1. جذاب ترین ها
  2. برگزیده
سینما و چهره ها

دیالوگ‌های نچسب و طولانی در سریال برادر جان

منبع
خراسان
بروزرسانی
دیالوگ‌های نچسب و طولانی در سریال برادر جان
خراسان/ به محض اين که نام سعيد نعمت‌ا... را به عنوان نويسنده فيلم نامه يک سريال مي‌بينيم، احتمالا اولين چيزي که به خاطرمان مي‌آيد، سبک خاص او در نوشتن ديالوگ‌هاست. همين سبک خاص مخاطبان را به دو دسته مخالف و موافق تقسيم کرده است. مخالفان او معتقدند، ديالوگ‌هايي که براي شخصيت‌هايش مي‌نويسد، با ديالوگ‌هايي که در جهان بيرون از قصه مي‌شنويم تفاوت دارد و آدم‌هاي داستان‌هايش شبيه آدم‌هاي زندگي معمولي نيستند، طرفدارانش هم اين سبک خاص را ويژگي جذابي براي قصه‌هاي او مي‌دانند که باعث شده آثارش از سريال‌هاي ديگر متمايز شود. در ادامه مطلب نگاهي داريم به سه مشخصه فيلم نامه‌هاي نعمت‌ا... که مانند امضايي پاي کارهاي او ديده مي‌شود. 1- لوتي‌، قلدرو عصباني‌ معمولا در فيلم نامه‌هاي سعيد نعمت‌ا... سه تيپ شخصيتي خاص وجود دارند. دسته اول شخصيت‌هاي به اصطلاح لوتي، زخم‌خورده و لزوما نه کاملا سفيد هستند که شرايط روزگار، بدي‌ها و نامردي‌ها باعث نشده آن‌ها راه ناجوانمردي در پيش بگيرند و به اصول اخلاقي خودشان پايبند هستند. مثلا «کريم بوستان» و «دايي توکل» در «برادر جان»، «خليل کبابي» در «زير پاي مادر» و «غياث» در «پشت بام تهران» نماينده اين دسته‌ هستند. دسته دوم شخصيت‌هاي عصباني هستند که از يکي از شخصيت‌هاي قصه کينه دارند و مدام با او در جنگ هستند. «آراز» در «برادر جان»، «آتنه» در «زير پاي مادر» و «عطا» در «زير هشت» نماينده اين تيپ شخصيتي هستند. دسته سوم هم آدم‌هاي قلدر و بزن‌بهادري هستند که خودشان را برحق مي‌دانند و ديوانگي خاصي در شخصيت‌شان ديده مي‌شود. «حنيف» در «برادر جان»، «رشيد» در «ميکائيل» و «احد شيرو» در «عقيق» نمونه‌هايي از اين تيپ هستند. 2- اسامي و لقب‌هاي خاص ويژگي ديگري که مي‌توان نوشته‎‏هاي سعيد نعمت‌ا... را از روي آن شناخت، اسامي شخصيت‌هاي قصه است. او بر اساس ويژگي‌هاي شخصيتي کاراکترهايش يا نام‌هايي که نمونه واقعي‌شان را احتمالاً پيرامون خود ديده، نام‌، نام خانوادگي و لقب‌هاي خاصي را براي شخصيت‌هاي قصه‌اش انتخاب مي‌کند. بنابراين اگر فيلم نامه‌نويس را نشناسيد و پاي آثار سعيد نعمت‌ا... بنشينيد، کافي ا‌ست اسم چند تا از شخصيت‌هاي قصه را بشنويد تا متوجه شويد اين اسامي و القاب متعلق به نعمت‌ا... است. «چاوش»، «کريم بوستان»، «توکل» و «آراز» در سريال «برادر جان»، «غياث»، «ولي»، «آهي اميرعلي» و «اختر نمدزن» در سريال «پشت بام تهران» و «مدينه» و «روحي» در سريال «مدينه»، تنها چند نمونه از اين اسم‌هاي خاص هستند که کمتر شنيده‌ايم. ناگفته نماند بعضي از اين اسامي رسماً من‌درآوردي هستند و براي اولين بار در قصه‌اي که سعيد نعمت‌ا... نوشته به کار رفته‌اند. 3- ديالوگ‌طولاني وپر کنايه سعيد نعمت‌ا... معمولا براي کاراکترهايش، ديالوگ‌هاي طولاني و موزون مي‌نويسد. آدم‌هاي قصه‌هاي او حرف‌هايشان را تا حدي با کنايه و غيرمستقيم بيان مي‌کنند که انگار از روي کتاب ادبيات يا متن ادبي مي‌خوانند! در بعضي از ديالوگ‌هاي او، کلمات به طور غيرمعمول با يکديگر ترکيب مي‌شوند و جمله‌اي مي‌سازند که در خارج از قصه نشنيده‌ايم، مانند ديالوگ «دروغ حرف مي‌زني» در سريال «برادر جان». يکي ديگر از ويژگي‌هاي ديالوگ‌هاي او، تکرار است. مثلا در سکانسي از سريال «زير پاي مادر» يکي از کاراکترها مي‌پرسد: «عشق دليل خوبي نيست؟» و کاراکتر طرف مقابل کلمه دليل خوبي داشتن را تکرار و شروع مي‌کند: «خاله رخساره شد مامانم، چون دليل خوبي داشت: عشق. محمدرضا رنگرز باهاش ازدواج کرد، اونم قبول کرد، چون دليل خوبي داشت. منم اونا رو به عنوان پدر ومادرم قبول کردم چون دليل خوبي داشتم. اگه کاري کردم که ناراحت شدن منو بخشيدن چون دليل خوبي داشتن: عشق». مائده کاشيان ما را در کانال «آخرين خبر» دنبال کنيد