نماد آخرین خبر

چهره ها/ زانیار: من و سیروان را دیگر با هم نمی‌بینید!

منبع
برترين ها
بروزرسانی
برترين ها/ سوم دي ماه 1392؛ قطعا اين روز براي زانيار خسروي و هوادارانش، روز خاطره‌انگيزي است؛ روزي که زانيار پس از 6 سال فعاليت هنري بالاخره چراغ سبز فعاليت رسمي را از سوي وزارت ارشاد دريافت کرد. پسر آرامي که برخلاف آنچه بعضي‌ها تصور مي‌کنند، اصلا متکبر نيست و اتفاقا بسيار خوش‌مشرب و خودماني است، حالا ديگر به جرگه خوانندگان رسمي کشور پيوسته و پاداش صبر طولاني‌مدتش اين است که مي‌تواند شاهد تحقق رؤياهايي باشد که سال‌ها در سر مي‌پرورانيد. انتشار آلبوم و برگزاري کنسرت، اولين قدم‌هاي زانيار در عرصه رسمي موسيقي ايران است. هرچند زانيار مي‌گويد قصد رقابت با کسي به‌ويژه «سيروان» را ندارد اما طبيعي است که هرچه بگذرد بيش از قبل با برادرش مقايسه خواهد شد و خواه ناخواه، فعاليت‌هاي هنري سيروان و زانيار درهم آميخته است. مجله زندگي ايده آل: سوم دي ماه 1392؛ قطعا اين روز براي زانيار خسروي و هوادارانش، روز خاطره انگيزي است؛ روزي که زانيار پس از 6 سال فعاليت هنري بالاخره چراغ سبز فعاليت رسمي را از سوي وزارت ارشاد دريافت کرد. پسر آرامي که برخلاف آنچه بعضي ها تصور مي کنند، اصلا متکبر نيست و اتفاقا بسيار خوش مشرب و خودماني است، حالا ديگر به جرگه خوانندگان رسمي کشور پيوسته و پاداش صبر طولاني مدتش اين است که مي تواند شاهد تحقق رؤياهايي باشد که سال ها در سر مي پرورانيد. انتشار آلبوم و برگزاري کنسرت، اولين قدم هاي زانيار در عرصه رسمي موسيقي ايران است. هرچند زانيار مي گويد قصد رقابت با کسي به ويژه «سيروان» را ندارد اما طبيعي است که هرچه بگذرد بيش از قبل با برادرش مقايسه خواهد شد و خواه ناخواه، فعاليت هاي هنري سيروان و زانيار درهم آميخته است. همکاري خانوادگي برادران خسروي در آثار زيادي با يکديگر همکاري کرده و به گفته خودشان روي آثار هم تاثير گذاشته اند. سيروان هميشه بر استفاده از نبوغ و ايده هاي زانيار تاکيد کرده و زانيار هم هميشه از تاثير سيروان در طي کردن مسير هنري اش گفته است. مادر سيروان و زانيار در بيشتر کنسرت هاي فرزندانش حضور داشته و به صورت جدي فعاليت هاي آنها را دنبال مي کند. مي گويند خود وي نيز از صداي خوبي برخوردار است. ترديدي نيست وجود چنين فردي در پيشرفت هنري 2 برادر که حالا از سرشناس ترين چهره هاي موسيقي کشور محسوب مي شوند، تاثير بسزايي داشته است. وي که بسيار هنردوست است و گويا مشوق اصلي فرزندانش براي گرايش به موسيقي در سنين پايين بوده در حاشيه کنسرت سيروان در جشنواره موسيقي فجر سال 92 به عنوان «مادر سيروان خسروي» به پيروز ارجمند (مدير دفتر موسيقي وزارت ارشاد) معرفي شد و ارجمند نيز به وي بابت تربيت 2 فرزند هنرمند که توانسته اند هواداران زيادي پيدا کنند، تبريک گفت. او نيز در پاسخ اظهار کرد: «من طرفدار بچه هايم هستم. وقتي کوچک تر بودند آنها را به نام ما مي شناختند. حالا براي خودشان کسي شده اند و هر کجا مي رويم ما را به نام آنها مي شناسند و مي گويند مادر فلاني است! اين روزها سرشان حسابي شلوغ است و بيشتر در کنسرت ها آنها را مي بينم. ديدن موفقيت شان و اينکه اين همه هوادار دارند، برايم لذت بخش و شيرين است…». جذابيت هاي شهرت از بين مي رود «هيچ کس اولش با انگيزه مالي وارد اين عرصه نمي شود. اکثر بچه ها با عشق به موسيقي کار را شروع مي کنند ولي به جايي مي رسند که سن شان بالاتر مي رود و نيازهاي شان عوض مي شود. آن وقت به خودشان مي گويند پس شغل من چيست؟! بعد مي فهمند که کليپ هاي شان باعث شده نتوانند کنسرت بگذارند و آلبوم بدهند و در نتيجه هيچ درآمدي نخواهند داشت و فقط هزينه کرده اند. هيچ راهي هم ندارند جز اينکه در مراسم ها بخوانند! عده اي اين کار را مي کنند و عده اي هم نمي توانند چنين کاري انجام دهند و با روحيات شان جور در نمي آيد و واقعا اين بدترين حالت ممکن است. خدا را شکر من با اين همه مشکلات مالي، حداقل از پس هزينه هاي خودم برآمده ام چون براي ديگران کار مي سازم. اما عده اي فقط خواننده اند يعني بايد براي ترانه، آهنگ، تنظيم، ويدئوکليپ و… هزينه کنند و آخرش هم به هيچ مي رسند و روزي متوجه اين مي شوند که ديگر دير شده است. چون عمر هنري يک خواننده ديگر اين طور نيست که مثل گذشته بگوييم مثلا 25 يا 30 سال است، درست عين فوتبال شده است دوران اوج 3 تا 5 سال و اگر خيلي خوش شانس باشي 10سال است. البته استثنا هم وجود دارد ولي شايد روزي برسد که اين معروفيت هم ديگر فايده اي نداشته باشد و مثل اوايل براي تان جذاب نباشد که از آن طرف، براي مردم هم جذاب نخواهد بود؛ چون اين قدر شما را ديده اند که خسته شده اند!» مرادخاني مي تواند خيلي به موسيقي کمک کند «آقاي مرادخاني، معاون محترم هنري وزارت ارشاد در صدور مجوز فعاليت من خيلي نقش داشتند. البته از مسئولان محترم حراست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هم سپاسگزارم که خيلي نسبت به من لطف داشتند و در اين زمينه همکاري کردند. در روزهاي اول روي کار آمدن آقاي مرادخاني، جلسه اي با او داشتيم، من شرايطم را توضيح دادم و آقاي مرادخاني هم قول پيگيري داد. بسيار از او سپاسگزارم. به نظرم آقاي مرادخاني مي تواند خيلي به موسيقي کمک کند. يکي از ويژگي هاي مثبت وي اين است که بچه هاي موسيقي را مي شناسد و از آثارشان مطلع است. اين خودش خيلي کمک بزرگي مي کند. معمولا کساني که قبلا در اين سمت بودند صرفا مدير بوده اند. ولي وي علاوه بر اينکه مدير است، از جنس هنرمندان هم هست. ويژگي ديگر آقاي مرادخاني اين است که مي شود او را ديد! در حالي که پيش تر اين امکان حتي در مورد مديران رده پايين تر هم ميسر نبود اما الان اين امکان ميسر است که هنرمندان او را رودررو ببينند و مشکلات شان را در ميان بگذارند. اميدوارم اين روند ادامه داشته باشد». طلسم 4ساله زانيار حدودا از 4 سال پيش براي دريافت مجوز اقدام کرده بود. خودش درباره طولاني شدن پروسه دريافت مجوز فعاليتش مي گويد: «دليلش را دقيق نمي توانم بگويم اما شايد اين بود که از همان ابتدا، خودم به صورت مستقيم براي دريافت مجوز اقدام نکردم. يکي از تهيه کننده ها پيگير امور مجوز من بود، چند بار خواستم خودم پيگيري کنم اما او اصرار داشت که خودش کار را پيش ببرد و متاسفانه نتيجه اي حاصل نشد. حدود 2 سال و نيم وي پيگير بود ولي بالاخره خودم پيگير شدم و خدا را شکر نتيجه داد». اميدوارم بقيه هم بتوانند مجاز شوند دريافت مجوز زانيار باعث شد راه براي ديگران هموار شود و چهره هاي ديگري نيز به عرصه رسمي قدم بگذارند و اين امر خوشحالي خودش را هم در پي داشته است: «اين طور که شنيده ام تعداد ديگري از دوستان مجوز گرفته اند و من از اين بابت بسيار خوشحالم. اميدوارم من نفر آخر نباشم و بقيه هم بتوانند مجاز شوند و همان طور که آقاي مرادخاني هم گفتند چارچوب ها طوري باشد که وزارت ارشاد نقش «ارشادي» داشته باشد و دايره غيرمجازها کوچک تر شود. خيلي از بچه هايي که غيرمجاز هستند، کاملا اين قابليت را دارند که در حيطه مجاز کار کنند. فقط اشتباه شان اين بوده که ويدئو داده اند. شايد هم اشتباه نبوده چون هيچ کس حاضر نيست اسپانسرشان شود. من خودم هم آهنگسازم، هم تنظيم کننده ام و هم ترانه مي نويسم و کارهاي خودم را انجام مي دهم اما خيلي هاي ديگر نمي توانند هزينه هاي لازم را تامين کنند. براي اينکه در جايي خودشان را به نمايش بگذارند کليپ مي دهند و ممنوع الکار مي شوند». سيروان پرکار شده! «در مورد سيروان اين را بگويم که خدا را شکر اين روزها تعداد اجراهاي او چه در تهران و چه در شهرستان ها بيشتر شده است و به همان نسبت وقت کمتري دارد، حتي براي خودش. انرژي اي که کنسرت ها از خواننده مي گيرد خيلي زياد است و اين طور نيست که فقط 2 ساعت روي استيج بخواند و بعد قبراق و سرحال باشد. اگر سيروان 3 سال پيش اين فرصت را داشت که هر سال براي خودش يک آلبوم و يک آلبوم هم براي خواننده ديگري تنظيم کند و در کنار آنها تعدادي تک آهنگ هم براي ديگران بسازد، الان اين زمان کلا به اين محدود مي شود که فقط براي خودش هر 2 سال، يک آلبوم توليد کند يا اينکه چند تک آهنگ بسازد. فرق سيروان و من با بقيه خواننده ها – نه همه آنها – اين است که خيلي از آنها فقط مي خوانند يا نهايتا ملودي کارهاي شان را مي سازند؛ ولي کسي که رهبر ارکستر خودش است، خواننده است، آهنگساز و تنظيم کننده آلبومش است، ميکس و مسترينگ آلبوم خود را هم انجام مي دهد و همه کارها بر عهده خود اوست، انگار کار 6 نفر را به تنهايي انجام مي دهد ولي خواننده اي ديگر به طور همزمان به يک نفر مي گويد شعر را شما بگو، به يک نفر ديگر مي گويد تنظيم را شروع کن، يک نفر ديگر صدابرداري کنسرتش را انجام مي دهد و شخص ديگر هم رهبر ارکسترش است و او فقط مي خواند. طبيعتا اين خواننده مجال بيشتري نسبت به کسي که خودش کار 6 نفر را انجام مي دهد دارد. سيروان پرکار شده اما در زمينه اي ديگر. قطعا من هم اگر کارهايم به همين شکل پيش برود، احتمالا براي ديگران کار نمي سازم يا اگر هم بسازم خيلي کم است». موسيقي، فقط «صدا» نيست «کليپ ساختن جذاب است چون موسيقي فقط صدا نيست؛ مجموعه اي از صدا و تصوير و… است. همان طور که سينما هم فقط تصوير نيست؛ بخش مهمي از حس يک صحنه با موسيقي القا مي شود. اين را هم بايد گفت که در تمام دنيا هنرمندان رسانه دارند اما متاسفانه ما رسانه اي در اين زمينه نداريم. صدا و سيما هم که به جز موارد خاص و با محدوديت هاي خاص خودش، حمايت نمي کند اما در نهايت، همان طور که کليپ در ديده شدن موثر است، شايد خيلي بيشتر در محو شدن هم موثر باشد چون خواننده درگير کليپ ها مي شود و روزي مي رسد که به اين فکر مي کند که «کليپ ساختم که چه شود»؛ بازگشت مالي ندارد و بايد هزينه هم کرد؛ مسائلي مثل بي کار شدن هم وجود دارد». آب سيب پاکتي و اپل! «بيست و هشت»، عنواني بود که زانيار براي نخستين آلبومش برگزيد. دليل انتخاب اين نام، انتشار آلبوم در 28 سالگي زانيار بود. اين در حالي است که پيش تر Adele (خواننده مشهور بريتانيايي) عنوان 2 آلبومش («19» و «21») را بر اساس سنش در زمان انتشار انتخاب کرده بود و همين باعث شد عده اي زانيار را به تقليد از ادل متهم کنند. زانيار نيز با انتشار يادداشت کوتاهي در فيس بوکش به اين افراد پاسخ داد: «يک سري از دوستان گفتن که خانوم ادل هم 2 تا آلبوم به اسم نوزده و بيست و يک داره. بله درسته. ولي آب سيب پاکتي که عکس سيب روشه دليل نميشه که از اپل کپي کرده باشه! بيست و هشت هم عدد سنمه…!». سيروان؛ انگيزه و پشتيبان « از پدر، مادر و همسر عزيزم به خاطر حمايت هاي شان ممنونم. از برادر عزيزم «سيروان» خيلي ممنونم که هميشه، هم انگيزه ام بوده و هم پشتيبانم. هيچ وقت در اين 6 سال نگذاشت که نااميد شوم. از همه طرفداران عزيزم که بسيار دوست شان دارم و در اين سال ها در هر شرايطي پشت من بوده اند هم سپاسگزارم؛ بزرگ ترين انگيزه ام براي ادامه کارم آنها بوده اند». بيشترين مخاطبان ما در داخل ايران هستند شايد خيلي هاي ديگر اگر در محدوديتي چندساله گرفتار مي شدند، بار سفر مي بستند تا آن سوي آب ها بدون دغدغه «مميزي» کارشان را ادامه دهند اما زانيار همه اين سال ها را به دليل انگيزه هايش پشت سر گذاشت: «يکي از چيزهايي که در من براي ماندن انگيزه ايجاد مي کرد، وجود 75 ميليون ايراني در خاک ايران است؛ يعني بيشترين مخاطب در داخل کشور حضور دارد. دليل ديگر اين است که دغدغه من اين نبوده که بخواهم به هر قيمتي کنسرت برگزار کنم يا مثلا بخواهم خط قرمزها را زير پا بگذارم. سومين و مهم ترين دليل اين است که من نمي توانم براي مدت زيادي از خانواده و اطرافيانم دور بمانم. آنهايي که رفته اند هم لابد نظرشان چيز ديگري بوده است. يک نفر صلاح ديده که برود و يک نفر مثل من صلاح ديده که بماند». برادران مستقل هر چند سيروان و زانيار طرفداران مشترک زيادي دارند و در توليد آثار مختلف براي خود و ديگران همکاري هايي جدي داشته اند اما هر دوي آنها بر حفظ استقلال هنري شان و حرکت در مسيري مجزا تاکيد دارند. زانيار که چند سال ديرتر از برادر بزرگ ترش به عرصه رسمي قدم گذاشته است، قصد دارد نامش زير سايه سيروان قرار نگيرد در حالي که انتظار مي رفت سيروان نقش پررنگي در تنظيم قطعات نخستين آلبوم برادرش داشته باشد اما هيچ قطعه جديدي توسط او تنظيم نشد و تنها 2 قطعه که قبلا با تنظيم سيروان توليد و منتشر شده بود در «بيست و هشت» قرار گرفت و يک قطعه نيز با ملودي او ساخته شد. Sold Out در چند ساعت تابستان سال گذشته، سيروان با رکوردشکني عجيب هوادارانش در سرعت خريد بليت هاي کنسرت در کانون توجهات قرار گرفت. سيرواني ها همه بليت هاي کنسرت او را در 2 ساعت خريداري کردند تا حتي خود سيروان هم از اين اتفاق شگفت زده شود! اما اين تنها سيروان نبود که با اين اتفاق مواجه شد زانيار هم 30 فروردين 93، Sold Out چند ساعته آن هم براي اولين کنسرتش را تجربه کرد. زانيار ارديبهشت امسال 3 شب در نمايشگاه بين المللي تهران روي استيج رفت تا بالاخره طعم شيرين ديدار با هوادارانش را بچشد و خاطرات 6ساله اش را با آنها مرور کند. کليپ ها، کارم را عقب انداخت من کليپ ها را تقريبا 6سال پيش، خودم به شبکه ها داده بودم تا پخش کنند ولي در اين 3، 4 سال اخير که تصميم گرفتم به سمت کار مجاز حرکت کنم، تازه متوجه شدم که آنها موقع پخش کليپ چقدر استقبال مي کنند ولي وقتي به آنها مي گويي که «ديگر پخش نکنيد، براي من مشکل ساز است، من مي خواهم کار مجاز عرضه کنم و…»، آنجاست که ديگر کسي جوابت را نمي دهد و اصلا معلوم نيست که مسئولش کيست و ديگر هيچ کس آني که بايد باشد، نيست. اين موضوع خودش به تنهايي نزديک به 2سال کار مرا عقب انداخت تا ما بالاخره بتوانيم جلوي پخش اين کليپ ها را بگيريم. بزرگ ترين آرزوي يک خواننده، برگزار کردن کنسرت است «نظر من اين است که بچه هايي که مي خواهند کار کنند، سعي کنند از مشورت ها و راهنمايي هاي خوانندگاني که قديمي ترند و چند دوست بزرگ تر و هر کسي که مي شناسند، استفاده کنند و به سمت موسيقي غيرمجاز نروند. علاوه بر آن دغدغه هاي مالي، بزرگ ترين آرزوي يک خواننده، برگزار کردن کنسرت است؛ مثل بازي کردن در تيم ملي فوتبال؛ يعني شما حاضري هيچي نداشته باشي ولي کنسرت داشته باشي و اين انرژي مستقيم را از مردم گرفتن، خودش بحث جداگانه اي است که شايد به خاطر ويدئو، سال ها از آن محروم شوي و هيچ موقع آن لذت نصيبت نشود». «موسيقي مجاز»، سبک نيست! «خيلي ها فکر مي کنند که مجاز شدن، کار در «سبک مجاز» را به دنبال دارد، درحالي که چنين سبکي وجود ندارد! از ميان کارهايي که انجام داده ام به جز يکي، دو آهنگ اول، فکر نمي کنم ساير آثارم فرمي داشته باشد که قابل اجرا نباشد يا اينکه از شعري استفاده کرده باشم که قابل خواندن نباشد و به طور کلي استايلم به شکلي نبوده که بخواهم عوضش کنم. قرار نيست عوض شوم. از اولين کارم حدود 6 سال گذشته و اين زمان شايد يک عمر فعاليت هنري باشد. در اين مدت به نسبت سن، شرايط، نيازها و اهداف، تغييراتي در همه ايجاد مي شود و براي من هم همين طور بوده است. سبک موسيقي ام نيز به همان نسبتي که تا به حال عوض شده، تغيير خواهد کرد و قرار نيست اتفاق بزرگي بيفتد. همين روند را ادامه خواهم داد و شايد تغييراتي هم داشته باشم، مثل هر موزيسين ديگري. مثلاً من «بدون تو» را تغيير مي دانم، اما تغيير مثبت؛ چون از سبک خودم فاصله نگرفته ام و در آن زانياري وجود دارد که کمي بزرگ تر شده است». من و سيروان تصميم داريم با هم روي استيج نرويم! قطعا براي بسياري از هواداران برادران خسروي، اجراي مشترک اين دو نفر جذاب خواهد بود اما گويا آنها چنين قصدي ندارند: «فکر نمي کنم به اين زودي من و سيروان روي استيج برويم. اتفاقا تصميم گرفته ايم اين کار را انجام ندهيم! براي حرف زدن در اين مورد خيلي زود است…» خودم را رقيب سيروان نمي دانم «من هيچ وقت خودم را رقيب سيروان نمي دانم. قصد رقابت با کسي را ندارم و کسي را هم رقيب کسي نمي دانم. سبک ها و سليقه ها متنوع است و هيچ خواننده اي جاي خواننده ديگر را تنگ نکرده است. فقط به اين فکر مي کنم که کاري انجام دهم که خودم و طرفدارانم دوست داشته باشيم». «دوست دارم زندگي رو»؛ نسخه زانيار! «دوست دارم زندگي رو» يکي از قطعات هيت موسيقي پاپ در سال 92 بود. اين قطعه از ساخته هاي زانيار بود که با صدا و تنظيم سيروان خسروي منتشر و به يکي از قطعات پرطرفدار کنسرت هاي سيروان تبديل شد که هميشه با همخواني مثال زدني حضار همراه بود. زانيار اين قطعه محبوب که ترانه و ملودي اش را خودش ساخته بود، در کنسرت 19 ارديبهشت اجرا کرد؛ اين در حالي بود که «سيروان» هم در سالن حضور داشت و از روي صندلي همراه با مردم با برادرش همخواني مي کرد. انگار هويتي نداشتم… زانيار در شب کنسرتش در گفت و گو با «نيويورک تايمز» درباره دوران ممنوع الکاري اش گفت: «من مانند فوتباليستي بودم که زميني براي بازي کردن نداشت. من آلبومي نداشتم و تنها يک مجموعه آهنگ بود که نمي توانستم کنسرتي با آنها اجرا کنم، طوري بود که انگار هويتي ندارم. تا قبل از اين هيچ مقام رسمي اي حتي با من ملاقات نمي کرد اما الان اين اجازه را دارم که چندين سئانس کنسرت برگزار کنم. سال ها وقتي به برگزاري کنسرت فکر مي کردم، قلبم درد مي گرفت. فکر مي کردم اين کار تقريبا غير ممکن است. اميدوارم همه خوانندگان زيرزميني بتوانند کنسرت اجرا کنند. ممکن است مجبور باشيم مدت زيادي را صبر کنيم، اما حتما اين اتفاق مي افتد».