* نه می‌دانم چرا بار سفر بستم که بگشایم نه می‌دانم کجایم تا ز راه رفته بازآیم مرا از نیستی دعوت به هستی کرد نجوایی پذیرفتم ولی ای‌کاش می‌گفتم نمی‌آیم چه خیری دیده‌ بودی از وجود ای مهربان مادر که بردی رنج هستی را و آوردی به دنیایم گرفتم در بهشت آدم خطایی کرد، حرفی نیست چرا من جای او در خاک روحم را بفرسایم نیاوردم به این زندان کسی را با خودم گفتم گر از رنجی نمی‌کاهم به رنجی هم نیفزایم تو تنها اتفاق خوب دنیای منی اما تو هم ای عشق با تنهایی‌ام بگذار تنهایم به هرجا پر زدم با سر زمین خوردم، نفه

منبع
عکاس خونه
بروزرسانی
*

نه می‌دانم چرا بار سفر بستم که بگشایم
نه می‌دانم کجایم تا ز راه رفته بازآیم

مرا از نیستی دعوت به هستی کرد نجوایی
پذیرفتم ولی ای‌کاش می‌گفتم نمی‌آیم

چه خیری دیده‌ بودی از وجود ای مهربان مادر
که بردی رنج هستی را و آوردی به دنیایم

گرفتم در بهشت آدم خطایی کرد، حرفی نیست
چرا من جای او در خاک روحم را بفرسایم

نیاوردم به این زندان کسی را با خودم گفتم
گر از رنجی نمی‌کاهم به رنجی هم نیفزایم

تو تنها اتفاق خوب دنیای منی اما
تو هم ای عشق با تنهایی‌ام بگذار تنهایم

به هرجا پر زدم با سر زمین خوردم، نفه
عکاس خونه/ ارسالی از Behrouz1218 * نه می‌دانم چرا بار سفر بستم که بگشایم نه می‌دانم کجایم تا ز راه رفته بازآیم مرا از نیستی دعوت به هستی کرد نجوایی پذیرفتم ولی ای‌کاش می‌گفتم نمی‌آیم چه خیری دیده‌ بودی از وجود ای مهربان مادر که بردی رنج هستی را و آوردی به دنیایم گرفتم در بهشت آدم خطایی کرد، حرفی نیست چرا من جای او در خاک روحم را بفرسایم نیاوردم به این زندان کسی را با خودم گفتم گر از رنجی نمی‌کاهم به رنجی هم نیفزایم تو تنها اتفاق خوب دنیای منی اما تو هم ای عشق با تنهایی‌ام بگذار تنهایم به هرجا پر زدم با سر زمین خوردم، نفه
"مخاطبان گرامی آخرین خبر؛ برای ارسال تصاویر؛ لطفا در صفحه عکاسخونه؛ آیکون دوربین در بالای صفحه را انتخاب نموده و تصویر خود را ارسال فرمایید."