فارس/نشست نقد و بررسي فيلم سينمايي «دربست آزادي» ساخته مهرشاد کارخاني عصر امروز 25 خرداد ماه در پنجاه نهمين برنامه باشگاه فيلم فردوس با حضور کارگردان، رضا سلامي سرمايه گذار و مجري طرح، رضا ناجي، اميد علومي، شهره قمر بازيگران، محمدرضا لطفي منتقد و مجري و حميدرضا اميدي سرور منتقد مهمان در فرهنگسراي فردوس برگزار شد.
در ابتداي اين جلسه پس از نمايش فيلم، محمدرضا لطفي مجري و منتقد سينما گفت:فيلم هاي مهرشاد کارخاني به شدت حال و هوا و فضاي فيلم هاي خياباني دهه 40 و 50 را دارد و به نوعي اعتراضي است.
در ادامه مهرشاد کارخاني کارگردان«دربست آزادي» افزود:هر فيلمسازي نگرش هايي دارد. به عقيده من سينما قديم تاثيرگذار تر از سينماي امروز است. از دهه 40 تا 80 ميلادي، سينما، ادبيات، موسيقي و هنرهاي ديگر دوران طلايي داشتند. من نيز تحت تاثير همان فضا هستم. چنين فيلم هايي هنوز در اروپا و امريکا ساخته مي شود و دليلي ندارد ساخته نشود.
لطفي در ادامه بيان کرد:فيلمسازي جز معدود هنرهايي است که فيلمساز ناخودآگاه از برخي سليقه هايش به خاطر مخاطب چشم پوشي مي کند. فکر مي کنيد اين گونه فيلم ها چقدر مورد استقبال مخاطبين قرار مي گيرد؟
کارخاني در پاسخ به اين سوال گفت:با توجه به تغيير سليقه مخاطب در کشور ما، اين تغيير را من فيلمساز که نوع نگاهم اين چنيني است نمي توانم تامين کنم. شايد مخاطب ما فيلم روان و آساني بخواهد که درکش هم راحت تر است. مانند فيلم هاي تلويزيوني. اما نوع سينمايي که من کار مي کنم حوصله مي خواهد و ريتم کندتري دارد. فکر ميکنم حتي اگر بتوانم از طريق اين فيلم و سبکي که دنبال مي کنم اندکي مخاطب را هم جذب کرده باشم قطعا برايم راضي کننده است. من نوع نگاه شخصي خودم را دارم.
رضا ناجي يکي از بازيگران اين فيلم گفت:آقاي کارخاني دوست قديمي من است که حدود 20 سال پيش با هم در يک فيلم همکاري داشتيم. آرزو داشتم روزي در فيلم او بازي کنم.
وي افزود:نقش بلند و کوتاه براي من در فيلم ملاک نيست. بلکه به دنبال پيام فيلم هستم. وقتي فيلمنامه «دربست آزادي» را خواندم احساس کردم پيامي در خود دارد. اينکه در کشور ما هيچ کسي به حقش نمي رسد. همه به دنبال حق هستند.
ناجي همچنين درباره نقش خود توضيح داد:من هرگز در فيلمي بداهه کار نمي کنم بلکه مقيد به فيلمنامه هستم. وقتي با اين شخصيت در فيلم روبرو شدم فکر کردم چنين افرادي همانطور که در فيلم نشان مي دهد، بيشتر در ميدان فردوسي و چهارراه استانبول حضور دارند و به همين دليل رفتم و اين آدمها را از نزديک ديدم.
در ادامه شهره قمر نيز گفت:زماني که فيلمنامه را خواندم از فضاي فيلم خوشم آمد. من هميشه سعي ميکنم به سراغ فيلم و شخصيتي بروم که با خودم خيلي متفاوت باشد. فيلم «ريسمان باز» از کارهاي آقاي کارخاني به شدت فيلم خوبي بود و يکي از بهترين آثار سينماي ايران است . با ديدن اين فيلم علاقمند براي بازي در فيلم "دربست آزادي" شدم شيوه کارش به گونه اي است که فيلمنامه به بازيگر نمي دهد. اول تعجب کردم اما بعد از مدتي به شيوه او عادت کردم و خيلي خوب بود.
اميد علومي يکي از نقش هاي اصلي فيلم هم گفت: اين اولين کار حرفه اي من بود. خيلي فيلم را دوست دارم. تلاش کردم با ديد کارگردان حرکت کنم و جلو بروم چون کار اولم بود.
در ادامه رضا سلامي سرمايه گذار فيلم عنوان کرد:اين فيلم براي من يک کار دلي بود. من دوست دارم در چنين فضاهايي کار کنم. حتما که قرار نيست همه به گيشه فکر کنند.
لطفي منتقد جلسه افزود:بايد مديران قدر چنين افرادي را بدانند که در اين آثار سرمايه گذاري مي کنند. به هر حال بايد به فکر برگشت سرمايه هم بود. چون سينما هنر گراني است.
سلامي در جواب گفت:خوشحالم در اين فضا کار ميکنم و تلاش مي کنم اين مسير را ادامه دهم.
قمر درباره سلامي افزود:من يک ماه با وي کار کردم. اين فيلم با بودجه شخصي ساخته شد و سلامي با جان دل کار را جلو برد. بايد اين نوع سينما حمايت شود. چرا که آبرومند است. اما نديده گرفته مي شود و هيچ حمايتي هم از آنها نمي شود.
سلامي ادامه داد:از گروه ممنونم که من را با کمترين دستمزدها حمايت کردند. اشکالي ندارد فارابي و ارشاد از ما حمايت نکردند. اما اجازه دهند فيلم به خوبي اکران شود و در نمايش عمومي ما را حمايت کنند.
در ادامه اميدي سرور منتقد مهمان اين نشست گفت:قصه اين فيلم در لايه زيرين فيلم است. ما در فيلم نشانه مدرنيته را مي بينيم که در شهر تهران گذشته را از بين مي برد. اما کارخاني چون دغدغه سينما را دارد اين مسئله را دريک لوکيشن سينماي متروکه دنبال مي کند. "دربست آزادي" به گونه اي از ستايش سينماي ناب و از دست رفته است . نبايد از چنين آثاري انتظار قصه داشته باشيم.
وي تاکيد کرد:ما براي ديدن آثار کارخاني بايد از اين کارگردان ذهنيت داشته و يا آشنايي با سينما و فضاهاي اين گونه از قبل داشته باشيم. اين فيلم به عقيده من خيلي حرفها دارد.
لطفي نيز افزود:شايد کاراکتر اصلي در اين فيلم تهران است. البته جغرافيا در فيلم هاي خياباني خيلي مهم است. ما در اين اثر شخصيت ها را از طريق ديالوگ ها مي شناسيم. فکر ميکنم مي شد به شخصيت ها با پردازش بيشتر نزديک شويم.
کارخاني ادامه داد:در اين جنس فيلم ها خيلي به قصه اهميت داده نمي شود و قرار نيست ما در اين فيلم يک قصه کلاسيک تعريف کنيم. اين سينما وام گرفته از سينماي مدرن و اجتماع امروزي است. ما در اين فيلم يک روز از زندگي آدم هاي سرگردان که به دنبال گرفتن حق خود هستند را نشان مي دهيم. حرف کلي فيلم درباره حق و حقوق بشر امروزي است. همين ادمهاي خياباني که سرپناهشان سينما است. من در اين فيلم خيلي دربند قصه گويي نيستم. چرا که وارد سينماي مدرن و روايت گونه مي شويم.
وي درباره شخصيت پردازي هاي اينگونه فيلم ها گفت:در اين نوع فيلم ها شخصيت پردازي ها به اندازه است. چون قصه در يک روز مي گذرد اين کار ما را سخت مي کند. شايد برخي شخصيت ها با مخاطب ارتباط برقرار نکنند اما در کليت فيلم حرف خودش را مي زند.
کارخاني تاکيد کرد:اين آدمهاي خياباني که من نشان مي دهم بي کس و کار نيستند. بلکه جايگاه اجتماعي خود را پيدا نکردند. سرخورده هستند. مي خواهند طلبشان را بگيرند. قادر هم در اين فيلم نماينده آدمهايي است که با پول اين افراد و با رانت خواري گريخته است.اميدي سرور در پايان تاکيد کرد:اين فيلم به گذشته آدمها کاري ندارد و اين نوع نگاه جديد است.