بیست فیلم «کلاسیک مدرن» که هر فردی باید در زندگی اش آنها را تماشا کند!

منبع
برترين ها
بروزرسانی
بیست فیلم «کلاسیک مدرن» که هر فردی باید در زندگی اش آنها را تماشا کند!
برترين ها/ هيج وقت براي اينکه بخواهيد به آرشيو فيلم هايتان سري بزنيد و يک فيلم خوب انتخاب کرده و تماشا کنيد دير نيست. و اگر در تعطيلات زماني براي تماشاي فيلم داشتيد، شايد بهتر باشد چند فيلم از کلاسيک هاي دنياي مدرن را در نظر داشته باشيد. اگر تصميم داريد يک فيلم کلاسيک مدرن تماشا کنيد، نگاهي به 20 فيلمي که در زير معرفي مي کنيم بيندازيد، زيرا معتقديم هر فردي بايد در طول زندگي اش اين کلاسيک هاي مدرن را تماشا کند. 1. "داني دارکو" (2001) جيک جيلنهال وقتي در نقش اصلي فيلم سينمايي درام فانتزي "داني دارکو" (Donnie Darko) بازي کرد، کم کم داشت به بازيگري شناخته شده تبديل مي شد و اين فيلم در واقع دومين فيلم بزرگي بود که او در نقش اصلي ظاهر مي شد. وي در اين فيلم نقش نوجوان آشفته اي را بازي مي کند که الهام هايي از آينده مي گيرد و خرگوشي غول پيکر با ظاهري زشت با وي حرف مي زند. فيلم "داني دارکو" تبديل به کلاسيکي فرهنگي شده است، زيرا زماني که اين فيلم اکران شد، مردم آمريکا با سر در گمي ها و تراژدي دنياي پس از 11 سپتامبر در تقلا بودند. 2. "بولينگ براي کلمباين" (2002) چهارمين فيلم بلند مايکل مور که برنده جايزه اسکار بهترين مستند شد، شايد بهترين فيلم اين مستندساز نيز باشد. اين کارگردان جنجالي از رويدادهاي قتل عام دبيرستان کلمباين استفاده کرده تا اعتياد مردم ايالات متحده به حمل سلاح را خطاب قرار دهد. متأسفانه 14 سال از مسائلي که فيلم سينمايي "بولينگ براي کلمباين" (Bowling For Columbine) به آنها پرداخته بود گذشته و هنوز هم موضوع اين فيلم کهنه نشده است. 3. "شهر خدا" (2002) اين فيلم که نگاه آن به زاغه هاي ريو دو ژانيرو بطور باورناپذيري هوشمندانه و داراي سبک است، زندگي دو پسربچه را به تصوير مي کشد که در ميان مواد مخدر و سلاح بزرگ مي شوند. بازيگران اين فيلم اغلب بازيگران غير حرفه اي هستند و همين مسئله به فيلم اصالت مي بخشد. ولي آنچه "شهر خدا" (City of God) که فيلمي پر از خشونت است را حيرت انگيز مي کند، کمدي موجود در لايه هاي آن است. 4. "درخشش ابدي يک ذهن پاک" (2004) وقتي کارگرداني مانند ميشل گوندري و فيلمنامه نويسي مانند چارلي کافمن با هم همکاري کنند، نتيجه کار فيلمي مي شود مانند فيلم "درخشش ابدي يک ذهن پاک" (Eternal Sunshine of the Spotless Mind)، يکي از اوريجينال ترين داستان هاي عاشقانه اي که در 15 سال اخير به صورت فيلم در آمده است. جيم کري که نقش جوئل را در فيلم بازي مي کند يکي از بهترين بازي هاي خود را ارائه داده و کاراکتر او پس از جدا شدن از عشقش کلمنتاين (با بازي کيت وينسلت) نزد پزشکي مي رود که تخصص او پاک کردن بخش هايي از خاطرات و حافظه فرد است. اين فيلم با داستان جالبش که به لطف تخيلات گوندري و کافمن به زيبايي و بي عيب و نقص به صورت فيلم درآمده، کاملاً ارزش تماشا را دارد. 5. "حسابي چاقم کن" (2004) مورگان اسپرلاک از شخصيت خوش برخورد خود و موضوعي داغ براي ساختن فيلم مستندي استفاده کرد که حرفه فيلمسازي او را تعريف کرد. اسپرلاک با فيلم "حسابي چاقم کن" (Super Size Me) به مسئله روز ايالات متحده يعني چاقي بيش از حد پرداخته و دوربين خود را به سوي مک دونالد چرخانده و در اين مسير، نگاه ما به فست فود را تغيير مي دهد، آن هم در فيلمي که به مدت يک ماه، او فقط از منوي مک دونالد، غذا سفارش مي دهد. اين فيلم نقش مهمي در تغيير سياست مک دونالد و قرار دادن گزينه هاي سالم تر در منوي آن و البته حذف گزينه "سوپر سايز" از منوي مک دونالد دارد. 6. "جايي براي پيرمردها نيست" (2007) برادران کوئن با اقتباس از رمان کورمک مک کارثي، وسترني کلاسيک و مدرن خلق کرده اند که در آن جاش برالين در نقش مردي ظاهر شده است که اتفاقي يک چمدان بزرگ پر از پول پيدا مي کند و خاوير باردم را در نقش يک آدمکش رواني مي بينيم. فيلم "جايي براي پيرمردها نيست" (No Country For Old Men) را هر بار که مي بينيد برايتان جذابيت دارد. 7. "راتاتوئي" (2007) به جرأت مي توان گفت مخاطب انيميشن "راتاتويي" يا "موش سرآشپز" (Ratatouille) فقط بچه ها نيستند. اين فيلم که در دنياي آشپزي جذاب و با پرستيژ پاريس اتفاق مي افتد، داستان موشي را تعريف مي کند که خودش را يک سرآشپز تصور مي کند. ممکن بود اين انيميشن تبديل به يک فاجعه سينمايي شود، ولي در عوض نشان داد که داستان هايي که چندين و چند لايه دارند، را مي توان از طريق کارتون ها و جلوه هاي ويژه کامپيوتري به طريقي اعلا تعريف کرد. 8. "خون به پا خواهد شد" (2007) پل توماس اندرسون فيلمي ساخته که به دلايل مختلف از جمله داستان، موسيقي و فيلمبرداري، فيلمي افسانه اي است. دنيل دي-لوئيس در فيلم "خون به پا خواهد شد" (There Will Be Blood) بازي فراموش نشدني از خود نشان مي دهد و اين فيلم کلاسيک را بهتر از آنچه هست مي سازد. 9. "زودياک" (2007) ديويد فينچر که بخاطر علاقه اش به موضوعات تاريک مشهور است، بهترين گزينه براي کارگرداني داستاني مانند داستان "زودياک" (Zodiac) بود. جيک جيلنهال در اين فيلم نقش کاريکاتوريست يک روزنامه را بازي مي کند که به موضوع پرونده يک قتل توجه نشان مي دهد و وقتي پليس ديگر سرنخي براي پيگيري پرونده ندارد وي به کار خود ادامه مي دهد. شايد بهترين حقه اي که فينچر در اين فيلم بکار برده، ايجاد حس دائمي تعليق و هيجان است و اينکه تا انتهاي فيلم بيننده فکر مي کند زودياک هر کسي مي تواند باشد. 10. "مردي روي سيم" (2008) فيلم مستند "مردي روي سيم" (Man on Wire) داستاني درباره راه رفتن روي سيم در ارتفاع بين برج هاي دوقلو است. اين مستند ساخته جيمز مارش، به لطف مردي که در اين ارتفاع روي سيم راه رفت، يعني فيليپ پتي، که راوي فيلم نيز بود، توانست جايزه اسکار بهترين مستند را از آن خود کند. 11. "وال-اي" (2008) يکي از بهترين محصولات کمپاني پيکسار، انيميشن "وال-اي" (WALL-E) است که آنقدر موضوعات مختلفي را خطاب قرار مي دهد که هر چند بار آن را تماشا کنيد باز هم کم است و هر بار مي توانيد روي يکي از اين موضوعات تمرکز کنيد و به آن فکر کنيد. از داستان عاشقانه گرفته تا صحبت هايي درباره اضافه وزن و تغييرات آب و هوايي، اين فيلم چيزي بيش از سفرهاي يک روبات دوست داشتني است. 12. "پسرانگي" (2014) فيلم "پسرانگي" (Boyhood) که نگاه ريچارد لينکليتر به زندگي يک پسربچه از نوجواني تا جواني است، از سال 2002 تا 2013 فيلمبرداري شده است و اثري خاص است که به ندرت تلاشي اينچنين براي ساختن يک فيلم صورت گرفته است. ازخودگذشتگي و تلاش دست اندر کاران اين فيلم واقعاً تحسين بر انگيز است و داستان آن نيز آنقدر قوي است که در واقع گرايي با بسياري از مستندهاي مهم رقابت مي کند. 13. "تلقين" (2010) کريستوفر نولان هميشه دوست داشته که ذهن بيننده را درگير کند، ولي فيلم "تلقين" (Inception) يکي از بزرگترين فيلم هاي اوست که ذهن را کاملاً آشفته و سردرگم مي کند. لئوناردو دي کاپريو در اين فيلم نقش رهبر گروهي را بازي مي کند که وارد روياهاي افراد مي شوند تا از آنها اطلاعات بدزدند. ولي آخرين کار او اين است که خاطره اي را در ذهن يک نفر بکارد. اين موجب مي شود که وي تعقيب و گريزي سرگيجه آور در عميق ترين بخش هاي ضمير نيمه‌خودآگاه افراد داشته باشد به طوري که يک لحظه هم نمي توانيد چشم از آن برداريد. 14. "ساقدوش ها" (2011) اين فيلم کمدي که خنده دار ترين و بانمک ترين تيم بازيگران زن را دارد، نشان داد که زنان بازيگر نيز مي توانند مانند مردان بازيگر شما را بخندانند. کريستن ويگ بالاخره در يک فيلم نقش اول را ايفا مي کند و البته مليسا مک کارثي در همين فيلم بود که تبديل به ستاره فيلم هاي سينمايي شد. پل فايگ با فيلم "ساقدوش ها" (Bridesmaids) بود که تبديل به کارگردان فيلم هاي کمدي زنانه شد. 15. "رانندگي" (2011) نيکولاس ويندينگ رفن کارگرداني است که عشقش به خشونت را با انتخاب بازيگري مانند رايان گاسلينگ و موسيقي متني از کليف مارتينز ترکيب کرده و فيلمي مهيج به سبک فيلم هاي سينمايي دهه هشتاد به نام "رانندگي" (Drive) ساخته که کاملاً ارزش تماشا را دارد. 16. "بازدارها" (2011) قبل از آنکه اسپايک لي با Chi-Raq به خشونت با اسلحه در شيکاگو نگاهي بيندازد، مستندسازي به نام استيو جيمز فيلمي ساخت درباره افرادي که تلاش مي کردند که خشونت را در شيکاگو متوقف کنند و در نتيجه مستندي به نام "بازدارها" (The Interrupters) ساخت که ماجراي گروهي از گانگسترهاي سابق را به تصوير مي کشيد که جوانان را از خشونت باز مي دارند. دوربين جيمز تعامل هايي باورنکردني را شکار کرده که در آنها کلمات بيشتر از تفنگ ها و سلاح ها نقش دارند. 17. "عمل کشتن" (2012) اين فيلم يکي از آن مستندهايي است که آنقدر ترسناک است که واقعي به نظر نمي رسد. جاشوآ اوپنهايمر مستندسازي است که با ساختن فيلمي درباره نسل کشي در اندونزي، توجه همگان را به اين موضوع جلب کرد. وي جايزه بفتاي بهترين مستند را براي فيلم "عمل کشتن" (The Act of Killing) که عنوان اندونزيايي آن "قصاب" است، از آن خود کرد. 18. "استاد" (2012) بهترين بازي هايي که در فيلم هاي سينمايي مي توان ديد را در بازي هاي فيليپ سيمور هافمن و خواکين فينيکس در فيلم "استاد" (The Master) ساخته پل توماس اندرسون تماشا کنيد. اين فيلم داستان يک سرباز بازنشسته نيروي دريايي را نقل مي کند که با رهبر يک سازمان دوست مي شود. ژيمناستيک ذهني که اين دو در طول فيلم با هم دارند، واقعاً مهيج است و بايد آن را حتماً ببينيد. 19. "رنگ سرچشمه" (2013) فيلم "رنگ سرچشمه" (Upstream Color) که با بودجه اي بسيار کم توليد شده، داستان الهامبخشي را براي ما به تصوير مي کشد و مي گويد که زندگي بيش از وجود و هستي روزمره ما انسان ها است. چيز بيشتري از داستان آن نمي گوييم تا خودتان به تماشاي آن بنشينيد. با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد