آخرين خبر/ صوفي بيا که خرقه سالوس برکشيم
وين نقش زرق را خط بطلان به سر کشيم
نذر و فتوح صومعه در وجه مينهيم
دلق ريا به آب خرابات برکشيم
فردا اگر نه روضه رضوان به ما دهند
غلمان ز روضه حور ز جنت به درکشيم
بيرون جهيم سرخوش و از بزم صوفيان
غارت کنيم باده و شاهد به بر کشيم
عشرت کنيم ور نه به حسرت کشندمان
روزي که رخت جان به جهاني دگر کشيم
سر خدا که در تتق غيب منزويست
مستانهاش نقاب ز رخسار برکشيم
کو جلوهاي ز ابروي او تا چو ماه نو
گوي سپهر در خم چوگان زر کشيم
حافظ نه حد ماست چنين لافها زدن
پاي از گليم خويش چرا بيشتر کشيم
معاني لغات غزلخرقه : جبه مخصوص درويشان ،دلق، پشمينه زاهدان .
سالوس : ريا، فريب و خدعه، ظاهر نمايي .
برکشيدن : برکندن، از تن به در کشيدن .
نقش : نشان .
زرق : کبودي .
خط بطلان به سر کشيم : بر سر آن خط باطل بکشيم .
نذر : آنچه را که شخص بر خود تعهد کند که در راه خدا انفاق نمايد .
فتوح : جمع فتح، مال و امکاناتي که براي درويشان به صورت رايگان آرند و سبب گشايش در امر معشيت آنها گردد .
صومعه : نام عبادتگاه مسيحيان و در اينجا مراد خانقاه است .
وجه : روي، کنايه از پول نقدينه .
در وجه مي نهيم : در ازاء پول شراب بدهيم .
دلق ريا : حبه و بالا پوش پشمين که به عنوان رياکاري و تظاهر پوشيده شده .
به آب خرابات برکشيم : با آب خرابات بشوييم، در شراب فرو بريم .
روضه رضوان : باغ بهشت .
غلمان : غلام ها، پسرهاي زيباروي بهشتي .
غرفه : قصر .
حور : زن بهشتي .
جنت : بهشت .
به در کشيم : به بيرون اتقال دهيم، بيرون آوريم .
سرخوش : با سري با نشاط از مستي .
بزم صوفيان : مجلس عيش صوفيان .
به برکشيم : در بغل گيريم، در آغوش گيريم .
به حسرت کشندمان : ما را به حسرت و تاسف مي کشانند، به حسرت کشيده مي شويم .
رخت کشيدن : بار سفر بستن .
سرّ قضا : راز سرنوشت .
تتق : پرده، چادر بزرگ، سراپرده .
منزوي : پنهان، مستور و پوشيده .
جلوه : نمود، پديدار شدن و مشهود گشتن .
گوي سپهر : ( اضافه تشبيهي ) سپهر به گوي تشبيه شده .
خَم : انحنا .
چوگان : چوب سر کج و عصا مانندي که با آن گوي را به جلو مي برند .
لاف : گزاف .
معاني ابيات غزل
1) صوفي بيا تا اين بالا پوش ريا و تزوير را از تن به در آورده و بر اين نشانه و علامت کبود رنگ تزوير و فريب، خط بطلان بکشيم .
2) بيا تا نذر و نيازهايي که در خانقاه جمع شده در راه شراب خرج کرده و خرقه ريا و نيرنگ خود را با شراب شست و شو داده تطهير کنيم .
3) (و) اگر فرداي قيامت ما را به باغ بهشت راه ندادند غلمان ها و حوريه هاي بهشتي را از قصر بهشت بيرون مي کشيم .
4) با شادابي و سرمستي از جا پريده و از عشرتکده صوفيان شرابشان را به غارت برده و محبوب زيبارويشان را در آغوش مي کشيم .
5) (و) به عيش و عشرت بپردازيم وگرنه روزي که بايستي به دنياي ديگر برويم کارمان به حسرت خوردن کشيده مي شود .
6) (و) راز تقدير و سرنوشت را که در پشت پرده غيب پنهان است در حال مستي پرده از رخسار برافکنيم .
7) نمودار و اشاره يي از ابروي او کجاست تا گوي فلک را در انحناي چوگان طلايي ماه شب اول آسمان قرار دهيم .
8) حافظ اينگونه سخنان لاف و گزاف بر زبان رندان در شأن ما نيست . چرا پا را از گليم خود درازتر کنيم ؟
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد
بازار