باني فيلم/ خيلي وقت است که ايرانيان با تکيه به درآمدهاي حاصل از طلاي سياه به پيش ميرفتند و البته به خاطر همين تکيهگاه قوي گاهي از تلاشهاي بيشتر يا دقت نظر بالاتر چشم پوشي ميکردند. همه ما داستانهايي درباره علت موفقيت ژاپنيها شنيدهايم؛ اينکه مردم اين کشور بدون داشتن منابع طبيعي به تواناييهاي خودشان تکيه کردند و توانستند کشورشان را در زمينههاي مختلف به موفقيت برسانند. حالا ايران امروز دچار چالش عظيمي شده، دولت ميخواهد به سمت خصوصي سازي برود. از طرف ديگر قرار نيست ديگر به منابع طبيعي همچون طلاي سياه تکيه کنيم. چون قيمت طلاي سياه به نسبت گذشته کمتر شده. هر چند که بسياري از کارشناسان معتقد هستند اتفاقات پيشرو به نفع انيميشن است، چون سبب ميشود آنها کيفيت را بالا ببرند و به بازارهاي جهاني بيانديشند. در حالي که مخالفان ميگويند به دليل نبود امنيت اقتصادي و مشکلات عرضه و نمايش انيميشن سينمايي در ايران سرمايهگذاري بخش خصوصي در اين زمينه عملاً غيرممکن است. بنابراين مشکل کنوني انيميشن سينماي ايران، مساله دانش، نيروي متخصص يا امکانات نيست؛ بلکه کيفيت، سرمايه و عرضه سه عنصر کليدي توليد هستند که در حال حاضر مشکلات حوزه انيميشن حول محور آنها ميچرخد.
نبايد از ساخت انيميشن سينمايي عقب نشيني کنيم
محمدرضا کريمي صارمي، پايهگذار و دبير چند دوره جشنواره بينالمللي پويانمايي با اشاره به اينکه کشور ايران بيش از پنجاه سال در زمينه ساخت انيميشن کوتاه سابقه دارد، درباره انيميشن سينمايي ميگويد: «در اين موضوع که اقتصاد انيميشن بر روي مديوم بلند آن ميچرخد، شکي نيست، اما در عين ما هنوز نتوانستهايم انيميشن سينمايي بلند در رده جهاني توليد کنيم. اينهم خودش واقعيتي است.» با اين حال او فکر نميکند چنين موضوعي دليل بر آن باشد که ما از حوزه ساخت انيميشن بلند سينمايي عقبنشيني کنيم؛ « انيميشن «شاهزاده رومي» نمونه خوبي در اين زمينه است که خودشان ميگفتند آن را با کمکهاي مردمي ساختهاند. در حالي که شايد اگر بودجه بيشتري ميداشتند، بسيار موفقتر از حال ميشدند. «تهران 1500»هم هرچند در زمان طولاني ساخته شد، بالاخره اينروزها با توجه به پيشرفت تکنولوژي ساخت يک اثر سينمايي نبايد بيشتر از دو سال وقت ببرد در حالي که ما چهار پنج سال وقت براي «تهران 1500»گذاشتيم. با اين حال همين فيلم هم با تبليغات موفق شد، فروش خوبي به دست آورد.» کريمي صارمي با توجه به سابقه و تجربهاش در دنياي انيميشن به شاخصهاي مهم آن اشاره ميکند؛ «زمان اکران مناسب، سالن سينما، کيفيت، سرمايهگذاري عالي، تيم توليد و پس از توليد، جذابيت بصري، موسيقي، ادبيات، تبليغات، عنصر تخيل و... همه از شاخصههايي هستند که سبب ميشود ما در ساخت انيميشن حرفهاي موفق شويم.» آنطور که او ميگويد انيماتورهاي ايراني دانش و توانايي ساخت انيميشن در حد کارهاي ژاپني و روسي را دارا هستند؛ اما آنها نياز به سرمايه و حمايت دارند. خودش دمو بسياري از چنين کارهايي را ديده، کارهايي که به خاطر نداشتن بودجه در حد دمو و يک روياي دست نيافتني باقي مانده است؛ «اگر بودجه باشد امکانات هم خيلي سريع مهيا ميشود. بچههاي ما واقعاً اين توانمند و استعداد را دارند.»
در انيميشن به رکود رسيده بوديم
البته به گفته کريمي صارمي کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان به عنوان يکي از متوليان انيميشن همچنان به کار خودش در زمينه حمايت و توليد انيميشن ادامه مي دهد؛ «يعني اگر انيميشن بيشتري توليد نکند، کمتر از قبل توليد نمي کند.» اما شرکت هاي انيميشن سازي زيادي در طي سال هاي اخير تعطيل شده اند، چرا که به نظر او، آنها بر مبناي سفارش هاي دولتي شرکت هايشان را تاسيس کرده بودند و به محض کمتر شدن اين سفارش ها با مشکلات مالي مواجه شدند. به طوري که کارشان به تعطيل کشيد. هرچند که کريمي صارمي اين وضعيت را به نفع انيميشن ايران مي داند؛ «چون اگر قرار باشد شرکت هاي باقي مانده در زمينه انيميشن کار کنند، متوجه مي شوند که ديگر نبايد فقط منتظـر سفارش مرکز صبا باشند. بلکه بايد کيفيت کارشان را بالا ببند و با کشورهاي بزرگ وارد قرارداد و رابطه کاري شوند.» ما در انيميشن به رکود رسيده بوديم، دولتي شده بوديم و فقط متحرک سازي انجام مي داديم. در حالي که مرزهاي جهاني انيميشن بزرگ تر از مرزهاي داخلي است. اين ها را کريمي صارمي مي گويد و در ادامه تاکيد مي کند که؛ «اصلا همين گذر از مرزهاي بين المللي است که مي تواند هنر را تبديل به صنعت کند.» با اين حال او معتقد است بودجه خوب مي تواند در نهايت به کار خوب منجر شود؛ «نه کاري در حد ديزني و پيکسار؛ اما قابل قبول.»
مهاجرت نيروهاي متخصص انيميشن به کشورهاي اطراف
به نظر مي آيد هيچ کدام از انيماتورها مخالف ساخت انيميشن بلند سينمايي نيستند. حسين ضيايي، کارگردان انيميشن هم معتقد است ما به انيميشن سينمايي نياز داريم. نيازي براساس رشد جمعيت کشور، شرايط فرهنگي جهان و ارتباط جمعي ما با انيميشن. با اين حال او مي گويد پيش تر از بحث انيميشن به وضعيت سينماي امروزمان نگاه کنيم. سينمايي که دچار مشکلات است، سود خوبي از فروش فيلم ها بازگردانده نميشود و مخاطب ندارد؛ «بنابراين در اينجا وظيفه انيميشن است که به اکران سينما رونق ببخشد. در همه جاي دنيا پرفروش ترين فيلم هاي گيشه، انيميشن هستند، ولي در ايران قضيه معکوس است. چرا؟ چون ما سينماي انيميشن نداريم.» به نظر ضيايي انيميشن سينمايي نداشتن امروز ما از سياست هاي غلط گذشته نشات ميگيرد. از دوراني که بر کوچکسازي تأکيد زيادي ميشد؛ «به همين دليل مراحل ساخت انيميشن تا رسيدن به مديوم سينمايي آن طبيعي طي نشد.» آنطور که او ميگويد در هفت هشت سال اخير انيميشن در فيلمنامه نويسي، تربيت نيرو و توليد جذابيتهاي بصري به رشد قابل قبولي رسيده بود؛ اما به يکباره اين روند متوقف شد. ضيايي معتقد است ما به انيميشن سينمايي نياز داريم؛ اما نميتوانيم آن را توليد کنيم، به خاطر طولاني بودن پروسه توليد و جريان اقتصادي که بر سينما حاکم است؛ « ما در ده سال اخير ساخت انيميشن بلند سينمايي را تجربه کرديم؛ ولي مديريت انيميشن ما حالا به سمت و سوي ديگري رفته. تلويزيون هم ديگر از ساخت انيميشن حمايت نميکند. بسياري از مراکز استاني مثل همدان، مشهد، اصفهان يا مازندران هم ديگـــــر راغب به تولــــــيد انيميشن نيســـتند و به همين دليل بسياري از نيروهايي که محصول انيميشن بودند حالا سر از کشورهاي حوزه خليج فارس، ترکيه يا مالزي در آورده اند.»
تلويزيون ديگر از انيميشن حمايت نمي کند
اينها بخشي از دغدغههايي است که او مطرح ميکند؛ اما ضيايي درباره اينکه چرا تلويزيون ديگر از ساخت انيميشن ايراني حمايت نميکند، توضيح ميدهد: «ما خودمان هم نميدانيم. هميشه اين موضوع را با آنها مطرح ميکنيم که مگر هدف تلويزيون چيزي غير از سرگرمي سازي است؟ تلويزيون بايد باني و حمايتگر اين ماجرا باشد. در حال حاضر حتي امارات هم دارد از نيروهاي حرفه اي ما ميدزد؛ اما کسي به اين موضوع توجهي نميکند. در صورتي که در سال هاي قبل تلويزيون باعث رشد انيميشن شد. در همه جاي دنيا همين طور است، اما در ايران اين موضوع برعکس شده.» البته او در بخشي از اين ماجرا حق را به مسئولان تلويزيون ميدهد، در بخشي که مديريت جامعه انيميشن نتوانسته به تعهدات توليدي خود چه به لحاظ کيفيت و چه به لحاظ زماني عمل کند. با اين حال رئيس جديد صدا و سيما رويکرد جديدي در خصوص انيميشن آغاز کرد و به نظر ميرسد ديگر توليد انيميشن در اولويت اين سازمان نيست؛ «من از معاون امور استان ها شنيدم که گفت ديگر توليد انيميشن برايمان جذاب و در اولويت نيست. اين را صريحا بيان کرد.» اما اين سؤال بدون جواب در ذهن ضيايي باقي مانده که؛ «پس تلويزيون قرار است چه دنيايي براي نسل آينده ايران خلق کند؟ دنيايي که در آن صحبتي از فرهنگ و رنگ بوي ايراني در انيميشن هايش نيست.» او اين اتفاق را حاصل مديريت جو زده و بدون چشم انداز يا دور انديشي ميداند؛ «مطمئنن اين اتفاق ضربه جبران ناپذيري به انيميشن و نسل آينده مي زند. چون انيميشن هنر گراني است و هر کسي نميتواند به سمت آن بيايد. دنياي کودکي به انيميشن نياز دارد و انيميشن يکي از پيوست هاي اين دنياست. بچه هاي امروز ما چنين دنيايي ندارند. حداقل دنيايي با فرهنگ ايراني ندارند.» ضيايي ميگويد حالا که انيميشن اوضاع خوبي ندارد، هنر موشن گرافيک طرفداران بيشتري پيدا کرده. به نظر او انيميشن در حال طي نمودن دوران خوبي بود؛ اما عقب نشني مديران دولتي و بازنگري برنامههاي تدوين شده باعث شد اين دوران به رکود برسد.
هرچند حسين ضيايي اذعان ميکند که ما در انيميشن سينمايي قدرت رقابت با آثار جهاني را نداريم؛ اما به اين نکته اشاره ميکند که؛ «حتي سينماي جهان هم از فيلمهاي دو حلقه اي شروع شد تا به فيلمهاي چهار ساعتي رسيد. يعني ما از ذره ذره سازي شروع ميکنيم. مثلاً همين مکتب زاگرس، اگر مورد حمايت شهرداري و دولت قرار نميگرفت حالا در حد همان مکتب در دهه هشتاد باقي مانده بود. مکتبي که انيميشن «پرفسور بالتازار»، يکي از معروف ترين محصولاتش است که توانستند آن را به سراسر جهان بفروشند. يعني آنها هم از مختصر سازي شروع کردند تا اين که کم کم خودشان را مستقل کردند.» او در ادامه ميگويد: «ما هم در حال پيشرفت بوديم. دانشگاهها داشتند به سمت تربيت نيروهاي متخصص پيش ميرفتند، در عرصه نوشتار و فانتزي نويسي در حال حرکت بوديم، با اين حال ظرف اين سه سال که تلويزيون پايش را از توليد انيميشن پس کشيد، ما هم آموزش را متوقف کرديم. و هيچکدام از اين انيميشن سينمايي که ساخته شدند، نتوانستند استوديوها يا نيروهاي خودشان را نگهدارند.» ضيايي انيميشن کوتاه را بسيار موفق ميداند و ميگويد آنچه در حال حاضر مهم است تربيت مديران فرهنگي دلسوزي است که در حوزه انيميشن از شناخت کافي برخوردار هستند؛ «انيميشن دچار سکته شده، ما بايد از صفر شروع کنيم. من به شدت با انيميشن بلند سينمايي مخالف هستم. ما بايد بازهم کار کوتاه انجام دهيم و تلويزيون قبول کند که در اين زمينه مسئوليت دارد.»