نمونه هایی از عشقهای نامتعارف و عجیب در فیلم های ایرانی!
سينما تيکت/ عشقهاي نامتعارف و عجيب که تعدادشان در سينماي ايران کم نبوده است هميشه براي مخاطب عشقهاي پرشور بوده که جذابيت خاصي داشته و او را به سمت همدلي بيشتر و کنجکاوي درباره سرنوشت زوج داستان سوق ميداده است.
ما در چند پست اين عشقها را با هم مرور خواهيم کرد.
زوج کدوم فيلم رو بيشتر دوست داشتيد؟
نيمه شب اتفاق افتاد (تينا پاکروان)
حسين جواني است که در مراسمها آواز ميخواند، او در محل کارش عاشق زني ميانسال ميشود که خدمتکار است و پسري نوجوان دارد. عشق صادقانهاي که ميان حسين و زيبا شکل ميگيرد به زندگي آنها رنگ و بوي ديگر ميدهد. اما عمر اين عشق نيز بسيار کوتاه است. زيبا به اجبار اطرافيان حسين را طرد ميکند و پافشاري حسين در نهايت به يک تراژدي و پايان تلخ ميانجامد.
همگناه (مصطفي کيايي)
آرمان پسر سر به هوا و بازيگوش خانواده گرفتار عشق زيبا ميشود که از او چندين سال بزرگتر است. زيبا زني مستقل و قويست که گذشته تلخي داشته و به سختي با علاقه به آرمان کنار ميآيد. عشق ميان آنها در نهايت باعث ميشود زيبا براي مدت کوتاهي هم که شده خوشحال باشد و آرمان همان پسربچهي خوشگذران ابتداي داستان در انتها به مردي مسئوليتپذير و قابل اتکا تبديل شود.
شام آخر (فريدون جيراني)
فريدون جيراني يکي از عجيبترين عشقهاي سينماي ايران را به زيبايي به تصوير ميکشد. ميهن مشرقي که سالها بدون عشق زندگي کرده است ناگهان با ابراز علاقه شاگردش که بيش از بيست سال از او کوچکتر است مواجه ميشود. از طرفي ميداند که دخترش نيز عاشق ماني است. ميهن در نهايت تن به عشق ميدهد اما پايانبندي تلخ فيلم و انتقام دخترش نشان ميدهد که جامعه و خانواده تا چه حد در برابر عشقهاي نامتعارف مقاوم و بيرحم است.


















