همشهري جوان/ درست است که اسم سريال «پريا» است و طبيعتا تمام ماجراها بايد حول محور کاراکتر پريا اتفاق بيفتد اما کاراکتر کيوان از نظر شخصيت پردازي و قصه اي که برايش در نظر گرفته شده، بيشتر از پريا پيش برنده داستان است.
اميرحسين آرمان که رد پايش را در فيلم هاي سينمايي زيادي ديده ايم، بعد از نقش کوتاهي که در سريال هاي «کلاه پهلوي» و «کيميا» بازي کرد، حالا نقش اصلي اين سريال است. با او درباره نقش کيوان و اثري که اين سريال در کارنامه کاري او خواهد گذاشت، گپ زده ايم.
درباره ايدز، تلويزيون تا به حال چند سريال کار کرده اما تنها سريالي که تا پيش از پريا خيلي صريح به اين بيماري پرداخته بود، يکي از اپيزودهاي «داستان يک شهر» اصغر فرهادي بود. آنجا خيلي بي پرده مسئله خيانت و رابطه آن با ابتلا به ايدز مطرح شد و بعد از آن هيچ وقت ديگر تلويزيون با اين صراحت به اين مسئله ورود نکرد.
- به نظرم تلويزيون خيلي دير به فکر ساخت سريالي مثل «پريا» افتاده. اين آگاه سازي بايد خيلي زودتر از اينها اتفاق مي افتاد. به خاطر ناآگاهي مردم نسبت به اين بيماري، آمار اين بيماري دارد بالا مي رود. اطلاعات مهم درباره آن، هيچ جا مطرح نشده و مردم درباره اش اطلاعي ندارند. براي همين ترس عجيبي بين همه وجود دارد. خيلي ها حتي مي ترسند آزمايش بدهند. درست است که الان براي پرداختن به چنين موضوعي در تلويزيون خيلي دير است اما باز هم جاي اميدواري دارد.
با توجه به بکر بودن داستان و صريح بودن موضوع از همان ابتدا مي شد مطمئن بود که سريالي پرمخاطب مي شود و شما به عنوان بازيگر نقش اصلي، مورد توجه قرار مي گيريد. از اين جهت قطعا بازي در اين نقش براي تان اهميت ويژه اي داشته.
- بله. به چند دليل مختلف از همان ابتدا مي شد پيش بيني کرد که «پريا» سريال پرمخاطبي باشد. خود حسين سهيلي زاده که يکي از برندهاي تلويزيون در سريال سازي است، مديوم تلويزيون و مخاطب را درست مي شناسد و مي داند چطور بايد او را درگير کند. از طرف ديگر قصه سريال دو نکته جذاب داشت که تا به حال از تلويزيون مطرح نشده بود؛ اول عشق و ازدواج نامتعارف و دوم آگاه سازي درباره ايدز.
دقيقا اولين بار است که تلويزيون به ازدواجي نامتعارف تا اين حد پر و بال داده و اتفاقا اصلا با اين مسئله بد روبرو نشده.
- براي اين که ما به ازايش در جامعه وجود دارد. نمي توانيم منکر اين مسئله شويم. من کامنت هاي بسيار زيادي داشتم که پسرهاي جوان نوشته بودند انگار داري در پريا نقش ما را بازي مي کني؛ افرادي که با خانمي بسيار بزرگتر از خودشان يا خانمي که پيش از اين ازدواج کرده و بچه دارد ازدواج کرده بودند، خيلي با کيوان ارتباط برقرار مي کردند. خيلي ها هم در معرض اين تصميم بودند و از ما مي پرسيدند حالا به نظرتان چه کار کنيم. بنابراين بايد اين واقعيت را در جامعه بپذيريم؛ درباره ايدز هم همين طور نمي توانيم بگوييم نيست.
براي هر کسي مي تواند اين اتفاق بيفتد. ما موردي داشتيم که خانم پنجاه و هفت ساله ايدز گرفته بود و خودش هم نمي دانست چرا مبتلا شده. بعدا متوجه شديم اين خانم مسئول تزريقات يک درمانگاه بوده و خيلي اتفاقي به اين بيماري دچار شده. مردم بايد آگاهي داشته باشند و بدانند چطور بايد با اين مسئله برخورد کنند. همه اين موارد باعث شد تصميم بگيرم در اين سريال بازي کنم چون من پيشنهادهاي ديگري هم در تلويزيون داشته ام اما رد کردم.
پيش از اين با «کلاه پهلوي» و «کيميا» تجربه بازي در سريال تلويزيوني را داشتيد. در «کيميا» با اين که نقش تان کوتاه بود، به اندازه خودش اثر گذاشت. موقعي که «پريا» به شما پيشنهاد شد، حس کرديد اين همان فرصتي است که مي تواند اتفاق خوبي براي تان به وجود بياورد؟
- بله، «پريا» کاري خيلي طولاني بود. بايد شش ماه زمان مي گذاشتم و طبيعتا نمي توانستم پيشنهاد ديگري را در اين مدت قبول کنم اما فکر کردم در اين شش ماه بهترين کار سينمايي که مي تواند به من پيشنهاد شود چه مي تواند باشد؟ بعد فکر کردم اين واقعا ارجحيت دارد.
براي نقش کيوان به نظر مي رسد مجبور شديد کمي پايين تر از سن واقعي تان بازي کنيد؛ چون کاراکتر کيوان هيجانات و ويژگي هاي جواني بيست، بيست و دو ساله دارد و بايد کمي در اين قالب فرو مي رفتيد.
- در داستان، کيوان تقريبا بيست و هفت، بيست و هشت ساله است. آنقدر کم سن و سال نيست. واقعا نقش کيوان براي من چالش خيلي زيادي داشت. يک جورهايي بايد روي لبه تيغ حرکت مي کردم. اگر کمي حواسم جمع نبود، شايد کيوان به يک بچه لوس و بي ادب تبديل مي شد. بايد جوري اجرا مي کرديم که رضايت همه جلب شود و کسي آن را پس نزند.
ما به عنوان يک قهرمان با اين کاراکتر روبرو مي شويم؛ يک قهرمان واقعي که مقابل پدرش مي ايستد، تن به يک ازدواج نامتعارف مي دهد و در نهايت کاملا ناخواسته در معرض يک بيماري قرار مي گيرد.
- يکي از مهم ترين نکات سريال «پريا» قهرمان محور بودن آن است. ما ديگر مدت هاست چيزي به عنوان قهرمان در هيچ کدام از فيلم ها و سريال هاي مان نمي بينيم. داستان ها شده شخصيت هاي زياد و شلوغ پلوغ با قصه هايي نزديک به زندگي روزمره. ديگر آن قهرمان سازي اتفاق نمي افتد.
کيوان يکي از قهرمان هاي اين قصه است که خيلي عادل و رئال دارد روايت مي شود، براي همين مردم با آن همذات پنداري مي کنند. سعي کردم کليشه ها و چهارچوب هايي را که معمولا در سريال هاي تلويزيوني وجود دارد بشکنم. خيلي جاها کيوان تپق مي زند، اعتماد به نفس ندارد و ... همه اينها را به عمد حفظ کرديم تا شخصيت کيوان خيلي ملموس شود.
قبل از شروع کار، براي کيوان يک پيش داستان در نظر گرفته بوديد؟ اين که قبل از شروع سريال که بوده، چه کار مي کرده، چه طرز فکري دارد و اصلا چطور زندگي مي گذراند.
- صددرصد. ضمن اين که در نهايت هدايت خود آقاي سهيلي زاده و تيمش به همراه دورخواني و تمرين هاي زيادي که انجام داديم خيلي کمک کرد. در روزهاي ضبط بارها تمرين مي کرديم. هر موقعيت را مدت ها به بحث مي گذاشتيم. درباره اين حرف مي زديم که سکانس هاي قبلي چه بوده، بعدي چيست و احساسات کاراکتر بايد چطور دربيايد و ...
منظورم از پيش داستان همان احساسات و عواطفي است که قبل از شروع سريال در کيوان وجود دارد. مثلا ما به عنوان مخاطب حس مي کنيم علاقه کيوان به پريا خيلي ريشه دارتر از چيزي است که در سريال نشان داده مي شود. اين طور نيست که کيوان بعد از سال ها دختر خاله اش را ببيند و به او علاقه مند شود.
- قطعا قبل از اين که پريا از ايران برود، چنين علاقه اي وجود داشته و حالا تشديد شده. من خيلي خوشحالم که اين مسئله را حس کرديد چون دقيقا همين در ذهنم بود و دلم مي خواست اين طوري اجرا شود تا اين حس منتقل شود. شخصيت کيوان چند نکته دارد.
ما اول بايد مي فهميديم مشخصات اين آدم چيست. آدمي که زود تصميم مي گيرد، احساسي است، به خاطر از دست دادن مادرش دچار بحران شده، با پدرش زياد ارتباطي ندارد، تنهاست، دوست هاي زيادي ندارد و اهل رفيق بازي نيست. آدمي کاملا معمولي است که داريم مدام ما به ازايش را اطراف مان مي بينيم. حالا اين آدم با اين مشخصات با پريا مواجه مي شود.
مدت هاست از پريا خوشش مي آيد. حالا تصميم مي گيرد چه کار کند، چطوري مطرح کند و ... از اينجا به بعد با مخالفت هاي مختلف روبرو مي شود و جلو مي رود. جلوتر با يک بيماري مواجه مي شود و ... مواجه کيوان با چندين اتفاق پيچيده مسئله اي بود که زمان اجرا خيلي به همه شان فکر کرديم.
سعيد فرهادي بعد از نگارش فيلمنامه «تا ثريا» قصد داشت اين فيلمنامه را شروع کند و از جمله نويسنده هايي است که معمولا فيلمنامه را به صورت کامل به کارگردان تحويل مي دهد. بنابراين به نظر مي رسد شما با يک فيلمنامه کامل روبرو بوديد.
- طرح اوليه فيلمنامه آماده بود و موقعي که صحبت کرديم 18-17 قسمت کامل نوشته شده بود ولي طرح در ادامه کمي تغيير کرد.
تعامل با سعيد فرهادي به عنوان نويسنده چطور بود؟ به هر حال کاراکتري که او خلق کرده، طبيعتا بايد براي اين که جان بگيرد مقداري تغيير مي کرد.
- آن قدر کاراکتر خوب نوشته شده و شخصيت پردازي درست بود که فقط بايد اجرا مي شد. اين مي طلبيد که در زمان فيلمبرداري، نظم و دقت زيادي روي کار وجود داشته باشد. شرايطي که آقاي سهيلي زاده فراهم کرده بود طوري بود که کاملا توانستيم کار را در بياوريم.
کيوان در ابتداي ماجرا کسي است که جلوي پدرش مي ايستد. مهماني نامتعارف مي رود. ازدواج نامتعارف دارد و ... با توجه به شناختي که از خط قرمزهاي تلويزيون داريم، انتظار مي رود چنين شخصيتي در سير داستان بالاخره جايي سرش به سنگ بخورد اما اين بار تلويزيون کمي متفاوت وارد عمل شده و کيوان صرفا قرباني مي شود.
- اتفاقا اگر کيوان هرزه يا معتاد بود و از طريق تزريق ايدز مي گرفت يا هوس بازي مي کرد و به خاطر خوشگذراني به اين بيماري مبتلا مي شد، همه مي گفتند به درک! بهتر که اصلا اين بيماري را گرفت! اما چون کيوان اين طور نبود، همه قرباني بودنش را مي پذيرند. اين نکته را مي شود از داستان برداشت کرد که مخالفت هاي اين جوري مي تواند نتيجه عکس داشته باشد.
کيوان پسر بدي نيست، فقط با پدرش مخالفت مي کند اما تلويزيون تا به حال چنين مخالفت هايي را اين قدر صريح نشان نداده بود.
- خب در همه خانواده هاي ايراني اين مسئله ممکن است وجود داشته باشد که پدر و پسر، مادر و دختر با هم مشکل داشته باشند و اين بسيار باعث خوشحالي است که اين تابوها در تلويزيون دارد شکسته مي شود و اين مسائل نشان داده مي شود. شايد يکي از دلايلي که اين کار بيننده دارد، همين است چون مخاطب و بيننده ايراني هم دوست دارد سريال ايراني ببيند.
شما بهترين سريال هاي روز دنيا را هم برايش پخش کنيد، در نهايت آن چيزي که درگيرش مي کند و با آن همذات پنداري مي کند، سريال ايراني است چون زبان خودش است. اگر اين سريال و سريال هايي از اين دست ساخته شود، مخاطب را بالا مي برد و باعث آشتي مي شود. حداقل اين است که براي اين کار کلمه کليشه اي يا اثري معمولي را نشنيده ام. اين هم خستگي ما را در مي کند، هم باعث خوشحالي است.
در رسيدن به کاراکتر کيوان کدام بازيگر روبروي تان تاثير بيشتري داشتند؟ با کدام راحت تر بوديد؟
- بازي ديگران به شدت تاثير داشت. من بيشتر از همه با خانم مستوفي بازي داشتم. فکر مي کنم بهترين انتخاب براي نقش پريا، لادن مستوفي بود. اگر کسي غير از خانم مستوفي آن را بازي مي کرد، اصلا پريا شکل ديگري مي شد. بعد از او با استاد پاک نيت بيشترين همکاري را داشتم. ماشاءالله انرژي اش عين يک جوان بيست ساله است. هر روز منظم و پر انرژي سر کار مي آمد. خدا را شکر، رابطه پدر و پسري خوبي از کار در آمد. اصلا بايد بگويم کاري که پشت صحنه خوبي داشته باشد، انرژي اش به جلوي دوربين هم منتقل مي شود.
نقش کارگردان در روايت صحيح فيلمنامه «پريا» چقدر پررنگ است؟
در کارنامه کاري حسين سهيلي زاده سريال هاي پرمخاطب زيادي وجود دارد اما اين اواخر چند سريال ناموفق مثل «سه پنج دو»، «دختران حوا» يا «سراب» ساخت و همين باعث شد اين تفکر به وجود بيايد که سهيلي زاده کارگرداني است که فيلمنامه ها را به خوبي هدايت مي کند؛ يعني زماني که فيلمنامه خوبي داشته باشد، کار را به خوبي پيش مي برد. با امير حسين آرمان در اين مورد گپ زديم که به نظرش حسين سهيلي زاده صرفا تکنيسيني است که فيلمنامه را فقط اجرا مي کند يا کاملا اثر را با توجه به ايده ها و نظراتي که دارد کارگرداني مي کند؟
آرمان در اين باره مي گويد: «حسين سهيلي زاده يکي از شريف ترين انسان هايي است که با او برخورد کرده ام و يکي از کاربلدترين کارگردان هاي تلويزيوني است و کاملا بلد است مخاطب را چطور درگير کند. اصلا اين طور نبود که آقاي سهيلي زاده فقط دکوپاژ کند چون اين جوري قطعا «پريا» با سريال هاي نازل تلويزيوني فرقي نمي کرد. اول مصاحبه گفتم؛ ما قبل از ضبط، مدام تمرين و دورخواني داشتيم و هر سکانس را به بحث مي گذاشتيم. حتي شده بود به خاطر اين که سکانسي در نمي آيد، فيلمبرداري را تعطيل کنيم.
بنابراين هيچ کار خوبي بي دليل نيست. آن فيلمنامه هم که وحي منزل نيست که کامل و درست باشد. سريال محصول يک کار جمعي است. فکرهاي مان را با هم يکي مي کنيم و به يک وحدت مي رسيم. به نظر من فيلمنامه مثل خمير اوليه است و گروه سازنده در اجرا به آن شکل مي دهند. منتها فيلمنامه خوب مثل يک خمير خوب است که شما مي توانيد هر شکلي که مي خواهيد به آن بدهيد. اين فيلمنامه قابليت زيادي داشتم و تحقيقات زيادي براي نوشتن انجام شده بود و سر صحنه ها آقاي سهيلي زاده شرايط را مي سنجيد و نتيجه نهايي را مي گرفت.»
با کانال تلگرامي «با ما باش» همراه شويد