ادامه داستان یعقوب لیث صفار... ادامه بقیه داستان درکپشن
عکاس خونه
بروزرسانی
عکاس خونه/ ارسالی از Nader__
پس گفتم چراغ راخاموش کن تا محبت پدری مانع اجرای عدالت نشود.چراغ که روشن شددیدم بیگانه است پس سجده شکر گذاشتم.اما غذا خواستنم از این رو بود که از آن شب که از چنین ظلمی درسرزمین خود آگاه شدم باپروردگار خود پیمان بستم لب به آب و غذانزنم تا داد تورا از آن ستمگر بستانم.
اکنون از آن ساعت تا به حال چیزی نخوردهام "مخاطبان گرامی آخرین خبر؛ برای ارسال تصاویر؛ لطفا در صفحه عکاسخونه؛ آیکون دوربین در بالای صفحه را انتخاب نموده و تصویر خود را ارسال فرمایید."