مروری بر فیلم هایی با محوریت نابینایان

جام جم/ بازيگران، نقشهاي متفاوت و پرچالش را دوست دارند و از تجربههاي تازه در نقشآفريني استقبال ميکنند. حالا اگر اين علاقه با توانايي آنها هم همراه باشد و بتوانند از اين آزمونهاي جديد سربلند بيرون بيايند، هم خودشان حظ اين نقش نو و متفاوت را احساس ميکنند و هم تماشاگران از مواجهه با يک بازي تماشايي لذت ميبرند و زبان به تحسين بازيگران ميگشايند. هرچقدر جهان نقشي که بازيگر قدم به آن ميگذارد، ناشناختهتر و غريبتر باشد، اين تفاوت و چالش بيشتر هم خواهد بود. بدون ترديد يکي از مهمترين چنين نقشهايي، بازي در قالب افراد نابيناست. اگر با بازيگر بزرگ و کاربلدي سروکار داشته باشيم و متن و کارگرداني هم استاندارد باشند، صرفا با يک شخصيتپردازي و بازي کليشهاي و ويتريني روبهرو نخواهيم بود و بازيگر و ديگر عوامل اصلي اثر نمايشي، فراتر از برداشتهاي مرسوم و اشتباه و دلسوزيهاي ناآگاهانهاي که غالبا وجود دارد، سراغ نابينايي، شخصيت نابينا و اينکه چنين افرادي باوجود نديدن، «زندگي» ميکنند، ميروند. به مناسبت و به بهانه روز جهاني عصاي سفيد (15 اکتبر/ 24 مهر)، صرفا مروري خاطرهانگيز داريم بر برخي فيلمهاي ايراني و خارجي که با محوريت شخصيتهاي نابينا ساخته شدند.
گلهاي داوودي (رسول صدرعاملي)
بازيگران نقش نابينا: بيژن امکانيان، هيلدا پيرزاد
مکث: يکي از مشهورترين ملودرامهاي سينماي ايران که دلدادههاي جوان قصه نابينا هستند. صحنههاي پاياني فيلم با موسيقي کامبيز روشنروان که در آن مريم را با عصاي سفيد و در حال دلداري به همسرش جواد ميبينيم، ماندگار
و خاطرهانگيز است.
بيد مجنون (مجيد مجيدي)
بازيگر نقش نابينا: پرويز پرستويي
مکث: بازيگراني که نقش کاراکترهايي با مشکل جسمي يا روحي را بازي ميکنند، معمولا از سوي تماشاگران و جشنوارهها قدر ميبينند. اين اتفاق براي پرستويي افتاد و او براي بازي در نقش نابينايي که دوباره بينايياش را بازيافته، برنده سيمرغ جشنواره فجر شد. ذوق او بعد از دوباره ديدن مثالزدني بود.
از کرخه تا راين (ابراهيم حاتميکيا)
بازيگر نقش نابينا: علي دهکردي
مکث: چالش علي دهکردي بازيگر نقش سعيد اين بود که نابيناي صرف نبود بلکه بايد حس و حال يک جانباز شيميايي جنگ را بازي ميکرد که نابينا شده و در عين حال به سرطان خون هم مبتلاست. دهکردي چند سال بعد نقش يک نابيناي ديگر را در سجده بر آب بازي کرد.
رنگ خدا (مجيد مجيدي)
بازيگر نقش نابينا: محسن رمضاني
مکث: چالش بازيگر براي ايفاي نقش يک نابينا
يک مساله است و چالش بازيگري يک نابينا مسالهاي ديگر. اين دومي در رنگ خدا اتفاق افتاد و رمضاني وقتي کودکي 11 ساله بود، با هدايت مجيدي بازي درخشاني انجام داد و برنده ديپلم افتخار بهترين بازيگر جشنواره فجر هم شد. او بعدا دو بار ديگر جلوي دوربين رفت.
شيدا (کمال تبريزي)
بازيگر نقش نابينا: پارسا پيروزفر
مکث: در اين فيلم عاشقانه که در زمينهاي جنگي روايت ميشود، پيروزفر نقش رزمندهاي مجروح را بازي ميکند که در بخشهاي زيادي از فيلم چشمانش بسته و پانسمان شده است و توانايي ديدن ندارد. البته چون به هرحال فيلم عاشقانه بود و نگاهي هم به گيشه داشت، در صحنههايي هم چشمان پيروزفر را به تماشاگر نشان ميدهند!
ايستگاه بهشت (نادر مقدس)
بازيگر نقش نابينا: شهاب حسيني
مکث: شهاب حسيني هم بازي در نقش يک نابينا را تجربه کرده و عصاي سفيد به دست گرفته؛ شايد نتيجه نهايي فيلم چندان رضايتبخش نبود، اما بحثي که فيلم درباره تغيير نگاه مطرح ميکند، قابل تامل است.
چشمان سياه (ايرج قادري)
بازيگر نقش نابينا: ماهچهره خليلي
مکث: غزل دختري است که بهتدريج بينايي خود را از دست ميدهد. ماهچهره خليلي اوايل فيلم و در صحنهاي، زن کهنسال نابينايي (با بازي مادربزرگش پروين سليماني) را از خيابان رد ميکند که مقدمهاي بر وضعيت آينده خود اوست.
چشم و گوش بسته (فرزاد مؤتمن)
بازيگر نقش نابينا: بهرام افشاري
مکث: دو شخصيت فيلم، يکي نابينا با بازي بهرام افشاري و يکي ناشنوا با بازي امين حيايي در موقعيتهاي کميکي قرار ميگيرند اما با اين حال به کمک هم کار را پيش ميبرند. نمونه اصلي و اوليه فيلم، اثري آمريکايي به نام «شر نبين، شر نشنو» با بازي ريچارد پرايور و جين وايلدر است.
قصههاي آقاي راوندي
در تلويزيون هم فيلم و سريالهايي درباره افراد نابينا داشتهايم، اما بدون ترديد بهترين نمونه در اين زمينه مجموعه هزاران چشم به کارگرداني کيانوش عياري و بازي درخشان مهديهاشمي است. او در اين سريال نقش آقاي راوندي، دبير تحريريه يک مجله را دارد که خوانندگان درباره مشکلاتشان به او نامه مينوشتند.هاشمي يکي از باورپذيرترين و ملموسترين نابيناهاي سينما و تلويزيون ايران را بازي کرد، آدمي که باوجود نابينايي، مثل همه آدمهاي ديگر زندگي معمولي دارد. نحوه درست استفاده از دستها و مواجهه مناسب با صداها و ميميکي که بايد در غيبت چشمها، زندگي و کار راوندي را پيش ببرد، جملگي در بازيهاشمي پيشبيني و اجرا شده است.
وقتي نابينايان فيلم ميبينند
قبلا وقتي از تماشاي فيلم از سوي نابينايان صحبت ميکرديم، باعث تعجب خيليها ميشد. اما چند سالي است که در سينماي ايران هم چنين امکاني مهيا شده و نابينايان علاقهمند سينما هم ميتوانند با فيلمها مواجه شوند. گروه سوينا (سينماي ويژه نابينايان) که به همت گلاره عباسي بازيگر تاسيس شده، با مشارکت بازيگران چهره سينماي ايران فيلمها را براي مخاطبان نابينا روايت ميکنند تا آنها جز شنيدن ديالوگهاي فيلم در جريان همه جزئيات بصري اثر هم قرار بگيرند و بهخوبي قصه را درک و دريافت کنند.
نويدِ نابينا
نويد محمدزاده يکي از مهمترين بازيگران سينماي ايران در سالهاي اخير است و در همين چند سال فعاليت، نقشهاي متفاوتي را بازي کرده. تجربه تازه او بازي در نقش يک نابينا در فيلمي از وحيد جليلوند است؛ شب، داخلي، ديوار.
به جز فيلمهايي که به آنها اشاره شد، بايد از آثاري چون سلطان قلبها، پنجره (1367)، چشمهايم براي تو، رقص با ماه، دو چشم بيسو، اشکان انگشتر متبرک و چند داستان ديگر، چشم شيشهاي، زمهرير، اتوبوس شب، سکوت، لاکپشتها هم پرواز ميکنند و... هم نام ببريم که نقشهايي با محوريت يا حضور کاراکترهاي نابينا داشتهاند. گاهي هم در فيلمهايي صحنههاي نابينايي شبيهسازي شده، مثل بازي اکبر عبدي در هنرپيشه به نقش نوازندهاي دورهگرد يا سلام سينما که يک عاشق بازيگري در تست خودش را يک نابينا
جا ميزند، بلکه بتواند نظر کارگردان را به خود جلب کند.
روشناييهاي سينما
سينماي جهان هم پر است از فيلمهايي که با محوريت شخصيتهاي نابينا ساخته شده که بسياري از آنها به دليل متن و کارگرداني و بازي خوب بازيگران محبوب و ماندگار شدهاند. بوي خوش زن (هر دو نسخه با بازي ويتوريو گاسمن)، معجزهگر (با آن بنکرافت و پتيدوک)، سينما پاراديزو (با بازي فيليپ نوآره)، تا تاريکي صبر کن (با بازي ادري هپبورن)، روشناييهاي شهر (با بازي ويرجينيا چريل)، رهاشده (با بازي مورگان فريمن)، کتاب الي (با بازي دنزل واشنگتن)، زاتويچي (با بازي تاکشي کيتانو)، ري (با بازي جيمي فاکس) و... برخي از نمونههاي مشهور در اين زمينه هستند.


















