غفوریان: وای به حال ما و سینمایی که باید برای هنرنمایی در آن برقصیم
بروزرسانی
خبرآنلاين / مهران غفوريان ميگويد دليل کمکاري چند سال اخيرش اين بوده که فيلمنامه خوبي به دستش نرسيده است.
مهران غفوريان بازيگر سينما و تلويزيون در گفتوگو با خبرگزاري مهر درباره ساخت سريال جديدش و فعاليتهايش در سينما صحبت کرده که بخشهايي از آن را در ادامه ميخوانيد:
- اين مدتي که کار نکردم واقعا به خاطر اين بوده که يک فيلمنامه درست و حسابي دستم نيامده است. سريال جديدم هم تا وقتي که فيلمنامه آن عالي نشود و همه چيز آن خوب درنيايد و من و فيلمنامهنويس، آقاي مسعودي به يک نتيجه خوبي نرسيم اصلا جلوي دوربين نخواهد رفت.
- حدود 2 يا 3 سال قبل ساخت چنين فيلمهايي شروع شد که در آن اوايل اکثرا جواد رضويان، مجيد صالحي و متاسفانه بعضا خود من هم به عنوان نقش اول در اين فيلمها بازي ميکرديم. موضوع از اين قرار بود که از کساني که در تلويزيون بودند و مردم خيلي آنها را دوست داشتند و به آنها اعتماد داشتند، سوءاستفاده شد. به طور مثال مردم ديدند مهران غفورياني که در سريالهاي تلويزيوني پربيننده بازي ميکرده، در اين فيلمها نيز بازي ميکند و به همين خاطر براي ديدن آن فيلمها به سينما رفتند. در واقع يک سري تهيهکنندگان آمدند از اين مسئله سوء استفاده کردند.
- از اين نظر لفظ سوءاستفاده را به کار ميبرم زيرا ابتدا فرض را بر اين ميگذاريم که اينها سراغ چنين بازيگراني آمدند تا از ظرفيت آنها استفاده کنند، اما وقتي ميبينيم که تمام بار فيلم روي دوش چنين بازيگران است و اين فيلمها هيچ چيز خاص ديگري براي جذب مخاطب ندارند، ميتوانيم لفظ سوء استفاده را به کار ببريم.
اين فيلمها نه کارگردان، نه نويسنده خوبي داشتند و فقط جواد رضويان و رضا شفيعي جم و... را آوردند و از اعتبار آنها براي جذب مخاطب استفاده کردند. در صورتي که اين بازيگران خود به تنهايي قادر هستند مردم را بخندانند. مثلا منِ غفوريان ديدم که به طور مثال دوستم آقاي رضويان در اين فيلم بازي کرده است با خودم گفتم فيلمي که جواد رضويان بازي کرده حتما ارزش ديدن دارد و بعد بليت سينما خريدم يا سي دي فيلم را خريدم و نگاه کردم و بعد ناسزا گفتم که چرا براي چنين فيلمي پول دادم. اين اتفاقها افتاد و حدود 40 تا 50 فيلم به همين صورت ساخته شد و بعد آمدند و جلوي اين فيلمها را گرفتند، ولي وقتي از ساخت چنين فيلمهايي جلوگيري شد که يک سري سود مالي خود را کرده بودند.
- خود من يک قراردادي داشتم و در آن فيلم هم بازي کردم و مجبور شدم که در آن فيلم هندي برقصم! يعني يک روز آمدم ديدم که ميگويند بايد برقصي. باور کنيد من به خاطر کار حرفهايم و بابت قراردادي که بسته بودم، نميتوانستم کاري کنم و مجبور شدم برقصم و شب آن روز به خانه آمدم و گريه کردم. با خودم گفتم واي به حال ما و سينما که ما بايد براي هنرنمايي در آن برقصيم، و واقعا جاي سئوال است که چه اجباري است که من بازيگر بايد در اين سينما حرکات موزون اجرا کنم؟!
- متاسفانه يک سري اتفاقات در سينما ميافتد که ريشه آن هم به آنجا برمي گردد که ما هنرمندان خودمان اصولي را رعايت نميکنيم و بعد ميبينيم که مردم ميآيند و اعتراض ميکنند و فيلمي که ارشاد هم به آن مجوز داده است، توقيف ميشود. به هر حال در ارشاد افراد کارشناس و شايستهاي هستند که وزير آنها را انتخاب کرده اما اين که چطور ميشود فيلمهاي مسئلهدار هم بعضا تاييد ميشود، اين را نميدانم. شايد ميخواهند با ملايمت با اين فيلمها برخورد کنند، اما اگر اين موضوعات در سينما ادامه پيدا کند، نبايد انتظار داشت که پاي مسايل ديگري در سينما باز شود؟!
من آدمي را در همين سينما سراغ دارم که اگر جانش برود نميگذارد يک تار مو از خانمي در فيلمش بيرون باشد و چون اين آدم را ميشناسم ميدانم، اين يک چيزي است که دغدغه اوست وگرنه شما در فيلمهاي ديگر ميبينيد که اين مسايل خيلي رعايت نميشود، اما يک دفعه همين آدم ميآيد يک فيلمي ميسازد که بعضي از رفتارهايي که در فيلم نشان داده ميشود رفتارهاي موجهي نيست و اصلا نشان دادن آن بر روي پرده سينما لزومي ندارد.
- مردمي که اعتراض ميکنند بالاخره قشر زيادي از جامعه هستند و اعتراض اينها هم بيشتر در زمينه مسايل اجتماعي است. من يکي از فيلمهايي که خيلي به آن اعتراض شد و بعد مجوز آن لغو شد، ديدم. من با صحنه آخر اين فيلم مشکل داشتم. اين اعتقادات شخصي من است و پاي اين اعتقاداتم هم تا آخر زندگيام ميايستم. براي من مهمترين چيز در زندگيام همين اعتقاداتم است و اين اعتقادات را نيز با هيچ چيز ديگري معاوضه نميکنم. چون با اين اعتقادات بزرگ شدهام و کار کردهام و اگر غير از اين باشد، مهران غفوريان نيستم.
- خيليها فکر ميکنند لزومي ندارد خط قرمزهاي جامعه ايران و اعتقادات مردم را در سينما رعايت کنند. البته اين را در کلام نميگويند ولي در آثارشان اين گونه عمل ميکنند.
- بحث من اين است که برخي از مسايل را در سينما نشان ندهيم و يا بهتر بگويم آيا اتفاقي ميافتد اگر اينها را در سينما نشان ندهيم؟ يک چيزهايي هست که ما ديگر نبايد آنها را در پرده عريض سينما و در تلويزيون به تصوير بکشيم. اين مسايل حرمت دارد و نبايد حرمت آنها را از بين ببريم و اگر قبح اين موضوعات شکسته شود واقعا چيزي برايمان باقي نميماند.
- مسائل ديگري هم هست که در تلويزيون بايد رعايت بشود و دغدغه خود من است. من دوست ندارم که تلويزيون هم مثلا سه راهي برق تبليغ کند. تلويزيون ما تلويزيون باکلاسي است و تمام عشق ما اين بوده است که تلويزيون ما خيلي با کلاستر از تلويزيونهاي دنياست و در آن هر چيز را وارد نميکنند و نشان نميدهند و در آن هم محدوديتهاي زياد و البته مثبتي وجود دارد که تا ابد هم اين مسايل بايد در آن رعايت شود.
- منِ مهران غفوريان به عنوان يک تماشاچي ميگويم، دوست ندارم که در تلويزيونم هر چيزي تبليغ شود و تلويزيون را به خاطر همين مسائل خيلي قبول دارم؛ براي اينکه تلويزيون هنوز که هنوز است برنامه زنده پخش ميکند و مدير پخش بالاي سر برنامه ايستاده و بازبين و مدير شبکه بر روي برنامه نظارت دارند و صددرصد مسايل خانوادگي در آن مراقبت ميشود و همه خانوادهها ميتوانند در کنار هم برنامهها را تماشا کنند.