک را بزرگ جلوه دهند. (گفت و گو با سايت موسيقي ما)
پاسخ چاوشي: سکوت...
درباره بنيامين بهادري:
نمونه عيني آدم هايي که از خود بي خود شدند کسي نيست جز بنيامين بهادري. او که حتي درک درستي از هفت نت موسيقي هم ندارد، به راحتي کل جامعه هنري ايران را زير سوال مي برد و به آنها بي احترامي مي کند. چرا ما بايد لنگ يک سري افراد بي هنر باشيم که سر يکسري اتفاقات خاص رو آمده اند و فکر مي کنند که موجشان ماندگار است. بفرماييد، اين هم آلبوم جديد بنيامين!
چرا ما بايد اجازه بدهيم که يک «بچه»، يک بچه از لحاظ هنري، بيايد و در صحبت هايش اين همه هنرمند را زير سوال ببرد؟ آلبوم دوم همين آقا همه انسجام بازار موسيقي ما را بعد از عيد از بين برد. او به شعور مردم ما توهين کرد و تازه دو قورت و نيمش هم باقي است. (گفت وگو با مجله همشهري ماه)
پاسخ بنيامين: سکوت...
درباره فرزاد فرزين:
من واقعا با او رفيق بودم. اگر يادش نرفته باشد، مي داند که چه کمک هايي به او کرده ام! اي کاش فرزاد حداقل رعايت مي کرد و حداقل يکي از قطعاتش بي اندازه شبيه «سکوت» نبود. اينقدر راحت با قطعه من بازي نمي شد و ملودي ام به سرقت نمي رفت.
فرزاد بهتر است قاطي اين بازي ها نشود. قاطي شدن در اين جوربازي ها براي اين دوستان دو سرش باخت است. در مورد»سکوت» يک نيمچه سرقت هنري شکل گرفت و اين اصلا چيز جالبي نيست. حالا هر کس هر جوري که دلش مي خواهد فکر کند. (گفت و گو با هفته نامه يکشنبه)
پاسخ فرزين: من تمايل چنداني براي صحبت در مورد اين موارد ندارم وهميشه در زندگي ام سعي کرده ام که دوستي هايم را حفظ کنم. باز هم با وجود تمام اين صحبت هايي که شده، سعي ام اين است که دوستي ام با محسن يگانه را حفظ کنم. کساني هم که کوچکترين شناخت و درکي از موسيقي دارند، به خوبي مي توانند تشخيص دهند که اين قطعه هيچ شباهتي به هيچ قطعه اي ندارد. مردم بهترين قاضي اند که در مورد همه چيز مي توانند نظر بدهند.
برادر يگانه مي گويد واکنش هاي خاص محسن باعث شده بعضي ها او را يک آدم جنجالي بدانند.
ژن ما اينطوري است!
کميل يگانه برادر «محسن يگانه» است که خودش هم کار موسيقي مي کند و در کارش به موفقيت هاي خوبي هم دست پيدا کرده. کميل بعد از انتشار آلبوم حباب، با نگاهي سختگيرانه اثر جديد برادرش را نقد مي کند. او حرف هاي جالبي هم درباره شخصيت حرفه اي محسن دارد که خواندنشان به تکميل شدن اين پرونده کمک مي کند.
منتقدان مي گويند حاشيه هايي که براي محسن در اين يکي دو سال پيش آمد و او را به واکنش هاي تند و تيز در رسانه ها واداشته، باعث شده او تمرکزش را در توليد «حباب» از دست بدهد. تو با اين ديدگاه موافقي؟
بعضي وقت ها بود که محسن متهم مي شد به کارهايي که الحق و الانصاف خلاف آنها صحت داشت و به نظرم بايد محسن به آنها جواب مي داد. مثل بحث برخي ملودي ها و قطعاتي که گفته شده بود او آنها را از روي قطعات خارجي ساخته و به قولي دزديده. مثلا «آخه دل من» و «سکوت». در اين موارد جواب دادن به حاشيه سازي و جنجال ها منطقي بود و کلا ژن ما جوري است که اگر قرار باشد جواب کسي را بدهيم، به تندي اين کار را مي کنيم. محسن هم از اين داستان جدا نيست.
يعني محسن هميشه در برابر انتقادات واکنش تند نشان مي دهد؟
من اسمش را مي گذارم واکنش «خاص». اصلا يکي از بارزترين شاخصه هاي او، خاص بودن واکنش هايش در مواقع اينچنيني است. گاهي کارهايش به قدري شگفت زده مان مي کرد که خودمان هم مي مانديم. بعضي اوقات ايده ها و تصميم هاي عجيبي در سخت ترين مواقع مي گرفت و باعث مي شد همه متعجب شوند. ايده هاي خاصي داشت که بعضا فقط خودش مي توانست آنها را درک کندد. اين عدم درک از طرف مقابل باعث مي شد با عصبانيت مقصودش را منتقل کند. شايد به همين خاطر باشد که حالا بعضي ها از او به عنوان يک آدم جنجالي ياد مي کنند.
اين رفتارهاي به قول تو «خاص» به کيفيت و رشد او در مسير هنري اش کمک کرده يا آسيب زده؟
تا يک زماني خوب بود و باعث مي شد در کارش رشد کند ولي الان ديگر قطعا اينطور نيست.
مگر چه فرقي با مثلا سه سال قبل داشته؟
فرقش اين است که من بعد از انتشار آلبوم «حباب» از برادر خود نااميد شدم! چون چيزي که در ذهن من بود و من شنيده بودم و فکرش را مي کردم، خيلي با محصول نهايي فرق داشت. شايد اين آلبوم خيلي ها را راضي نگه دارد ولي به نظر من واقعا اين اثر فاصله زيادي با تصورات دوستداران حرفه اي او و خود من داشت.
اگر خوب نيست پس چطور مي گويي خيلي ها را راضي کرده؟
اين آلبوم در مقايسه با خيلي از کارهاي موجود در بازار يک سر و گردن بالاتر است ولي از محسن يگانه خيلي ها انتظار يک کار فوق عالي را داشتند. چيزي که در تصورشان هم نگنجد.
عرف بازار موسيقي پاپ مي گويد اگر هنرمندي يک آلبوم خيلي موفق بدهد، در ادامه عمر هنري اش ديگر نمي تواند موفقيت آن آلبوم را تکرار کند.
اين سقوط عمده ترين دليلش اين است که ما هيچ وقت در موسيقي کشور الگو يا قهرماني دست نيافتني نداشته و نداريم و به محض مزمزه کردن برخي موفقيت هاي کوچک، هر کسي خودش را دست نيافتني فرض مي کند و اتفاقا اين يعني شروع سقوط. اينکه خودت را بالاترين بداني و فرضت اين باشد که ديگر هر چه بسازي، همه برايش غش و ضعف مي روند. اين آلبوم هم شروع سقوط محسن يگانه نباشد، به شدت از سطح توقعات من پايين تر بود و هنوز نتوانسته ام دليلش را به درستي کشف کنم.