1. جذاب ترین ها
سینما و چهره ها

معرفی چند فیلم رمانتیک در دهه گذشته

منبع
زومجي
بروزرسانی
معرفی چند فیلم رمانتیک در دهه گذشته

زومجی/ در این مطلب قرار است برخی از برترین فیلم‌های عاشقانه دهه گذشته سینمای جهان را معرفی کنیم تا در این روز‌ها، بتوانید آن‌ها را تماشا کنید؛ همراه زومجی باشید. 
فیلم عاشقانه همواره طرفداران پروپاقرص خود را داشته است و شاید بهتر باشد بگوییم تقریباً هر کسی که تجربه تماشای فیلم را داشته باشد، با یک داستان اصلی یا فرعی عاشقانه مواجه شده و سینمای رمانتیک رد پای خود را در همه ژانرها به‌جای گذاشته است. اگر به‌فیلم‌های برتر تمام دوران نیز نگاهی داشته باشید، می‌بینید داستان اصلی بسیاری از شاهکارهای سینمایی، موضوعی عاشقانه بوده و اگر هم این‌طور نباشد، حداقل با یک داستان فرعی کوچک، عشق سهم خود را ادا کرده است؛ از عشق انسان به انسان گرفته تا عشق به‌دیگر موجودات و حتی عشق به‌جنگ و خون‌ریزی. اما در این مطلب قرار نیست به‌عاشقانه‌هایی که تمی اکشن دارند بپردازیم و هدف معرفی فیلم‌هایی است که در دهه اخیر، بهترین‌های ژانر خود بوده‌اند و به‌خوبی احساسات تماشاچی را در مشت خود گرفتند و به‌ابعادی از این کلمه قدیمی پرداخته‌اند که بسیاری اوقات توان بیان این کشمکش‌های درونی را نداریم و با تماشای فیلم است که پی به‌آشوب درونی بی‌درمان خود می‌بریم. حقیقت این است که هر کسی، از عاشقانه‌ای خوب لذت می‌برد و فیلم‌های خوب این ژانر سبب می‌شوند کمی از دنیای مادی و زندگی روزمره تکراری و رباتی فاصله بگیریم و در قلب خود، شراره‌های عشقی را احساس کنیم که داشته‌ایم، داریم یا به‌وقتش به‌سراغمان خواهد آمد.
در ژانر عاشقانه، معمولاً بهترین‌ها، تراژدی‌ترین‌ها هستند و در این فهرست چند فیلم عاشقانه-تراژدی نیز معرفی شده است. درمجموع در مقاله برترین فیلم‌های عاشقانه دهه اخیر، فیلم‌هایی معرفی شده‌اند که عشق وجه مشترک و اصلی تمامی آن‌ها است. درست است که شاهکارهایی چون Casablanca (کازابلانکا) و An Affair to Remember (عشق‌بازی به‌یادماندنی) در این فهرست حضور ندارند، اما حتی در دهه اخیر نیز فیلم‌هایی بوده‌اند تا طرفداران سینمای رمانتیک را راضی نگه داشته باشند. ما نیز سعی کرده‌ایم بهترین‌ فیلم های عاشقانه که از سال ۲۰۱۰ به‌بعد اکران شده‌اند و رضایت منتقدان را به‌همراه داشته و تماشاچیان را نیز راضی از سالن سینما به‌خانه فرستاده‌اند، در این فهرست معرفی کنیم. باید بدین موضوع نیز اشاره داشته باشیم در این فهرست، فیلم‌ها تنها باتوجه‌به‌تاریخ اکران مرتب شده‌اند و از آن جایی که انتخاب یک فیلم به‌عنوان برترین فیلم، کار آسانی نبود، درنهایت چنین تصمیمی گرفته شده است و درانتها هدف پیشنهاد تماشای برترین‌های این ژانر به‌کاربران گرامی بوده است و امیدواریم از تماشا یا تماشای دوباره فیلم‌های معرفی‌شده، نهایت لذت را ببرید. در معرفی بهترین فیلم های عاشقانه دهه اخیر، همراه ما باشید. در نظر داشته باشید که این فهرست، صرفا براساس سال اکران فیلم‌ها مرتب شده و ترتیب خاص دیگری ندارد:
همچنین اگر به دنبال آخرین لیست فیلم‌های عاشقانه هستید، پیشنهاد می‌کنیم سری به مقاله بهترین فیلم های عاشقانه 2020 زومجی بزنید.

کپی برابر اصل 
(2010) Certified Copy
کارگردان: عباس کیارستمی | بازیگران: ژولیت بینوش، ویلیام شیمل
امتیاز راتن تومیتوز: ۸۹ | امتیاز متاکریتیک: ۸۲ | امتیاز آی ام دی بی: ۷/۳
عباس کیارستمی در فیلم «کپی برابر اصل»، نگاه همیشگی به‌عشق را تغییر داده و افسانه‌ای عاشقانه میان دو عاشق را از نو بنا می‌نهد و تلاش‌های گاه مذبوحانه، نومیدانه و از روى استیصال دو عاشقی را به‌تصویر می‌کشد که در دل، آرزوی نجات ازدواج‌شان را دارند و جالب اینجا است که در بسیاری از اوقات کارگردان تلاش می‌کند رابطه عاشقانه دو شخصیت اصلی داستان را پررنگ نکند و همه‌چیز در این فیلم عادی و به‌قصد، بی‌گرمای ملایم عشق نشان داده می‌شود و بیشتر شاهد جروبحث عاشقان داستان هستیم. فشارهای بیرونی و نابسامانی درونی دو شخصیت اصلی، آن‌ها را در مسیری قرار داده است که
زوج داستان سعی می‌کنند رابطه‌ٔ عاشقانه خود را از نو بسازند تا شاید به‌آن احساسی که روزگاری در تمام لحظات خود داشتند و حال زیر غبار زمانه و نتیجه بی‌رحمانه بهادادن به‌عادت مدفون شده است، برسند
همچون غریبه‌ها با هم رفتار می‌کنند و سعی دارند رابطه‌ٔ عاشقانه خود را از نو بسازند تا شاید به‌آن احساسی که روزگاری در تمام لحظات خود داشتند و حال زیر غبار زمانه و نتیجه بی‌رحمانه بهادادن به‌عادت مدفون شده است، برسند. این فیلم شاید یک درام ساده به‌نظر برسد که سؤالات ساده‌ای مطرح می‌کند و پاسخی معمولی برای آن‌ها دارد، ولی عشقی که به‌تصویر می‌کشد، همان تعریف پیچیده این کلمه است و یکی از حقیقی‌ترین تعاریف آن. قاب‌بندی صحنه‌ها، همچون اکثر آثار کیارستمی، فوق‌العاده است و باز هم گفتگوهای طولانی شخصیت‌ها را شاهد هستیم و خب ماشین نیز یک از علاقمندی‌های این کارگردان فقید سینمای ایران برای باز کردن سر صحبت بوده است.
ژولیت بینوش و ویلیام شیمل، بازی‌های به‌یادماندنی در این فیلم دارند و البته از نقش‌آفرینی کوتاه و فوق‌العاده ژان-کلود کریر، فیلمنامه‌نویس و بازیگر فرانسوی که از دوستان نزدیک لوئیس بونوئل افسانه‌ای بوده است نیز نباید غافل شد. ژولیت بینوش برای بازی در فیلم «کپی برابر اصل»، جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن جشنواره فیلم کن ۲۰۱۰ را به‌خود اختصاص داد. عباس کیارستمی نیز در بخش کارگردانی همان جشنواره، یکی از نامزدهای دریافت جایزه نخل طلا بود. عباس کیارستمی، کارگردان، فیلمنامه‌نویس، تدوین‌گر، عکاس، تهیه‌کننده و نقاش ایرانی بود.
از آثار معروف وی می‌توان به‌سه‌گانه «کوکر» یا سه‌گانه «زلزله» اشاره کرد که فیلم‌های «خانه دوست کجاست؟»، «زندگی و دیگر هیچ» و «زیر درختان زیتون» را شامل می‌شد. معروف‌ترین و شاخص‌ترین فیلم این کارگردان خوش‌نام ایرانی، فیلم «طعم گیلاس» بود که جایزه نخل طلای جشنواره فیلم کن ۱۹۹۷ را به‌دست آورد. فیلم «کپی برابر اصل»، فروشی به‌اندازه بودجه ۷ میلیون یورویی خود داشت. کپی برابر اصل بی شک یکی از بهترین فیلم های عاشقانه است که باید تماشا کنید.

ولنتاین غمگین 
(2010) Blue Valentine
کارگردان: درک سیانفرنس | بازیگران: رایان گاسلینگ، میشل ویلیامز، مایک ووگل
امتیاز راتن تومیتوز: ۸۷ | امتیاز متاکریتیک: ۸۱ | امتیاز آی ام دی بی: ۷/۴
پیش از ساخت و اکران فیلم فوق‌العاده تحسین‌شده Marriage Story (داستان ازدواج) نوآ بامباک، این فیلم «ولنتاین غمگین» درک سیانفرنس بود که داستان جدایی دو عاشق را به‌بهترین شکل ممکن به‌تصویر کشید و شاید آن را بتوان بهترین فیلم این دهه از این منظر لقب داد که عاشقان قصه دائم در رفت‌وآمدند و ازدواج آن‌ها گویی دیگر دوامی ندارد و پایه‌های احساسات طرفین به‌شدت سست شده است، اما در دل آن‌ها چه می‌گذرد؟ شخصیت دین ترک تحصیل کرده است و در یک شرکت حمل‌ونقل در شهر نیویورک کار می‌کند. شخصیت سیندی هم دانشجوی پزشکی است که همراه خانواده زندگی می‌کند و دل خوشی از پدر ندارد و تنها همدم وی، مادربزرگش است. این دو شخصیت به‌صورت اتفاقی با هم در عرض چند هفته آشناشده و عاشق یکدیگر می‌شوند.

 درک سیانفرنس در فیلم «ولنتاین غمگین»، زندگی عاشقانی را به‌تصویر می‌کشد که در درون هستی فلاکت‌بار، ناشاد و تأسف‌آوری گیر کرده‌اند و گویی راه فراری بر آن‌ها نیست
سیندی پس از مدتی متوجه می‌شود که باردار است و البته این فرزند از دین نیست و آن‌ها به‌همین علت تصمیم به‌ازدواج می‌گیرند و همین اتفاق و شروع زندگی نه‌چندان جذاب، جرقه مشکلات ادامه‌دار آن‌ها را می‌زند. دو فیلم «ولنتاین غمگین» و «داستان ازدواج»، نقاط مشترک زیادی دارند؛ اینکه داستان هر دو در مورد زوجی است که به‌انتهای خط رسیده‌اند، زوجی که از صمیم قلب یکدیگر را دوست دارند، هر دو فیلم با استفاده از فلش‌بک، لحظات شاد و غمگین زندگی زوجین را به‌نمایش می‌گذارند. عنصر تراژدی در تاروپود هر دو فیلم تنیده شده است و در هر دو فیلم تماشاچی تنها آرزو می‌کند که هرچه زودتر عاشقان درمانده به‌وصال دوباره‌ای برسند، اگرچه بی‌شمار مشکل وجود دارد و داستان به‌نحوی روایت می‌شود که امیدی به‌سازگاری طرفین نیست.
اما تفاوت اساسی دو فیلم جایی است که شخصیت‌های فیلم «داستان ازدواج»، از صمیم دل عشق یکدیگر را در سینه دارند، اما در فیلم «ولنتاین غمگین» نمی‌توان از این موضوع با اطمینان سخن گفت و شخصیت‌های داستان گاه چنان نسبت به‌هم رفتار ظالمانه‌ای در پیش می‌گیرند که گویی تنها گذشته تراژیک هر کدام، همچون بندی نازک، آن‌ها را درکنار هم نگه داشته است. برخلاف فیلم «داستان ازدواج»، درک سیانفرنس نشان می‌دهد که چطور دو عاشق می‌توانند مسیرهای جداگانه‌ای در پیش بگیرند و چیزهای متفاوتی بخواهند که دیگری ندارد، یکی به‌زبان بیاورد و دیگری شهامت بیان حقیقت را حتی برای خودش نداشته باشد؛ «ولنتاین غمگین» زندگی عاشقانی را به‌تصویر می‌کشد که در درون هستی فلاکت‌بار، ناشاد و تأسف‌آوری گیر کرده‌اند و گویی راه فراری بر آن‌ها نیست.
درک سیانفرنس، کارگردان، فیلمبردار و فیلمنامه‌نویس آمریکایی است و دیگر فیلم معروف وی، فیلم The Place Beyond the Pines (مکانی آن سوی کاج‌ها) است که تماشای آن فیلم را نیز پیشنهاد می‌کنیم. در فیلم «ولنتاین غمگین»، رایان گاسلینگ، میشل ویلیامز و مایک ووگل حضور داشتند و به‌ایفای نقش پرداختند و میشل ویلیامز با نقش‌آفرینی خوب خود، نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر زن شد و البته رایان گاسلینگ نیز نقش‌آفرینی درخشانی در این عاشقانه دردناک داشت. این فیلم با بودجه یک میلیون دلاری، فروشی ۱۵ میلیون دلاری در گیشه داشت. اگر به دنبال بهترین فیلم های رمانتیک هستید ولنتاین غمگین را در فهرست تماشای خود قرار دهید.

نیمه‌شب در پاریس 
(2011) Midnight in Paris
کارگردان: وودی آلن | بازیگران: اوون ویلسون، ریچل مک‌آدامز، ماریون کوتیار، کتی بیتس، لئا سیدو و آدریان برادی
امتیاز راتن تومیتوز: ۹۳ | امتیاز متاکریتیک: ۸۱ | امتیاز آی ام دی بی: ۷/۷

کارنامه کاری وودی آلن، شاید بالا‌وپایین زیاد داشته باشد، از نظر منتقدان و از نظر فروش در گیشه، اما وی همیشه توانسته اثر هنری خود را به‌نحوی خلق کند که در دوره خود، رضایت خاطر تماشاچی را به‌همراه داشته باشد و کیفیت فیلم‌های وی معمولاً همیشه خوب است و زیر خوب به‌سختی می‌توان فیلمی از وی پیدا کرد و از همه مهم‌تر، شیرینی ذاتی تماشای آثار وی است. وودی آلن سبک خود را دارد و این مورد در فیلم «نیمه‌شب در پاریس» نیز حفظ شده است. فیلم «نیمه‌شب در پاریس»، محصول سال ۲۰۱۱، درنهایت زیبایی، ما را به‌دوران خوش‌ و جذاب قرن نوزدهم و بیستم فرانسه می‌برد و با هنرمندانی
شخصیت پندر با بازی بسیار عالی اوون ویلسون، هر نیمه‌شب در زمان سفر می‌کند و با یکی از هنرمندان بزرگ دیدار می‌کند، از سالوادور دالی و پابلو پیکاسو گرفته تا فیتزجرالد و همینگوی. فیلم به‌طور کلی بن‌مایه‌ٔ نوستالژی و مدرنیسم را دنبال می‌کند
آشنا می‌کند که هرکدام تأثیری شگرف در شکل‌گیری هنر امروزی داشته‌اند. این عاشقانه فانتزی داستان جیل پندر فیلمنامه‌نویس را دنبال می‌کند که باید با اهداف کاملاً متفاوت نامزدش و نگاه متفاوت او به‌زندگی کنار بیاید. پندر با بازی بسیار عالی اوون ویلسون، هر نیمه‌شب در زمان سفر می‌کند و با یکی از هنرمندان بزرگ دیدار می‌کند، از سالوادور دالی و پابلو پیکاسو گرفته تا فیتزجرالد و همینگوی. فیلم به‌طور کلی بن‌مایه‌ٔ نوستالژی و مدرنیسم را دنبال می‌کند و به‌قدری خوش‌ساخت است که نامزدی بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین کارگردانی هنری اسکار را برای وودی آلن به‌همراه داشت که البته وی تنها موفق به‌دریافت جایزه‌ٔ بهترین فیلمنامه شد. وودی آلن در فیلم خود نگاهی پرمهرومحبت به‌شهر پاریس داشته و تجلی عشق را می‌توان در شخصیت فراموش‌نشدنی آدریانا مشاهده کرد.
انسان همیشه از زمان حال ناراضی است و گذشته را ستایش می‌کند و نگاه وودی آلن به‌این قضیه، هم انتقادی و هم تأییدی است. وودی آلن، کمدین، بازیگر، کارگردان، نویسنده و موسیقیدان آمریکایی است. این کارگردان افسانه‌ای سینمای هالیوود، نوزده بار نامزد اسکار و چهار بار برنده آن شده ‌که این جوایز شامل یک جایزه اسکار بهترین کارگردانی برای فیلم کمدی و رمانتیک Annie Hall (آنی هال) و سه جایزه اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی است. اکثر آثار این کارگردان، رگه‌های از عاشقانگی در خود دارند و وی آنقدر فیلم خوب زیاد دارد که نام بردن از همه آن‌ها امکان‌پذیر نیست. در فیلم عاشقانه «نیمه‌شب در پاریس»، بازیگرانی چون اوون ویلسون، ریچل مک‌آدامز، ماریون کوتیار، کتی بیتس، لئا سیدو و آدریان برادی حضور دارند و به‌ایفای نقش پرداخته‌اند. این فیلم با بودجه ۱۷ میلیون دلاری، فروش ۱۵۴ میلیون دلاری در گیشه داشت و یکی از پرفروش‌ترین آثار وودی آلن در طول تقریباً ۷۰ سال فعالیت کاری وی محسوب می‌شود. Midnight in Paris از جمله دیگر فیلم های عاشقانه فهرست است.

(2012) Amour
کارگردان: میشائل هانکه | بازیگران: ژان لویی ترنتینیان، امانوئل ریوا
امتیاز راتن تومیتوز: ۹۳ | امتیاز متاکریتیک: ۹۴ | امتیاز آی ام دی بی: ۷/۹
در فیلم «عشق»، داستان دو زن و مرد، یک زوج پیر دوست‌داشتنی و موقر که سال‌ها با یکدیگر بوده‌اند و شغل و هنرشان آموزش پیانو است، روایت می‌شود. این دو زوج عاشق که عمری را درکنار یکدیگر سپری کرده‌اند، پس از تماشای کنسرت یکی از شاگردان زن، به‌خانه برمی‌گردند و می‌بینند قفل در شکسته‌ شده و اولین نشانه ورود مهمان ناخواسته زندگی همه ما معرفی می‌شود؛ مرگ که عشق را هم راه فراری از آن نیست. فردای آن روز زن سکته می‌کند و مدتی بعد سکته‌ٔ دوم را هم تجربه می‌کند و رفته‌رفته اوضاع‌ وی بدتر می‌شود و هر لحظه به‌مرگ نزدیک‌تر و در این لحظات سخت و تلخ، پیرمردی که در
از نظر هانکه، تنهایی اولین و آخرین همدم انسان است و این نگاه در فیلم «عشق» نیز وجود دارد و تماشاچی همچون دیگر ساخته‌های وی، با لقمه‌ای جویده‌شده طرف نیست و باید دست بکار شده و خود را در جای شخصیت‌ها بگذارد و برداشت خود را داشته باشد
لحظه لحظه زندگی خود کنار این زن بوده و شاهد پرپرشدن تمام آن چیزی است که گویی حتی فکرش را هم نمی‌کرد، همچون همه انسان‌ها، روزها را به‌سختی سپری می‌کند. عشق برای هر شخص تعریف خود را دارد و تجلی آن به‌صورتی متفاوت است، گاه باخوشی همراه می‌شود و گاه پایانی دردناک دارد. میشائل هانکه با فیلم‌های خود نشان داده است جهان را جای خوبی نمی‌بیند و از نظر وی تنهایی، اولین و آخرین همدم انسان است و خب این نگاه در فیلم «عشق» نیز وجود دارد و تماشاچی همچون دیگر ساخته‌های وی، با لقمه‌ای جویده‌شده طرف نیست و باید دست بکار شده و خود را در جای شخصیت‌ها بگذارد و برداشت خود را داشته باشد. این فیلم عاشقانه‌ای حقیقی است و در آن همه‌چیز، حتی عشق نیز عمری دارد و تنها وجود پایدار، تنهایی انسان است.
فیلم «عشق» در جشنواره کن سال ۲۰۱۲ نخل طلای بهترین فیلم را به‌دست آورد. استفاده هانکه از دو بازیگر قدیمی سینما، ژان لویی ترنتینیان و امانوئل ریوا، برای طرفداران سینمای اروپا بسیار نوستالژیک و خاطره‌انگیز بود. میشائل هانکه با ساخت این فیلم، گلدن گلوب را نیز به‌دست آورد و در هشتادوپنجمین مراسم اسکار، در بخش‌های بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اصلی زن، بهترین فیلمنامه اورجینال و بهترین فیلم خارجی‌زبان نامزد دریافت جایزه شد که آخری را از آن خود کرد. این کارگردان اتریشی تاکنون دو بار نخل طلای کن را دریافت کرده ‌است؛ وی در سال ۲۰۰۹ نیز با ساخت فیلم The White Ribbon (روبان سفید) این جایزه را به‌دست آورده بود. از دیگر فیلم‌های معروف هانکه می‌توان به فیلم Funny Games (بازی‌های مسخره) و البته بازسازی آن، فیلم Hidden (پنهان) و Happy End (پایان خوش) اشاره داشت که این فیلم آخر را می‌توان دنباله معنوی فیلم «عشق» دانست و یکی از نامزدهای دریافت نخل طلای هفتادمین جشنواره فیلم کن هم بود. Amour یکی از بهترین فیلم های عاشقانه فهرست زومجی است.

قلمرو طلوع ماه 
(2012) Moonrise Kingdom
کارگردان: وس اندرسون | بازیگران: بروس ویلیس، ادوارد نورتون، فرانسیس مک‌دورمند، بیل مری، تیلدا سوئینتن
امتیاز راتن تومیتوز: ۹۳ | امتیاز متاکریتیک: ۸۴ | امتیاز آی ام دی بی: ۷/۸
به‌استعداد ذاتی و هنر ناب وس اندرسون با تماشای فیلم «قلمرو طلوع ماه» می‌توان کاملاً پی برد و البته این گفته بدین معنا نیست که فیلم‌های دیگر این کارگردان خوش‌نام و صاحب‌سبک، فیلم‌هایی معمولی باشند. «قلمرو طلوع ماه» درباره دنیای کودکان و عشق کودکانه آن‌ها است که از زاویه دید همان کودکان روایت می‌شود و در لحظه لحظه این فیلم، تفاوت و رنگ عوض‌کردن عاشقی را از دوران کودکی تا بزرگسالی می‌بینیم. وس اندرسون در این فیلم بار
وس اندرسون در این فیلم بار دیگر شخصیت‌های عجیب‌وغریب، اما دوست‌داشتنی‌ای را خلق کرده و گرمی و زیبایی رنگ‌بندی قاب‌هایی که وی بسته، شدیداً به‌چشم می‌آید و گاه تماشاچی شاهد نقاشی‌های زیبا به‌جای قاب‌‌بندی‌های سینمایی است
دیگر شخصیت‌های عجیب‌وغریب، اما دوست‌داشتنی‌ای را خلق کرده و گرمی و زیبایی رنگ‌بندی قاب‌هایی که وی بسته، شدیداً به‌چشم می‌آید و گاه تماشاچی شاهد نقاشی‌های زیبا به‌جای قاب‌‌بندی‌های سینمایی است. موسیقی متن فیلم نیز بسیار زیبا و عاشقانه است و موسیقی عاشقانه فرانسوی را به‌یاد می‌آورد. بالغ‌شدن و عاشق‌شدن کودکان داستان، یکی از بهترین لحظات فیلم است و بازیگران خردسال به‌بهترین شکل ممکن توانسته‌اند نقش‌های خود را ایفا کنند. معصومیت عاشقانه این فیلم را در کمتر فیلمی می‌توان پیدا کرد و اگر می‌خواهید شیرینی یک احساس رمانتیک صاف و ساده را دوباره بچشید، تماشای این فیلم را به‌شما پیشنهاد می‌کنیم. داستان این فیلم در سال ۱۹۶۵ در نیوانگلند اتفاق می‌افتد.
در این سال یک دختر و پسر که عاشق یکدیگر هستند، تصمیم می‌گیرند از محل زندگیشان بگریزند و این فرار سبب می‌شود تا اهالی منطقه همه‌جا را به‌دنبال آن‌ها بگردند و درحین این جست‌وجو اتفاقات مختلفی را پشت سر بگذارند. گفتنی است این فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی در سال ۲۰۱۳ شد. اندرسون پیش از این نامزد دریافت هفت جایزه اسکار در بخش‌های مختلف برای ساخت آثاری چون The Grand Budapest Hotel (هتل بزرگ بوداپست)، فیلم The Royal Tenenbaums (خانواده اشرافی تننبام)، انیمیشن Fantastic Mr. Fox (آقای فاکس شگفت‌انگیز)، فیلم Moonrise Kingdom و انیمیشن Isle of Dogs (جزیره سگ‌ها) شده، اما تا به‌امروز این جایزه را دریافت نکرده است. در فیلم «قلمرو طلوع ماه»، بجز بازیگران کم سن‌وسال، بازیگران معروفی چون بروس ویلیس، ادوارد نورتون، فرانسیس مک‌دورمند، بیل مری و تیلدا سوئینتن نیز حضور داشتند و به‌ایفای نقش پرداختند. این فیلم با بودجه ۱۶ میلیون دلاری، فروش ۶۸ میلیون دلاری در گیشه داشت. Moonrise Kingdom را می توانیم یکی از بهترین فیلم های عاشقانه بدانیم.

فروپاشی حلقه شکسته 
(2012) The Broken Circle Breakdown
کارگردان: فلیکس فان گروئنینگن | بازیگران: فیرلی باتنس، یوهان هلدنبرگ، نل کاتریس، گرت فن رمپلبرگ
امتیاز راتن تومیتوز: ۸۲ | امتیاز متاکریتیک: ۷۰ | امتیاز آی ام دی بی: ۷/۸
درام عاشقانه «فروپاشی حلقه شکسته»، فیلمی به‌کارگردانی و نویسندگی فلیکس فان گروئنینگن و محصول مشترک کشورهای بلژیک و هلند است. «فروپاشی حلقه شکسته» را می‌توان ترکیبی از دو فیلم «داستان ازدواج» و «ولنتاین غمگین» دانست، نسخه‌ای که از جایی به‌بعد دیگر آرام نمی‌گیرد و ضربات کوبنده را پشت‌سرهم به‌بیننده وارد می‌آورد و عشق دیوانه‌وار دو شخصیت اصلی داستان، در پایان تاوان تلخی می‌دهد. دو شخصیت دوست‌داشتنی
شخصیت‌پردازی خوب، بازی بی‌نقص، ساده و دلنشین تمامی تیم بازیگری، دیالوگ‌های کوبنده، کارگردانی عالی و موسیقی فوق‌العاده، همگی سبب شده‌اند فیلم «فروپاشی حلقه شکسته»، یکی از بهترین عاشقانه‌های شیرین و تلخ دهه اخیر باشد
الیز و دیدیر، در نگاه اول عاشق یکدیگر می‌شوند؛ الیز مغازه خالکوبی خودش را دارد و دیدیر در یک گروه موسیقی بلوگرس، بانجو‌نواز است. هر دو علاقه فراوانی به‌موسیقی در دل و علاقه خاصی به‌فرهنگ آمریکایی و رؤیای آن سرزمین را در سر دارند و نقاط مشترک فراوان آن‌ها، عاشقانه‌ای دلنشین را خلق می‌کند. اما زمانی‌که یک تراژدی غیرمنتظره برای خانواده آن‌ها و دختر کوچکشان پیش می‌آید، هر چیزی که آن‌ها می‌شناسند و عاشقش هستند، محک می‌خورد.
شخصیت‌پردازی خوب، بازی بی‌نقص، ساده و دلنشین تمامی تیم بازیگری، دیالوگ‌های کوبنده (کافی است دیالوگ‌های الیز را در پشت صحنه آخرین اجرای این بند بلوگرس، خطاب به‌خدای خود به‌خاطر آورید) و کارگردانی عالی، همگی سبب شده‌اند فیلم «فروپاشی حلقه شکسته»، یکی از بهترین فیلم های عاشقانه های شیرین و تلخ دهه اخیر باشد. تمامی قطعات بلوگرس این فیلم را بیورک اریکسون تنظیم کرده است و هرچه در فیلم دیدید و هرچه بازیگران نواختند و خواندند، همگی واقعی بود و قطعاً عاشقان موسیقی، بعد از تماشای فیلم به‌دنبال دریافت آلبوم موسیقی بی‌نظیر آن می‌روند و گل سر سبد این آلبوم، یعنی قطعه فراموش‌نشدنی و کاورشده If I Needed You.
فیلم «فروپاشی حلقه شکسته» برنده جایزه اصلی جوایز سزار (César Awards) شد و در بیست‌وششمین جوایز فیلم اروپا (European Film Awards)، در بخش بهترین فیلم اروپا، بهترین کارگردانی، بهترین فیلم‌برداری، بهترین بازیگر مرد و بهترین بازیگر زن، نامزد دریافت جایزه شد که فیرلی باتنس، جایزه آخر را به‌دست آورد. این فیلم همچنین نامزد دریافت جایزه اسکار در بخش بهترین فیلم خارجی‌زبان شده بود. فیرلی باتنس، یوهان هلدنبرگ، نل کاتریس و گرت فن رمپلبرگ، بازیگرانی بودند که در شاهکار فان گروئنینگن حضور داشتند و به‌ایفای نقش پرداختند. فروش جهانی این فیلم ۵ میلیون دلار بود. در این فهرست می‌توان رتبه دوم خیالی را به فیلم «فروپاشی حلقه شکسته» داد. اگر هنوز فرصت تماشای این فیلم را نداشته‌اید، آن را در صدر فهرست خود قرار دهید.

دفترچه امیدبخش 
(2012) Silver Linings Playbook
کارگردان: دیوید اُ. راسل | بازیگران: بردلی کوپر، جنیفر لارنس، رابرت دنیرو، جکی ویور
امتیاز راتن تومیتوز: ۹۲ | امتیاز متاکریتیک: ۸۱ | امتیاز آی ام دی بی: ۷/۷
 پیش از آنکه بردلی کوپر با شخصیت جکسون مین در فیلم A Star Is Born (ستاره‌ای متولد شده ‌است)، دل تماشاچیان و طرفداران خود را ببرد، با بازی در فیلم «دفترچه امیدبخش»، دلبری کرد و به‌زیبایی نقش شخصیت دوست‌داشتنی پَت را ایفا کرده بود؛ معلم سابقی که درگیر ماجرای همسر سابق خود است و از طرفی دوگانگی شخصیتی نیز دارد. داستان فیلم در مورد یک بیمار روحی روانی با نام پَت است که به‌تازگی از بیمارستان ترخیص شده و با پدر و مادرش

نقد فیلم Silver Linings Playbook - دفترچه امیدبخش
زندگی می‌کند. او با شخصیت تیفانی آشنا می‌شود که به پت پیشنهاد می‌دهد در یک مسابقه‌ٔ رقص با او شرکت کند و در عوض، تیفانی به‌او کمک می‌کند تا مشکلش با همسر سابق حل شود. این زوج طی تمرین‌ها به‌یکدیگر نزدیک‌تر می‌شوند و رابطه‌ٔ آن‌ها بن‌مایه‌ٔ اصلی فیلم را تشکیل می‌دهد. دیوید اُ. راسل درامی احساسی ساخته که آن را در دسته کمدی‌های سیاه نیز می‌توان قرار داد و البته از بازیگران خود بهترین بازی را گرفته است و شیمی بین دو شخصیت اصلی داستان، دیگر نقطه قوت فیلم است. شخصیت‌‌پردازی نقصی ندارد و فیلم هیچ‌گاه ریتم درستی را که از همان ابتدا دارد، از دست نمی‌دهد؛ رابطه عاشقانه
شخصیت‌‌پردازی نقصی ندارد و فیلم هیچ‌گاه ریتم درستی را که از همان ابتدا دارد، از دست نمی‌دهد؛ رابطه عاشقانه پَت و تیفانی به‌آرامی شکل می‌گیرد، اما به‌نحوی شکل می‌گیرد که آن را شکستنی نیست
پَت و تیفانی به‌آرامی شکل می‌گیرد، اما به‌نحوی شکل می‌گیرد که آن را شکستنی نیست. فیلم «دفترچه امیدبخش» نامزد دریافت هشت جایزه اسکار از جمله چهار اسکار برای بخش‌های بازیگری شد که اولین اسکار جنیفر لارنس را برای او به‌ارمغان آورد و وی گلدن گلوب را نیز در همان سال به‌خانه برد؛ بردلی کوپر، جنیفر لارنس، رابرت دنیرو و جکی ویور بازیگران این فیلم بودند که همگی نامزد دریافت جایزه اسکار شدند. دیوید رونی، منتقد هالیوود ریپورتر گفته بود رابطه‌ٔ بین کوپر و لارنس باعث می‌شود فیلم دلنشینی را شاهد باشیم و همین‌طور هم بود. فیلم «دفترچه امیدبخش» در چهار بخش مراسم گلدن گلوب و سه بخش مراسم معتبر بفتا نیز نامزد دریافت جایزه شده بود.
دیوید اُ. راسل، نویسنده و کارگردان آمریکایی است که سه نامزدی اسکار را در کارنامه دارد؛ وی با ساخت فیلم‌های The Fighter (مبارز) و American Hustle (حقه‌بازی آمریکایی)، نامزد دریافت جایزه بهترین کارگردانی شد و با نگارش فیلمنامه «دفترچه امیدبخش» نیز در بخش بهترین فیلمنامه اقتباسی نامزد شده بود. این فیلم که یکی از بهترین فیلم های عاشقانه است با بودجه ۲۱ میلیون دلاری، فروش خوب ۲۳۶ میلیون دلاری در گیشه داشت.

پیش از نیمه‌شب 
(2013) Before Midnight
کارگردان: ریچارد لینک‌لیتر | بازیگران: ایتن هاک و ژولی دلپی
امتیاز راتن تومیتوز: ۹۸ | امتیاز متاکریتیک: ۹۴ | امتیاز آی ام دی بی: ۷/۹
سه‌گانه درام و عاشقانه ریچارد لینک‌لیتر، با ساخت و اکران فیلم «پیش از نیمه‌شب» در سال ۲۰۱۳، به‌پایان رسید و قطعاً اگر آن دو فیلم ابتدایی نیز جزو آثار عاشقانه دهه اخیر محسوب می‌شدند، در این فهرست حضور داشتند، اما این سه فیلم در فاصله‌هایی ۹ ساله از یکدیگر و به‌ترتیب در سال‌های ۱۹۹۵، ۲۰۰۴ و ۲۰۱۳ ساخته شدند و روی پرده رفتند؛ پیش از تماشای این فیلم، تماشای دو شاهکار Before Sunrise (پیش از طلوع) و Before Sunset (پیش از غروب) را از دست ندهید که داستان این سه‌فیلم نیز دنباله‌وار روایت می‌شود. در قسمت سوم، جسی و سلین را در یونان می‌بینیم. ماجرای دو شخصیت
در دو فیلم ابتدایی این سه‌گانه، کل ماجرا به‌بیان عشق جسی و سلین در بستر گفتگوهای هوشمندانه و گاه فیلسوفانه می‌گذشت، اما قسمت سوم به‌نمایش وجه واقعی عشق، به‌دور از هر غم و ناراحتی شدید پرداخت
دوست‌داشتنی اصلی این سه‌گانه از درون قطاری آغاز می‌شود که به‌شهر پاریس می‌رفت. اما داستان قسمت سوم تقریباً بیست سال از زمانی‌که برای اولین‌بار جسی و سلین یکدیگر را در قطار ملاقات کردند، گذشته ‌است. اکنون شاهد عشقی هستیم که غبار سالیان زندگی مشترک بر آن نشسته ‌است و ریچارد لینک‌لیتر تجربه زندگی طولانی‌مدت دو عاشق را به‌خوبی پس از بیست سال به‌تصویر می‌کشد، جایی که آن سوز و اشتیاق آغاز راه عشق دیگر به‌آن شکل وجود ندارد، اما جسی و سلین باوجود گذشت زمان، همچنان عشق را همچون سال‌های ابتدایی در قلب خود حس می‌کنند و دیگر آن‌چنان دو طرف یکدیگر را می‌شناسند و به‌احساسات هم اعتماد دارند، که برای ابراز عشق خود نیازی ندارند دست به‌هر کار دیوانه‌‌کننده‌ای بزنند. درواقع در دو فیلم ابتدایی این سه‌گانه، کل ماجرا به‌بیان عشق جسی و سلین در بستر گفتگوهای هوشمندانه و گاه فیلسوفانه می‌گذشت، اما قسمت سوم به‌نمایش وجه واقعی عشق، به‌دور از هر غم و ناراحتی شدید پرداخت.
همانند دو فیلم‌ ابتدایی، در قسمت سوم نیز ایتن هاک و ژولی دلپی ایفاگر نقش شخصیت‌های اصلی داستان بودند. ریچارد لینک‌لیتر، کارگردان، بازیگر و فیلمنامه‌نویس آمریکایی است که برای نگارش فیلمنامه «پیش از غروب» توانست به‌طور مشترک با کیم کریزان، ایتن هاک و ژولی دلپی نامزد دریافت جایزه اسکار شود. دیگر فیلم معروف این کارگردان، فیلم Boyhood (پسرانگی) است که این فیلم به‌طور مداوم در یک دوره دوازده‌ساله با فیلم‌برداری از الار کولترین که از کودکی به‌بزرگسالی می‌رسید، ساخته شده‌ است؛ فیلم‌برداری آن فیلم در تابستان ۲۰۰۲ شروع و در اکتبر ۲۰۱۳ به‌پایان رسید. فیلم عاشقانه «پیش از نیمه‌شب» با بودجه ۳ میلیون دلاری، فروش ۲۱ میلیون دلاری در گیشه داشت.

(2013) Her
کارگردان: اسپایک جونز | بازیگران: واکین فینیکس، امی آدامز، رونی مارا، اولیویا وایلد، اسکارلت جوهانسون
امتیاز راتن تومیتوز: ۹۵ | امتیاز متاکریتیک: ۹۰ | امتیاز آی ام دی بی: ۸
عشق به‌هر شکلی به‌سراغ اشخاص می‌آید و همیشه راهی برای عاشق‌شدن هست. عشقی که در فیلم «او» به‌تصویر کشیده می‌شود، هدیه‌ای برای اشخاص خجالتی و درون‌گراست. فیلم کمدی، درام، رمانتیک و علمی-تخیلی «او» که اسپایک جونز نویسندگی و کارگردانی آن را بر عهده داشت، در مورد شخصیتی درون‌گرا و منزوی با نام تئودور توامبلی است که با یک سیستم‌عامل هوشمند رایانه‌ای که دارای صدا و شخصیت یک زن است، رابطه عاطفی برقرار می‌کند. بد نیست برای تعریف شخصیت تئودور توامبلی به‌بخشی از رمان «فرانکنشتاین»، اثر مری شلی اشاره داشته باشیم که در نامه دوم کاپیتان رابرت والتون به‌خواهرش چنین نوشته است: «کمبودی دارم که هنوز نتوانسته‌ام هیچ‌طوری رفع کنم و نبودش در شرایط حاضر، سخت برایم ناگوار است. من دوستی
اسپایک جونز عاشقانه‌ای شیرین و همزمان ترحم‌آمیز ساخته است، از تنهایی بشر و احساس نیاز ابدی خلق موجودی مکمل‌کننده سخن گفته و بازی بی‌نظیر واکین فینیکس، تمام آنچه برای ساخت چنین فیلمی و داشتن شخصیتی که توان نشان‌دادن چنین دردی را داشته باشد، در دسترس وی قرار داد 
ندارم، مارگارت. وقتی از شوق موفقیت می‌سوزم کسی نیست که در شادیم شریک باشد؛ و وقتی نومیدی بر من چیره می‌شود کسی نیست دلداریم دهد تا راسخ‌تر باشم... خواهر عزیزم، شاید فکر کنی آدمی رمانتیک هستم، اما سخت به‌دوستی نیاز دارم. کسی در کنارم نیست که آرام و درعین‌حال جسور باشد، ذهنی فرهیخته و همین‌طور وسیع داشته باشد، ذوق و سلیقه‌اش با من بخواند، نقشه‌هایم را تأیید یا تصحیح کند». بله، تئودور چنین شخصیتی است و بنابر ترس‌های درونی فراوانی که دارد، به‌دلایل بسیار، وارد رابطه با سامانتای بی‌جسم می‌شود. در این فیلم بازیگرانی چون واکین فینیکس، امی آدامز، رونی مارا، اولیویا وایلد و اسکارلت جوهانسون (صداپیشه سامانتا) حضور داشتند و به‌ایفای نقش پرداختند. اسپایک جونز عاشقانه‌ای شیرین و همزمان ترحم‌آمیز ساخته است، از تنهایی بشر و احساس نیاز ابدی خلق موجودی مکمل‌کننده سخن گفته و بازی بی‌نظیر واکین فینیکس، تمام آنچه برای ساخت چنین فیلمی و داشتن شخصیتی که توان نشان‌دادن چنین دردی را داشته باشد، در دسترس وی قرار داد.
فینیکس را شاید بتوان بهترین بازیگر مرد دهه اخیر سینما دانست که همچنان مسیری صعودی در پیش گرفته و بدون شک بازی وی در فیلم «او» یکی از متفاوت‌ترین و چالش‌انگیزترین کارهای سالیان اخیر این بازیگر محبوب و دوست‌داشتنی بوده است. اگر هنوز موفق به‌تماشای این فیلم نشده‌اید، در این روزهای خانه‌نشینی بهترین فرصت را برای تماشای آنچه آن را می‌توان معنای درونی عشق، بدون پیش‌زمینه‌های ذهنی و پیش‌داوری دانست، دارید. فیلم جونز نامزد سه جایزه گلدن گلوب شده بود و همچنین این فیلم نامزد دریافت پنج جایزه اسکار در بخش‌های بهترین فیلمنامه اورجینال، بهترین موسیقی اورجینال، بهترین فیلم و بهترین طراحی تولید شد و جالب اینجا است که داوران بازی فینیکس را برای حضور در بخش بهترین بازیگر مرد، شایسته دریافت جایزه ندانستند.
اسپایک جونز، کارگردان، تهیه‌کننده، فیلمنامه‌نویس و بازیگر آمریکایی است که اولین فیلم بلند سینمایی خود را در سال ۱۹۹۹ با عنوان Being John Malkovich (جان مالکوویچ بودن) ساخت و مورد استقبال فراوان منتقدان قرار گرفت و توانست نامزد جوایز معتبری از جمله جایزه اسکار بهترین کارگردانی شود. اسپایک جونز در سال ۱۹۹۹ با سوفیا کوپولا، فیلمنامه‌نویس، کارگردان، تهیه‌کننده و بازیگر آمریکایی و دختر فرانسیس فورد کوپولا ازدواج کرد، اما این دو در سال ۲۰۰۳ از هم جدا شدند. سوفیا کوپولا در سال جدایی، فیلم Lost in Translation (گمشده در ترجمه) را ساخت که این فیلم برنده جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اورجینال شد. جالب است بدانید بسیاری فیلم «او» را پاسخ جونز به‌همسر سابق برای ساخت فیلم «گمشده در ترجمه» می‌دانند. فیلم عاشقانه «او» با بودجه ۲۳ میلیون دلاری، فروش ۴۹ میلیون دلاری در گیشه داشت. یکی از بهترین فیلم های عاشقانه فهرست زومجی Her است.

گتسبی بزرگ 
(2013) The Great Gatsby
کارگردان: باز لورمن | بازیگران: لئوناردو دی کاپریو، توبی مگوایر، کری مولیگان، جوئل اجرتون، الیزابت دبیکی
امتیاز راتن تومیتوز: ۴۸ | امتیاز متاکریتیک: ۵۵ | امتیاز آی ام دی بی: ۷/۲ 
آخرین اقتباس سینمایی «گتسبی بزرگ»، قطعاً بهترین اقتباس سینمایی از رمان بی‌نظیر فرانسیس اسکات کی فیتزجرالد نیست، اما بخش تراژدی زندگی شخصیت جی گتسبی را به‌خوبی به‌تصویر می‌کشد. هستی ترحم‌انگیز جی گتسبی را جشن‌های بزرگ و پرزرق‌وبرق پوشانده است و برپایی تمام این جشن‌های دیوانه‌کننده در خانه اشرافی جی، تنها به‌امید دیدار معشوقه و جانان قدیمی، دیزی است؛ گتسبی را تقریباً می‌توان مرده‌ای دانست که تنها دست
باوجوداینکه منتقدان نظرات متفاوتی راجع به‌این فیلم داشتند و آن را فاقد ریتم مناسب دانستند، اما مخاطبان درمجموع از اثر راضی بودند و حتی نوه فیتزجرالد جایی چنین گفته بود که اگر پدربزرگش زنده بود، به‌این فیلم افتخار می‌کرد
از نفس کشیدن برنداشته است؛ مرده‌ای که دستگاه تنفس به‌او وصل شده و آن دستگاه همان امید به‌بازگشت عشق گمشده است. در اقتباس سینمایی «گتسبی بزرگ»، عنصرهای رمانتیک و تراژدی داستان، دائم جابه‌جا می‌شوند و اوج تراژدی در این عاشقانه درواقع یک‌نفره، جایی است که جی می‌فهمد دیزی آنچنان هم احساسات وی را متوجه نشده است. ماجراهای رمان در شهر نیویورک و لانگ آیلند و در تابستان سال ۱۹۲۲ اتفاق می‌افتند. داستان دورانی را توصیف می‌کند که فیتزجرالد خود آن را دوران موسیقی جَز یا عصر جَز می‌نامید. لئوناردو دی‌کاپریو، توبی مگوایر، کری مولیگان، جوئل اجرتون و الیزابت دبیکی در این فیلم به‌ایفای نقش پرداخته‌اند. گتسبی بزرگ از جمله بهترین فیلم های عاشقانه است.
باوجوداینکه منتقدان نظرات متفاوتی راجع به‌این فیلم داشتند و آن را فاقد ریتم مناسب دانستند، اما مخاطبان درمجموع از اثر راضی بودند و حتی نوه فیتزجرالد جایی چنین گفته بود که اگر پدربزرگش زنده بود، به‌این فیلم افتخار می‌کرد. «گتسبی بزرگ» در هشتادوششمین دوره جوایز اسکار نامزد دریافت جوایز بهترین طراحی صحنه و بهترین طراحی لباس شد که هر دوی آن‌ها را به‌دست آورد. کارگردانی این فیلم را باز لورمن استرالیایی بر عهده داشت که کم فیلم عاشقانه نساخته است و کارگردانی فیلم‌های Australia (استرالیا)، Moulin Rouge (مولن روژ) و Romeo + Juliet (رومئو + ژولیت) را در کارنامه دارد. وی با ساخت فیلم «رومئو + ژولیت»، برنده بفتای بهترین کارگردانی در سال ۱۹۹۷ شد و در این فیلم لئوناردو دی‌کاپریو، کلیر دینز، برایان دنهی، جان لگویزمائو و پیت پاستویت حضور داشتند و به‌ایفای نقش پرداختند. فیلم عاشقانه «گتسبی بزرگ» با بودجه ساخت ۱۰۵ میلیون دلاری، فروشی ۳۵۳ میلیون دلاری در گیشه داشت.

تنها عاشقان زنده ماندند 
(2013) Only Lovers Left Alive
کارگردان: جیم جارموش | بازیگران: تام هیدلستون، تیلدا سوئینتن، میا واشیکوفسکا، جان هرت، جفری رایت
امتیاز راتن تومیتوز: ۸۵ | امتیاز متاکریتیک: ۷۹ | امتیاز آی ام دی بی: ۷/۳
جیم جارموش در فیلم چندژانری «تنها عاشقان زنده ماندند»، داستان خون‌آشامانی را روایت می‌کند که رنگ قرمز فیلم را نه با خون که با عشق رنگ‌آمیزی کرده‌اند؛ خون‌آشامانی که برای زنده ماندن به‌خون نیاز دارند، اما تشنگی واقعی آن‌ها را چیز دیگری سیراب می‌کند. معرفی آدم و حوا در فیلم «تنها عاشقان زنده ماندند»، آدرسی درست به‌تماشاچی می‌دهد و هدف جارموش نمایش اولین احساس میان اولین‌ها بوده است. آدام (آدم) خون‌آشام موزیسین گوشه‌گیری است که قرن‌ها در شهر دیترویت زندگی کرده و بر زندگی تعداد غیرقابل شماری موزیسین و دانشمند تاریخی اثر گذاشته است. او اعتقاد دارد در
کسانی که به‌دنبال عاشقانه‌ای مملو از موسیقی‌های اصیل و گاه مدرن شرقی و غربی هستند، بهترین پیشنهاد همین فیلم است؛ ارجاعات تاریخی فراوان و درواقع ادای دین به‌انسان‌هایی که نقش بزرگی در تاریخ فرهنگ و هنر جهان داشته‌اند، از دیگر هدایای جارموش به زامبی‌نشده‌هاست
دنیای مدرن، انسانیت مرده است و در فیلم بارها به‌انسان با عنوان زامبی ارجاع می‌دهد و خب اگر هر کسی جای وی بوده باشد و سلیقه‌ای هنری و ادبی چون وی داشته باشد، به‌توصیف جامع وی آفرین می‌گوید. ایو (حوا) هم خون‌آشامی است که سال‌ها در شهر طنجه کشور مراکش زندگی کرده‌ و خون مورد نیازش را ازطریق یک خون‌آشام دیگر با نام کریستوفر مارلو (شاید شکسپیر حقیقی) تهیه می‌کند. او نگران حال آدام به‌شهر دیترویت سفر می‌کند و به‌معشوقش می‌پیوندد. همچون دیگر فیلم‌های جارموش، موسیقی مهم‌ترین نقش را در فیلم دارد و کسانی که به‌دنبال عاشقانه‌ای مملو از موسیقی‌های اصیل و گاه مدرن شرقی و غربی هستند، بهترین پیشنهاد همین فیلم است؛ ارجاعات تاریخی فراوان و درواقع ادای دین به‌انسان‌هایی که نقش بزرگی در تاریخ فرهنگ و هنر جهان داشته‌اند، از دیگر هدایای جارموش به زامبی‌نشده‌هاست.
دو عاشق داستان، آخرین مأموریت را درکنار یکدیگر و با عاشقانه‌ای سرد و تاریک به‌سرانجام می‌رسانند. فیلم «تنها عاشقان زنده ماندند» نامزد دریافت نخل طلا در جشنواره کن ۲۰۱۳ شده بود. ساخت موسیقی متن این فیلم برعهده جوزف ون ویسم هلندی بود که وی در همان جشنواره کن توانست جایزه بهترین موسیقی متن را به‌دست آورد. در این فیلم بازیگرانی چون تام هیدلستون، تیلدا سوئینتن، میا واشیکوفسکا، جان هرت و جفری رایت حضور داشتند و به‌ایفای نقش پرداختند. جالب است بدانید در اواخر سال ۲۰۱۹، تام مک‌کارتی، منتقد سایت هالیوود ریپورتر، این فیلم را در رده چهارم برترین فیلم‌های دهه قرار داد.
جیم جارموش، کارگردان سینمای مستقل، نمایشنامه‌نویس، بازیگر، تهیه‌کننده، تدوین‌گر و آهنگساز آمریکایی است که فیلم‌های به‌یادماندنی زیادی ساخته است و از میان برترین آثار این کارگردان صاحب‌سبک و بسیار علاقمند به‌موسیقی می‌توان به فیلم Stranger Than Paradise (عجیب‌تر از بهشت)، فیلم Night on Earth (شب روی زمین)، فیلم‌ Ghost Dog: The Way of the Samurai (گوست داگ: سلوک سامورایی) و Broken Flowers (گل‌های پرپر) اشاره کرد. فیلم «عجیب‌تر از بهشت» در سال ۱۹۸۴ جایزه دوربین طلایی جشنواره فیلم کن (جایزه‌ای که به فیلم اول کارگردان‌ها داده می‌شود) و جایزه یوزپلنگ طلایی جشنواره فیلم لوکارنو را به‌دست آورد. گفتنی است فیلم عاشقانه «تنها عاشقان زنده ماندند»، با بودجه ۷ میلیون دلاری ساخته شد و تقریباً فروشی هم‌اندازه بودجه خود داشت. تنها عاشقان زنده ماندند که یکی از بهترین فیلم های عاشقانه فهرست است از دست ندهید.

(2015) Brooklyn
کارگردان: جان کرولی | بازیگران: سیرشا رونان، اموری کوئن، جیم برودبنت، جولی والترز، جسیکا پره
امتیاز راتن تومیتوز: ۹۷ | امتیاز متاکریتیک: ۸۸ | امتیاز آی ام دی بی: ۷/۵
فیلم عاشقانه «بروکلین»، ماجرای دل‌شکستگی و اندوهی بیان‌ناشدنی است؛ دل‌شکستگی‌ دردناکی که همزمان مملو از محبت و زیبایی است و عشق را یادآوری می‌کند. برخی شاعران در شعرهای خود عشق را چنین تعریف کرده‌اند که عشق آن زمان که به‌ابزاری برای مقابله/معامله به‌مثل تبدیل می‌شود، می‌میرد و در داستان «بروکلین» گاهی شاهد چنین اتفاقاتی هستیم، اما نه به‌گونه‌ای که عشق را بکشد. عشق، محبت و صمیمیت، محدود‌شده به‌فاصله نیست و جان کرولی در فیلم خود نشان می‌دهد می‌توان دوری و نبود فیزیکی را تحمل کرد و رفتار متقابل بین عاشق و معشوق و همچنین کمی صبر، بزرگ‌ترین خلأ دوری
نقد فیلم ‌Brooklyn - بروکلین
را پر می‌کند. این درام عاشقانه ترکیبی از شگفتی، غم و زیبایی است. ایلیس لیسی، مهاجر ایرلندی جوانی است که به‌بروکلین دهه ۱۹۵۰ نقل مکان کرده است. او که به‌امید زندگی بهتر در آمریکا، کشورش و آرامش خانه‌ٔ مادری‌اش را رها کرده، اگرچه به‌محض ورود به‌سواحل
این درام عاشقانه ترکیبی از شگفتی، غم و زیبایی است؛ جان کرولی عاشقانه گاه اندوهناک خود را با داستان عشقی گمشده درمی‌آمیزد
نیویورک احساس غربت وجودش را پُر می‌کند، اما این احساس خیلی زود با شروع رابطه‌ٔ عاشقانه‌ جدیدی از بین می‌رود. جان کرولی عاشقانه گاه اندوهناک خود را با داستان عشقی گمشده درمی‌آمیزد. فیلم جان کرولی، محصول کشورهای کانادا، ایرلند و انگلستان است و در سال ۲۰۱۵ روی پرده سینما رفت و با استقبال بسیار خوبی از سوی منتقدان و تماشاچیان همراه شد. فیلم «بروکلین» در سه بخش بهترین بازیگر نقش اصلی زن، بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه اقتباسی، نامزد دریافت جایزه اسکار در سال ۲۰۱۶ شده بود. در این فیلم بازیگرانی چون سیرشا رونان، اموری کوئن، جیم برودبنت، جولی والترز و جسیکا پره حضور داشتند و به‌ایفای نقش پرداختند. جان کرولی، کارگردان اهل کشور ایرلند بوده و فرهنگ ایرلندی‌نشینان نیویورک را به‌خوبی در این فیلم به‌تصویر کشیده است. وی کارگردانی فیلم Closed Circuit (مدار بسته) و همچنین کارگردانی چند قسمت از فصل دوم سریال True Detective (کارآگاه حقیقی) را در کارنامه دارد. فیلم بروکلین که یکی از بهترین فیلم های عاشقانه با بودجه ۱۱ میلیون دلاری، فروش ۶۲ میلیون دلاری در گیشه داشت.

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar