پرشين وي/ رؤيا نونهالي (متولد ۲۴ بهمن ۱۳۴۱ در تهران) بازيگر تئاتر، سينما و تلويزيون ايران است. نونهالي داراي تحصيلات در رشته نقاشي از دانشکده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران است.
آغاز فعاليت هنري از سال ۱۳۶۲ با بازيگري تئاتر. فعاليت در سينما از سال ۱۳۶۶ با حضور در فيلم «يار در خانه و…» ساخته خسرو سينايي. بازي در تلويزيون سال ۱۳۸۱ با مجموعه «خواب و بيدار» که باعث شهرت بيشتر وي شد.
رؤيا نونهالي در سال ۱۳۹۵ جزو داوران سي و پنجمين دوره جشنواره فيلم فجر بود.
موفقيت را حاصل تعامل ميداند.
رويا نونهالي که در سالهاي فعاليتش جاي خيلي از زنان اين خاک نشسته، صحبتي از جنگ ميان زنان و مردان به ميان نميآورد. او معتقد است، هر جامعه و حتي هر خانواده، موفقيتش را مديون تعامل 2جانبه مردان و زنان و مادران و پدران است. رويا نونهالي در چنين خانوادهاي متولد شده و ميگويد:
«در خانواده ما آدم بودن حرمت خودش را دارد. قرار است آدمها به قدر آدم بودنشان حرمت داشته باشند.
اگر بهترند حتما حرمت بيشتري دارند. در مورد پدرم اين برداشت با نوعي مهرباني و عاطفه نسبت به ما که دخترانش هستيم و مادرم که حتما خيلي مهم است و دوست داشتني، همچنان جريان دارد.
اين شيوهاي است که يک مرد در زندگي با همسر و 5 دخترش اختيار کرده است و حتما نقش مديريت مادرم را بايد در گيومه گذاشت. حتي ميتوان گفت اين شيوهاي است که مادرم (يک زن) در زندگي با همسر و 5 دخترش اختيار کرده است.»
بر همين اساس او ميگويد: «شيوه زندگي مشترک را زن و مرد مشترکا ترتيب ميدهند.
فرهنگ زيستن زن و مرد در جامعه هم تابع همين تعامل 2جانبه است که بايد به توفيق و باور مفهوم موفقيت در جامعه ختم شود.»
زن بودن را يک مانع در زندگياش نميداند
رويا نونهالي ميخواهد که با تمام وجود زندگي کند. او ميگويد: «هرگز آرزوي مردن نکردهام.
با همه مشکلات و معضلات هرگز، حتي براي يک آن ذوق و شوق زن بودن را از دست ندادهام. اين يک واقعيت است و شعار هم نميدهم. خلأهايي در زندگي هست که باعث ميشود انسان آرزو کند، کاش در موقعيت فعلياش قرار نداشت؛ حالا فرقي نميکند اين انسان زن باشد يا مرد. شايد يک مرد هم بعضي مواقع بهدليلي مسئوليتهايي که به گردن دارد آرزو کند کهاي کاش زن بود.»
بيطرفانه، براي همنوعانش حرمت قائل است
رويا نونهالي نگاه ويژهاي به زندگي و قراردادهايش دارد. تعريف او از حقوقبشر، ساده اما تاملبرانگيز است.
او معتقد است: «قرار نيست تمام حرمت آدميزاد به ميزان توفيقش بستگي داشته باشد. درکل آدميزاد عنوان نمايندهاي براي پروردگار روي زمين صاحب حرمت است و همه نمايندگان همه مجالس به يک اندازه توانايي و حرمت ندارند اما نماينده مجلس بايد ذاتا محترم باشد.
در روزگار معاصر بههمين حرفها و حرمتها ميگويند حقوق بشر.»
نقش را بازي نميکند، نقش را ميسازد
رويا نونهالي از آن دسته بازيگراني نيست که در هر فصل و هر سال با کار جديدي به سينما يا تلويزيون بيايد.
او محدود اما آگاهانه انتخاب ميکند و به همين دليل در ذهنها ميماند. نونهالي ميگويد:
«من بازيگرم و در بين چيزهايي که به من پيشنهاد ميشود نقشي را انتخاب ميکنم، بعد سعي ميکنم نقش را در متن دنياي نمايشي به سمت ويژگيهاي متناسب با نقش که با ديدگاه من موافقاند و باعث ميشوند نقش را دوست داشته باشم، هدايت کنم. اين شيوه ممکن است باعث شود کمکم نقشهاي کمتري به تو پيشنهاد شود ولي در عين حال اکثر پيشنهادها قدري نزديک به انتخابهاي تو باشند.»
به موفقيت خودش ايمان دارد
او خودش را يک فرد موفق ميداند و معتقد است: «تعريف موفقيت هم سخت است و هم آسان. همان سهلممتنع معروف. سخت است اگر معناي موفقيت، رسيدن باشد.
رسيدن به چيزي که خودت ميخواهي يا عرف و عادت و ارزشگذاري اجتماعي از تو ميخواهد و آسان است اگر بپذيري که موفقيت ميتواند به اين معنا باشد که بداني چه کاري از دستت برميآيدو با شناخت تواناييهاي خودت بهترين خودت باشي. در مورد خودم، بله، من احساس ميکنم موفقم؛ چون هميشه خواستهام و سعي کردهام نمانم، در جانزنم و در حرکت باشم تا شايد کاشف بهترين کيفيت خودم باشم.»
در انتخاب کارش وسواس دارد
بعيد است که کاري از او ديده باشيم اما نقشش را فراموش کرده باشيم.
او راز ماندگار شدن نقشهايش را اينگونه بيان ميکند: «دوست ندارم نقش زن بيدست و پا و بيعرضه و نيازمند قيم را بازي کنم. اگر مرد هم بودم خوشم نميآمد نقش چنين مردي را بازي کنم.
مگر آنکه ميتوانست جايي، خود را از مهلکه برهاند. آدمها دوست دارند با نقشهاي نمايشيِ ثابت قدم و قابلقبول همدل شوند.
گريم رويا نونهالي در سريال شهرزاد
«قابلقبول» نکته مهمي است؛ «قابلقبول» در مورد تواناييهاي يک آدم، در مورد يک نقش نمايشي يعني اينکه بتواند «بهترينِ خودش» باشد و وقتي درباره نقش و نمايش حرف ميزنيم، نقشهاي متفاوت با حافظه کوتاهمدت بيننده زيبايي پيدا کند و چه بهتر اگر حتي در حافظه بلندمدت او هم بماند.»/زندگينامه رويا نونهالي
حرفهاي ساده را جدي ميگيرد
اهل کليشهپردازي نيست اما از سادهترين حرفهايي که کمتر به ذهنمان ميآيند، زيباترين تفسيرها را ارائه ميدهد.
از نظر او مشکل جامعه ما و هر جامعه ديگر، فراموش کردن همين حرفهاي ساده است.
نونهالي ميگويد: «چقدر حيف که بعضي حرفهاي خوب حيف ميشوند.
آنقدر گفته ميشوند، تکرار ميشوند و ناديده گرفته ميشوند که از رمق ميافتند. مثل «عدالت» که از حضرتعلي(ع) نقل است، يعني هر چيز در جاي خود و چقدر حيف که اجراي اين جمله به ظاهر ساده کار دشواري است.
تشخيص جاي درست هر چيز کار سادهاي نيست. تشخيص دادن کار سادهاي نيست و هر چه دنيا شلوغتر ميشود، کار سختتر ميشود.»
درگذشت ماهگل مهر و سوگواري رويا نونهالي
ماهگل مهر متولد مهرماه 1357 و فارغالتحصيل کارشناسي تئاتر از دانشکدهي هنر و معماري بود
و مدتها با بيماري سرطان مبارزه کرد. او که خواهرزادهي «رويا نونهالي» بازيگر تئاتر، سينما و تلويزيون بود ،
شامگاه چهارشنبه (سوم ارديبهشتماه سال 93) در بخش سيسييو بيمارستاني در تهران درگذشت.
در کارنامه هنري او همکاري با کارگردانهايي مانند بهرام بيضايي، اکبر زنجانپور، قطبالدين صادقي،
محسن حسيني، نوشين تبريزي و روزبه حسيني ديده ميشود.
آثار رويا نونهالي:
سينمايي
نيمه شب اتفاق افتاد(۱۳۹۵)
دلم مي خواد (۱۳۹۳)
تراژدي (۱۳۹۲)
صداها (۱۳۸۷)
نيلوفر (۲۰۰۸ ساخته سابين ژمايل محصول مشترک ايران و فرانسه)
خاک آشنا (۱۳۸۶)
مانا (۱۳۸۶)
نيلوفر (۱۳۸۶)
عصر جمعه (۱۳۸۴)
ماهي ها عاشق مي شوند (۱۳۸۳)
يک تکه نان (۱۳۸۳)
خواب خاک (۱۳۸۲)
هم نفس (۱۳۸۲)
خانه اي روي آب (۱۳۸۰)
زندان زنان (۱۳۷۹)
بوي کافور، عطر ياس (۱۳۷۸)
صنم (۱۳۷۸)
فصل پنجم (۱۳۷۵)
آنها هيچ کس را دوست ندارند (۱۳۷۲)
مرد ناتمام (۱۳۷۱)
پرنده آهنين (۱۳۷۰)
ديدار در استانبول (۱۳۷۰)
آب را گل نکنيد (۱۳۶۸)
باغ سيد (۱۳۶۸)
مدرسه رجايي (۱۳۶۸)
عروسي خوبان (۱۳۶۷)
يار در خانه (۱۳۶۶)
فيلم کوتاه
زني پوشيده با گردن بند
مجموعه تلويزيوني
ساختمان ۸۵ (۱۳۸۹)
ساعت شني (۱۳۸۶)
خواب و بيدار (۱۳۸۱)
سايه روشن (۱۳۹۰)
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد
بازار