عکاس خونه/ ارسالی از Qaseedak
یک شبی مجنون نمازش را شکست/
بی وضو در کوچه لیلا نشست/
عشق آن شب مست مستش کرده بود/
فارغ از جام اَلَستَش کرده بود/
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای/
بر صلیب عشق دارم کرده ای/
خسته ام زین عشق،دل خونم مکن/
من که مجنونم تو مجنونم نکن/
مرد این بازیچه دیگر نیستم/
این تو و لیلای تو… من نیستم/
گفت ای دیوانه لیلایت منم/
در رگ پنهان و پیدایت منم/
سالها با جور لیلا ساختی/
من کنارت بودم و نشناختی "مخاطبان گرامی آخرین خبر؛ برای ارسال تصاویر؛ لطفا در صفحه عکاسخونه؛ آیکون دوربین در بالای صفحه را انتخاب نموده و تصویر خود را ارسال فرمایید."