نماد آخرین خبر

اظهار نظر مهران غفوریان درباره ساخت سریال ومشکلات کار در عرصه طنز

منبع
بروزرسانی
اظهار نظر مهران غفوریان درباره ساخت سریال ومشکلات کار در عرصه طنز
مهر/مهران غفوريان با اعلام اين خبر که در آينده نزديک کارگرداني يک مجموعه تلويزيوني را بر عهده خواهد گرفت، از مشکلات کار به عنوان يک بازيگر طنز و سوءاستفاده از چهره‌هاي محبوب تلويزيوني در سينما گفت. باخبر شديم که مهران غفوريان پس از سال‌ها دوري از عرصه کارگرداني درصدد ساخت يک سريال طنز است. همين موضوع بهانه‌اي شد تا با او درباره اين کار صحبت کنيم. غفوريان ‌مانند شخصيت‌هاي طنز و مردمي که در اکثر آثار خود ارائه کرده است، ساده و صميمي پاي گفتگو مي‌نشيند و همين صميميت سبب شد که حرف‌هاي جالبي ميان‌مان رد و بدل شود. * آقاي غفوريان با خبر شديم که شما درصدد ساخت سريال جديدي هستيد و قرارست کارگرداني آن را نيز بعد از مدت‌ها خودتان برعهده بگيرد. لطفا کمي در مورد اين سريال توضيح دهيد؟ توضيح زيادي نمي‌توانم بدهم چون اين کار هنوز به مرحله خاصي نرسيده است. ما در مرحله طرح و نگارش فيلمنامه هستيم و تنها مي‌توانم بگويم که اين کار، يک سريال 26 قسمتي است که احتمالا براي شبکه 3 آن را آماده مي‌کنيم. کارگرداني اين سريال را خودم بر عهده دارم و علي مسعودي نيز قصه آن را مي‌نويسد که مضموني طنز دارد. * يعني درباره فيلمنامه و خط داستاني‌اش هم توضيحي نمي‌دهيد! داستانِ مجموعه تلويزيوني‌اي که مي‌خواهيم شروع کنيم، بيشتر مضمون خانوادگي و اجتماعي دارد. من اصولا در آثارم کار صرفا طنز نمي‌کنم؛ يعني دوست ندارم يک داستان را فقط براي خنديدن روايت کنم بلکه اصولا اين دغدغه را دارم که به مسايل روز و نيازهاي اجتماع نيز بپردازم و در اين کاري که مي‌خواهيم شروع کنيم هم اين دغدغه را دارم. * اينطور که مطلع شديم مسايل جوانان و دغدغه‌هاي اجتماعي‌شان محور اين سريال است. دغدغه کلي اين است که بيشتر به مسايل نسل امروز بپردازم و بخشي از داستان را به مسايل جوانان اختصاص داده‌ام. ما در نسل امروز خلاءهاي زيادي مي‌بينيم که اين خلاءها را به راحتي مي‌توان با کارهاي مثبت پر کرد. متاسفانه خود من هر روز جوانان زيادي را به چشم مي‌بينم که وقتشان هرز مي‌رود و تلف مي‌شود و زندگي‌شان در مسايل خيلي کوچک و کم ارزشي مثل کار با موبايل، کامپيوتر، مهماني رفتن و چرخيدن با ماشين در خيابان‌ها و موزيک گوش دادن خلاصه مي شود. فرض کنيم اگر زندگي يک دختر خانمي با اين مسايل کم ارزش و بيهوده سپري شود، فردا اين دختر چگونه مي‌تواند به عنوان يک مادر و يا يک همسر ايده‌آل در زندگي ايفاي نقش کند. يا يک پسر چطور مي‌تواند فرد موثري در جامعه باشد و حرفه‌اي ياد بگيرد و زندگي آينده خود و خانواده‌اش را تامين کند. * البته در جامعه جوانان موفق و مفيد هم داريم. بله. در نقطه مقابل جواناني را مي‌بينيم که بعضا تلويزيون نيز آنها را به عنوان جوان موفق نشان مي‌دهد که راه درست زندگي را پيدا کرده‌اند. چون قرار است درباره همين موضوع فيلمي بسازم و دغدغه آن را دارم، مدتي است که بيشتر روي اين مسائل دقت مي‌کنم. همين چند روز پيش بود که تلويزيون برنامه‌اي نشان مي داد که اگر اشتباه نکنم نام‌اش "زنده باد زندگي" بود و يک جوان موفق توانسته بود شيوه صحيح زندگي کردن و استفاده از وقت و جواني خود را پيدا کند و کارهاي پژوهشي و علمي زيادي را انجام دهد. متاسفانه هم سن و سالان اين جوان را هم مي‌بينيد که بي خود و بي جهت در خيابان‌ها پرسه مي‌زنند و زندگي خود را هدر مي‌دهند. * امروزه شاهد توليد فيلم‌ها و سريال‌‌هايي هستيم که بيشتر از طريق شوخي‌هاي کلامي سعي دارند مخاطب را بخندانند و عملا اتفاق جديدي در اين آثار نمي‌افتد. شما در اثر جديدتان چه تمهيداتي انديشيده‌ايد که قالب طنز آن از گفتار بيرون بيايد و اتفاق جديد و متفاوتي را در آن شاهد باشيم؟ خود من خيلي طنز گفتاري و کلامي را نمي‌پسندم و بيشتر موقعيت طنز را دوست دارم. در واقع طنز درست، همان طنز موقعيت است و در کل دنيا نيز همين اتفاق مي‌افتد. اگر در يک فيلم کمدي موقعيت‌هاي تازه و درستي خلق شود، مخاطب از آن لذت خواهد برد. به عنوان مثال فيلم‌هاي چارلي چاپلين طنز موقعيت است. در واقع در آن زمان کلام و گفتاري وجود نداشته است و فيلم‌ها صامت بود اما واقعا هنوز هم وقتي اين فيلم‌ها را تماشا مي‌کنيم، خنده بر لبانمان مي‌نشيند، درحالي که خيلي سال از ساخت اين فيلم‌ها مي‌گذرد. از طرف ديگر وقتي دقت مي‌کنيم، مي بينيم که در همان فيلم‌ها، چارلي چاپلين به مسايل اجتماعي پرداخته است. چاپلين در مورد فقر، بيکاري، عشق و مشکلاتي که جامعه آن زمان دچارش بوده، حرف زده است. به نظر من اصلا طنز درست، طنزي است که بازتابي از مسايل واقعي در آن وجود داشته باشد. البته همين فضا ايجاد کردن هم بايد با خلاقيت باشد. اخيرا فيلمي را ديدم که در آن ناصرالدين شاه قاجار با يک موبايل بازي مي‌کرد و يک خانم قاجار هدفن داشت و يکي ديگر لپ تاپ و ... و با اين چيزها سعي کرده بودند طنز بسازند. ما بايد روي يک موضوعي کار کنيم که درست باشد، به عنوان مثال گوشي اپل دست يک فرد قديمي مي‌خواهد چه موقعيت کمدي ايجاد کند؟ ديدم که آنها بوسيله مترو از تهران قديم به تهران جديد مي‌آيند. متاسفانه مي‌بينم که اين نوع فيلمسازي‌ها زياد شده است و يک عده بعضا با فيلمنامه ضعيف و با کمک برخي هنرپيشه‌ها چنين فيلم‌هايي مي‌سازند و عموما هم مردم استقبال نمي‌کنند و خوششان نمي‌آيد. * دليل کم‌کاري شما در اين فاصله، ضعف ايده‌ها و متن‌ها بوده است؟ اين مدتي که کار نکردم واقعا به خاطر اين بوده که يک فيلمنامه درست و حسابي دستم نيامده است. سريال جديدم هم تا وقتي که فيلمنامه آن عالي نشود و همه چيز آن خوب درنيايد و من و فيلمنامه‌نويس، آقاي مسعودي به يک نتيجه خوبي نرسيم اصلا جلوي دوربين نخواهد رفت. تا امروز کار نکردم و از اين به بعد هم بهترست که کار بي‌کيفيت نکنم. امروز مردم به من مي‌گويند که آقاي غفوريان چرا کار نمي‌کني و خوب فردا خواهند گفت که چرا آقاي غفوريان بي خيال ساختن فيلم و سريال نمي‌شوي؟! * جريان ساخت آثار طنز در سينما به جايي رسيده که بعضا شاهد فيلم‌هاي مبتذل و سخيف هستيم. به نظر شما چرا سينما به اين نقطه رسيده و خيلي از کارگردان‌ها هم اصرار دارند با همين شيوه فيلم بسازند. حدود 2 يا 3 سال قبل ساخت چنين فيلم‌هايي شروع شد که در آن اوايل اکثرا جواد رضويان، مجيد صالحي و متاسفانه بعضا خود من هم به عنوان نقش اول در اين فيلم‌ها بازي مي‌کرديم. موضوع از اين قرار بود که از کساني که در تلويزيون بودند و مردم خيلي آنها را دوست داشتند و به آنها اعتماد داشتند، سوءاستفاده شد. به طور مثال مردم ديدند مهران غفورياني که در سريا‌ل‌هاي تلويزيوني پربيننده بازي مي‌کرده در اين فيلم‌ها نيز بازي مي‌کند و به همين خاطر براي ديدن آن فيلم‌ها به سينما رفتند. در واقع يک سري تهيه کنندگان آمدند از اين مساله سوء استفاده کردند. * يعني فکر مي‌کنيد واقعا از محبوبيت بازيگران و اعتماد مردم سوءاستفاده شد؟ از اين نظر لفظ سوءاستفاده را به کار مي‌برم زيرا ابتدا فرض را بر اين مي‌گذاريم که اين‌ها سراغ چنين بازيگراني آمدند تا از ظرفيت آنها استفاده کنند اما وقتي مي‌بينيم که تمام بار فيلم روي دوش چنين بازيگراني است و اين فيلم‌ها هيچ چيز خاص ديگري براي جذب مخاطب ندارند، مي توانيم لفظ سوء استفاده را به کار ببريم. اين فيلم‌ها نه کارگردان نه نويسنده خوبي داشتند و فقط جواد رضويان و رضا شفيعي جم و ... را آوردند و از اعتبار آنها براي جذب مخاطب استفاده کردند. در صورتي که اين بازيگران خود به تنهايي قادر هستند مردم را بخندانند. مثلا منِ غفوريان ديدم که به طور مثال دوستم آقاي رضويان در اين فيلم بازي کرده است با خودم گفتم که فيلمي که جواد رضويان بازي کرده حتما ارزش ديدن دارد و بعد بليت سينما خريدم يا سي دي فيلم را خريدم و نگاه کردم و بعد ناسزا گفتم که چرا براي چنين فيلمي پول دادم. اين اتفاق‌ها افتاد و حدود 40 تا 50 فيلم به همين صورت ساخته شد و بعد آمدند و جلوي اين فيلم‌ها را گرفتند، ولي وقتي از ساخت چنين فيلم‌هايي جلوگيري شد که يکسري سود مالي خود را کرده بودند. * مشکل ديگري که در اين کمدي‌ها ديده مي‌شود اين است که بعضا با حرکات سخيف و شوخي‌هاي زننده سعي دارند مخاطب را بخندانند. گاهي کار به حرکات موزون هم مي‌رسيد. شما تجربه کافي در اين حوزه دارد، به نظرتان آيا با چنين حرکاتي مي‌شود، مخاطب ايراني را خنداند و يک اثر ماندگار در اين عرصه ارائه کرد؟ خود من يک قراردادي داشتم و در آن فيلم هم بازي کردم و مجبور شدم که در آن فيلم هندي برقصم! يعني يک روز آمدم ديدم که مي گويند بايد برقصي. باور کنيد من به خاطر کار حرفه‌ايم و بابت قراردادي که بسته بودم نمي‌توانستم کاري کنم و مجبور شدم برقصم و شب آن روز به خانه آمدم و گريه کردم. با خودم گفتم واي به حال ما و سينما که ما بايد براي هنرنمايي در آن برقصيم و واقعا جاي سئوال است که چه اجباري است که من بازيگر بايد در اين سينما حرکات موزون اجرا کنم؟! متاسفانه در سينماي جدي و خارج از طنز هم مي‌بينيم وارد مسايلي شدند که مطرح کردن آنها خيلي واجب نيست. حالا من نمي‌خواهم به طور خاص به مساله‌اي اشاره کنم اما ديگر واجب نيست که مثلا يک نوجوان 14 ساله که دارد فيلم تماشا مي‌کند با خيلي از صحنه‌ها روبرو کنيم. * درباره اعتراض‌هايي که اخيرا به برخي فيلم‌ها شده است، نظرتان چيست؟ متاسفانه يک سري اتفاقات در سينما مي‌افتد که ريشه آنهم بدانجا برمي گردد که ما هنرمندان خودمان اصولي را رعايت نمي‌کنيم و بعد مي بينيم که مردم مي‌آيند و اعتراض مي کنند و فيلمي که ارشاد هم به آن مجوز داده است، توقيف مي‌شود. به هر حال در ارشاد افراد کارشناس و شايسته‌اي هستند که وزير آنها را انتخاب کرده اما اينکه چطور مي‌شود فيلم‌هاي مساله‌دار هم بعضا تاييد مي‌شود، اين را نمي‌دانم. شايد مي خواهند با ملايمت با اين فيلم ها برخورد کنند اما اگر اين موضوعات در سينما ادامه پيدا کند، نبايد انتظار داشت که پاي مسايل ديگري در سينما باز شود؟! من آدمي را در همين سينما سراغ دارم که اگر جانش برود نمي‌گذارد يک تار مو از خانمي در فيلمش بيرون باشد و چون اين آدم را مي‌شناسم مي دانم، اين يک چيزي است که دغدغه اوست وگرنه شما در فيلم‌هاي ديگر مي بينيد که اين مسايل خيلي رعايت نمي‌شود. اما يک دفعه همين آدم مي‌آيد يک فيلمي مي‌سازد که بعضي از رفتارهايي که در فيلم نشان داده مي شود رفتارهاي موجهي نيست و اصلا نشان دادن آن بر روي پرده سينما لزومي ندارد. * يعني شما به مردم و اعتراض‌هايشان حق مي‌دهيد؟ مردمي که اعتراض مي‌کنند بالاخره قشر زيادي از جامعه هستند و اعتراض اينها هم بيشتر در زمينه مسايل اجتماعي است. من يکي از فيلم‌هايي که خيلي به آن اعتراض شد و بعد مجوز آن لغو شد، ديدم. من با صحنه‌ آخر اين فيلم مشکل داشتم. اين اعتقادات شخصي من است و پاي اين اعتقاداتم هم تا آخر زندگي‌ام مي‌ايستم. براي من مهم‌ترين چيز در زندگي‌ام همين اعتقاداتم است و اين اعتقادات را نيز با هيچ چيز ديگري معاوضه نمي‌کنم. چون با اين اعتقادات بزرگ شده‌ام و کار کرده‌ام و اگر غير از اين باشد، مهران غفوريان نيستم. بحث من اين است که برخي از مسايل را در سينما نشان ندهيم و يا بهتر بگويم آيا اتفاقي مي‌افتد اگر اينها را در سينما نشان ندهيم؟ يک چيزهايي هست که ما ديگر نبايد آنها را در پرده عريض سينما و در تلويزيون به تصوير بکشيم. اين مسايل حرمت دارد و نبايد حرمت آنها را از بين ببريم و اگر قبح اين موضوعات شکسته شود واقعا چيزي برايمان باقي نمي‌ماند. در اسلام مي‌گويند که نبايد يک عمل نادرست و منکر را با بيان جزئياتش، اشاعه دهيم. يعني حق نداريم اگر گناهي هم انجام داديم بياييم اين گناه را فاش کنيم. خوب اين مسايل هم به همين صورت است. شما نشان مي‌دهيد که فردي اشتباهي انجام داده و روي اشتباه او نيز انگشت مي‌گذاريد. من نمي‌خواهم اين اشتباه را مثلا برادرزاده‌ام ببيند. حالا ما در تلويزيون هم فيلم "16-" نشان مي‌دهيم. آن بچه ايراني که تلويزيون نگاه مي‌کند، اصلا نمي‌داند "16-" يعني چه و اگر هم نظارت خانواده نباشد اين بچه پاي تلويزيون مي‌نشيند و اين مسايل را مي‌بيند. البته مسائل ديگري هم هست که در تلويزيون بايد رعايت بشود و دغدغه خود من است. من دوست ندارم که تلويزيونم مثلا سه راهي برق تبليغ کند. تلويزيون ما تلويزيون باکلاسي است و تمام عشق ما اين بوده است که تلويزيون ما خيلي با کلاس‌تر از تلويزيون‌هاي دنياست و در آن هر چيز را وارد نمي‌کنند و نشان نمي‌دهند و در آن هم محدوديت‌هاي زياد و البته مثبتي وجود دارد که تا ابد هم اين مسايل بايد در آن رعايت شود. منِ مهران غفوريان به عنوان يک تماشاچي مي‌گويم، دوست ندارم که در تلويزيونم هر چيزي تبليغ شود و تلويزيون را به خاطر همين مسائل خيلي قبول دارم؛ براي اينکه تلويزيون هنوز که هنوز است برنامه زنده پخش مي‌کند و مدير پخش بالاي سر برنامه ايستاده و بازبين و مدير شبکه بر روي برنامه نظارت دارند و صد در صد مسايل خانوادگي در آن مراقبت مي‌شود و همه خانواده‌ها مي توانند در کنار هم برنامه‌ها را تماشا کنند. * اين سئوال هم هميشه بود که شما بعد از سريال موفق "زير آسمان شهر" چرا ديگر مجموعه تلويزيوني ديگري را کارگرداني نکرديد؟ متاسفانه بعد از زير آسمان شهر من نتوانستم يک فيلمنامه خوب پيدا کنم و در موقعيت مناسبي قرار بگيرم و شبکه اي مرا حمايت کند و کاري را شروع کنم. ولي امروز اين تصميم را دارم و انشالله بتوانم دوباره کاري را شروع کنم. اتفاقا به خاطر همان سريال موفق سعي کردم با وسواس بيشتري کار کنم؛ چراکه اگر کاري را در تلويزيون شروع کردم و حرفي در آن نداشت و به درد نمي‌خورد آن وقت من مهران غفوريان نيستم. مردم به اين دليل مي‌گويند که سريال زير آسمان شهر خوب است چون در هر قسمت آن يک مساله اخلاقي وجود داشت. * البته همان روزها هم کم با مشکل و حاشيه رو به رو نبوديد. درست است. در آن زمان تنها برنامه‌اي که يک سگ را وارد خانه کرد، برنامه زير آسمان شهر بود. ما يک سگ عظيم الجثه را آورديم و مدير وقت سيما گفت که مسئوليت اين موضوع با خودتان. من تنها باري که در آن سريال فيلمنامه نوشتم، همان يک قسمت بود. در آن قسمت، يک سگ به نمايش درآمد که شناسنامه داشت و خارجي بود و آن را به حمام مي‌برديم و خشايار مي‌خواست که اين سگ را مسموم کند و بکشد و اتفاقات ديگري در اين قسمت مي‌افتاد. پيامي که در آن قسمت داشتيم، مهم بود و بعد از آن مردم به ما خرده نگرفتند که اين سگ نجس است و براي چه آن را وارد خانه کرديد. يعني بعد از اين داستان برخي از مردم نتيجه مي‌گرفتند که اگر فرزند من اصرار داشت که سگ بخرد و به خانه بياورد با ديدن اين فيلم از تصميم خود منصرف مي‌شود. اگر آدم حرف خوبي بزند به نظر من اشکالي ندارد و در همان زمان مدير دفتر رئيس سيما به من گفت که 92 درصد اين سريال بيننده داشته است. يک اتفاق اينچنيني باشد و من بتوانم دوباره به همين صورت کار کنم و سرم را بلند کنم، دوباره کار خواهم کرد و اميدوارم بتوانم در آينده کار درخور توجه‌اي انجام دهم.