نماد آخرین خبر

سریال «آخر خط» در ایستگاه پایانی

منبع
جام جم
بروزرسانی
سریال «آخر خط» در ایستگاه پایانی

جام جم/ سريال «آخر خط» با تمام حواشي که پيش از پخش با آن روبه‌رو شد، روي آنتن رفت و اين روزها دارد به خط پايان نزديک مي‌شود. حواشي سريال بيشتر به حضور علي صبوري که حضور پررنگي در ساخت کليپ‌هاي کمدي در فضاي مجازي داشت مربوط مي‌شد و با پخش سريال و قراردادي که اين بازيگر با تلويزيون بست، کمرنگ شد و قصه سريال توانست با مخاطبان ارتباط برقرار کند. آخر خط را عليرضا مسعودي، معروف به علي مشهدي کمدين تلويزيون نوشته و کارگرداني کرده است که پيش از اين تجربه‌هاي موفقي در قاب تصوير دارد و بسياري از مخاطبان چهره او را به خاطر اجراي استندآپ کمدي‌هايش در خندوانه مي‌شناسند. او در اين سريال دست روي مشکلات جوانان مثل بيکاري گذاشته و کنار آن نقدهاي اجتماعي ديگري را هم مطرح مي‌کند که انتقاد به فضاي مجازي و شاخ‌هاي آن ازجمله آنهاست. اين نويسنده، قصه اجتماعي‌اش را به جنگ و مدافعان حرم هم پيوند مي‌زند و مسير زندگي فرامرز و سيامک، پسرخاله‌هاي بدبيار قصه را به اين ترتيب دچار تغيير مي‌کند؛ مسعودي روايت جالبي از پيوند اين دو قصه دارد. او به همراه علي صبوري، عباس جمشيدي‌فر، داريوش سليمي و فاطمه اميني، بازيگران سريال و مشاور حقوقي آن مهمان جام‌جم بودند و به پرسش‌هاي ما درباره اين سريال پاسخ دادند.
 آقاي مسعودي، جنس طنز آثار شما با آثار ديگر طنزسازان تلويزيون همچون مهران مديري، رضا عطاران، سعيد آقاخاني و... فرق مي‌کند. ضمن اين‌که معمولا کارهاي‌تان بانمک است و مردم را مي‌خنداند، به همين دليل انتظار مي‌رفت سريال آخر خط هم جزو کارهاي پربيننده شود، اما نظرسنجي اخير سيما نشان داد که سريال‌تان زير 20 درصد بيننده دارد و در رتبه دوم ايستاده‌ايد. فکر مي‌کرديد بيننده سريال‌تان تا اين ميزان کم باشد؟
عليرضا مسعودي، نويسنده و کارگردان: اين نظرسنجي خيلي برايم جالب است، حتي دلم مي‌خواهد بدانم چه کساني اين کار را انجام داده‌اند؟! وقتي کاري خوب باشد مردم مي‌بينند و بازخورد خوب دارند. دانلودهاي سايت تلوبيون هم آمار را به‌خوبي نشان مي‌دهد. اين سايت نشان مي‌دهد بالاي دو ميليون و 600 هزار دانلود در تلوبيون داشتيم. در حالي که سريال دخترم نرگس چيزي نزديک 780 هزار دانلود دانسته است. به همين دليل من متوجه نمي‌شوم که چطور ما دوم شديم و اين سريال رتبه اول را کسب کرده است.
علي صبوري، بازيگر نقش سيامک: بازخوردهاي مردم در صفحه‌هاي اجتماعي و کوچه و خيابان نشان مي‌دهد که سريال آخر خط خيلي هم بيننده دارد.
داريوش سليمي، بازيگر نقش دايي خانواده: من از سال 1369 کار مي‌کنم و تا به امروز در 170 فيلم و سريال بازي کرده‌ام و هميشه بازخوردهاي مردم را مي‌بينم و متوجه مي‌شوم مردم کارم را دوست داشته‌اند يا نه؟ راستش خيلي به آمارها هم توجه نمي‌کنم، فقط اين نکته را بگويم که در صفحه اجتماعي‌ام که بسيار هم معمولي است، بازخوردهاي خوبي از مردم دريافت کرده‌ام، حتي 15 روز است که اظهارنظرهاي مردم را استوري مي‌کنم. حتي يکي از سکانس‌هاي من که مربوط به خون گرفتن بود، بالاي 200 هزار دفعه ديده شده است. همه اين موارد نشان مي‌دهد سريال آخر خط بسيار هم پرمخاطب است.
مسعودي: من جواب اين سوال را دادم و در ادامه مي‌خواهم به اين نکته تاکيد کنم، مردم در فضاي مجازي با کسي شوخي ندارند و اظهارنظرهاي واقعي خواهند داشت. اگر با سريالي حالشان خوب شود، نظر مثبت‌شان را مي‌گويند و اگر هم نه، خيلي سرسختانه انتقاد مي‌کنند. البته بايد به اين موضوع تاکيد کنم که در مجموع رتبه اول، دوم و سوم برايم اهميت ندارد. آنچه برايم مهم است، انجام يک کار خوب است که حال مردم را خوب کنم.

 ‌ همه آدم‌ها رقابت براي‌شان اهميت دارد و وقتي صحبت از رقابت مي‌شود، هميشه نبايد به ابعاد منفي نگاه کرد، گاهي رقابت مثبت خيلي هم سازنده است. يعني شما اصلا براي‌تان رقابت مهم نيست؟!
مسعودي: من هميشه در زندگي‌ام هدفم را مشخص مي‌کنم و همان مسير را طي مي‌کنم. خودم را درگير رتبه‌هاي اول و دوم نمي‌کنم، بلکه دلم مي‌خواهد مسيرم را درست بروم و مردم را بخندانم. برخلاف علي صبوري هر کاري نمي‌کنم که مردم بخندند (با خنده).
 ‌ يعني شما هر کاري نمي‌کنيد که مردم بخندند؟
مسعودي: نه، من هر کاري انجام نمي‌دهم. چون در قاب تلويزيون بزرگ شده‌ام و خط قرمزهايي براي خودم دارم، اما علي صبوري طفلک خيلي از خط قرمزها را نمي‌دانست!
صبوري: بله، دقيقا همين‌طور است (با خنده).
 ‌ معيارتان براي انتخاب علي صبوري و دادن نقش محوري به او چه بود؟ آيا او را در فضاي مجازي دنبال کرده بوديد تا متوجه توانمندي‌هايش شويد؟
مسعودي: علي صبوري را در شبکه اجتماعي اينستاگرام نداشتم. کار او را در خنداننده‌شو ديده بودم و مي‌دانستم اول شده است. زماني که علي به دفتر ما آمد تا درباره نقش صحبت کنيم، فکر مي‌کنم 440 هزار فالوور داشت که بعد از برنامه خنداننده‌شو اضافه شده بود. از سوي ديگر من در شبکه اجتماعي خيلي فعال نيستم و حتي سر از هشتگ هم درنمي‌آوردم و به‌تازگي ياد گرفته‌ام! شايد باورتان نشود اما بعد از پخش 15 قسمت از سريال با من تماس گرفتند که چرا بازيگرت (صبوري) در فضاي مجازي، اين‌طور عمل مي‌کند. از آن زمان علي را فالو کردم تا ببينم جريان چيست؟ بعد هم به او گفتم علي رعايت کن که البته رعايت هم نکرد (با خنده) و هر کاري که دوست داشت، انجام داد!
 ‌ پس با اين تعريف فقط تماشاي برنامه خنداننده‌شو در انتخاب او براي ايفاي نقش سيامک موثر بود؟
مسعودي: بله. ضمن اين‌که در جريان بودم علي زندگي‌اش را سر تئاتر باخته بود. او سال 92، 80 ميليون براي يک تئاتر هزينه کرد که به باد رفت! کدام تئاتري‌اي جرات دارد اين ميزان هزينه کند و بعد از سه اجرا، تئاترش تعطيل شود. در مجموع من 24 سال است که در اين حرفه مشغول کار هستم و معتقدم بايد موقعيت را براي جوانان بااستعداد فراهم کرد. نمي‌خواهم اين جمله‌ام را حمل بر خودستايي بگذاريد، اما بعد از اين همه سال کار کردن، توانايي اين را دارم که بدانم چه کسي مي‌تواند نقش اصلي را بازي کند. مثال ديگري براي شما مي‌زنم. داريوش سليمي را از سال 86 مي‌شناسم و با او رفيق شده‌ام. احساس کردم توانايي او در کارهاي طنز بالاست، اما براي چنين کارهايي انتخاب نشده است. به همين دليل او را وارد عرصه طنز کردم.
 ‌ معمولا آقاي سليمي ايفاگر نقش‌هاي منفي به‌ويژه مردهاي قوي‌هيکل طلبکار بود. چطور تشخيص داديد که او توانايي ايفاي نقش‌هاي طنز را دارد؟
مسعودي: وقتي با سليمي رفيق شدم، متوجه اين ويژگي‌اش شدم. به همين دليل اولين بار نقش طنز در سريال سه دونگ سه دونگ را به او دادم. به‌ياد دارم شاهد احمدلو مي‌گفت سليمي هميشه نقش‌هاي منفي بازي کرده و به درد نقش طنز نمي‌خورد، اما من اصرار کردم و خوشبختانه نتيجه خوب هم گرفتيم و با نقش طنز در آن سريال ديده شد. به همين دليل نقش دايي خانواده در سريال آخر خط را به او دادم و شما شاهد طنازي‌هاي او براي اين نقش هستيد. به همين دليل تاکيد مي‌کنم بايد توانمندي بازيگران را در حوزه‌هاي مختلف ببينيم. معتقدم علي صبوري پنج سال ديگر سوپراستار طنز سينماي ايران مي‌شود. در حال حاضر 48 سالم است. تا چه زماني مي‌خواهيم علي مشهدي‌ها را با گريم 30 ساله نشان بدهيم. بهتر است به فکر باشيم و يک جوان 30 ساله بااستعداد را پيدا کنيم و نقش را به او محول کنيم، نه اين‌که امثال من را گريم کنند و به جاي جوان جا بزنند.
 ‌ شنيده‌ايم گاهي از دست علي صبوري عصباني مي‌شديد و به قول معروف کفري‌تان مي‌کرد. هيچ‌وقت پشيمان نشديد که چرا او را انتخاب کرديد؟
مسعودي: علي، بسيار بااستعداد و توانمند است. شايد خيلي هم درگير مي‌شديم و از دستش عصباني مي‌شدم، اما درنهايت آدم عقده‌اي نيستم و مي‌بخشم. با صبوري پدرکشتگي که ندارم. او مثل برادر کوچک نداشته‌ام است و دوستش دارم. نه علي جاي من را مي‌گيرد و نه من جاي علي را. تفاوت ما 21 سال است. چرا شاکي مي‌شويم که امثال علي‌ها نبايد به تلويزيون بيايند. وقتي خدا راه را باز گذاشته ما چه‌کاره هستيم که جلوي موفقيت جوانان را بگيريم. هيچ احدالناسي نمي‌تواند جلوي اتفاقي که خدا مي‌خواهد بيفتد را بگيرد. حالا عده‌اي مرتب بيايند و گارد بگيرند و مرتب بنويسند که جاي شاخ مجازي در تلويزيون نيست. مطمئن هستم علي راهش را خواهد رفت.
سليمي: فقط گاهي پست‌هاي حاشيه‌اي علي من را رواني مي‌کرد.
 ‌ منظورتان کدام پست‌هاست که شما با خواندنش رواني مي‌شديد؟
سليمي: حالا بگذريم! (با خنده) البته هفته اول که سريال‌مان پخش شد به علي مسعودي گفتم همان‌طور که پست‌هاي حاشيه‌اي علي صبوري پخش ما را به تعويق انداخت اما خودش هم باعث شد که سريال ما بيشتر ديده شود.
 ‌ يعني براي ديده شدن سريال آخر خط هيچ‌کس نقش نداشت، جز علي صبوري! و فقط به خاطر او ديده شده است؟!
سليمي: يکي از دلايل او بود. البته متن ما خيلي عالي بود و در تمرينات ريسه مي‌رفتم. به‌ويژه وقتي خانم فاطمه اميني ديالوگ‌هايش را مي‌گفت، غش مي‌کردم. گرچه در توليد سريال وقفه افتاد، اما متن خيلي خوب بود. اتفاقا در اين مدت وقتي پست‌هاي انتقادي نسبت به صبوري را خواندم به او گفتم علي هيچ‌کس به قطار ايستاده سنگ نمي‌زند. همه به قطار در حال حرکت سنگ مي‌زنند. همان‌قدر که منتقد داري، طرفدار هم داري.
مسعودي: من علي را از کوچه و خيابان انتخاب نکردم. او سابقه تئاتري داشت و کارش را در برنامه خنداننده‌شو ديده بودم.
 ‌ آقاي صبوري شما تعهد ده ساله براي کار با تلويزيون داريد. اين تعهد براي‌تان سخت نبود که زير بارش رفتيد؟
صبوري: عشق من کمدي است و به هيچ‌وجه با اين تعهد مشکلي ندارم و با آگاهي آن را انجام داده‌ام. کسي چاقو زير گلويم نگذاشته بودم که اين تعهد را امضا کنم، بلکه با انتخاب خودم اين تعهد را امضا کردم و مشکلي هم ندارم.
 ‌ چندين بار آقاي مسعودي در حرف‌هايشان تاکيد کردند که شما چند سال ديگر سوپراستار سينماي ايران مي‌شويد. خودتان چقدر به اين حرف باور داريد؟
صبوري: آقاي مسعودي به من لطف دارد. خودم فکر مي‌کنم تا 1405 اين اتفاق مي‌افتد. هدفگذاري هم کرده‌ام. مثلا وقتي در برنامه خندوانه شرکت کردم، مي‌دانستم اول مي‌شوم. به همين دليل براي رسيدن به اين مقصد تلاش زيادي هم کردم. من از اينستاگرام پول خوبي درمي‌آورم! اما با اين درآمد، تصميم گرفتم مسير بازيگري‌ام را ادامه بدهم. آمده‌ام تا بمانم نه اين‌که دنبال پول باشم. اميدوارم براي همه کساني که مثل من فعاليت‌هايي در زمينه هنر داشته‌اند، اين فرصت پيش بيايد؛ چون کسان ديگري هستند که مي‌شود گفت اقيانوسي است که در آن هزاران ماهي وجود دارد و کسي جاي کس ديگري را تنگ نمي‌کند.
مسعودي: واقعا من هم دنبال اين نبودم که از فضاي مجازي يک شاخ براي بازي انتخاب کنم. اگر چنين هدفي داشتم تعداد شاخ‌ها کم نبود!
صبوري: من براي نقش سيامک، قبل از آن‌که جلو دوربين بروم، تست دادم و قبول شدم. اين‌طور نبود که حاضر و آماده بروم سر کار.
مسعودي: راستش براي اين نقش از چهار تا پنج بازيگر حرفه‌اي تست گرفتم. نام نمي‌برم، اما حس کردم همه آنها تکراري هستند و تلويزيون نياز دارد بازيگر جديد داشته باشيم. تا قبل از کار ما، عباس جمشيدي‌فر هميشه نقش‌هاي مکمل بازي مي‌کرد، اما او را براي نقش محوري انتخاب کردم و مي‌دانستم او و علي زوج خوبي در کار مي‌شوند.
 ‌ حال با همه اين توصيف‌هايي که کرديد، نسبت به سريال آخر خط نقدي نمي‌بينيد و فکر مي‌کنيد بهترين طنز را ساخته‌ايد؟
مسعودي: هيچ کاري بي‌عيب نيست و کار من هم مسلما نقص داشته، اما دفاع مي‌کنم. ضمن اين‌که سعي کردم چهره‌هاي کمتر ديده‌شده را بياورم. مثلا خانم اميني بازيگر نقش عمه مگر شاخ فضاي مجازي بوده که آوردم؟
 ‌ شما در اين سريال سعي کرده‌ايد نقدي بر فضاي مجازي هم داشته باشيد. نگاه خودتان در اين باره چيست؟
مسعودي: اعتقاد دارم ما فرهنگ درست استفاده کردن از تکنولوژي را نداريم. بايد آموزش درست داده شود. خارج از ايران هم اگر کسي در فضاي مجازي خلاف کند، حتما دستگير مي‌شود. من مي‌گويم به جاي اين‌که روي کل ماجرا خط بکشيم، با هنجارشکن‌ها برخورد کنيم. مثلا اگر جواني هنجارشکني کرده به او تذکر بدهيم و قانون را بگوييم. برخي جوانان قانون را نمي‌دانند. اگر بدانند ديگر هنجارشکني نمي‌کنند. بنابراين بايد فرهنگ درست آموزش داده شود، نه اين‌که به دنبال بستن کل شبکه‌هاي اجتماعي مثل اينستاگرام باشيم.
 ‌ خانم اميني، ما در اين سريال عمه‌اي را مي‌بينيم که در فضاي خانه خيلي عصباني هست و بيشترين شوخي روي ازدواج نکردنش است. وقتي اين نقش پيشنهاد شد خودتان چه داده‌هايي به نقش اضافه کرديد؟
فاطمه اميني، بازيگر نقش عمه: من شخصيت عمه را به عنوان يک فرد مستقل نديدم، بلکه او را به عنوان عضوي از خانواده ديده‌ام که درگير اتفاقات خوشايند و ناخوشايند مي‌شود. يک جاهايي او عصبي است، به خاطر اين‌که پدر و مادري ندارد. در مجموع اين شخصيت را خيلي دوست داشتم. مردم بيشتر در تلويزيون من را به عنوان يک خانمي با صداي نازک ديده بودند و برايم خيلي جالب بود که در سريال طنز بازي مي‌کنم و آن هم ايفاگر يک شخصيت متفاوت در قصه هستم.
 ‌ براي بهبود نقش مواردي را اضافه کرده‌ايد؟
اميني: من با مشاوره آقاي مسعودي نقش را با هم جلو برديم.
 ‌ بهتر نبود نقش عمه در قصه پررنگ‌تر مي‌شد و شخصيت‌هايي که خيلي تاثيري در قصه نداشتند مثل خانم‌هاي باردار قصه، حذف مي‌شدند؟
مسعودي: قصه آخر خط درباره دو پسرخاله است و اگر قرار بود نقش‌هاي مکمل مثل عمه قصه پررنگ‌تر مي‌شد، اين‌قدر خوب درنمي‌آمد و از کار بيرون زده مي‌شد و قصه دو پسرخاله را هم تحت‌الشعاع قرار مي‌داد. براي جذاب‌تر کردن قصه، نقش‌هاي مکمل اضافه کرده‌ام. از سوي ديگر ما مشکلات زيادي براي توليد سريال داشتيم. 45 روز کار کرديم، دو ماه و نيم تعطيل شديم. بعد از آن دوباره کار راه افتاد، اما هشت ماه تعطيل بوديم.
 ‌ مشکلات توليد به خاطر چه بود؟
مسعودي: ضعف در تهيه‌کنندگي داشتيم. تا اين‌که آقاي مهام در نهايت به کار ملحق شدند و جمع کردند. اما تهيه‌کننده اول، هشت ماه از عمر زندگي‌ام را به من بدهکار هست. وقتي بخش‌هاي ايران تمام شد و به بخش‌هاي سوريه رسيديم، کار خوابيد تا تهيه‌کننده اين بخش را هماهنگ کند اما آقاي شهيدي فقط امروز و فردا کرد و همين عملکرد ضعيفش باعث شد که هشت ماه معطل او شويم. هشت ماه عمري است. همه مي‌دانند من واقعا مهربان هستم و اگر مشکلي با کسي داشته باشم، خيلي زود برطرف مي‌شود، اما هرگز از او نمي‌گذرم که من را هشت ماه در بلاتکليفي قرار داد و بهترين روزهاي عمرم تلف شد. چون معطل اين کار بودم نمي‌توانستم کار ديگري را شروع کنم، حتي چند بار به آقاي شهيدي گفتم که اگر نمي‌تواند کارش را انجام بدهد، بهتر است من ورود کنم، اما نمي‌گذاشت. تا اين‌که آقاي مهام به عنوان تهيه‌کننده به گروه ملحق شد و همان روز اول به من گفت با هم يا علي بگوييم و کار را جمع کنيم و با چند تماس راهي مشهد شديم تا بخش‌هاي جنگي را ضبط کنيم. فرمانده لشکر فاطميون امکانات خوبي در اختيارمان گذاشت. سردار جان نثار همان روز اول به ما دو موتور و يک ماشين جنگي داد. سپاه امام رضا (ع) و سردار رضوي هم بسيار کمک کرد و ما اين بخش را طي 11 روز جمع کرديم. در حالي که آقاي شهيدي ما را هشت ماه معطل کرد. خيلي‌ها به من گفتند که پول زيادي به خاطر اين سريال گرفته‌ام. در حالي که هنوز بخش اعظم پولم را نگرفته‌ام و دو سال از جيب خوردم. اگر هم الان بخواهم پولم را بگيرم ارزشش نسبت به دو سال قبل کم شده است.
سليمي: جنس علي مسعودي خيلي کم است. او موقع پول‌دادن، خودش را کنار مي‌کشيد و همين باعث مي‌شود که سرش بي‌کلاه بماند. او نسبت به بازيگري که بداند توانايي دارد، بي‌تفاوت نيست. من تا قبل از سه دونگ، سه دونگ نقش طنز نداشتم، اما او تشخيص داد مي‌توانم در طنز هنرم را نشان ‌دهم. در واقع او باعث شد مسير بازيگري‌ام تغيير کند. وقتي سر کار او هستم، حس ورزشکاري را دارم که از پايين‌ترين رده شروع کرد تا به بالا برسد. تا آخر عمرم هم مديون او هستم. با صداقت مي‌گويم که قطار علي مشهدي راه افتاده و اتفاقات خوب قرار است برايش بيفتد.
جمشيدي‌فر: عذرخواهي مي‌کنم آقاي سليمي، شما بالاي 60‌سال سن داريد، اما ما زير 35 ساليم. اين مثال‌هايي که مي‌زنيد براي دوران قاجار است! (مي‌خندد)
 ‌ آقاي صبوري در اين سريال بده بستان‌هاي خوبي با آقاي جمشيدي‌فر داريد و به نظر مي‌رسد خيلي از سکانس‌هاي خنده‌دار، بداهه شکل گرفته است.
صبوري: بداهه هم داشتيم.
 ‌ آقاي مسعودي چقدر در اين مورد دست‌تان را باز مي‌گذاشت؟
صبوري: من و عباس هميشه يک‌سري ايده داشتيم که با آقاي مسعودي مطرح مي‌کرديم و ايشان مي‌گفتند خوب است يا نه.
 جام‎‌جم: موردي بود که اصرار داشته باشيد، اما آقاي مسعودي مخالفت کنند؟
صبوري: بله پيش آمد.
مسعودي: ببينيد فرق کمدي با ديگر ژانرها در اين است که بايد سکانس را تمرين کني، در اين تمرين‌ها به نکاتي مي‌رسي و بعد مي‌روي سر اجرا. خيلي جاها در تمرين کارهايي مي‌کردند که مي‌گفتم به درد نمي‌خورد و بعضي کارهايي که بداهه مي‌کردند من بيشتر از بقيه مي‌خنديدم و مي‌گفتم دم‌تان گرم چقدر بانمک مي‌شود. بعضي نويسنده‌ها طوري روي متن‌شان تعصب دارند که استغفرا... انگار وحي الهي است. در کمدي وقتي در محل تصويربرداري قرار مي‌گيري موقعيت‌هايي پيش مي‌آيد که بازيگر اگر باهوش باشد مي‌تواند از آن چيزهاي خوبي دربياورد.
 ‌ يعني اين دو نفر چنين شاخصه‌‌اي داشتند؟
مسعودي: بله. من و عباس که از سال 89 داريم با همديگر کار مي‌کنيم. تقريبا در همه کارهايي که من نوشتم بوده است. از سال 79 دارد تئاتر خياباني کار مي‌کند. عباس يادش هست اولين‌بار که او را ديدم گفتم تو بازيگري هستي که به حق خودت نرسيدي. عباس در طنز بي‌نظير است. علي هم که خودش را اثبات کرد.
 ‌ ايشان هميشه نقش‌هاي مکمل داشتند و بعد از اين همه سال در آخر خط نقش محوري دارند. چطور اين ريسک را کرديد؟
مسعودي: ريسک نکردم، چون عباس بازيگر است. من با همه بازيگرانم مثل عباس و داريوش زندگي کردم و توانايي‌هايشان را مي‌دانم. من قول مي‌دهم عباس هم در اين يکي دو ساله يکي از سوپراستارهاي کمدي سينماي ايران مي‌شود البته اگر کارگردان‌ها هوشش را داشته باشند و از عباس استفاده کنند.
سليمي: عباس جايزه بهترين بازيگر را دارد؛ يعني هيچ‌کدام از اين عزيزان از سر راه نيامدند.
 ‌ آقاي جمشيدي‌فر چرا در اين سال‌ها اين‌قدر ديده نشديد و اين اتفاق در آخر خط افتاد؟
جمشيدي‌فر: بحث ديده نشدن، حرف غلطي است. در سريال سه دونگ سه دونگ هم من نقش يکي از پسرهاي خانواده را داشتم. آن سريال در زمان خود بهترين سريال رمضان 90 شد. علي مسعودي از آن موقع ديني به گردن من دارد. در سه دونگ سه دونگ نه‌تنها من بلکه بسياري از بچه‌ها ديده شدند. اين‌که چرا بعد از آن اتفاقي که بايد بيفتد نيفتاد، يک بخش‌اش شخصي است که دوست ندارم درباره‌اش صحبت کنم و بخشي از آن هم به انتخاب‌هاي غلطم برمي‌گردد.
 ‌ دليل اين انتخاب‌هاي غلط چه بود؟
جمشيدي‌فر: آن زمان حساسيت الان را نداشتم که دوست ندارم به دلايلش ورود پيدا کنم. حدود پنج شش سال نشد کارهايي که دلم مي‌خواهد را بکنم و در واقع کارهايي کردم که ديگران دل‌شان مي‌خواست. يعني برعکس شد. علي‌رغم اين‌که خيلي از دوستان از جمله علي مشهدي با من صحبت مي‌کردند، ولي در گوشم نمي‌رفت. ولي خدا را شکر الان اين اتفاق افتاد.
 ‌ در اين سريال شما و آقاي صبوري يک زوج جديد کمدي شديد. مثل بسياري از زوج‌ها، آينده‌اي براي اين زوج کمدي متصور هستيد؟
جمشيدي‌فر: راستش روز اولي که علي صبوري را ديدم، اصلا نمي‌شناختم چون اهل اينستاگرام نبودم. فقط مي‌دانستم در خندوانه نفر اول استندآپ کمدي شده است. آن زمان مثل بسياري از آدم‌ها که الان دارند درباره او قضاوت نادرست مي‌کنند من هم قضاوت صحيحي نداشتم. جلسه دوم سوم تصويربرداري بود که متوجه شدم کمدي را خيلي خوب مي‌شناسد. بي‌انصافي است که بگوييم چرا صبوري بايد حضور داشته باشد؟ علي بداهه‌پرداز خوبي است و در بده‌بستان‌ها همراهت مي‌آيد.
 ‌ شما هم با او همراه مي‌شديد؟
جمشيدي‌فر: جاده خاکي هم بروي، علي با تو همراه مي‌شود.
مسعودي: بگذاريد يک مثال بزنم. وقتي پژمان جمشيدي، سريال پژمان را بازي کرد همه گفتند چرا او به اين عرصه آمده است؟ اما او خودش را ثابت کرد.
جمشيدي‌فر: من الان با پژمان سر کاري هستم و به او گفتم حلالم کند.
مسعودي: پژمان آن‌قدر تلاش کرد، تئاتر بازي کرد و... تا به هدفش برسد. به حرف نااميدکننده آدم‌ها توجهي نداشت و الان يک سوپراستار شده است. نمي‌خواهم از خودم تعريف کنم، اما جزو کساني بودم که بارها به او زنگ زدم و سر سريال زيرخاکي هم تماس گرفتم و گفتم دمت گرم بازيگر خيلي خوبي هستي. معتقدم هيچ‌کس جاي هيچ‌کس را نمي‌گيرد. آن بالايي وقتي بخواهد منِ بنده هيچ‌کاره هستم. واقعا تشکر مي‌کنم از همه کساني که باعث شدند اين سريال به پخش برسد. مي‌گويند مدعي خواست که از بيخ کند ريشه ما، غافل از آن‌که خدا هست در انديشه ما. مثلا در مورد خود سريال خيلي‌ها خواستند پخش نشود و تلاش‌شان را هم کردند، اما آن بالايي وقتي بخواهد آدم‌هايي را سر راهت قرار مي‌دهد تا کارت راه بيفتد. بايد در اين زمينه از علي فروغي، مدير شبکه سه تشکر کنم که واقعا پاي کار من ايستاد. شايد ديگر با شبکه سه کار نکنم، پاچه‌خوار نيستم ولي وظيفه خودم مي‌دانم اينها را بگويم. همچنين از مهدي آذرپندار‌، آقاي کريمان، دکتر نجارزاده و مهران مهام ممنونم. به طور کلي مي‌توان گفت خدا براي پژمان جمشيدي، علي صبوري، فاطمه اميني، داريوش سليمي، عباس جمشيدي‌فر و علي مشهدي خواست و امروز در اينجا هستيم. به من مي‌گويند چه احساسي داريد که فرصت کارگرداني در اختيار شما قرار گرفته است، من هم گفتم اين فرصت بايد 20 سال قبل در اختيار من قرار مي‌گرفت. آن زمان خيلي توانايي‌ام بيشتر بود. همين الان هم مي‌گويم تلويزيون بايد روي جوان‌ها سرمايه‌گذاري کند. من علي مشهدي 48 ساله هستم. يک جوان که فارغ‌التحصيل اين رشته است و دانش به‌روزي دارد را بياورند تا از آيتم‌سازي شروع کند، مگر رضا عطاران و مجيد صالحي از کجا شروع کردند؟ تلويزيون بايد به جوان‌ها بها دهد. آنها توقعي هم ندارند و درخواست دستمزد N ميليوني هم ندارند. آن جوان 27 - 26 ساله ده سال ديگر مي‌شود اصغر فرهادي.
 ‌ برگرديم به آخر خط. دو شخصيت اصلي اين سريال آدم‌هاي بي‌سوادي نيستند، اما گاه تصميم‌هايي مي‌گيرند که متعلق به آدمي با بهره هوشي پايين است.
مسعودي: مثلا؟
 ‌ مثلا همين تصميم سوريه رفتن به نيت مهاجرت بعد از آن.
صبوري: خيلي منطقي است.
مسعودي: شجاعانه هم هست.
 ‌ شايد اين تصميم‌شان شجاعانه باشد، اما عاقلانه نيست.
مسعودي: بله عاقلانه نيست، ولي رفيق من که نمي‌خواهم اسمش را ببرم ليسانس و قهرمان ورزشي بود، به سوريه رفت و مدتي آنجا دستفروشي کرد تا بتواند به کانادا برود. تمام قصه‌هايم الهام‌گرفته از ماجراهايي است که در دوروبرم شنيدم. اين راه به ذهن اين دو شخصيت مي‌رسد، چون راه ديگري پيدا نمي‌کنند. من خيلي به مسائل اجتماعي نقد دارم و در همين سريال مسائلي بيان مي‌شود که نقادانه است. جوان 27 ساله ما که فوق‌ليسانس الکترونيک دارد چرا بايد ماساژدهنده باشد؟ چرا جواني که مديريت خوانده بايد بيکار باشد؟
 ‌ آقاي جمشيدي‌فر شما به سوال قبلي‌مان درباره زوج هنري شدن با علي صبوري پاسخ نداديد. فکر مي‌کنيد کنار هم اين مسير را ادامه خواهيد داد؟
جمشيدي‌فر: قطعا اين اتفاق مي‌افتد. فقط در تلويزيون ما نيست، بلکه در تمام دنيا کساني مثل ادم سندلر و بن استيلر هستند.
صبوري: من عاشق عباسم! (مي‌خندد) اين تيم ان‌شاءا... در سري‌هاي بعدي سريال تکرار خواهد شد، چون علي‌آقا قول داده است ادامه‌اش را بسازد. در سريال‌هاي ديگر دوست دارم کنار همديگر باشيم، ولي اين تيپي که داريم قشنگ‌تر است در همين سريال باشد نه جاي ديگر.
جمشيدي‌فر: ممکن است در کار ديگر قدعلي را کوتاه کنيم و قد من را بلندتر! (مي‌خندد)
 ‌ از صحنه‌هايي که بازخورد زيادي در فضاي مجازي داشت و بسياري فکر مي‌کردند شايد در آن از خط قرمزها گذشتيد، آنجايي بود که لباس زنانه پوشيديد. آقاي مسعودي در اين مورد واقعا خط قرمزي وجود دارد؟
مسعودي: نقد است ديگر و اگر ما نتوانيم اينها را نشان دهيم، پس که مي‌خواهد بگويد؟! اين ربطي به خط قرمزها ندارد. اين يک واقعيت در جامعه است و بايد آن را نشان مي‌داديم.
جمشيدي‌فر: هر فضا خط قرمزي دارد که ما آنها را مي‌دانيم، اما گاهي خودمان بيشتر به آن دامن مي‌زنيم. در واقع خودسانسوري مي‌کنيم.
 ‌ پس بخشي از اين خط قرمزها ذهني است.
جمشيدي‌فر: بيشترش ذهني است. عين کرونا که همه فکر مي‌کنند مي‌گيرند و واقعا هم مي‌گيرند!
 ‌ خانم اميني کودکان سال‌هاست شما را با شخصيتي که کنار مل‌مل داريد و به عنوان مجري مي‌شناسند. به نظر مي‌رسد بازيگري در چنين سريال‌هايي به باورپذيري کارتان براي بچه‌ها خدشه وارد مي‎‌کند.
اميني: من تقريبا هشت سال شخصيت گلي، يک دختر هشت ساله را بازي کردم تا اين‌که يک شخصيت ديگر به اسم ننه‌نقلي وارد برنامه شد.
پس بچه‌ها متوجه مي‌شوند که من دارم اين شخصيت‌ها را بازي مي‌کنم. شبکه خيلي تاکيد داشت که من هيچ کار ديگري به جز برنامه کودک انجام ندهم سر بازي کردن اين سريال همين توضيحات را دادم و پذيرفتند بازي کنم. به نظرم بچه‌ها هم پذيرفتند فاطمه اميني بازيگر است و فقط مجري نيست. هيچ‌وقت خودم را مجري نديدم. از مديرم، آقاي سرشار تشکر مي‌کنم. مي‌دانم قلبا دوست ندارند من جاي ديگر کار کنم، اما دوست دارم خواهش خواهرانه من را بشنوند و بگذارند همان‌گونه که با کار کودک عشق مي‌کنم، در سينمايي‌ها و سريال‌هاي خوب هم حضور داشته باشم. خانه اول من آنجاست ولي لطفا اجازه بدهند که مهماني هم بروم.
 ‌ خودتان را مجري نمي‌دانيد، ولي به عنوان مجري برتر در جشنواره جام‌جم شناخته شديد.
اميني: اين لطف خداوند بود، ولي من مجري - بازيگر هستم. به نظرم چاشني‌هاي بازيگري، بدن، بيان و... به مجري کمک مي‌کند تا بهتر بتواند خود را نشان دهد.
 ‌ پس از ابتدا دغدغه‌تان بازيگر شدن بوده، نه مجري‌گري.
اميني: بله. در تلويزيون هم سمتي که براي من وجود دارد، مجري - بازيگر است.
 ‌ الان با آخر خط تغييري در مسير کاري شما ايجاد شد، دوست داريد ادامه داشته باشد يا به همان کار اجرا بازمي‌گرديد؟
اميني: من دوست دارم بازي کنم. اتفاقا يکي از آرزوهايم اين است که کار تراژدي انجام دهم. در تئاتر اين نقش را داشتم و از جشنواره فجر جايزه گرفتم. در طنز هم در جشنواره فجر جايزه گرفتم اما به خاطر حضور در برنامه کودک تلويزيون محکوم مي‌شدم به اين‌که دختربچه هستم و کار ديگر را نمي‌تواند انجام دهد.
 ‌ اين به‌خاطر بردي است که تلويزيون دارد.
 اميني: بله ولي آقاي مسعودي به من اعتماد کردند و اين اتفاق برايم افتاد.
 ‌ پس پيشنهاد کار تراژدي نداشتيد؟
اميني: در سينما و تلويزيون خير، اما در تئاتر داشتم.
 ‌ آقاي صبوري شما در کليپ‌هاي اينستاگرام‌تان کارگرداني را تجربه کرديد، علاقه‌مند هستيد وارد حوزه کارگرداني کمدي شويد؟
صبوري: بله به فکرش هستم.
 ‌ خروجي‌اش را چه زماني خواهيم ديد؟
صبوري: هر وقت خدا بخواهد.
 ‌ برنامه‌ريزي خودتان چگونه است؟
صبوري: بايد زمانش پيش بيايد.
مسعودي: درست مي‌گويد، من يک زماني دوست داشتم قرارگاه مسکوني را خودم کارگرداني کنم اما اين موقعيت را بايد به آدم بدهند. فقط دست خودمان نيست. براي همين مي‌گويم مديران بايد به جوان‌ها فرصت دهند. نويسنده موقع نوشتن دارد در ذهنش تصوير مي‌سازد، پس اگر اين موقعيت را به او بدهند تا کارگردان شود خيلي نتيجه بهتري خواهد داشت. علاوه‌بر اين کارگرداني باهوش است که نويسنده فيلمنامه‌اش را کنار خود بنشاند و براي پلان به پلان کار با او مشورت کند.
آقاي سيروس مقدم، سال‌ها سريال ساخت اما زماني موفق شد که نويسنده‌اش را کنار خودش قرار دارد. هزينه کرد و خواست نويسنده‌اش در بازيگرداني هم کمک کند. سعيد آقاخاني، سعيد نعمت‌ا... و حالا محسن تنابنده را با خودش همراه کرد. بايد اين فرصت را به علي صبوري بدهند. به نظرم او بايد يکي دو سال ديگر بازي کند تا با فضاي تلويزيون آشنا شود، بعد متني به او بدهند تا کارگرداني کند. چرا که نه؟!
 ‌ شما متن مي‌دهيد تا ايشان کارگرداني کند؟
مسعودي: اگر زنده باشم حتما، چون کمدي را خوب مي‌فهمد.
 ‌ قرار است فصل دوم آخر خط ساخته شود؟
مسعودي: ان‌شاءا.... من که خيلي دوست دارم.
 ‌ يعني پايان سريال را باز مي‌گذاريد؟
مسعودي: اگر ببنديم هم مي‌شود به بهانه‌ا‌ي بازش کرد.



مظلوميت مدافعان حرم را به تصوير کشيدم
مسعودي در پاسخ به اين سوال که چطور شد تصميم گرفتيد، بخش‌هايي از قصه را به مدافعان حرم ارتباط بدهيد، توضيح مي‌دهد: تعداد رفقاي من که مدافع حرم هستند، کم نيست. اتفاقا خيلي با هم رفيق هستيم و در اين باره حرف مي‌زنيم. به ياد دارم چهار سال پيش، يکي از دوستان مدافع حرمم به نام مهدي با من تماس گرفت و گفت علي قرار است پيکر يکي از همرزم‌هاي‌مان به نام شهيد حسين محرابي را بياورند. در ادامه تاکيد کرد که شهيد محرابي خيلي کارهايم را دوست داشت به‌ويژه استندآپ‌کمدين‌هاي برنامه خندوانه را. او مي‌گفت شهيد محرابي با علاقه کارهايم را دنبال مي‌کرد و بعد عنوان کرد که ‌اي‌کاش مي‌شد سريالي درباره مدافعان حرم بسازم و در آن به مظلوميت آنها اشاره کنم. متاسفانه برخي فکر مي‌کنند درآمدهاي ماهانه آنها بالاست. در حالي که اين طور نيست. وي ادامه مي‌دهد: همان شب بعد از تماس مهدي، براي مراسم تشييع پيکر شهيد حسين محرابي رفتم و بسيار هم متاثر شدم. همان‌جا با خودم عهد کردم که حتما به خاطر شهيد حسين محرابي هم شده بايد در قالب يک سريال به مظلوميت مدافعان حرم بپردازم. به همين دليل بخشي از قصه سريال آخر خط را به اين موضوع اختصاص دادم. تجربه اين بخش از کار براي خودم شخصا خيلي خوب و لذتبخش بود. خيلي از بچه‌هايي که ما را براي ضبط اين بخش‌ها کمک کرده بودند از جمله سپاه فاطميون، خودشان تجربه چندين ماه نبرد در سوريه را داشتند و من هم از تجربه آنها استفاده کردم.



 تاب نقدهاي مغرضانه را ندارم!
علي صبوري در پاسخ به اين سوال که از بازخوردهاي منفي ناراحت نمي‌شويد؟ عنوان مي‌کند: تاب نقدهاي مغرضانه را ندارم، ولي اگر نقد سازنده باشد، ايرادي ندارد. اما وقتي کسي تيتر مي‌زند که سيما، شاخ نمي‌خواهد؛ مشخص است که مي‌خواهد نگاه مغرضانه داشته باشد. در حالي که از زماني که سريال پخش شده بازيگران بنام از من تعريف کرده‌اند. شايد قبلش کمي گارد گرفته بودند اما بعد از ديدن کارم اين نظر را نداشتند.
وي درباره اين‌که آيا هر فردي که در استندآپ کمدي موفق باشد، مي‌تواند بازيگر خوبي هم باشد؟ مي‌گويد: علي مسعودي براي انتخاب من ريسک کرده بود. چون دليل نمي‌شود هرکس استندآپ کمدين موفقي باشد، بازيگر خوبي هم خواهد بود. اما خدا را شکر مي‌کنم که رامبد جوان و علي مسعودي موقعيت ديده شدن را در اختيارم گذاشتند و به من بها دادند. آنها باعث شدند مسير زندگي‌ام تغيير کند. برخي از بازيگران مانند کوين هارت هستند يعني بهترين استندآپ کمدي‌اند و در کنارش بهترين بازيگر سريال‌هاي کمدي. عشق من کمدي است و تمام تلاشم را مي‌کنم.



بازي در چله زمستان با لباس تابستاني
داريوش سليمي، بازيگر درباره علاقه‌مندي مردم به حرفه بازيگري مي‌گويد: 99 درصد مردم علاقه‌مند به بازيگري و شهرت هستند، اما نمي‌دانند اين مسير چقدر هم دشوار است. من که اينجا نشسته‌ام، پوست انداخته‌ام تا به اين نقطه رسيدم. به ياد دارم برخي از صحنه‌هاي اين سريال را ما در چله زمستان ضبط مي‌کرديم اما بايد لباس تابستاني مي‌پوشيديم، چون برخي صحنه‌ها از قبل گرفته شده بود. نکته جالب اين بود که بايد در حياط مي‌نشستيم و در سرما هندوانه مي‌خورديم. دندان‌هايم به هم مي‌خورد و قنديل مي‌بستم، اما هر چقدر تکرار صحنه مي‌شد، بي‌آن‌که خم به ابرو بياورم، انجام مي‌دادم. پس نبايد بگوييم که چرا امثال صبوري‌ها، نويد محمدزاده‌ها و... آمده‌اند. علي صبوري پيشينه تئاتري دارد و اين طور نبوده که از کوچه و خيابان پيدايش شود.

نقد اجتماعي نه شخصي
جمشيدي‌فر، درباره جنس نقد در آثار علي مسعودي بيان کرد: به نظر من يکي از خوبي‌هايي که علي مسعودي دارد اين است که نقدي به افراد خاصي در اجتماع وارد نمي‌کند. بر خلاف بسياري از کمدين‌ها به هيچ شغلي بند نمي‌کند. نوع نوشتن‌اش فرق مي‌کند. نگاه اجتماعي دارد و درباره مشکلاتي که در جامعه وجود دارد نقد مي‌کند. در همين سريال اوايل ماساژورها ناراحت شده بودند، من با آنها صحبت کردم و گفتم چرا نمي‌گوييد آخر خط ماساژوري را معرفي مي‌کند. چرا دقت نمي‌کنيد علي مسعودي دارد آدم‌هايي با تفکر قديمي که ماساژورهاي متخصص را دلاک مي‌خوانند، نقد مي‌کند. اين نوع نوشتن علي در سريال سه در چهار که زمان خودش پربيننده بود، هم ديده مي‌شود. نگاهش به اجتماع است، نه به فرد خاصي.

چهره‌هاي جوان و با استعداد  در تلويزيون معرفي شوند
علي مسعودي، نويسنده و کارگردان سريال آخر خط، در پاسخ به اين سوال که اگر الان کارگرداني، يک نقش خيلي خاص و تک به شما پيشنهاد شود، حاضر هستيد بازيگر جواني را به جاي خودتان معرفي کنيد و از يک دستمزد بالا عبور کنيد؟ مي‌گويد: شايد باورتان نشود، اما خودم سريالي نوشتم و از ابتدا براي نقش به خودم فکر کردم، اما يک روز با يکي از دوستان بازيگر داشتم حرف مي‌زدم که احساس کردم او براي ايفاي نقش بهتر از من است، به همين دليل به او پيشنهاد دادم. در سريال آخر خط هم تلاش کردم سراغ بازيگراني بروم که تئاتري هستند و کمتر جلو دوربين رفته باشند. چون وظيفه ما، معرفي چهره‌هاي جوان و بااستعداد به تلويزيون است.
وي در ادامه درباره اين‌که آيا انتخاب چهره‌هايي که مشهور نيستند، براي کارگردان همراه با ريسک نخواهد بود؟ توضيح مي‌دهد: به نظرم ريسک نيست. اگر فيلمنامه قوي باشد، ريسک نکرده‌ا‌يم. معضل فيلمنامه است. تمام بازيگراني که مطرح شدند به واسطه فيلمنامه‌هاي خوب بوده که به شهرت رسيدند. برايتان مثال مي‌زنم. در سريال زير آسمان شهر يک متن قوي بود و همه بازيگران ديده شدند، اما متن زير آسمان شهر 3 ضعيف بود، حتي حضور اکبر عبدي، زنده‌ياد رضا ژيان، حسن پورشيرازي و رامين پرچمي که در آن مقطع، جزو جوانان چهره در عرصه بازيگري بود، نتوانستند باعث رونق فصل سوم سريال شوند.

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره