نماد آخرین خبر

هوای شهر احساسم، چه بی اندازه دلگیرست نهالِ نازکِ شعرم، بلوطی خسته و پیرست درونم کودکی خسته، سراغ از خنده می گیرد نمی داند جگر خون از همین دردِ نفس گیرست به خواب خوش کسی دیده، رها از بند مرغان را ؟ چه رویایی! که تفسیرش، به دور از دستِ تعبیرست تو ای آهی که از چاه گلو، "ها" می کِشی، صد آه! صدایت گُم شده لایِ چَکاچَک های شمشیرست گمان کردم قفس را بشکنم آزاد آزادم ولی بر گردن ذوقم طناب دار تزویرست بغل کرده مرا شعری که مالامالِ طغیانم چون آهویی که در چنگالِ بی رحمانه ی شیرست برو ای بغض! خال

منبع
عکاس خونه
بروزرسانی


هوای شهر احساسم، چه بی اندازه دلگیرست
نهالِ نازکِ شعرم، بلوطی خسته و پیرست 

درونم کودکی خسته، سراغ از خنده می گیرد
نمی داند جگر خون از همین دردِ نفس گیرست

به خواب خوش کسی دیده، رها از بند مرغان را ؟
چه رویایی! که تفسیرش، به دور از دستِ تعبیرست 

تو ای آهی که از چاه گلو، "ها" می کِشی، صد آه!
صدایت گُم شده لایِ چَکاچَک های شمشیرست

گمان کردم قفس را بشکنم آزاد آزادم 
ولی بر گردن ذوقم طناب دار تزویرست

بغل کرده مرا شعری که مالامالِ طغیانم
چون آهویی که در چنگالِ بی رحمانه ی شیرست

برو ای بغض! خال
عکاس خونه/ ارسالی از Behrouz1218 هوای شهر احساسم، چه بی اندازه دلگیرست نهالِ نازکِ شعرم، بلوطی خسته و پیرست درونم کودکی خسته، سراغ از خنده می گیرد نمی داند جگر خون از همین دردِ نفس گیرست به خواب خوش کسی دیده، رها از بند مرغان را ؟ چه رویایی! که تفسیرش، به دور از دستِ تعبیرست تو ای آهی که از چاه گلو، "ها" می کِشی، صد آه! صدایت گُم شده لایِ چَکاچَک های شمشیرست گمان کردم قفس را بشکنم آزاد آزادم ولی بر گردن ذوقم طناب دار تزویرست بغل کرده مرا شعری که مالامالِ طغیانم چون آهویی که در چنگالِ بی رحمانه ی شیرست برو ای بغض! خال
"مخاطبان گرامی آخرین خبر؛ برای ارسال تصاویر؛ لطفا در صفحه عکاسخونه؛ آیکون دوربین در بالای صفحه را انتخاب نموده و تصویر خود را ارسال فرمایید."