تو مسیر بازگشت از سرکار ، یه اعلان از پیام فیسبوک داشتم هیچ دیوونه ای مثل خواهرم نمیتونست باشه بی مقدمه بدون سلام و احوالپرسی "" سامیار گوسفند نباش بهم چه قولی داده بودی هاااا...??!!""😡😡 واسه ی چند لحظه خنده ای روی لبم نشست و گوشی رو گذاشتم توی جیبم و با خودم گفتم آره خواهر قشنگم یادمه ولی بعضیا اینجا روی قولشون نموندن با اونا چه کنم....؟

منبع
عکاس خونه
بروزرسانی
تو مسیر بازگشت از سرکار ، یه اعلان از پیام فیسبوک داشتم هیچ دیوونه ای مثل خواهرم نمیتونست باشه بی مقدمه بدون سلام و احوالپرسی "" سامیار گوسفند نباش بهم چه قولی داده بودی هاااا...??!!""😡😡 واسه ی چند لحظه خنده ای روی لبم نشست و گوشی رو گذاشتم توی جیبم و با خودم گفتم آره خواهر قشنگم یادمه ولی بعضیا اینجا روی قولشون نموندن با اونا چه کنم....؟
عکاس خونه/ ارسالی از Samyar9M تو مسیر بازگشت از سرکار ، یه اعلان از پیام فیسبوک داشتم هیچ دیوونه ای مثل خواهرم نمیتونست باشه بی مقدمه بدون سلام و احوالپرسی "" سامیار گوسفند نباش بهم چه قولی داده بودی هاااا...??!!""😡😡 واسه ی چند لحظه خنده ای روی لبم نشست و گوشی رو گذاشتم توی جیبم و با خودم گفتم آره خواهر قشنگم یادمه ولی بعضیا اینجا روی قولشون نموندن با اونا چه کنم....؟
"مخاطبان گرامی آخرین خبر؛ برای ارسال تصاویر؛ لطفا در صفحه عکاسخونه؛ آیکون دوربین در بالای صفحه را انتخاب نموده و تصویر خود را ارسال فرمایید."