تو را جانم صدا کردم،ولیکن برتر از جانی مگر جان بی تو میماند در این تندیس انسانی نشاید گفت مهرویی که تو والاتر از ماهی فروزانتر ز خورشیدی و گرمابخش و رخشانی مرا اعجاز لب هایت،کند واقف بدین معنی که آن یٔحیی که میگفتند و میگویند تو آنی دو چشمان سیه پوشت نه تنها غارت جان کرد که بعد از دیدنت در من،نمانده دین و ایمانی پریشان شد دل زارم ز عطر و بوی آغوشت پریشان تر شود آن دم که گیسو را بیَفشانی  تو را خالق برای خود گمانم خلقت کرده و یانه اینکه تو خالق،به هر ربَی و سبحانی نمیدانم چه میگویم

منبع
عکاس خونه
بروزرسانی
تو را جانم صدا کردم،ولیکن برتر از جانی 
مگر جان بی تو میماند در این تندیس انسانی 

نشاید گفت مهرویی که تو والاتر از ماهی 
فروزانتر ز خورشیدی و گرمابخش و رخشانی

مرا اعجاز لب هایت،کند واقف بدین معنی 
که آن یٔحیی که میگفتند و میگویند تو آنی 

دو چشمان سیه پوشت نه تنها غارت جان کرد
که بعد از دیدنت در من،نمانده دین و ایمانی 

پریشان شد دل زارم ز عطر و بوی آغوشت 
پریشان تر شود آن دم که گیسو را بیَفشانی  

تو را خالق برای خود گمانم خلقت کرده 
و یانه اینکه تو خالق،به هر ربَی و سبحانی

نمیدانم چه میگویم
عکاس خونه/ ارسالی از Behrouz1218 تو را جانم صدا کردم،ولیکن برتر از جانی مگر جان بی تو میماند در این تندیس انسانی نشاید گفت مهرویی که تو والاتر از ماهی فروزانتر ز خورشیدی و گرمابخش و رخشانی مرا اعجاز لب هایت،کند واقف بدین معنی که آن یٔحیی که میگفتند و میگویند تو آنی دو چشمان سیه پوشت نه تنها غارت جان کرد که بعد از دیدنت در من،نمانده دین و ایمانی پریشان شد دل زارم ز عطر و بوی آغوشت پریشان تر شود آن دم که گیسو را بیَفشانی  تو را خالق برای خود گمانم خلقت کرده و یانه اینکه تو خالق،به هر ربَی و سبحانی نمیدانم چه میگویم
"مخاطبان گرامی آخرین خبر؛ برای ارسال تصاویر؛ لطفا در صفحه عکاسخونه؛ آیکون دوربین در بالای صفحه را انتخاب نموده و تصویر خود را ارسال فرمایید."
آخرین خبر | تو را جانم صدا کردم،ولیکن برتر از جانی مگر جان بی تو میماند در این تندیس انسانی نشاید گفت مهرویی که تو والاتر از ماهی فروزانتر ز خورشیدی و گرمابخش و رخشانی مرا اعجاز لب هایت،کند واقف بدین معنی که آن یٔحیی که میگفتند و میگویند تو آنی دو چشمان سیه پوشت نه تنها غارت جان کرد که بعد از دیدنت در من،نمانده دین و ایمانی پریشان شد دل زارم ز عطر و بوی آغوشت پریشان تر شود آن دم که گیسو را بیَفشانی  تو را خالق برای خود گمانم خلقت کرده و یانه اینکه تو خالق،به هر ربَی و سبحانی نمیدانم چه میگویم