"ممنوعه" هیچ خط قرمزی را برای سازمان سینمایی باقی نگذاشت!

منبع
تسنيم
بروزرسانی
"ممنوعه" هیچ خط قرمزی را برای سازمان سینمایی باقی نگذاشت!
تسنيم/ «سريال ممنوعه» دامنه وسيع و گسترده‌اي از انتقاد و التهاب رسانه‌اي را آفريد، اما «سازمان سينمايي» با وعده‌هاي هميشگي خبر از اصلاح قسمت‌هاي بعدي آن دادند و کارگردان با توجيه متنبه‌شدن شخصيت‌ها، تا حدودي مانع توقف سريال شد. آخرين قسمت سريال ممنوعه هفته گذشته در شبکه نمايش خانگي توزيع شد. «ممنوعه» سريالي است که هر ممنوعه ممکني را در حدود نمايشي سازمان سينمايي پشت سر گذاشت و تصوير اغراق‌آميز و کاملاً هنجارشکني، از متن جامعه ايراني را به‌تصوير کشيد، اين بزرگترين اشکالي است که در مقدمه مي‌توان به کلّيت سريال وارد دانست و در ادامه آن را تبيين کرد. زماني که قسمت نخست سريال عرضه شد، موج گسترده رسانه‌اي براي توقف سريال به‌راه افتاد. استفاده علني کوکائين مقابل دوربين و معرفي يک گروه مختلط از دختران و پسران که با روشي شبيه «کارتي پارتي»، پارتنر جنسي خود را انتخاب مي‌کنند، از نشانه‌هاي نمايشي ممنوعي بود که در اين سريال استفاده شد. «سريال ممنوعه» دامنه وسيع و گسترده‌اي از انتقاد و التهاب رسانه‌اي را آفريد، اما «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي» و در ذيل آن «سازمان سينمايي»، با وعده‌هاي هميشگي خبر از اصلاح قسمت‌هاي بعدي آن دادند و کارگردان با توجيه متنبه‌شدن شخصيت‌ها، تا حدودي مانع توقف سريال شد. تمامي انتقادات رسانه‌اي نيز به همان سه قسمت نخست سريال مطرح شد و پرونده «ممنوعه» پس از آن فراموش شد. دوسيه سريال، هيچ گاه توسط جريان رسانه‌اي دنبال نشد؟ هيچ‌گاه از سازمان سينمايي سؤال نشد که آنچه در ادامه سريال در قالب قسمت‌هاي آتي فصل اول عرضه مي‌شود، بسيار مخرب‌تر از سه قسمت ابتدايي هستند. رسانه‌ها به‌معني واقعي فرهنگي، براي تيترسازي به التهابات سه قسمت ابتدايي اکتفا کردند و انتقادات حداقلي فصل اول، پرونده مخرب‌ترين سريال پس از انقلاب تا سال 1398 را بست، در صورتي که يکي از تيره‌ترين بخش‌هاي کارنامه فرهنگي دولت دوازدهم، توزيع سريال «ممنوعه» است. اين سريال داراي صحنه‌هايي است که تمامي خطوط قرمزي که عبور از آن به‌صورت تدريجي رخ مي‌داد و در هر فيلم يا سريال تلويزيوني، اندکي از آن عبور مي‌شد، ناگهان در فصلي نوين از فعاليت‌هاي سازمان سينمايي، تمامي خطوط قرمز و تابوهاي اجتماعي ناملموس را در قالب يک مجموعه، يک‌تنه درنورديد. بدين ترتيب «ممنوعه» هيچ خط قرمزي را براي وزارت ارشاد در مميزي باقي نگذاشت. شايد در مقدمه براي اينکه محتواي فني متن جنبه اغراق‌آميزي نداشته باشد، به يک سکانس از متن سريال اشاره کنيم. اطرافيان دانيال (مصطفي قديري)، ساقي موادفروشي که رابطه عاشقانه‌ سوپرسمپاتيکي با ترانه (بهاره افشاري) دارد، به‌سفارش او در قالب تهديد، به صورت برکه (الهه حصاري) توسط دو موتورسوار آب مي‌پاشند، تا به سامي هشدار دهند که احتمال وقوع اسيدپاشي وجود دارد. خود اين تهديد و حتي اشاره به آن مصداق ترويج خشونتي است که اداره سانسور هند و کمپاني‌هاي فيلمسازي آزاد آمريکايي به هيچ عنوان حتي امکان شبيه‌سازي آن را نخواهند داد. اما در يک سکانس بسيار عجيب، سامي تجنگي (ميلاد کي‌مرام) به‌سراغ ترانه مي‌رود، تا مانع ادامه انتقامجويي عاشقانه شود. «ترانه» پشت دوربين در اتاق عريان و بدون هيچ لباسي خوابيده و مشغول مصرف مواد مخدر است. سامي که روبه‌روي دوربين است، اين وضعيت از روبه‌رو را براي مخاطب تشريح مي‌کند. عرياني يک زن پشت دوربين است، آيا بايد منتظر باشيم که عرياني‌هاي پشت دوربين و توصيف آن ادامه پيدا کند تا اينکه قرار است در يک سير تدريجي مقابل دوربين بيايد؟! اين ميزانسن نشانه است، در واقع يک وعده است، براي اينکه برهنگي به‌تدريج وارد فرهنگ نمايشي «شبکه نمايش خانگي»، خارج از مجموعه صدا و سيما خواهد شد و با روند انفعالي اثبات‌شده، اين وضعيت نمايشي «خارج از محدوده» ابعاد نمايشي عريان‌تري به خود خواهد گرفت. با اين سکانس، چندان دور از ذهن نيست و آن روز را به‌زودي خواهيم ديد که مقابل دوربين هر اتفاقي منهاي نمايش رخ دهد و اروتيسم رسماً جايگزين دراماتيسم شود. با در نظر گرفتن محتواي سريال ممنوعه، وضعيت پيچيده‌اي در پيش خواهد بود و وزارت ارشاد و سازمان سينمايي، مقابل وظيفه سازماني خود، يعني امر ارشاد و نظارت، شيوه تساهل و تسامح با مؤلفان را در پيش گرفته‌اند. وقتي سريال ممنوعه از اين وزارتخانه مجوز مي‌گيرد و در تيتراژ در رديف تشکرها از وزير ارشاد، تشکر به‌عمل مي‌آيد، يعني وزير ارشاد بدون واسطه و به‌عنوان ناظر صرف، تأييديه به تأليف کنندگان اعطا کرده است، آن‌هم به محتوايي با ساختار چندضلعي جنسي. در واقع اين نهاد روش و سبک زندگي غيرمتعارف و ناهمگون با فرهنگ عامه را تشويق مي‌کند يا تحمل؟! آيا وزارت ارشاد وجود سبک‌هاي زندگي متنوع در سريال «ممنوعه»، وجود يا احياي آن را در جامعه تصديق مي‌کند؟ آيا مسئولين وزارت ارشاد مي‌توانند با خيال آسوده اين سريال را کنار خانواده‌هايشان تماشا کنند؟ ممنوعه، مجموعه‌اي اروتيک است و سويه دراماتيک مدون و مشخصي ندارد. اغلب بناهاي داستاني روي پايلوت اروتيسم و مثلث، مربع و چندضلعي‌هاي جنسي (نه عاشقانه) بنا شده و کل تلاش دراماتيک مؤلفان محدود به چهارچوب سکسواليته نمايشي مي‌شود. يک طرف روايت داستان «سامي تجنگي» (ميلاد کي‌مرام) طرح مي‌شود که مثل يک خروس آکنده از شهوت، از زندگي مرغي به‌نام ترانه (بهاره افشاري) خارج و وارد زندگي مرغ ديگري به‌نام برکه (الهه حصاري) مي‌شود. اين سبک زندگي کاملاً حيواني است، چون وجوهي انساني از کاراکترها را کمتر مي‌بينيم، عاطفه يا عشق انساني بر اساس نسبت‌هاي شهواني تعريف مي‌شود. روابط انساني نيست و روابط عاشقانه تا اندازه‌اي به رابطه سطحي مرغ‌ و خروس تنزل پيدا کرده است. اغلب عشق‌هايي که در فيلم‌هاي آمريکايي (منهاي سينماي اروپا) نمايش داده مي‌شود، وجه اروتيک پررنگي دارند اما وجه اروتيک تحت تأثير روابط عاشقانه، در محور اثر نمايشي هويدا نمي‌شود. يکي از نقاط عطف دراماتيک سريال اين است که؛ آيا «سامي تجنگي» در زماني که متأهل بوده وارد رابطه با برکه شده؟ سامي در ديالوگي رو به ترانه مي‌گويد: "ما زن و شوهر بوديم اما فقط شناسنامه‌اي". کارگردان به‌شدت تحت تأثير سريال‌هاي ترکي است، اما به سريال‌هاي ترکي به‌صورت عجيبي رودست مي‌زند. در اغلب سريال‌هاي ترکي، تمامي سريال‌ تحت تأثير يک رابطه نامشروع قرار دارد. معمولاً در دايره افراد مؤمن و مذهبي، يک زن اغواگر است که با مردهاي متعددي رابطه دارد. اما در سريال ممنوعه ما با شگردهاي اجتماعي فرااستانبولي مواجه هستيم، اغلب روابط زناشويي سريال مخدوش است و تنها پدر و مادر برکه هستند که تا پايان فصل اول سريال از جدايي و آسيب‌هاي جنسي در روابط زناشويي مصون هستند. اگر يک غيرايراني سريال را تماشا کند، تصور مي‌کند عمده مشکلات افراد جامعه امروز ايران، يافتن و ماندن در يک رابطه جنسي بسيار گرم است. به همين دليل اين تحليل درست است که سريال‌ در نمايش بي‌پرده و گسترده اروتيسم اجتماعي از سريال‌هاي ترکي پيشي گرفته است. جهان‌بيني‌ مؤلفان بر اساس زياده‌خواهي سکسي شکل گرفته، مثلاً رابطه تجنگي بزرگ با همسرش گيتي گرم نيست و مشخص است که سال‌ها دور از يکديگر زيسته‌اند. رابطه خسرو با همسرش ليلا زارع (رها) به‌دليل ايجاد شدن يک مثلث عشقي در پيوند با پروانه (نيکي کريمي)، در آستانه فروپاشي است و در عقدنامه «رها» ثبت شده، ورود خسرو به يک رابطه ديگر، منجر به گرفتن حکم قضايي براي تصرف اموال مي‌شود. سامي تجنگي از همسر سابقش ترانه، جدا شده و وارد رابطه با برکه (الهه حصاري) شده است. زندگي مشترک پروانه (نيکي کريمي) و کامران (پژمان بازغي) به جدايي انجاميده و در حالي که پروانه با خسرو رابطه دارد، کامران از او مي‌خواهد که به زندگي سابقش بازگردد. در کلّيت روايت همان‌طور که اشاره شده، تنها يک رابطه مطلق زناشويي وجود دارد که مورد سنجه روايي از سوي مؤلفان قرار نمي‌گيرد و هاجر و يحيي (آتيلا پسياني) از اين آسيب در امان مانده‌اند. وقتي که کليت روايت را تجميع و رفتارشناسي کاراکترها را ارزيابي مي‌کنيم ، به يک نتيجه باورنکردني دست پيدا خواهيم کرد؛ سريال خشونت‌زا، خشونت‌طلبانه، ترويج‌دهنده خشونت و انواع آن است. «ممنوعه» خشونت جنسي را در جامعه زيبا نشان مي‌دهد و براي اثبات چنين موضوعي مي‌توان به سکانس آغازين سريال اشاره کرد. يک گروه ترکيبي به‌نام «ممنوعه» که روابط بر اساس کارت‌هاي بازي‌شان تعيين مي‌شود، علت تجمع گروه‌ ممنوعه در ابتدا همکاري بيزينسي و اشتغال دورهمي نيست، بلکه لذت‌هاي جنسي مسئله کل گروه است. استدلال آشکار هم اين است که مثلاً تخصص افراد براي همکاري معين نمي‌شود. خروجي اين گروه برگزاري کنسرت‌ها و برنامه‌هاي نمايشي زيرزميني است، يعني شغل گروه ممنوعه، اشتغال‌هاي ممنوع است. در قسمت اول صداي پرسوناژ سامي روي تصاوير مي‌گويد: "ما يک گروه ممنوعه داريم". سکانس تجمع قسمت اول و دسته‌جمعي به دريا رفتن، دست در دست (دختر و پسر) رفتن به زير آب است. اين صحنه بلاشک بدون تسلط به علم نشانه‌شناسي بصري، تصديق گرماي جنسي گروه است و حضور خللي که اختلال جنسيتي دارد و همه گروه با او رابطه خوبي دارند، بر نشانه‌هاي اين لذت دورهمي صحه مي‌گذارد؟ در فيلم‌هاي آمريکايي اغلب ديده‌ايم جوانان و نوجوانان با يکديگر به سفر مي‌روند، اما يقيناً تمام دختران و پسران در متن قصه‌ها با يکديگر جفت هستند. «سم ريمي» کارگردان (The Evil Dead) محصول 1981 که در ايران با عنوان «کلبه وحشت» (فيلم مشهور دوران ممنوعيت ويدئو) شناخته مي‌شود، براي دست يافتن به چنين فرمولي، يعني نمايش ترکيب دوستي‌هاي جمعي با موانع جدي از سوي کمپاني سازنده رنسانس پيکچرز، روبرت تاپرت (تهيه‌کننده) و مسئولان نيولاين سينما مواجه شد. «ريمي» اعتقاد داشت بيننده تصور مي‌کند آنچه حول اين جمع جوانانه رخ مي‌دهد، به‌دليل گناه روابط جمعي آنان است و ناگهان با شورش تهيه‌کننده، پخش‌کننده و سازنده مواجه شد. روايت فيلم (The Evil Dead) در ابتدا بدين صورت بود که گروهي از جوانان که به‌صورت چندضلعي با يکديگر رابطه دارند، براي تفريح و رابطه جنسي چندنفره، به کلبه‌اي جنگلي مي‌روند و آنجا گرفتار اهريمن و شياطين مي‌شوند. سم ريمي کارگردان، اين سويه داستاني را پيشنهاد داده بود و تهيه‌کننده در مخالفت به او گفته بود که "حتي‌ قاب‌ها را دونفره تصوير کن و ساختن چندضلعي جنسي ممنوع است". متأسفانه در کشور ما وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، خط قرمزهايش از نيولاين سينما، رنسانس پيکچرز آمريکايي و تهيه‌کننده آمريکايي فراتر مي‌رود و به ساختار رابطه‌اي چندضلعي فرصت جولان مي‌دهند که نمايش آن در سينماها و تلويزيون ايالات متحده ممنوع است. اعطاي مجوز نمايش چنين روابطي فقط در کشور اسلامي ايران و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي محقق خواهد شد. اين وضعيت نمايشي، يعني زندگي آزادانه جمعي جوانان، يک بار در يکي از فيلم‌هاي مشهور سينما به‌نام «ساحل» (دني بويل) رخ داد و روايت فيلم برداشتي از رمان الکس گارلند است. جالب اينجاست که گارلند (نويسنده کتاب) در يکي از گفت‌وگوهاي بسيار مهمش با گاردين در زمان اکران فيلم اشاره مي‌کند که "هرچقدر هم به‌دنبال لذت باشيم، ساختار چنين جمع‌هايي کاملاً بدوي و عقب‌مانده است، جمع‌هايي که چند دختر و پسر دور هم، دور از اجتماع جمع مي‌شوند و هدف آن‌ها صرفاً لذت بردن است". در فيلم ساحل هم مي‌بينيم که ريچارد (لئوناردو دي‌کاپريو) به‌دنبال چنين زندگي آزادانه‌اي مي‌شود. در زيست آزادانه‌اي که او در جزيره‌اي اطراف تايلند آن را پيدا مي‌کند، آزادي جنسي و غريزي مطلقي وجود دارد و گارلند در توصيفش مي‌گويد "حيواني‌ترين لحظات زيستي غيرمتعارف را به‌تصوير کشيديم تا هر بازگشت به عقبي از ساختار اجتماعي فعلي را تشريح کنم". زماني جامعه آزاد شکل‌گرفته در فيلم ساحل از منظر مؤلفان، ساختار حيواني پيدا مي‌کند که سرکرده گروه با ريچارد رابطه برقرار مي‎کند و رابطه‎اش را علني نشان مي‌دهد. اين اتفاق به همين صورت ميان برکه و سامي که تقريباً سرکرده گروه ممنوعه شده مي‌افتد. اما رابطه کارتي ــ پارتي و چندضلعي تکميل‌شده ميان اين چند نفر حکم يک گيم رايانه‌اي را برايشان دارد و ساختارهاي مرسوم دونفره براي اين گروه غيرمتعارف است، روابطي که عمدتاً در فيلم‌هاي «پير پائولو پازوليني» و «برناردو برتولوچي» به‌نمايش گذاشته مي‌شد. از همان ابتدا قرار بود روابط گروهي که سامي و برکه از آن بيرون مي‌آيند، ادامه پيدا کند که جرقه‌هاي رسانه‌اي، سبب عدم تأکيد روايت، بر گروه چندضلعي ممنوعه مي‌شود. نکته جالب اينجاست وقتي پازل‌هاي داستاني را کنار هم مي‌چينيم و گره شکل‌گيري رابطه سامي و برکه گشوده مي‌شود، در مهماني‌اي که در قسمت‌هاي پاياني فصل اول از زوايه ديگري آن را مي‌بينيم، (در بازخواني خاطرات آشنايي سامي و برکه) سامي پس از مسابقه‌اي که در قسمت اول نمايش داده مي‌شود، از گروه ممنوعه جداست. در اين مهماني رابطه برکه و سامي شکل مي‌گيرد و چندي بعد، هر دو در گروه ممنوعه هستند. ناگهان فرداي پس از کارت پارتي، باربد سر ميز نهار مي‌گويد: "ديشب با اين يکي (برکه) تا يه جاهايي رفتم اما نشد». سامي سؤال مي‌کند: «اون يکي کيست؟»، و او پاسخ مي‌دهد: «با برکه»، در واقع در همين گروه ممنوعه که رابطه عاشقانه‌اي ميان سامي و برکه شکل گرفته، هنوز رابطه آن‌ها علني نشده و ديگران نيز مي‌توانند به‌صورت مشارکتي در رابطه‌هاي ديگري، مشارکت داشته باشند. در اين سريال با چنين چيدماني، کار از مثلث عشقي گذشته است و به مربع و اضلاع چندوجهي رسيده است. مثلث عشقي در لاين‌هاي ديگر داستاني دنبال مي‌شود و در متن ممنوعه با يک چندوجهي جنسي مواجه هستيم که از داخل آن يک مثلث مازوخيستي ترانه، برکه و سامي متولد مي‌شود. ضمن اينکه نکته بارز اين است که ترانه مي‌خواهد سامي را داشته باشد و همزمان دانيال را نيز از دست ندهد. اين شيوه برخورد در روابط مثلثي، در مورد سه‌ضلعي خسرو (هادي حجازي‌فر)، رها (ليلا زارع) و پروانه شکل گرفته است. از سوي ديگر پروانه مي‌خواهد به‌خاطر فرزندش سپهر دوباره به رابطه با کامران بازگردد و از سوي ديگر دلبستگي‌هايي نسبت به خسرو پيدا کرده است. اما در تحليل سريال ممنوعه، خشونت اجتماعي اغراق‌آميز و ميزانسن تسرّي آن به مخاطب بسيار عيان است. در روزهاي اخير، قتل طلبه همداني با اسلحه بر سر زبان‌ها افتاد. ممنوعه روش‌هاي انتقامي را با اسلحه در سکانسي خاص آموزش مي‌دهد. خشونت در انواع و اقسام مختلف در سريال وجود دارد. اغلب ميزانسن‌ها مبتني بر تنش‌هاي انساني دو يا چند نفره است. هرچند که اغراق‌آميز است اما اين فضاي محدود به کليت جامعه تعيمم داده مي‌شود و جذابيت نمايشي پيدا مي‌کند، در واقع انتقامجويي ناموسي با اسلحه به‌دليل مورد تعدي قرار گرفتن يکي از اعضاي گروه ممنوعه، توجيهي براي استفاده از اسلحه توسط قهرمان عاشق‌پيشه سريال است، در واقع آنچه در متن جامعه در استفاده از اسلحه رخ داده، يک مقدمه آموزشي دارد و ممنوعه از استفاده از سلاح گرم براي انتقامجويي با هر عنواني قبح‌زدايي مي‌کند. اشاره به اين فرهنگ غيررسمي محدود و تقريباً قابل انکار غيرمماس با جامعه، قطعاً در متن جامعه نيست و انکار آن عقلايي و عقلاني است. اما همين خرده‌فرهنگ که با سريال‌هايي نظير ممنوعه ساخته مي‌شود به افزايش و گسترش خشونت، علي‌الخصوص خشونت جنسي منجر مي‌شود. فن اغراق در سينما و مديوم نمايش، زيبايي و هيجان هر اثر انساني را افزايش مي‌دهد، چون «انسان» بماهو «انسان»، تنها ابزار و آلت مهم صنعت نمايشي ماست. اين وضعيت نمايشي پرخشونت و جنسي، در جامعه‌اي که ساختارشکني به‌سبک ممنوعه مد نشده، هيجان‌انگيز به‌نظر مي‌رسد و مخاطبي را که در جامعه اسلامي زيست مي‌کند جذب مي‌کند و حاشيه غيرواقعي را از طريق چنين آثار نمايشي، به متن مي‌آورد. انساني که در چهارچوب زندگي بورژوايي زندگي مي‌کند فقط با يک مفهوم واحد و ثابت طرف است، لذت‌جويي؛ با عبور از زندگي عرفي و حتي قانوني. افرادي که در سريال مي‌بينيم، همان انسان فيلم‌هاي سينمايي «سينماي فارسي» هستند که به‌دنبال گسترش روابط خارج از عرف اجتماعي خويش‌اند. اگر در فيلم‌فارسي دوران پهلوي کاراکترها که عمدتاً جاهل بودند از کف طبقات اجتماعي در پايان با يک ازدواج تطهير مي‌شدند، در سازوکار نمايشي حاکم در شبکه نمايش خانگي، ممنوعه نشخوار قرمز مؤلفه‌هاي رايج در چنين سينمايي است. کاراکترهاي جانبي‌اش در يک مجموعه روابط لذت‌جويانه قرار مي‌گيرد تا روابط مختلفي را تجربه کند. سريال ممنوعه، بازتکرار همان محدوده ممنوعه سينماست که براي نخستين بار با فيلم "تهران من حراج" در بحبوحه اتفاقات سال 1388 در جشنواره‌هاي جهاني رونمايي شد و از سوي ديگر روابط اين چندضلعي جنسي، يادآور فيلم جامعه‌گريز قاعده تصادف است. پدر يکي از شخصيت‌ها از حيات اين گروه ممنوعه آگاهي دارد و اين پدر همواره مستأصل در برابر دختر که در جمعي ممنوعه قرار گرفته، براي نخستين بار در فيلم بهنام بهزادي نمايش داده شد و پدر در بزنگاه کارت بازي و رابطه‌هاي ضربدري، صرفاً نقش ناظر بيروني را دارد و دختر هدايت پدرش را به‌عهده دارد. ما را در کانال «آخرين خبر» دنبال کنيد
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره