1. جذاب ترین ها
  2. برگزیده
سینما و چهره ها

نقدی بر فیلم «دسته دختران»؛ کدام دسته؟ کدام جنگ؟

منبع
فرهيختگان
بروزرسانی
نقدی بر فیلم «دسته دختران»؛ کدام دسته؟ کدام جنگ؟

فرهیختگان/ محمد قربانی، منتقد در روزنامه فرهیختگان نوشت: متاسفانه سینمای دفاع مقدس دو دهه اخیر ما، به‌شدت متاثر و مرعوب طبقه متوسط است و همین مساله، فیلمسازان ما را به سمت گرفتن ژست ضدجنگ سوق داده، بی‌آنکه متوجه این مساله باشند که در جنگ دفاعی، ضدجنگ بودن بی‌معناست. 
دسته دختران از همین فیلم‌هاست. فیلمی که هیچ بویی از دفاع نبرده و بیشتر تصویری از یک شکست ذلیلانه است. فیلمی که با دوربین سرگردان و بی‌منطقش، حوصله تماشاگر را سرمی‌برد و با سروصداهای زیادش، او را بی‌حس می‌کند. 
دسته دختران ماجرای چند زن است که تلاش می‌کنند به رزمنده‌ها، مهمات برسانند. اما برخلاف ادعای فیلم که از اسمش شروع شده، هیچ «دسته»‌ای ساخته نمی‌شود، چراکه فردفرد زنانی که «دسته» دختران را می‌سازند، نه شخصیت‌پردازی شده‌اند و نه عمق دارند؛ برای ساختن جمعیت، ابتدا باید فردیت‌ها را ساخت. 
سوالات اساسی‌ای که با دیدن دسته دختران به ذهن می‌رسد این است که فیلم کدام جنگ را روایت می‌کند؟ اگر فیلم، راوی هر جنگ دیگری می‌بود چه فرقی داشت؟ نحوه برخورد و مواجهه زن اینجایی با جنگ، چه فرقی با زنان بوسنی و ویتنام و عراق و... دارد؟ آیا فیلمساز می‌خواهد بگوید «هر» جنگی در «هر» جایی که اتفاق بیفتد، به این دلیل که زندگی «هر» زنی را نابود می‌کند مذموم است؟ اگر این‌طور است که واقعا باید به حال فیلمساز تاسف خورد؛ چراکه هنر با آفرینش نسبت دارد و بدعت، و بدعت به معنی «نوآوری»، «سنت‌ستیزی» و «ابتکار» است و در مقابل همه «هر»ها و «همه»ها و «چه»های موجود در خارج اثر می‌ایستد. راستی فرق دفاع و تجاوز چیست؟
دسته دختران یک اشتباه محاسباتی اساسی هم دارد، این درست است که وقتی می‌خواهیم درباره گذشته فیلم بسازیم، باید گذشته را به حال بیاوریم، اما برعکسش صادق نیست. نمی‌توانیم امروز را به گذشته سنجاق کنیم. مثلا درباره مساله حجاب، فیلمساز به وضوح دارد دعواهای امروزی را به آن دوره الصاق می‌کند و به دنبال حل کردن مساله‌ای امروزی در گذشته است. دعوایی که در آن دوره یا وجود نداشته یا اگر وجود داشته، به پررنگی و با مرزبندی‌های امروزی نبوده است. 
آن چه در دعواهای زن عرب و سیمین سر حجاب می‌بینیم، خیلی نچسب است و از دهه هشتاد عقب‌تر نمی‌رود. از آن بدتر، رنگ و بوی فمینیستی فیلم، آن هم از نوع عقب‌مانده و زردش است. 

قیدی که نمی‌تواند زنان مقاوم ایرانی را بسازد و به پاس فداکاری و مقاومت‌شان آنها را بالا ببرد، مرد رزمنده ایرانی را پایین می‌کشد. نقش اصلی مرد فیلم، رزمنده‌ای ترسو است که پشت به جبهه فرار می‌کند و به شکل اتفاقی با دسته دختران همراه می‌شود.
او پس از طعنه شنیدن از اعضای دسته دختران، درنهایت به شکلی کلیشه‌ای، به واسطه رابطه عشقی‌ای که با سیمین برقرار می‌کند، جرات پیدا می‌کند و به جنگ برمی‌گردد.
پایان فیلم هم تیر خلاص است‌؛ مقاومت شکسته و همه در حال فرار هستند. یگانه، بچه سرگردانی را پیدا می‌کند و او را در آغوش می‌گیرد و به سمت کامیونی که مردم را سوار کرده، می‌دود. او بچه را به کامیون می‌رساند و برمی‌گردد، کاش حداقل قیدی او را هم سوار کامیون می‌کرد تا می‌گفتیم این زن دلیلی برای زندگی پیدا کرده و به یاد بچه‌هایش، این کودک را سرپرستی خواهد کرد؛ اما یگانه برمی‌گردد تا کشته شود نه شهید. خودکشی، شهادت نیست. 


به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره