صبح سينما/ بيان معضلات اجتماعي از اهداف مهم دنياي سينماست.اين که فيلم ساز با پرداخت منسجم مفاهيم اخلاقي،اجتماعي، فرهنگي و... در اثرش بيان کند و نقدانه به پرسشگري بپردازد.در تحولات سينماي ايران در دهه هاي مختلف فيلمسازان متعددي با زبان و سبک خاص خود به معضلات جامعه پرداخته اند.سمت سويي سينما در دهه هشتاد به نوع ديگري از قصه گويي رفت و سوژه ها در درون يک بستر دراماتيک و چند لايه بيان شد.نقل قولي در اين زمينه وجود دارد که اگر مخاطب در جايي از فيلمي متوجه شود که ديالوگ هاي کاراکتر بلندگويي براي سخنراني علني نويسنده است؛آن اثر قطعا بازنده ميدان است.

برادران محمودي بعد از ساخت دو تله فيلم؛نخستين فيلم خود را با نام«چند متر مکعب عشق»جلوي دوربين بردند.فيلمي که با گذشت هفت سال همچنان بهترين فيلم آن هاست.حضور اين فيلم در جشنواره هاي خارجي و موفقيت هاي آن باعث شد تا آن ها همين ميسر را ادامه دهند اما فيلم هاي آن ها هر چه جلوتر رفت ديگر حرفي براي گفتن نداشت و تکرار مکررات بود.دو سريال اين برادر با نام هاي«سايه بان» و«دلدار»در چه خط داستاني گنجانده مي شوند؟نمي توان تنها شباهت آن ها را بازيگران مشترک شان دانست.هر دو سريال به معضل هاي اقتصادي مي پردازند اما هدف آن ها و بار دراماتيک آن ها چيست؟داستان هر دو سريال از جايي به بعد دچار لکنت مي شود و به ناچار يک تنش آن ها را به قسمت پاياني مي رساند.گويي نويسنده نگارش طرحي را آغاز کرده که خود نيز از نقطه اوج و فينال آن بي خبر است.

دو فيلم سينمايي اخير آن ها نيز از معضل فيلمنامه رنج مي برند.در فيلم«هفت و نيم»به معضلات دختران و زنان اشاره شده؛مسائلي که پيش از اين نيز دست مايه فيلم هايي در سينماي ايران و جهان بوده و در جرايد روزنامه ها نيز مي توان به آن ها رسيد.گويي اين فيلم تنها کلاژي از همه آن هاست که خام دستانه کنار هم قرار گرفته است.راهکار فيلم ساز براي اين معضلات چيست؟عقبه اين افراد چه بود؟هفت و نيم را نمي توان يک فيلم سينمايي دانست چون داستاني نمي گويد ؛خود را پشت مشکلات زنان پنهان کرده است تا در جشنواره هاي جهاني عرض اندام کند.در صورتي که مي توانست با پرداخت دراماتيک يکي از اين سوژه ها يک اثر نقدانه ساخت.اين فيلم را با«شناي پروانه»محمد کارت مقايسه کنيد.زنان و دختران هفت و نيم هم قرباني اند.پروانه فيلم کارت نيز قرباني ست تاثير کدام يک بر مخاطب بيشتر است؟

فيلم اخير براداران محمودي«مردن در آب مطهر» نيز همان سوژه هميشگي شان است؛مهاجرت.جواناني که از يک نقطه ناامن به سوي يک زندگي آرام مي روند و سرخورده مي شود.نکته جالب توجه مليت اين دوبرادر است که افغانستاني ها مقيم ايران هستند و فيلم هاي آن ها همزمان مي تواند به عنوان نماينده کشورهاي ايران و افغانستان انتخاب شود. حالا با کنار گذاشتن فيلم «مردن در آب مطهر» اين فيلم در بين کانديداي اصلي نمايندگي اسکار کشور افغانستان قرار گرفته.اين امکان امتياز ويژه اي است که برادران محمودي همواره از آن برخوردارند. 

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar