جام جم/ «تعطيلات رويايي» سريال شبکه دوي سيما در ايام عيد بود. در اين مجموعه خانوادگي رابطه صميمانه ميان دو برادر و پيوند عاطفي ميان آنها ناگسستني و عميق تصوير شده بود؛ ارتباط زيبايي که امروز در آثار نمايشي کمتر شاهد آن هستيم. اين دو برادر همراه خانوادههايشان از شيراز از مسير زميني عزم سفر به کيش ميکنند و قصه سريال در اين سفر پرماجرا ميگذرد. بديهي است براي بررسي يک اثر راههاي متعددي وجود دارد و ميزگرد به سبب حضور عوامل سازنده اثر از يک سو و منتقدان از سوي ديگر بهترين آنهاست. مباحثه داغ ميان شرکتکنندگان ميزگرد و تضارب آرا در مورد سريال، بهترين اتفاق براي يک جلسه نقد و بررسي است و قطعا از دل اين اختلاف و تبادل نظرهاست که نتيجه و خروجي بهتري براي آينده حاصل ميشود. از اين رو جامجم براي بررسي نقاط ضعف و قوت اين سريال ميزگردي را با حضور مجيد اوجي (تهيهکننده)، عليرضا اميني (کارگردان)، عباس دقاقي (مدير توليد)، محمدرضا شريفينيا (بازيگر و مسئول انتخاب بازيگران) و منصوره بسمل (روابط عمومي سريال) برگزار کرد که ماحصل آن را در ادامه ميخوانيد.
جامجم: اگر موافق باشيد از اينجا شروع کنيم که خود شما چقدر در ايام نوروز سريال تعطيلات رويايي را دنبال کرديد؟
مجيد اوجي: من قبل از آنکه سريال به پخش برسد، روزي چهار بار آن را ميديدم و آن چيزي را که از تلويزيون پخش شد هم دنبال ميکردم. طبيعي است در تمام مراحل مونتاژ و رساندن کار به آنتن حضور داشتم و هم قسمتهاي سريال را ديدم.
جامجم: وقتي سريال را به عنوان بيننده تماشا ميکرديد، چقدر از ماحصل کار راضي بوديد؟
اوجي: آنچه من انتظار دارم با آن چيزي که امکانات موجود اجازه ميدهد، فرق دارد. براي ساخت يک سريال مسيري را طي ميکني که سنگلاخهاي متعددي دارد و در اين راه پارامترهاي زيادي وجود دارد که گاهي فيلمنامه و تصور تو از آن را با محصول نهايي که روي آنتن ميرود، متفاوت ميکند. به نظرم با توجه به امکاناتي که در اختيار من به عنوان تهيهکننده قرار داشت، همچنين در مقايسه با آثار ديگري که همزمان با تعطيلات رويايي پخش شد و به نسبت آثار قبليام، شاهکار کردهام.
جامجم: منظور از سوال اين است شما به عنوان مخاطب در ايام نوروز چقدر جذب سريال شده بوديد و مثلا با خود ميگفتيد الان ساعت 9 شب است، بنشينم سريال را نگاه کنم؟
محمدرضا شريفينيا: اين چه سوالي است! اين سوال را از کساني که دستاندرکاران اصلي مجموعه هستند و بايد قبل از پخش چندين مرتبه سريال را تماشا کنند، نبايد بپرسيد.
جامجم: مقصود ما زمان پخش سريال و تماشا کردن به عنوان يک بيننده است.
شريفينيا: در پخش نهايي، سريال جذابيتش را براي ما از دست ميدهد و نميتوانيم به عنوان تماشاچي اثر خود را نگاه کنيم،چون پيشتر چند بار آن را ديدهايم. فقط ميبينيم تا اشکالات آن را بفهميم، مثلا ببينيم در صداگذاري و... اشکالي نداشته باشد.
عليرضا اميني: حالا بگذاريد من يک سوال بپرسم. شما چند قسمت را ديدهايد؟
جامجم: همه قسمتها را.
شريفينيا: برايتان جذابيت داشت؟
جامجم: طبيعي است بعضي از قسمتها را دوست داشتيم و برخي را خير. مثلا قسمتهاي اول که در شيراز ميگذشت و زيباييها و آثار باستاني اين شهر را به تصوير ميکشيد، جذاب بود و همچنين رابطه ميان رحيم و رستم به عنوان دو برادر، زيبا به تصوير کشيده شده بود.
شريفينيا: پس اين مجموعه را دوست داشتيد؟
جامجم: آقاي شريفينيا توپ را در زمين ما انداختند!
اميني: نه، اول من انداختم.
جامجم: آقاي اميني شما چطور؟ سريال را ميديديد؟
اميني: بله، دو بار ميديدم. من هم با آقاي اوجي موافقم. بايد در مورد داشتههايمان صحبت کنيم. با توجه به زمان و امکاناتي که در اختيارمان بود بهترين نتيجه را کسب کرديم. ابتدا قرار بود سريال در تهران و چهار روز در مشهد بگذرد و بعد ما با همان بودجه قصه را به شيراز، جاده و کيش برديم. بايد اينها را در نظر گرفت. همچنين ما زماني کار را شروع کرديم که کمتر بازيگري آمادگي حضور در سريال را داشت و به همين دليل دستمان براي انتخاب بسته بود. بايد در ارزيابي اثر تمام اين موارد لحاظ شود. با وجود همه کاستيها وقتي ميبينم در نظرسنجيها رتبه دوم هستيم، خيلي خوشحال ميشوم. به همه همکارانم در سريالهاي نوروزي ساير شبکهها خسته نباشيد ميگويم. به هر حال آنها هم زحمت زيادي کشيدهاند. سريال ما به خاطر اينکه نخستين سري پخشش بود، مخاطب مثل «پايتخت»، «ديوار به ديوار» و «کلاه قرمزي» با شخصيتها و موقعيتهاي آن آشنا نبود و با وجود اين توانستيم جايگاه خوبي بهدست آوريم. واقعبينانه بايد بگويم سريال نکات مثبتي دارد و در کنار آن انتقادات را هم ميپذيرم. نبايد بگوييم شاهکار ساختيم اما ميگوييم با شرايطي که داشتيم و با تلاش همه گروه يک اثر خوب و قابل قبول ارائه کرديم.
عباس دقاقي: با توجه به نتايج نظرسنجيها و بازخوردهايي که از مردم در فضاي مجازي دريافت کرديم، خوشبختانه به نظر ميرسد سريال ديده شده و مورد پسند مردم واقع شده است.
جامجم: آقاي اميني شما در اظهارنظر اخيرتان گفتهايد انتخاب فيلمنامه و بازيگر در اين سريال با شما نبوده است.
اميني: بگذاريد همين ابتدا توضيحي راجع به اين موضوع بدهم. خبرنگاري در مورد شخصيتپردازي و انتخاب بازيگران پرسيد و من گفتم در اين دو مقوله دخالتي نداشتهام. فيلمنامه را فرد ديگري نوشته است و اساسا در تلويزيون ابتدا طرح تصويب ميشود و بعد من به عنوان کارگردان وارد ميشوم؛ در صورتيکه در سينما فيلمنامه را مينويسم و خودم به ارشاد ميدهم. در مورد انتخاب بازيگران هم اشاره کردم آقاي شريفينيا اين مسئوليت را به عهده داشت. من اينها را گفتم اما به گونهاي تيتر زدند که معنا را بدرستي منتقل نميکند.
جامجم: در انتخاب بازيگران با آقاي شريفينيا تعامل داشتيد؟
اميني: تقريبا اما بيشتر نظر ايشان بود.
شريفينيا: الان ميخواهيد دعوا راه بيندازيد؟!
جامجم: نه! شما از همين الان گارد گرفتهايد.
اميني: ببينيد ما از دي ماه فيلمبرداري را شروع کرديم. تعداد بازيگراني که بپذيرند از ديماه با ما همراه شوند و 80 روز از خانوادهيشان دور باشند، واقعا کم بود.
اوجي: نه. از ديماه نبود، ما پيشتر با بازيگران به توافق رسيديم و در زمان شروع 15 قسمت فيلمنامه آماده داشتيم.
اميني: بله اما دي ماه کليد زديم.
اوجي: برنامهريزي کرده بوديم از اواخر آبان يا اوايل آذر فيلمبرداري را شروع کنيم، اما متاسفانه اين اتفاق نيفتاد.
شريفينيا: اينها مشکلات درونگروهي است و مساله امروز نيست. ما بايد راجعبه ماحصل کار صحبت کنيم. به هر حال از جايي پذيرفتيم با اين فيلمنامه و شرايط کارکنيم. بايد در مورد بعد از آن حرف بزنيم.
اوجي: ميخواهم بگويم در اين راه با برخي معضلات مواجه شديم.
شريفينيا: به نظرم نبايد اينگونه صحبت کنيم. ما معتقديم کارمان خيلي خوب بوده است و لازم نيست اين توضيحات را بدهيم. بحث به گونهاي شروع شد که خودمان ايرادهاي سريال را بيان کنيم. در صورتيکه اصلا ايراد خاصي نداشتيم که بخواهيم توضيح دهيم.
اميني: حرفهاي ما براي توجيه نيست و صرفا براي بازگو کردن بستر کار و شرايط است.
اوجي: موافقم. من تا به حال پنج سريال نوروزي ساختهام و نميخواهم بگويم کدام بهتر است و کداميک را بيشتر دوست دارم اما بايد بگويم تعطيلات رويايي، پرمخاطبترين آنهاست و بازتاب فراواني داشته است. نوروز در يک مهماني خانوادگي بودم که حدود 60 نفر در آن حضور داشتند. سريال به آنجا رسيده بود که همه ميخواستند بفهمند بالاخره شخصيت خانم لاله اسکندري در اين مجموعه چه کسي است؟ اصرار ميکردند آخر قصه را لو بدهم و اين نشان ميدهد که سريال جذاب بوده است.
جامجم: آقاي شريفينيا شما چطور به اين ترکيب گروه بازيگري رسيديد؟
شريفينيا: انتخاب بازيگران هميشه بستگي به شرايط و زمان کار شما دارد. ممکن است بعضي از گزينههاي مورد علاقه شما آن زمان سر کار ديگري باشند، ممکن است برخي به شهرستان نيايند يا در نوروز کار نکنند و... . به نظر من انتخابهايمان براي اين مجموعه با توجه به محدوديتها اصلا بد نبود. اين انتخابها با تشريک مساعي با آقاي اميني و اوجي صورت گرفت و اينگونه نبود که آقاي اميني دخالت نداشته باشند. هميشه وقتي بازيگران موفق شوند و جايزه بگيرند همه ميگويند ما بوديم، در غير اين صورت گردن ديگري مياندازند. در تمام کارهايم براي انتخاب هنرپيشه از نظر مالي، اخلاقي و توانايي بازيگر، با کارگردان و تهيهکننده مشورت ميکنم؛ اين مورد هم استثنا نبود. مسئوليت نتيجه نهايي هم برعهده هر سه ما است. کساني که انتخاب شدند بضاعت ايفاي نقششان را داشتند و بخوبي ظاهر شدند اما در صورتي که به نظر شما بازي کسي خوب نميآيد ميتوانيد به کارگردان انتقاد کنيد چون او وظيفه بازي گرفتن و يکدست کردن بازيها را دارد. البته دوست نداشتن بازي يک نفر سليقهاي است، مثلا ممکن است من با بازي دو سه نفر در اين سريال مشکل داشته باشم اما اين افراد کساني نبودند که بازيگري بلد نباشند يا الکي دعوت به کار شده باشند. بايد در نظر گرفت ساخت اين سريال با وجود موضوع سادهاي که داشت بسيار سخت بود. در واقع مستندي بود که چند داستانک هم داشت. يک خانواده به سفر ميرود و دوربين هم با آنها راه ميافتد. کار اين چنيني تا به حال در تلويزيون نداشتيم و به نظرم خيلي خوب اجرا شد. توقع «بن هور» يا نمايش جنگ داعش و... نبايد داشته باشيم. ما با يک کار تفريحي، سرگرمکننده و البته در جهت تحکيم خانواده روبهرو هستيم. به نظرم اين قصه مناسبات ميان دو خانواده متشخص ايراني و فرزندان آنان را با در نظر گرفتن تمام مشکلات مراودات و ارتباط انساني در جامعه بخوبي نشان داد و همچنين مردم را به جاي سفرهاي خارجي به ايرانگردي و سفر ارزان تشويق کرد. کمتر تهيهکننده و کارگرداني حاضر ميشود فضاهاي متنوع و شهرهاي گوناگون را براي فيلمبرداري انتخاب کند. معمولا همه در آپارتمان يک قصه را روايت ميکنند و تمام. بسيار کار سختي بود و ما از همان ابتدا بودجهاي را که تلويزيون براي اين اثر اختصاص داده بود پذيرفتيم و کار را شروع کرديم و به نظرم با توجه به همه اين موارد نتيجه خيلي خوب شد. البته ممکن است ايراداتي به فيلمنامه و بازيها وارد باشد، مثلا من معتقدم اگر ماجراهاي آخر سريال را از کمي جلوتر نشان ميداديم قصه جذابتر ميشد. من خودم جزو طرفداران سريال بودم و با اين که مشغول کار و در سفر بودم همه قسمتها و تکرارهاي آن را ميديدم. البته لطمههايي هم در مقايسه با ديگر سريالها به کار ما وارد شد. مثلا بعضي صحنهها که در سريالهاي ديگر نشان داده شد و اتفاقا باعث جذابيت آنها بود در کار ما
حذف شد.
اوجي: يکي از سختترين سکانسهاي ما سکانس مربوط به لندينگکرافت بود که در نهايت به صورت مختصر پخش شد و همين باعث شد آنچنان که بايد درنيايد. سکانس کنسرت هم پرهزينهترين بخش سريال بود و ما براي آن يک کنسرت واقعي ترتيب داديم اما آن هم به طور کامل پخش نشد. در حالي که حضور رضا يزداني در اين سريال بيشتر به خاطر خواندن آهنگ «خليج فارس» در پايان مجموعه بود.
جامجم: آقاي اميني شما به عنوان کارگردان از بازيها راضي بوديد؟
اميني: از يک سري بازيها راضي نبودم. اينکه شما به عنوان کارگردان 60 روز، نزديک 700 دقيقه فيلمبرداري کني کار کمي نيست. من در 60 روز سينمايي کار ميکنم. به همين دليل فرصت انرژي گذاشتن براي بازي ايدهآل گرفتن از همه بازيگرها را نداشتم. با توجه به داشتههايمان نمره صد به خودمان ميدهم اما معتقدم ميتوانست اتفاقات بهتري هم بيفتد.
جامجم: از اين بازيگرها اسم نميآوريد؟
اميني: خير.
جامجم: مثلا از بازي خانم افسر اسدي راضي بوديد؟
اميني: بله. خانم اسدي اندازه نقششان در فيلمنامه خوب بودند.
جامجم: به هر حال خوب و بد بودن بازي هنرپيشهها به پاي کارگردان نوشته ميشود.
اميني: تنها مربوط به کارگردان نيست. من به جرات ميگويم که از 50 درصد بازيها راضي بودم و از 50 درصد ديگر نه.
جامجم: پس چرا قبول کرديد؟
اميني: به دليل فرصت کم چارهاي نداشتيم.
جامجم: به هر حال اين اثر در کارنامهتان ميماند و امضاي شما پاي آن است. بعدا نميتوانيد بگوييد من دخالتي نداشتم. مردم که از پشت صحنه خبر ندارند.
اميني: مردم اصلا به اين چيزها مثل بازي بازيگران توجه نميکنند!
جامجم: ميان همين مردم انتقاداتي به نحوه ديالوگ گفتن خانم حاتمي مطرح بود. اگر لحن و بيان ايشان در جهت نمايش انتقال افسردگي اين شخصيت بوده، چندان به واقعيت نزديک نيست.
شريفينيا: ما نميتوانيم زياد وارد اين بحثها شويم. به هر حال هر کسي را که آورديم براساس انتخاب قطعي و با موافقت کارگردان و آقاي اوجي بوده است.
اميني: نه آقاي شريفينيا. من موافق همه انتخابها نبودم. من دوست داشتم بازيگران تئاتري بياورم اما آقاي اوجي مايل به حضور چهرهها بودند.
اوجي: اتفاقا خانم حاتمي جزو بازيگران خوب تئاتر هستند.
شريفينيا: من بيشتر از آقاي اميني موافق آوردن بازيگران تئاتر هستم و در هر سريالي که کار کردم 500-400 بازيگر تئاتر آوردم و بيشتر بازيگراني را که به سينما معرفي کردهام هم از تئاتر آوردهام، ولي تهيهکننده سليقه متفاوتي دارد. به نظرم بهتر از خانم ها بايگان و اسدي براي ايفاي نقش همسران رستم و رحيم نداريم. اگر انتخابهاي ديگري هم وجود داشته باشد در همين رده هستند. براي سه دختر قصه هم همين انتخابها بهترين بودند.
اوجي: براي يک تهيهکننده باعث خوشحالي است که کارگردانش چنين چيزي از او بخواهد اما من اصولا عادت ندارم بازيگر معرفي کنم. ترجيح ميدهم از بازيگران باتجربه استفاده کنم و کساني را بياورم که بابت کار از من دستمزد دريافت کنند. معتقدم تلويزيون مثل تيم ملي است و کسي که ميخواهد در آن نقشهاي بزرگ بازي کند ابتدا بايد در تيمهاي کوچک توپ زده باشد و بعد کمکم بالا بيايد.
شريفينيا: من ميگويم هر کسي با موافقت همگي به تيم بازيگران اضافه شود، ديگر بازيگر شماست و بايد از او بازي بگيري. اگر آنگونه که ميخواهي بازي نميکند، يا نقش را نفهميده است يا لجبازي ميکند. اگر لجبازي بکند اخراج ميشود و کس ديگري جاي او ميآيد و اگر نقش را نفهميده است بايد برايش بيشتر توضيح داد تا براحتي به آن کسي تبديل شود که شما ميخواهي. اگر يک بازيگر گلدرشت بازي ميکند شما بايد جلويش را بگيري. اين مربوط به کارگردان است. من ميگويم بازيگران بر اساس نقش بدرستي انتخاب شدند، اما کارگردان وظيفه دارد که بازي آنها را کنترل کند. حتي اگر نميتواند بازي درست از يک بازيگر بگيرد بايد بتواند بازي او را با ديگران يکسان کند. الان روي سخنم با آقاي اميني نيست و کلا ميگويم. اگر مراقب بازيگر نباشي او ناخودآگاه ميخواهد خود را نشان دهد و ممکن است به يکدستي بازيها ضربه بزند. کارگردان حد فاصلي ميان بازيگر و تماشاچي است. مثلا در اين سريال بازي علي اوجي و ارسلان قاسمي بايد يکدست باشد چون هر دو در يک موقعيت بحراني قرار ميگيرند و بايد واکنشهاي نسبتا يکساني داشته باشند. اگر کارگردان حواسش را به اين دو ندهد، بازي يک نفرشان از دست ميرود.
جامجم: آقاي اميني شما در سينما آثار قابل قبولي ارائه کردهايد اما در تلويزيون مانند سينما ظاهر نميشويد. نگاهتان به تلويزيون چقدر جدي است؟
اميني: کار کردن در اين رسانه براي من تجارب بسيار خوبي به همراه داشته است. مثلا در تلويزيون براي من پيش آمده است که در يک روز، با 20 بازيگر و با تک دوربين بايد 18دقيقه ضبط ميکردم.
جامجم: اين گونه که شما ميگوييد گويي عليرضا اميني با سابقهاي که در سينما دارد فقط براي تجربه کردن به تلويزيون ميآيد و اين رسانه برايش جدي نيست. در حاليکه تلويزيون مخاطب بيشتري نسبت به سينما دارد.
اميني: نه ابدا اينگونه نيست. سريال «سقوط آزاد» من طبق آمار صدا و سيما با 93درصد بيننده هنوز در صدر است. من فيلمنامه خوب داشته باشم آثار بهتري ميسازم.
جامجم: بعضي از نقشها به تيپ نزديک هستند مثل نقشي که علي اوجي بازي ميکند يا علي صادقي که هميشه با همين شخصيت و با همان تکيهکلامهاي مخصوص به خودش در سريالها و فيلمها حضور دارد.
اوجي: شما فيلمنامه را نخواندهايد پس نميتوان در اين مورد بحث کرد، چون هر چه بگوييم يکطرفه ميشود. من معتقدم در فيلمنامه اينگونه نبود و شخصيتپردازيها بدرستي انجام شده بود اما اينکه چقدر در اجرا درآمده، موضوع ديگري است. آقاي صادقي در اکثر آثار همين شخصيت را دارند و مثل نمک و فلفل يک فيلم و سريال هستند و همه ايشان را همينگونه دوست دارند. ممکن است در اين مجموعه يکي دو جا از دست در رفته باشد، اما به طور کلي اشکالي در کار ايشان نميبينم.
جامجم: آقاي اميني شما هم موافقيد؟
اميني: به نظر من صددرصد به فيلمنامه برميگردد. من نويسندهام و براي نوشتن يک شخصيت برايش بيوگرافي، داستان، نقطه تحول و ... مينويسم.
اوجي: يعني اين که دوستان ميگويند افسردگي شخصيتي که خانم حاتمي بازي ميکردند درنيامده است، مربوط به فيلمنامه است!؟
اميني: بله. اگر گذشته و روحيات شخصيت بدرستي نگارش شده باشد در اجرا موفقتر ميشود. اتفاقا به نظرم بعد از آقاي شريفينيا، يکي از کساني که تلاش زيادي براي کار ميکرد و هر روز در مورد ريزهکاريهاي نقشش از من ميپرسيد، خانم حاتمي بود. به نظرم اين شخصيت نسبت به ديگر شخصيتها سينماييتر بود. من به بازي ايشان از صد، 70 ميدهم و باور دارم که ميتوانست صد باشد. اما بايد ديد فيلمنامه چقدر جاي کار دارد.
جامجم: ضمن اينکه موضوع افسردگي اين شخصيت در آخر سريال رها ميشود.
اميني: تحول شخصيت در يک سريال کمدي با يک فيلم سينمايي کاملا متفاوت است. در سريالهاي تلويزيوني حتي گاهي يک شخصيت با ديدن يک پرنده متحول ميشود!
شريفينيا: او دچار نوعي افسردگي است و به نظرم همينقدر که ميبينيم با دخترهاي ديگر متفاوت است براي اين قصه کافي است. در مورد آقاي صادقي که ميگوييد تيپ است، بايد بگويم بعضي آدمها در زندگي معمولي هم تيپ هستند. نقشي که او در اين سريال بازي ميکرد همين نوع بازي را ميطلبيد و براي همين ما از نويسنده خواستيم آن را بر اساس تيپ علي صادقي و نوع بازي او بنويسد.
جامجم: بحث تحول شد، سکانس تحول شخصيتها در شبنشيني در قرنطينه بياندازه شعاري و نمايشي بود.
شريفينيا: نمايش است ديگر، ضمنا شما اگر در شرايط مرگ قرار بگيري و بداني روز به روز به مردن نزديک ميشوي همين گونه صحبت ميکني.
جامجم: بحث اين است که ميتوانست جذابتر به تصوير کشيده شود و پرداخت بهتري داشته باشد. اين سبک از تحول را ما در سريالهاي ده سال پيش هم ديدهايم. افراد دور هم جمع شدهاند و به نوبت ميگويند ما از اين اتفاق درس گرفتيم که خانواده مهمترين مساله است و... .
اوجي: اين سکانس هم متاسفانه تغييراتي کرد ولي در همان سکانسي که شما ديديد، هر کس متناسب با شخصيت خودش صحبت کرد. مثلا حرف زدن خانم حاتمي با بقيه متفاوت بود. خدا نکند کسي در موقعيت مرگ قرار بگيرد؛ فکر ميکنم در چنين شرايطي آدم شعارزدهتر از اين هم عمل ميکند.
اميني: به نظرم نبايد فراموش کرد که تماشاچي تلويزيون از طيفهاي مختلف است. آدمهايي با سنين مختلف و سطح سواد متفاوت که نميشود براي همه آنها پيچيده سخن گفت.
جامجم: درست است اما يقينا تماشاگر تلويزيون در سال 97 با بيننده چند سال پيش متفاوت است. مخاطب امروزي در معرض فيلمها و سريالهاي بيشتري است و با رسانههاي مختلفي سر و کار دارد.
اميني: ببينيد هنوز پر فروشترين آثار سينمايي چه فيلمهايي هستند؟ از اينجا ميشود فهميد که سطح سليقه مردم چگونه است.
جامجم: آقاي شريفينيا شما جزو معدود کساني بوديد که نقش متفاوتي در اين سريال داشتيد. به عنوان کسي که انتخاب بازيگران را به عهده داشت، چرا براي نقش مقابلتان به دنبال گزينه ديگري نرفتيد. حضور خانم بايگان مقابل شما يادآور سريال «پيامک از ديار باقي» است.
شريفينيا: نوع بازي ايشان در اينجا با پيامک از ديار باقي، متفاوت است. در ضمن ما در اين رنج سني چند بازيگر محدود داريم که بايد با توجه به شرايط او و خودمان يک نفر را انتخاب ميکرديم. در مقوله بازيگري بحث سليقه مطرح است. بگذاريد مثالي بزنم. به نظرم بازي يکي از بازيگران خانم خيلي غلوآميز بود، حتي هنگام تصويربرداري هم اين مساله را به او تاکيد کردم. اما هنگام تدوين وقتي از تدوينگر مجموعه پرسيدم نظرش درباره بازي اين بازيگر چيست؟ خيلي تعريف کرد و گفت جزو بازيهايي است که خيلي دوست دارد. تدوينگر مجموعه روزبه کلباسي، جوان هم است و ادبياتش با نسل جوان امروز همخواني دارد و نظرش خلاف ايده من بود. من با صحبت او به آرامش رسيدم. بنابراين شما نگاه کنيد در مقوله بازيگري سليقه خيلي زياد است.
جامجم: بازي علي اوجي به تيپ نزديک نشده است؟
شريفينيا: اتفاقا آقاي اميني هم نسبت به اين مساله شاکي بود که علي اوجي به تيپ نزديک شده، حتي سر صحنه هم چند بار اين مساله را به اوجي تاکيد کرد و به او گفت نبايد مثل مهران مديري بازي کند، بلکه بايد خودش باشد، اما اوجي نميپذيرفت. حال چرا قبول نميکرد؟ به اين دليل بود که خودش نميديد تيپ بازياش مثل مهران مديري شده و ناخودآگاه تاثير گرفته است. به نظرم آقاي اميني اگر مشکل داشت نبايد اين کار را ميپذيرفت. اگر فيلمنامه به نظر او بد بود، روز اول بايد اين مساله را ميگفت و ما هم درست ميکرديم.حتي سکانسي بود که ما سر صحنه اصلاح کرديم بدون آنکه به تهيهکننده بگوييم. براي من همه آدمها صد در صد نبودند. وقتي آقاي اوجي به من گفت کدام يک از کارگردانان را انتخاب کنيم، به او پيشنهاد عليرضا اميني را دادم. اين در حالي بود که همه ميگفتند او خوب نيست، اما من يک پا ايستادم و گفتم عليرضا اميني ميتواند اين کار را کارگرداني کند. به نظرم پاي کاري که کردهايم، بايد بايستيم و دفاع کنيم. اگر هم اشکال دارد بايد بگوييم در آن بخش بايد توجه بيشتري ميکرديم، نه اينکه سرچشمه را خشک کنيم. اتفاقا وقتي گزارشگران تلويزيون سراغ مردم ميرفتند و نظرشان را درباره بازي بازيگران سريالهاي نوروزي ميپرسيدند، برخي مطرح ميکردند بازي شريفينيا و علي اوجي خوب است، برخي هم از بازي خانم بايگان تعريف ميکردند. به همين دليل ميگويم بازيگري سليقهاي است.
اوجي: گاهي صحبتهاي ما درگير تيترهاي ژورناليستي ميشود. به عنوان مثال، من در يکي از مصاحبههايم گفتم وقتي کيش رفتيم به ما هيچ امکاناتي ندادند و همه بودجه اين سريال را صدا و سيما پرداخت کرد. بعد انگ زدند به ما که کمک نکردند، هيچ بلکه سنگاندازي هم کردند. چرا بايد اينطور شود؟ در حالي که من در مصاحبهام تاکيد کردم بودجه اين کار از صفر تا صد را صدا و سيما پرداخت کرده است.
اميني: البته من هم در ابتداي صحبتم گفتم خيلي خوشحالم با بودجه کم و تک دوربين، کار جادهاي ساختيم که تا اين ميزان براي مردم قابل قبول بوده و در نظرسنجيها هم توانستيم رتبه خوبي به دست بياوريم.
اوجي: من چهار سال پيش براي نوروز تلويزيون يک سريال ساختم. جالب است بدانيد تعطيلات رويايي را با بودجهاي ساختم که نسبت به سريال چهار سال قبل کمتر بود.
جامجم: اتفاقا سريال ايده جالبي دارد و با تهرانگريزي، اولين تصاوير مجموعه را با شيراز آغاز کرديد.
اميني: من از سريالهاي آپارتماني فراري هستم. اگر قرار بود سريال آپارتماني بسازم آنهم با پنج دوربين، روزي يک قسمت تحويل ميدادم. البته نقدها را ميپذيرم، اما بايد قبول کرد اگر تلويزيون ميخواهد يک سريال نوروزي آماده کند، بايد تابستان کار را کليد بزنيم تا با آرامش کار کنيم و درگير شتابزدگي نشويم. همانطور که تاکيد کرديد يکي از حسنهاي مجموعه تعطيلات رويايي تهرانگريزي است.
جامجم: يکي از نقاط قوت مجموعه، مبحث جاذبههاي گردشگري است که به شکل غيرمستقيم و در قالب اتفاقات در قصه مطرح ميشود، حتي دو خانواده تصميم ميگيرند سفر جادهاي داشته باشند. چطور شد مسير قصه را از شيراز به کيش طراحي کرديد؟
اوجي: واقعيت اين است ابتدا قرار بود قصه در تهران و مشهد بگذرد، حتي ما گفتيم کل قصه را در تهران ميگيريم و چند سکانس خارجي را در مشهد ضبط ميکنيم، اما بعد احساس کرديم در ايام نوروز مشهد سرد است و نميتوانيم بازيگر را با يک تيشرت نشان بدهيم. بنابراين بحث جنوب مطرح و قرار شد بخشي از قصه در يکي از شهرهاي جنوبي بگذرد. تا اين که کيش را انتخاب کرديم. بعد از مشورتي که با دکتر حاتمي، مدير گروه فيلم و سريال شبکه دو داشتيم، قرار بر اين شد شروع قصه از شيراز و با اتفاقات فرهنگي شروع شود که با نگاه شبکه دو هم همخواني داشته باشد. همچنين بنا به تصميمي که گرفتيم سکانس تحويل سال را هم در شاهچراغ ضبط کرديم و حافظيه و ديگر اماکن ديدني شيراز هم به داستان اضافه شد. ما با توليد اين مجموعه قصد داشتيم مردم را به سفرهاي نوروزي ترغيب کنيم و بگوييم ايران جذابيتهاي زيادي دارد که ميتوانيم براي سفر شهرهايي مثل شيراز و کيش را انتخاب کنيم و فکر نکنيم سفرهاي خارجي بهتر است. همچنين نشان داديم سفرهاي جادهاي چقدر ميتواند جذاب باشد. ما ميتوانستيم سفر اين دو خانواده را با هواپيما نشان بدهيم، اما برايمان اهميت داشت جاذبههاي ايران را در قالب قصه براي مردم به تصوير بکشيم. سريال تعطيلات رويايي رسالتش را با دو سکانس تحويل سال و کنسرت براي تلويزيون انجام داده است. اين دو سکانس شاه بيت سريال است که البته سکانس تحويل سال خيلي خوب پخش شد، اما سکانس مربوط به کنسرت جا داشت بهتر نشان داده شود. بايد اين مساله را تاکيد کنم که سازمان منطقهاي عمران کيش به هيچ وجه به پروژه ما کمک نکرده است. تمام هزينههاي سريال را صدا و سيما پرداخت کرد. به کم و زيادش کار نداريم، اما همه چيز با صدا و سيما بود. البته حساب کيشوندان جداست؛ آنها نهايت همکاري را با ما داشتند.
جامجم: آقاي اميني! کارگرداني اين سريال در دو شهر مختلف و سکانسهاي جادهاي برايتان سخت و دشوار نبود؟
اميني: نه سخت نبود. من کارهاي سخت را دوست دارم و عشق ميکنم. علاقهمند هستم کار چالش داشته باشد تا کارگرداني آن برايم لذتبخش باشد.
شريفينيا: نکتهاي درباره کيش بگويم. مسئولان جديد سازمان منطقهاي عمران کيش حاضر نشدند امکانات در اختيار ما بگذارند. جالب بود مسئولان جديد از ما خواستند فيلمنامه را بخوانند! اين در حالي است که تلويزيون فيلمنامه را کنترل کرده بود و ما ميخواستيم در راستاي شناساندن کيش، چشم اندازهاي زيباي اين جزيره را نشان بدهيم؛ اما کمکي به ما نشد. به همين دليل عطايش را به لقايش بخشيديم. به جاي اين که کار ما را راه بيندازند، سنگ اندازي هم کردند. با وجود همه اين مسائل، ولي ما تصاوير جذاب و ديدني از کيش نشان داديم. در مجموع، تعطيلات رويايي يک سريال آبرومند و شريف است و ما نبايد خودمان را درگير محدوديتهاي بودجه کنيم و به دنبال اين مسائل باشيم. بايد با نگاه مثبت به سريال نگاه کنيم.
اوجي: کار در شهرستان، سختيهاي خودش را دارد. حساب کنيد ما به مدت سه ماه در دو شهرستان و جاده بوديم. مسلما کار توليد با سختيهاي زيادي روبهرو ميشود. البته قبول دارم ايرادهايي به ما برميگردد، اما مساله کمبود بودجه در تلويزيون حاکم است. حالا من به عنوان تهيهکننده ميتوانم اين مساله را بپذيرم و کار را توليد کنم يا قبول نکنم. اين مساله شخصي من است. در مجموع خوشحالم در نظرسنجيها، سريال ما بالاتر از دو مجموعه ديگر که سابقهدارتر بودند، قرار گرفت. اين نشان ميدهد ما کارمان را درست انجام داديم. بازخوردهاي خوب مردمي خستگي را از تن ما بر طرف کرده است.
شريفينيا: به نظرم شما وظيفهاي داريد در قبال اين سريال. شما بايد به بار ارزشي مجموعه توجه کنيد که گروه تلاش کرده آن را به يک سرانجام خوب برساند. بنابراين اگر هم نقد داريد بايد در کنارش بخشهاي ارزشي سريال را هم تقويت کنيد. ما در اين سريال به دورهمي خانوادهها پرداختيم. اين چيز کمي نيست. الان هر کدام از اعضاي خانواده سرشان به کار خودشان است، اما ما نشان داديم ميتوان با هم سفر کرد. ضمن اين که در کنارش به گردشگري هم پرداختهايم. بنابراين هدف اين سريال والاست. نبايد فقط انتقاد کنيم. جاي چنين مجموعههايي در تلويزيون خالي است. بايد دوباره بر همين دورهميهاي خانوادگي تاکيد کنيم تا فرهنگ آن در جامعه ساري و جاري باشد.
جامجم: البته لطف ميزگرد به چالشهايش است. در غير اين صورت روحي نخواهد داشت.
اميني: اگر ما بهترين کار دنيا را هم بسازيم، باز هم منتقدان خودش را دارد. پس بايد جسارت شنيدن نقدها را هم داشته باشيم. اگر اين جسارت نباشد که اصلا نبايد چيزي ساخته شود.
اوجي: دوستي از تهران آمده بود کيش و برايمان تعريف ميکرد وقتي خانوادهاش قسمتهاي اول اين مجموعه را ديده بودند، دخترش گفته بود مرا به سفر ببريد. پس بايد قبول کنيد اين سريال توانسته روي مخاطب تاثير بگذارد. ما دنبال همين در قصه
بوديم.
اميني: اگر ما حتي5 درصد هم مخاطب داشته باشيم که مجموع اين درصد يکميليون شود، باز هم جاي شکر آن باقي است. اين نشان ميدهد سريال ديده شده است. چه بسا سري دوم اين سريال بيشتر ديده خواهد شد و مخاطب بيشتري خواهد داشت، چون کاراکترها براي مخاطب آشنا هستند.
شريفينيا: ضمن اين که ما با هزينه يک کار سينمايي يک سريال 15 قسمتي ساختهايم و همه عوامل تلاش کردند کار به بهترين شکل انجام شود.
اميني: من نميخواستم اين مساله را مطرح کنم، اما بودجه اين مجموعه واقعا به اندازه يک کار سينمايي بود.
اوجي: حتي برخي بازيگران دستمزد چهار سال قبل خودشان را گرفتند.
جامجم: اما آقاي اميني کارهاي شما در سينما متفاوت از تلويزيون است. به نظر ميرسد شما رسانه تلويزيون را جدي نميگيريد؟
شريفينيا: مديوم تلويزيون با سينما متفاوت است.
اميني: همه کارگردانان کارشان در سينما و تلويزيون فرق دارد. شما نام چند کارگردان را ببريد که کيفيت کارشان در تلويزيون و سينما يکي است.
جامجم: آقايان هنرمند، فتحي، شعيبي و ....
اميني: بله، اما بودجه کارهاي آنها بيشتر بود. من سريالهاي «ميلياردر» و «سقوطآزاد» را هم کار کردهام که خيلي بيننده داشته است.
شريفينيا: بودجه هر سريال متفاوت است و انتخاب بازيگران هم بر آن اساس شکل ميگيرد. ببينيد وقتي من يک سريال کار ميکنم، بازخورد آن را در مهمانيهاي خانوادگي ميبينم. وقتي يک سريال خوب ساخته شود، همه تعريف ميکنند و حتي به من ميگويند انتهاي قصه را هم برايشان بگويم تا خيالشان راحت شود. صحبتهاي مطرح شده در جمعهاي خانوادگي نشان ميدهد سريال تعطيلات رويايي ديده شده و بازتاب آن خوب بوده است. ما ابتدا اين تصور را نداشتيم که تا اين ميزان مخاطب داشته باشيم، زيرا قصه سريال پيچيده نبود اما فضاي خوب، قصه دلنشين و... نشان ميدهد سريال ديده شده است.
جامجم: سريال موضوع خوبي دارد و جاذبههايش هم کم نيست، اما اي کاش پرداخت بهتري داشت.
اميني: اگر زمان بيشتري براي فيلمنامه داشتيم، مسلما ايرادهاي کار کمتر ميشد.
جامجم: آقاي اميني شما همه کاستيها را به فيلمنامه عودت ميدهيد.
اوجي: اتفاقا ما پيشنهاد کرديم سريال براي تابستان باشد، اما اصرار داشتند براي عيد ساخته شود. مسائلي وجود دارد که خارج از عهده من، مدير گروه و حتي مدير شبکه است.
شريفينيا: آنچه اهميت دارد اين است که همه تلاش خودشان را کردند. البته سري دوم اين مجموعه بيشتر مورد توجه قرار ميگيرد.
جامجم: پس پذيرفتيد سري دوم را هم بسازيد؟
شريفينيا: بله. قبول کرديم.
جامجم: با همين دو خانواده؟
شريفينيا: هنوز مشخص نيست. شايد با اين دو خانواده کار کنيم. شايد هم دو خانواده ديگر را انتخاب کنيم و در دو شهر ديگر.
اوجي: البته من در جريان ساخت سري دوم نيستم.
اميني: اگر سريال پايتخت موفق بوده، عوامل زيادي در آن موثر است. بودجه مناسب، داشتن زمان کافي براي توليد و لوکيشن خوب. اما تعطيلات رويايي، زمانش براي توليد و بودجهاش کم بود. آقاي شعيبي از دوستان خوب من است، اما نبايد بودجه کار او را با کار ما مقايسه کنيد.
جامجم: اما ما از آقاي اميني که کارهايش در سينما قابل قبول است، توقع بيشتري در تلويزيون داريم.
اميني: پس ثابت شده ما کار خودمان را بلد هستيم.
جامجم: ولي به نظر ميرسد تلويزيون برايتان جدي نيست.
اميني: نه، اينطور نيست. بايد قبول کنيد ظرف تلويزيون همينقدر است! مخاطب تلويزيون، مادر من و برادر شماست. مخاطب تلويزيون که ميزانسن و... را نميشناسد. در ضمن علاوه بر محدوديت پخش، شما هر فيلمنامهاي را نميتوانيد به تلويزيون بدهيد. بايد از چند کانال عبور کند.
جامجم: اصولا تلويزيون برايتان چه جذابيتهايي دارد که برايش کار ميکنيد؟
اميني: هر کاري براي من تجربه است. ضمن اين که کارگردان هستم. هر سال يا دو سال يکبار يک فيلم سينمايي کار ميکنم، به همين دليل بايد در تلويزيون هم کار کرد، چون يک بخش هم مساله مالي
است.
جامجم: چطور شد پاي رضا يزداني وارد قصه سريال تعطيلات رويايي شد؟
اميني: به دليل اين که در فيلمنامه قرار بود يک خواننده وارد قصه شود.
شريفينيا: با توجه به اين که بخشي از قصه در کيش ميگذشت و ما سکانس کنسرت هم داشتيم. با توجه به اين که رضا يزداني هم خواننده «خليج فارس» بود، به همين دليل وارد قصه شد.
جامجم: شما اشاره کرديد بخش دوم سريال قرار است ساخته شود. آيا فکر کردهايد از چه زاويه تازهاي به خانواده نگاه کنيد؟
شريفينيا: نه.
اوجي: بعد از تمام شدن سريال تعطيلات رويايي، اولين بار است آقاي شريفينيا و اميني را ميبينم و هنوز صحبت جدي نکردهايم.
اميني: اتفاقا سري دوم اين مجموعه پر مخاطبتر ميشود، چون هم کاراکترها براي بينندگان آشنا هستند و هم کاستيهاي سري اول برطرف خواهد شد.
جامجم: اما گاهي هم ضعفهاي سري دوم يک سريال بيشتر از سري اول بوده است. اينطور نيست که سري دوم هميشه موفق باشد.
اميني: بايد نقدپذير باشيم و نقاط قوت و ضعف را پيدا کنيم و بر اين اساس جلو برويم. اگر اينطور نباشد رشد نخواهيم کرد.
اوجي: گاهي قبل از شروع تصويربرداري مشکلاتي پيش ميآيد. مثلا قبل از اين که کليد بزنيم محمود عزيزي دچار يک ويروس شد و دکتر به او استراحت مطلق داده بود و نميتوانست سفر کند و به شيراز بيايد. يا چهار بار مجبور شديم بليت آقاي شريفينيا را تغيير بدهيم. گاهي مشکلات اينچنيني هم پيش ميآيد.
شريفينيا: اما تاخير من به کار صدمه نزد.
اوجي: ابدا صدمه نزد. چون از وقتي وارد پروژه شدند، زحمت خودشان را کشيدند.
اميني: اگر ما زمان بيشتري داشتيم، مسلما شخصيت پردازيها و درام بهتر ميشد.
جامجم: آقاي اميني هر سکانس را با چند برداشت ضبط ميکرديد؟
اميني: چون خودم تدوين بلدم و پلان اضافه هم نميگيرم با يک برداشت ضبط ميکردم.
جامجم: نظرتان درباره بازي خانم افسر اسدي چيست؟ چون بازي ايشان پايينتر از حد انتظار بود.
شريفينيا: اگر شما ميخواهيد درباره يک بازيگر نظر بدهيد بايد خارج از ذهنيت به بازياش نگاه کنيد. ما براي اين نقش نياز به بازيگري داشتيم که چهره و بازياش متناسب يک خانم معلم محجوب باشد و خانم افسري بهترين گزينه بود. وقتي يک بازيگر نقشش را درست ايفا ميکند، بايد از او استفاده کرد. وقتي آقاي صديق شريف نقش روحاني را خيلي خوب بازي ميکند و لحن عربي او بسيار درست است، پس چرا بايد بازيگري بياورم که تلفظ کلمات عربياش مشکل دارد؟
جامجم: به نظرتان تکراري نميشود؟
شريفينيا: نه، به هيچ وجه تکراري نيست.
همراهان عزيز، آخرين خبر را بر روي بسترهاي زير دنبال کنيد:
آخرين خبر در تلگرام
https://t.me/akharinkhabar
آخرين خبر در ويسپي
http://wispi.me/channel/akharinkhabar
آخرين خبر در سروش
http://sapp.ir/akharinkhabar
آخرين خبر در گپ
https://gap.im/akharinkhabar
بازار