جام جم/ پس از پيروزي انقلاب و در حالي که تنها دو شبکه تلويزيوني براي پخش برنامه وجود داشت، گروهي به نام گروه سرگرمي و مسابقات در اين شبکهها راهاندازي شد که وظيفه آن توليد برنامههاي سرگرمکننده بخصوص براي گروه کودک و نوجوان بود.
در کنار برنامههاي اين گروه سني بايد به مسابقاتي اشاره کرد که براي طيف سني بزرگسال تدارک ديده شده و بر پايه معلومات عمومي شرکتکنندگان خود ميچرخيد. اين قبيل مسابقات از چند بخش مشترک بهره ميگرفتند که از جمله آنها ميتوان به دکورهاي شبيه به هم و مجرياني با بياني مناسب نام برد. سوالات اين مسابقات هم که اطلاعات عمومي شرکتکنندگان را محک ميزد، ديگر وجه اشتراک مسابقات يادشده بود که حوزههاي مختلف، از ورزش و سينما تا سياست و تاريخ و جغرافيا را دربرميگرفت. به مرور هم مخاطبان نسبت به اين گروه از برنامههاي تلويزيوني توجه نشان داده و در کنار پر کردن اوقات فراغت، به تقويت اطلاعات عمومي خود نيز پرداختند. حال نگاهي به مسابقات مختلف تلويزيوني در چهار دهه پس از انقلاب مياندازيم.
دهه 60 : رونق مسابقات تلويزيوني
از شاخصترين مسابقات اين دهه ميتوان به «نامها و نشانهها» اشاره کرد که در آن از الگوي کلاسيک مسابقات اينچنيني تبعيت شده و شرکتکنندگان در طيفهاي سني مختلف به رقابت با يکديگر ميپرداختند. در اين مسابقه که در اوايل دهه 60 روي آنتن شبکه يک سيما رفت، سوالات در حوزههاي گوناگون طرح شده و شرکتکنندگان به آن پاسخ ميدادند و در نهايت هم بهترين شرکتکننده به مقام اول ميرسيد.
مهمترين نقطه قوت نامها و نشانهها، حضور رضا معيني در قالب مجري است که صداي گرم و بياني پخته داشته و به دل مخاطبان خود مينشست. او در عين حال تسلط نسبتا خوبي به معلومات عمومي داشت و ضرباهنگ در اجرا را هم خوب ميشناخت. ديگر مسابقه مهم و شاخص دو شبکه تلويزيوني آن سالها که بسيار هم مورد توجه قرار گرفت، يک مسابقه سي سوال بود که بخش مهمي از جذابيت آن هم به مجرياش(حسين باغي) بازميگشت. چرا که در سالهاي دهه 50 و اوايل دهه 60 ، وي آگهيهاي تبليغاتي بسياري از فيلمهاي سينمايي ايراني و خارجي را ميگفت و به همين سبب هم صدايش براي مخاطبان آن سالهاي تلويزيون بسيار آشنا به نظر ميرسيد. در اين مسابقه هم تعدادي شرکتکننده در استوديو حاضر شده و به سوالات در زمينههاي مختلف پاسخ ميدادند. با اين تفاوت که باغي صرفا در حکم مجري برنامه قرار ميگرفت و با استفاده از زمانسنج معروف برنامه مدت زمان مجاز براي پاسخ شرکتکنندگان را کنترل ميکرد و کارشناسان حاضر در استوديو به طرح سوال ميپرداختند. در ديگر برنامههاي تلويزيوني آن دهه بخصوص در حوزه برنامههاي کودک و نوجوان نيز ميتوان ردپاي مسابقات را مشاهده کرد که يکي از مهمترين و پربينندهترينشان جنگ تلويزيوني «هوشيار و بيدار» بود. برنامهاي جذاب و ديدني با حضور عليرضا خمسه و زندهياد محسن يوسفبيک که در آيتمهاي نمايشي آن بازي ميکردند. لابهلاي آن هم مسابقات کوچک و سرگرمکنندهاي هم براي حضار در استوديو تدارک ديده شده بود که يکي از آنها رد کردن يک وسيله فلزي دستهدار از لابهلاي سيمهاي مفتول پيچيده شده در هم بود که تمرکز شرکت کنندگان را به چالش کشيد.
دهه 70 و تنوع در مسابقات
در اين دهه با اضافه شدن چند شبکه به شبکههاي يک و دو، تعداد برنامههاي سرگرمکننده تلويزيون افزايش چشمگيري پيدا کرد و در اين بين گروه مسابقات و سرگرمي نيز فعالتر از قبل شد. بازار توليد مسابقات نيز همچنان گرم بود و حضور چشمگيري روي آنتن داشت. از شاخصترين آنها که همچنان در گوشهاي از ذهن علاقهمندان برنامههاي تلويزيوني دهه 70 جاي دارد، «مسابقه هفته» با اجراي درخشان مرحوم منوچهر نوذري است. او که سابقه سالها کار در دوبله، کارگرداني و بازي در نمايشهاي راديويي را داشت، انتخاب فوقالعادهاي براي يک مسابقه تلويزيوني متکي بر معلومات عمومي شرکتکنندگان بود. چرا که طي سالهاي دهه 60، توليدکنندگان مسابقات هر آنچه را که در چنته داشتند رو کرده و وارد دورهاي از تکرار شده بودند. به همين خاطر هم مسابقاتي از اين دست به مرور با ريزش مخاطب مواجه شده بود. اما مسابقه هفته به چند دليل از آسيب ذکر شده مصون ماند: نخست اجراي گرم و شيرين نوذري که علاوه بر تسلط بر فنون اجرا از يک شيريني ذاتي برخوردار بود. ديگر اينکه دکور چشمنوازتر آن که به لحاظ بصري جذابيتهاي بيشتري براي مخاطبان داشت و دست کارگردان تلويزيوني را براي تنوع بخشيدن به تصاوير و ضرباهنگ بخشيدن به آن بازتر ميگذاشت. در عين حال شوخيهاي بانمک نوذري هم به مدد اين مسابقه آمده و آن را از حالت خشک و يکنواخت خارج ميساخت. يکي ديگر از بخشهاي بسيار جذاب مسابقه هفته به پخش تکهاي از يک فيلم کلاسيک تاريخ سينما براي شرکتکنندگان اختصاص داشت که براي دوستداران سينما در دهه 70 بسيار جذاب بود. تکيهکلام مشهور نوذري (اوني که تو فيلم بود رو بگو)، مربوط به همين بخش است که بعدها در جنگ تلويزيوني نوروز 73 مورد استفاده مهران مديري قرار گرفت. اما مسابقه هفته هم پس از يک دوره موفق به مرور در سراشيبي قرار گرفت و سرانجام تا جايي پيش رفت که توليد آن متوقف شد. از نکات جالب و خاطرهانگيز مسابقه هفته، حضورعادل فردوسيپور است که در يکي از دورههاي مسابقه هفته بهعنوان شرکتکننده در برابر نوذري قرار گرفت و در جواب سوال نوذري نام کامل فوتباليست اعجوبه برزيلي(پله) را به شکل کامل ادا کرد. شبکه سه سيما هم که براي جذب مخاطبان جوان رقابت جانانه را براي شبکههاي يک و دو آغاز کرده بود، در ميانه دهه 70 مسابقهاي جذاب و تماشايي تحت عنوان «راز سيب» را روي آنتن برد که مورد توجه طيفي از مخاطبان خود قرار گرفت. مسابقهاي برگرفته از مسابقات هيجانانگيز شبکههاي تلويزيوني جهاني که اجراي آن را دو بازيگر سينما و تلويزيون(فرهاد جم و مهسا مهجور) بهعهده داشتند. در هر بخش از راز سيب يک معما مطرح شده و شرکتکنندگان بايد با تکيه بر هوش و مهارتهاي فردي و گروهي آن را حل ميکردند و وارد مرحله بعد ميشدند. طراحي صحنه راز سيب يکي ديگر از نقاط قوت آن است که براي مخاطبان جذابيتهاي زيادي داشته و آنها را به دنبال کردن آن ترغيب ميکرد. فرهاد جم نيز نقش مهمي در هر چه بيشتر ديده شدن راز سيب داشت و هيجان بخشيدن به آن را بخوبي انجام داده. پس از افتتاح شبکه تهران، مسابقهاي با عنوان «مسابقه بزرگ» روي آنتن رفت که به دلايل مختلف موفق به جذب مخاطباني ميليوني شد. از جمله آنها ميتوان به بخشهاي متنوع آن اشاره کرد که شرکتکنندگان را به چالش توامان جسم و هوش ميکشاند. از طرف ديگر جايزه نقدي مسابقه بزرگ هم نقش مهمي در جذب مخاطبان داشت و در هيجان بخشيدن به مرحلههاي پاياني آن نقشي کليدي داشت. قرار گرفتن دو مجري با خصوصيات متفاوت هم يکي ديگر از ايدههاي خوب تهيهکنندگان اين مسابقه بود که بعدها به يک سنت در مسابقات تلويزيوني و حتي برخي ديگر از برنامههاي مجريمحور تلويزيون درآمد. در اين دهه، برنامههاي کودک و نوجوان هم از مسابقه بينصيب نماندند و شکلهاي مختلفي از آن قابل مشاهده بود. مسابقه محله يکي از شاخصترين آنهاست که سالها بخشي از برنامه کودک صبحگاهي جمعهها را به خود اختصاص داده بود. مسابقه محله سروشکل سادهاي داشت که در هر قسمت از آن مسعود روشن پژوه بهعنوان مجري به محلههاي مختلف شهر ميرفت و مسابقه ساده خود را با حضور کودکان اجرا ميکرد. سادگي و صميميت را ميتوان برگ برنده اين برنامه در روبهرو شدن با مخاطبان به حساب آورد که روشنپژوه را در اجراي طولانيمدت اين مسابقه ياري کرده است. يکي ديگر از دوبلورهاي مشهور و شناختهشدهاي که پايش به مسابقات تلويزيوني کشيده شده، زندهياد حسين عرفاني است که در نيمه دوم دهه 70 در کنار همسرش (شهلا ناظريان) به اجراي «مسابقه تلاش» پرداخت. مسابقهاي در سطح متوسط که مهمترين نقطه قوتش اجراي گرم و صميمي عرفاني و همسرش بود.
دهه 80 : از مردان آهنين تا ستارهها
مسابقات ورزشي حضور کمرنگي در مسابقات تلويزيوني داشت و «مردان آهنين» شاخصترين آن به حساب ميآمد که در دهه 80 يکي از پربينندهترين برنامههاي شبکه سه سيما لقب گرفت. در اين برنامه تعدادي از ورزشکاران حوزه بدنسازي و پاورليفتينگ ايران که برخي از آنها هم مدالهاي جهاني و آسيايي دارند، به رقابت با يکديگر در مراحل مختلف ميپرداختند و در آخر برندگان هر گروه در دوره بعد حضور پيدا ميکردند تا در آخر يک نفر به مقام قهرماني برسد. در طراحي بخشهاي مختلف مسابقه مردان آهنين، از بخشهاي مسابقات جهاني بهره گرفته شد و به همين خاطر هم کيفيت قابل توجهي داشتند. مردان آهنين از جهت ديگر هم براي مخاطبانش جذاب بود و آن هم اينکه بيش از
90 درصد مخاطبان برنامه، خود قدرت جسمي لازم براي پشت سر گذاشتن مراحل مختلف برنامه را نداشتند و به همين خاطر هم اين بخشها برايشان جذابيت داشت و ميتوانستند خود را به جاي يکي از شرکتکنندگان تصور کنند. مردان آهنين با تکيه بر مخاطبان پروپاقرص خود توانست آنتن نوروزي شبکه سه سيما را چند سال پياپي در اختيار داشته باشد تا اينکه سرانجام به پايان راه رسيد.
ايرج نوذري، فرزند زنده ياد منوچهر نوذري که به عنوان بازيگر و دوبلور چهرهاي آشنا براي مخاطبان بود، در اوايل دهه 80 مسابقهاي با همان سروشکل مسابقات قديمي و کلاسيک تلويزيون با عنوان «ستارهها» را روانه آنتن کرد که با موفقيت نسبي مواجه شد. مسابقهاي که حامي مالي آن يکي از کارخانههاي توليد فرش ماشيني بود و به همين خاطر هم دست تهيهکننده برنامه براي پرداخت جوايز چشمگير بازتر بود. نوذري در اجراي ستارهها تلاش زيادي براي نزديک شدن به سبک اجراي پدر به خرج داد و تلاش کرد تا شوخيهاي کمرنگي در اجراي خويش بگنجاند که البته به گرد پاي اجراي نوذري بزرگ نرسيد. همچنين در اين ايام مسابقههاي ديگري هم به شکل تلفني در شبکههاي مختلف با جايزههاي بعضا چشمگير برگزار ميشدند که گاه در نوع خود بسيار موفق بودند. يکي از آنها را هومن حاجيعبدالهي و ديگري را بهمن هاشمي اجرا ميکرد که در زمان پخش خود بسيار موفق بودند و مخاطبان زيادي داشتند.
مسابقه در دل برنامههاي موفق تلويزيوني
از جمله برنامههاي موفق در اين باب که بخشي از آن اختصاص به مسابقهاي پيامکي دارد، ميتوان به «نود» با اجراي عادل فردوسيپور و «هفت» با اجراي فريدون جيراني، محمود گبرلو و بهروز افخمي در سه دوره مختلف زماني اشاره کرد. نود روي مسابقه پيامکي خود مانور زيادي داده و بينندگان زيادي را به يک رقابت دعوت ميکند که در اغلب موارد شکل رنگي به خود گرفته و به يک رقابت نفسگير ميان هواداران دو تيم مطرح پايتخت تبديل ميشود. رامبد جوان هم در برنامه «خندوانه» مسابقه جذابي را با عنوان خنداننده شو تدارک ديده و مخاطبانش را به شرکت در مسابقهاي پيامکي براي تعيين بهترين نفر هر بخش از مسابقه فراميخواند.
دهه 90 و رونق دوباره مسابقهسازي
در اين دهه برخلاف دهه 80 بار ديگر شاهد رشد توليد مسابقات تلويزيوني هستيم با اين تفاوت که تنوع خوبي هم در آنها به چشم ميخورد. «هوش برتر» توليدشده در شبکه نسيم يکي از آنهاست که به لحاظ ظاهر و فرم شباهت زيادي به مسابقات معلومات عموميمحور دهه 60 دارد. کيفيت سوالات طرح شده يکي از مهمترين آنهاست که به هيچوجه آسان نبود و هوش و معلومات فرد شرکتکننده را به چالشي سخت ميکشيد. در سري نخست، اميرحسين مدرس مجري هوش برتر با اجرايي راحت و گرم بود. در سري دوم هم افشين زينوري که به واسطه سالها حضورش در عرصه دوبله بيان پخته و صدايي شنيدني دارد، اجرا را بهعهده گرفته و بخوبي از عهده انجام آن برآمده است.
شبکه نسيم در ادامه توليد مسابقات تلويزيوني، سراغ خانوادههاي ايراني رفته و مسابقهاي جذاب تحت عنوان خانه ما را روانه آنتن کرده است. مسابقهاي که در هر قسمت آن چهار خانواده حضور دارند و بايد طي مدتي معين مخارج زندگي خود را با يک ميزان پول مشخص مديريت کنند. در آخر هم خانوادهاي که با خرج کمتر توانسته برنامه را به آخر برساند، جايزه چشمگيري دريافت ميکند. نکته جالب اين مسابقه هم اين است که صرفا خرج کمتر ملاک قضاوت نهايي نبوده و هر خانواده بايد در هر بخش از اين مسابقه درست عمل کرده و امتياز به دست بياورد. گرمي و صميميت حاکم بر برنامه بعلاوه صداي شوخ و شنگ پيمان طالبي که روي تصاوير قرارگرفته، برگ برندههاي خانه ما در مواجهه با مخاطباني است که اين روزها در شبکههاي مختلف تلويزيوني با برنامههاي متنوعي روبهرو هستند.
شبکه افق نيز در راستاي توليد مسابقات تلويزيوني سراغ توليد مسابقه «فرمانده» رفته که نمونه مشابه ديگري در شبکههاي ديگر تلويزيون ايران نداشته است. يک مسابقه چند مرحلهاي که شمايل نظامي داشته و بايد دو گروه شرکتکننده تحت نظر فرمانده و دستيارش به رقابت با يکديگر بپردازند تا در نهايت يکي از آنها به مرحله بعد صعود کند. ضرباهنگ تند مسابقه همراه با پيچيدگيهاي هر بخش، بر جذابيتهاي فرمانده اضافه کرده و مخاطبان جوانتر را پاي گيرندهها نشانده است. شبکه تهران نيز سال گذشته مسابقه «پنج ستاره» را با اجراي اشکان خطيبي روي آنتن برد که با استقبال نسبي مخاطبان مواجه شد. فرم کلي برنامه شباهت زيادي به فرم کلاسيک مسابقات تلويزيوني داشت که البته جايزه چشمگيري هم آن را همراهي ميکرد. در سال جديد، حميد گودرزي اجراي پنج ستاره را به عهده گرفته و تلاش کرده تا صميميت و گرمي بيشتري به اين مسابقه تزريق کند. همزمان با اين مسابقه، شبکه سه سيما مسابقه «برنده باش» را با اجراي محمدرضا گلزار به عنوان برگ برندهاش روي آنتن برد. طراحان اين مسابقه هم با قرار دادن چند گزينه در اختيار شرکتکننده همچون کمک گرفتن از همراه در استوديو و بيرون آن به شکل تلفني به او در اين مسير کمک ميکنند. اجراي يک مسابقه تلويزيوني توسط محمدرضا گلزار که هيچگاه در تلويزيون حضور پيدا نکرده، مهمترين علامت سوال مخاطبان بود که پس از چند قسمت به آن پاسخ داده شد. گلزار در اجراي برنده باش مسلط عمل کرده و فرهنگ آن را حفظ نموده و در عين حال از شوخيهايي ظريف در کارش بهره گرفته است. به همين خاطر هم گلزار به مرور مورد توجه مخاطب برنده باش قرار گرفته و او را در مقام يک مجري پذيرفته است.
تلويزيون و چند مسابقه جذاب ديگر
شبکه نسيم در ادامه توليدات خود در زمينه مسابقه، «ضد گلوله» و «خانواده با حال» را روي آنتن برده که هر يک از آنها در ردهاي خاص از مسابقات قرار ميگيرند. اولي ساختار جوانپسندتري داشته و مراحل گوناگون آن نياز به مهارتهاي جسمي و فکري دارد. در عين حال فرد شرکتکننده بايد معتقد به کار گروهي بوده و در اين زمينه بيتجربه نباشد. همه اينها در کنار هم سبب جذابيت ضد گلوله شده که مخاطبان خود را به فضاي يک عمليات جنگي برده و در لذت بازيکنان آن شريکشان ميسازد. اما خانواده باحال شباهتهاي زيادي به بسياري از مسابقات تلويزيوني داشته که در آن شرکتکنندگان در بخشهاي مختلف به رقابت با يکديگر پرداخته و جنبه سرگرمکنندگي آن بر ساير وجوهش ميچربد. تفاوت ديگر مسابقه فوق با نمونههاي مشابه، حضور زوجها در مسابقه است که فضاي خاصتري را بر آن حاکم کرده است. برنامههاي آشپزي در سالهاي اخير رشد چشمگيري در تلويزيون داشته و پاي ثابت اغلب شبکهها بوده است. در اين بين مسابقاتي هم با محوريت آن تدارک ديده شده که دستپختهاي خودماني يکي از شاخصترين آنها به حساب ميآيد. در هر قسمت از اين برنامه دو چهره شناختهشده از حوزههاي ورزش و سينما و تلويزيون در کنار هم قرار گرفته و به مسابقه آشپزي ميپردازند که در آخر يکي از آنها بهعنوان برنده شناخته ميشود. دستپختهاي خودماني فضاي شاد و مفرحي داشته و بخوبي علاقهمندان برنامههاي اينچنيني را جذب خود ميکند. نکته ديگر اينکه مجريان اين مسابقه هم از ميان چهرههاي شناخته شده حوزههاي ذکرشده انتخاب شدهاند که اين امر نيز در هر چه بهتر ديده شدن دستپختهاي خودماني نقش مهمي داشته است. از جمله اين چهرهها ميتوان به روشنک عجميان، کامبيز ديرباز و نسرين مقانلو اشاره کرد.
در حوزه دوبله هم به مسابقهاي به نام «جادوي صدا» برميخوريم که علاقهمندان پروپاقرصي داشته است. مسابقهاي که در آن شرکتکنندگان در گروههاي مختلف به رقابت با يکديگر پرداخته و کارشان مورد داوري گروهي از بهترينهاي دوبله ايران قرار ميگرفت. بخش مهمي از اين برنامه به شکل عملي بود و شرکتکنندگان بايد تکهاي از يک فيلم را به شکل زنده دوبله ميکردند. اين بخش از آن جهت جذاب بود که مخاطب هم ميتوانست نظر داوران را با نظر خود تطبيق داده و عيار کار شرکتکنندگان را بسنجد.
شنيدن صداهاي جادويي پيشکسوتاني همچون منوچهر واليزاده، مريم شيرزاد، مينو غزنوي و... که مخاطبان خاطرههاي فراواني از صداهايشان دارند نيز جذابيتهاي خاص خود را داشته و يکي از برگ برندههاي جادوي صدا به حساب ميآمد. شبکه چهار سيما هم سال گذشته براي مخاطبان خود مسابقه «چهار، دو، سه، يک» را تدارک ديد و روانه آنتن کرد که محوريت آن را حوزه جذاب سينما
تشکيل ميداد.
در اين مسابقه 42 قسمتي، شرکتکنندگان در رشتههاي بازيگري، خلاقيت نمايشي، کارگرداني، تحليل فيلم، پانتوميم، نمايشنامهخواني و تدوين با يکديگر مسابقه داده که يک هيات داوري سه نفره شامل کارگردان، بازيگر و منتقد به ارزيابي کار آنها ميپرداخت. مسعود آبپرور، ابوالفضل جليلي، عزيزا... حاجي مشهدي، شهرام خرازيها، حميد دهقانپور، مهرداد رايانيمخصوص، صدرالدين شجره، ميکائيل شهرستاني، جابر قاسمعلي، محمدهادي کريمي، پرستو گلستاني و سهيلا نجم داوران اين مسابقه بودند که به شکلي جدي به سينما ميپرداخت. جواد مولانيا هم انتخاب مناسبي براي اجراي اين مسابقه بود که در عين تسلط در اجرا، اطلاعات خوبي هم در حوزه هنر هفتم داشت. نکته جالب ديگر هم به نام اين برنامه بازميگردد که سه، دو، يک آن به دستور فيلمبرداري يک پلان برميگردد و چهار ابتداي آن هم نام خود شبکه محسوب ميشود.
بازار