جام جم/ طبق آمارهاي سازمان بهداشت جهاني حدود 25 درصد مردم کره زمين حداقل دچار يک اختلال رواني پيدا يا پنهان هستند.
اين آمار تکاندهنده تلنگري براي جوامع بشري است تا در مقابل اين افراد به جاي برخوردهاي حذفي به دنبال راهکارهايي براي زندگي بهتر و مسالمتآميز باشند. افرادي که به دليل سادگي و معصوميتشان قهرمانهايي دوست داشتني براي پرده سينما هستند.
«برادرم خسرو» اولين ساخته بلند احسان بيگلري بيش از هر چيز نشانههاي تولد يک فيلمساز
با استعداد و مولف در سينماي ايران است که به دور از کپي کاريهاي مرسوم در سينماي ايران و با وجود داشتن سابقه دستياري اصغر فرهادي در فيلم درباره الي به سندرم فرهادي مبتلا نشده و به طور مشخص فيلم خود را ساخته است.فيلمي که در انتخاب سوژه شجاع است و در اين وانفساي فروشهاي ميلياردي کمديهاي اسلپ استيک، درامي است روانکاوانه که قهرمانش دچار يک اختلال رواني است. قهرماني که ادامه کاراکترهاي مشهوري در تاريخ سينماست و حالا در تهران مدرن دهه 90 طغيان ميکند. براي بررسي جدي برادرم خسرو بهتر است نگاهي کوتاه به شاهکارهايي از تاريخ سينما و نمونههايي در سينماي ايران داشته باشيم. گونهاي از سينما که قهرماناني دارد با کاراکترهايي متفاوت از مردم عادي و همين تفاوتها نقطه شروع درام است.
پرواز بر فراز آشيانه فاخته....
تاريخ سينما در طول دهههاي گذشته چند شاهکار شاخص در اين گونه دارد. از مرد باراني ساخته بري لوينسن با بازي بي نظير داستين هافمن که جايزه اسکار برايش به همراه داشت تا روز هشتم ساخته فان دورمل با بازي دانيل اوتوي و پاسکال دوکن که هرگز نميتوان آن را فراموش کرد. اما بيشک پرواز بر فراز آشيانه فاخته جاودانه ميلوش فورمن با بازي جک نيکلسون در نقش مک مورفي فيلمي است که ميتواند الگوي اين مدل از فيلمسازي باشد. اين فيلمها با آنکه به دنياي افراد مبتلا به اوتيسم، سندرم دان يا اختلالات رواني ميپردازند اما در رده بهترين کلاسيکهاي تاريخ سينما هستند. در ايران هم در سه دهه گذشته هستند فيلمهايي که به اين کاراکترها و داستانشان ميپردازند. از کاراکتر اکبر عبدي در جاودانه علي حاتمي، مادر يا سوتهدلان تا مسافران مهتاب و همنفس ساخته مهدي فخيمزاده و کاراکتر نمکي که تا سالها در ذهن مخاطب سينماي ايران مانده است.
تضاد 2 برادر
خسرو با بازي شهاب حسيني دچار اختلال دو قطبي است. او مجبور ميشود مدتي را با ناصر با بازي ناصر هاشمي و خانواده اش در تهران و خانه او بگذراند. اين آغاز ماجراي دو برادر و رسيدن به لايههاي پنهان روابط آنهاست. روابطي که هر دو دلخوري و کينههاي فراوان و کهنهاي از آن دارند. خسرو ميداند که ناصر و پدرش با مخفي کردن نامه پذيرش او در دانشکده موسيقي به شکلي مسير زندگي او را تغيير دادهاند و ناصر هم که دندانپزشک موفق و موجهي است آمدن خسرو را به هم زدن نظم ساختگي و آهنين زندگي خود و خانوادهاش ميداند. ناصر يک ديکتاتور با تمام ويژگيهاي اين گونه کاراکترهاست، به ميترا همسرش با بازي هنگامه قاضياني اجازه رانندگي نميدهد، در خانه موسيقي غيرکلاسيک ممنوع است و حتي ميترا که خود يک دندانپزشک است را به بهانه حاملگي آرام آرام خانه نشين ميکند و اساسا او را رقيب شغلي خود ميداند.
اين رفتارهاي مستبدانه و تماميت خواه همراه با يک آرامش قلابي با آمدن خسرو به هم ميريزد و در حقيقت درام از همين جا آغاز ميشود.درگيري دو برادر، يکي با ظاهري روشنفکر و موجه و ديگري رک و کودک و رها که اتفاقا به راحتي با شايان پسر ناصر و ميترا ارتباط ميگيرد و آنها او را دوست دارند. ناصر نماينده تمام جوامع و شايد آنهايي است که آرام و بدون سر و صدا حتي نفس کشيدن ديگران را کنترل ميکنند و در اين ميان خسرو و امثال او خطري جدي هستند .
شنا خلاف جريان آب
برادرم خسرو تا جايي که ميتواند با سوژه جسارتآميزش خلاف جريان آب شنا ميکند و سراغ ايدهاي ميرود که جايش در اين سالها بشدت خالي است.
فيلم در برخي لحظات فيلمي است آموزشي براي چگونگي مواجهه با اين گونه اختلال رواني و به دليل تحقيق فراوانش رفتارهاي خسرو بسيار با واقعيت منطبق است و مانند بسياري از فيلمهاي ديگر، اين جا اداي ديوانگي يا آلزايمر و هر اختلال روحي و رواني ديگري در آورده نميشود و کاراکتر اصلي با جهان واقع نزديکي زيادي دارد. اين جا خسرو به قول دکتر فيلم به مرحله شيدايي رسيده حال آن که ناصر هنوز بيماري است که آن را پنهان ميکند و تفاوت اين دو برادر در همين پيدا و پنهاني است که
درگير آن هستند.
روايت يک شيدايي
برادرم خسرو بيش از هر چيز يک فيلمنامه حساب شده و خوب دارد که در نيمه ابتدايي موقعيتي را فراهم ميکند که در پايان راز گشايي ميشود . اينکه ناصر در حقيقت سويه پنهان همان بيماري خسرو است با همان مشخصات که با قرص کنترل ميشود و به همين دليل خسرو وقتي درمي يابد ميترا آرام آرام متوجه اين موضوع شده او را متوهم ميخواند و حتي به شکلي قصد جان ناصر را ميکند.
فيلمنامه برادرم خسرو نقطهگذاريهاي نيمه ابتدايي را با آن که نيمه کند و کمرمق فيلم است، بدرستي انجام ميدهد و در دقايق پاياني به خوبي از آنها استفاده ميکند.استفادهاي که در سکانس پاياني به نتيجه ميرسد. جايي که در يک پايان بندي خوب و متفاوت با جريان روز سينماي ايران، خسرو با نگاه به ناصر ميفهماند که رازش را ميداند. ناصر ادامه خسرو است و همان بيماري را دارد و شايد اين از همان شوخي درون فيلم ميآيد. اينکه پدر به ناصر خسرو شاعر و عارف مشهور علاقه مند بوده و نام اين دو از علاقه پدر ميآيد. البته شايد اين نامگذاري ارجاعي هم به خيابان معروف داروفروشان تهران داشته باشد و کنايهاي به ناصر و کتمان بيمارياش با دارو و البته در نهايت خسرو باز به همان شهرستان پيش خواهرش بازميگردد، جايي که ابتداي فيلم از آنجا آمده است.
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد
بازار