نماد آخرین خبر

گفت و گو با بازیگر مطرح فیلم های جنگی دهه های 60 و 70

منبع
بروزرسانی
گفت و گو با بازيگر مطرح فيلم هاي جنگي دهه هاي 60 و 70 محمد برسوزيان: هيچ زمان به طولاني بودن نقش هايم فکر نکردم روزنامه خراسان شمالي /وقتي تصميم مي گيرم براي اين شماره با يکي از پيشکسوتان حرفه بازيگري که مدتي است کم کار شده مصاحبه کنم، دفترچه يادداشتم را مرور مي کنم، چشمم به نام «محمد برسوزيان» مي افتد؛ همان بازيگري که در دهه هاي 60 و 70 جزو بازيگران پرکار بود. در بيشتر فيلم ها، به واسطه چهره جدي، ابروهاي پرپشت و عبوس و فيزيکش، نقش عراقي ها را به او مي سپردند. او مدتي است در سينما کم کار شده و اکنون بيشتر فعاليتش به بازي در تلويزيون معطوف شده است. در گفت وگو با برسوزيان، سخن از بيمه و بازنشستگي به ميان مي آيد که مي گويد: شغل ديگري جز حرفه بازيگري ندارم و با وجود اين که سال هاست در سينما کار مي کنم ولي بيمه نيستم. البته يک سال بيمه خانه سينما بودم اما چون بايد هزينه بيمه را ماهانه خودم پرداخت مي کردم به دليل نداشتن بضاعت مالي، نتوانستم آن را پرداخت کنم. سخناني را که بين ما رد و بدل شد، در ادامه بخوانيد. * گفته مي شود فعاليت خود را با تئاتر آغاز کرديد. از چگونگي ورودتان به تئاتر بگوييد. فعاليت در تئاتر را از دوران دبيرستان آغاز کردم و سپس وارد نيروي هوايي شدم و در آن جا تئاتر اجرا مي کردم و اين هنر را سال 61 به شکل جدي شروع کردم. * سوداي شهرت در سرتان بود يا فقط انگيزه فعاليت هنري داشتيد که تئاتر را انتخاب کرديد؟ کلاس اول دبيرستان بودم که تصميم گرفتم وارد عرصه بازيگري شوم. در آن مقطع خيلي علاقه مند به بازيگري بودم ولي پدر و مادرم با اين موضوع مخالفت مي کردند، نمايشي را در شبکه 2 تلويزيون اجرا کردم. آن شب خيلي به ما سخت گذشت. چون بازيگري از آمريکا آمده بود و برنامه را تغيير دادند و اجراي ما تا 3 نيمه شب طول کشيد. پدر و مادرم نگران شدند و وقتي به خانه آمدم کتک مفصلي از آن ها خوردم. بعد از مدتي وارد سينما شدم. آن زمان مانند اکنون نبود که دفاتر سينمايي باشد و هر فرد علاقه مندي به آن جا مراجعه و فرم پر کند و انتخاب شود. آن موقع من به استوديوي وحدت رفتم وقتي که مرحوم آراسته در را باز کرد و گفت بفرماييد، گفتم براي بازيگري آمده ام؟ گفت برو آقا جون و در را بست! اما نااميد نشدم و تلاش کردم و وارد سينما شدم. * از چگونگي ورودتان به سينما بگوييد؟ دوستي داشتم که شوهر خواهر «جواد بازياران» دوبلور بود. او مرا به بازياران و او نيز مرا به جهانگيري معرفي کرد. نخستين فيلمم «کوچ» بود که سال 1355 بازي کردم. هيچ زمان به طولاني بودن نقش فکر نکردم بلکه بازي کردن برايم مهم بود. اوايل خيلي برايم سخت بود اما مجبور بودم با شرايط کنار بيايم تا ماندگار شدم. * چه کسي نخستين بار شما را براي بازي در فيلم هاي جنگي انتخاب کرد؟ نخستين بار در فيلم جنگي «پوتين» باکيده بازي کردم. البته مدير توليد فيلم مرا به اين پروژه معرفي کرد و خدا را شکر، فيلم بدي نشد. * البته نقش ساواکي ها را هم خيلي زياد در کارنامه تان داريد نه تعدادشان زياد نبود! در 3 تا 4 فيلم، نقش ساواکي را بازي کردم و اکنون هم قرار است در فيلمي تلويزيوني با نام «نسيم پاييزي» نقش ساواکي را بازي کنم که دهه فجر روانه آنتن مي شود. اين نکته را هم بگويم که فقط در 5 تا 6 فيلم جنگي بازي کرده ام ولي به دليل چهره ام بيشتر نقش هاي منفي به من مي دهند. * هيچ وقت سعي نکرديد به کمک کارگردان، شخصيت متفاوت تري از سربازان عراقي ارائه کنيد؟ اگر فيلم «پوتين» را ديده باشيد نقش عراقي را که بازي کردم شخصيتي بسيار مستبد بود و ضريب هوشي بالايي داشت. فقط به انجام وظيفه اش فکر مي کرد و زيردستانش مانند روبات بودند. او دستور مي داد و آن ها اجرا مي کردند. * فکر مي کنم چهره اخمو و خيلي جدي هم باعث شد تا در نقش عراقي ها باقي بمانيد و البته کليشه شويد؛ اين را قبول داريد؟ فکر نمي کنم، چون نقش هايي که بازي کردم متفاوت بودند و زياد هم کار نکردم که کليشه شوم. درمجموع شايد در 4 يا 5 فيلم نقش عراقي ها را بازي کردم، همان زمان که نقش عراقي را ايفا مي کردم فيلم نامه اي با نام «تبعيدي ها» بود که نقش آن شبيه نقشي بود که بازي مي کردم و آن را نپذيرفتم. البته نقش مثبت هم در سريالي به نام «صفورا» براي صدا و سيماي مشهد بازي کردم.آن مقطع در فيلم «رواني» در کنار مرحوم «خسرو شکيبايي»، «داريوش فرهنگ» و «پرويز پرستويي» نقش متفاوتي کار کردم. بازي ام در فيلم هاي «چشم شيطان» و «مهماني خصوصي»، «طاهر»، «مردي که زياد مي دانست» و «دمرل» هم متفاوت بود. * از اواسط دهه 70، توليد فيلم هاي جنگي به تدريج قطع شد. بعد از اين دوران چه پيشنهادهايي براي بازي داشتيد؟ فيلم هاي زيادي کار کردم. اکنون که توليد فيلم هاي تلويزيوني زياد شده است بيشتر در اين فيلم ها بازي مي کنم. در سينما هم در فيلم «دوستي از جنس آتش» زنده ياد «امير قويدل» بازي کردم و فيلم «سرخابي» را هم در نوبت اکران دارم. اکنون هم با سريال «زمانه» در خدمت مردم هستم. * مرحوم «عطاءا... کاملي» در خيلي از فيلم ها به جاي شما حرف زده است، در آن سال ها براي بهتر دوبله شدن سراغ او رفتيد چرا خودتان دوبله نمي کرديد؟ مرحوم کاملي در يکي، 2 فيلم به جاي من صحبت کرد. يکي در فيلم «پوتين» بود و ديگري را به ياد ندارم، اما ناظريان و حسين عرفاني هم در برخي فيلم ها به جاي من حرف زدند. بقيه فيلم ها با صداي خودم سر صحنه فيلم برداري مي شد. آن مقطع صداي سرصحنه نبود و فيلم را دوبله مي کردند و نخواستند که خودم صحبت کنم. البته در فيلم «يحيي» دوبلوري به جاي من صحبت کرده بود که نتوانست آن حسي را که من بازي کرده بودم، منتقل کند. معتقدم وقتي خود بازيگر بازي مي کند، صداي خودش با همان حس و حال بهتر است تا اين که يک دوبلور به جاي او حرف بزند. البته دوبلورها بسيار خوب هستند اما بهتر است خود بازيگر حرف بزند و اکنون صدا سرصحنه است و بازيگران خودشان صحبت مي کنند. * درآمدتان غير از بازيگري چيست؟ منبع درآمد ديگري جز بازيگري ندارم! مشکل من اين است که طي اين 35، 36 سال فقط حرفه بازيگري را دنبال کردم و هيچ پس اندازي هم ندارم! در مقطعي شرکت فيلم سازي «همراه» را به همراه چند نفر از دوستان راه انداختيم که متأسفانه ورشکست شديم. * بيمه هستيد؟ از سوي خانه سينما فقط براي يک سال بيمه شدم. چون پول نداشتم اغلب اوقات بيکار بودم و نتوانستم هزينه ماهانه بيمه را پرداخت کنم. اما در جاهاي ديگري کار کرده بودم که بيمه داشتم و همه را جمع آوري کرده ام. قرار است از اين ماه يک حقوق بخور و نمير بگيرم. اکنون بيشتر بازيگران براي پرداخت اجاره بهاي منزل شان مشکل دارند. مردم چون فکر مي کنند فلاني بازيگر است وضعش خيلي خوب است چون در فيلم ها نقش آدم هاي پولدار را بازي مي کند و فکر مي کنند در زندگي واقعي هم اين گونه است ولي من دوستاني دارم که لنگ اجاره خانه هستند! * با اين کارنامه پرشمار اسم شما اغلب اوقات در تيتراژ پاياني و در قسمت ساير بازيگران مي آيد؛ نظري در اين باره داريد؟ به هيچ عنوان اين گونه نيست! در سريال «در چشم باد» نامم در تيتراژ پاياني آمد چون در 6 قسمت اول بازي داشتم. البته برايم مهم نيست که نامم اول يا پايان تيتراژ بيايد، بلکه مهم اين است که کاري را که ارائه مي دهم مردم بپسندند و قبول داشته باشند. من در فيلم «کائل» نقش اول را بازي کردم و از کارگردان تقاضا کردم که نامم را در ابتداي فيلم ننويسد، بلکه چون «محمدعلي کشاورز» استادم است نام او را ابتدا بنويسند، ولي قبول نکرد و گفت چون نقش اصلي هستي بايد نامت اول بيايد. البته در بيشتر فيلم ها نامم در تيتراژ اول فيلم مي آيد و به ندرت اتفاق افتاده است که نامم در تيتراژ پاياني باشد. * مردم وقتي شما را در خيابان مي بينند مي شناسند يا نه؟ بيشتر مردم مي شناسند و محبت مي کنند و جلو مي آيند و عکس هم مي اندازند. معتقدم هر چه داريم از مردم است، يعني به قول معروف مي گويند محبوبيت بهتر از شهرت است. آدم اگر بتواند محبوب باشد خيلي خوب است. مردم خيلي محبت مي کنند و اگر اداره اي بروم خيلي سريع کارم را راه مي اندازند البته از شغلم سوء استفاده نمي کنم اما مردم خودشان محبت مي کنند و مديون آن ها هستم. * تاکنون به خراسان شمالي سفر کرده ايد؟ متأسفانه هنوز قسمت نشده است. من از بجنورد هيچ اطلاعاتي ندارم و جوانان علاقه مند و هنرمند بجنوردي بايد همت کنند و در راستاي معرفي استان خود، آثاري براي مردم کشور توليد کنند. * سخن پاياني تان با خوانندگان؟ براي همه مردم کشورم آرزوي سلامتي که بالاترين موهبت الهي است دارم، هميشه تندرست و شاد باشند. براي تان آرزوي سلامتي و موفقيت دارم.