جنجال روانپریشی با نسخه «چتجیپیتی»

خراسان/ به بهانه پربازدیدشدن ماجرای مرد آمریکایی که بهدلیل پیروی از توصیههای«چتجیپیتی» برای درمان افسردگی به روانپریشی مبتلا شد از دلایل اشتباهبودن درمان با هوشمصنوعی گفتیم .
این روزها هوشمصنوعی به بخشی جداییناپذیر از زندگی ما تبدیل شده است؛ از برنامهریزی روزانه و آموزش گرفته تا ارائه توصیههایی درباره مدیریت استرس یا حتی مقابله با افسردگی. اما باید به یاد داشته باشیم که هوشمصنوعی هرچقدر هم پیشرفته باشد، تنها یک ابزار است، نه یک متخصص. بهتازگی پزشکان از تجربه روانپرشی ناشی از عمل به توصیههای «چتجیپیتی» توسط یک مرد آمریکایی گفتند. این ممکن است اولین مورد مستند روانپریشی باشد که عامل مستقیم آن هوشمصنوعی است. اما چرا نباید از هوش مصنوعی برای درمان مشکلات روانی و بیماریهای مرتبط استفاده کنیم؟
۱خلاصهنشدن سلامتروان در قالب الگوریتم| سلامتروان و جسم انسان مسئلهای به مراتب پیچیدهتر از آن است که در قالب الگوریتمها و دادهها خلاصه شود. رواندرمانی بر پایه ارتباط انسانی، همدلی، درک عمیق و توجه به تفاوتهای فردی شکل میگیرد؛ چیزی که هیچ رباتی قادر به بازآفرینی آن نیست. تکیه بر هوش مصنوعی برای درمان، نهتنها خطر تشخیصهای اشتباه را افزایش میدهد، بلکه میتواند باعث به تعویق افتادن مراجعه به متخصص واقعی شود. هوش مصنوعی میتواند آگاهی ما را بیشتر کند، اما درمان مؤثر تنها در پیوند میان انسان با انسان شکل میگیرد.
۲ رواندرمانی یک فرایند علمی است| درمان روانشناختی چیزی فراتر از دریافت چند توصیه یا راهکار عمومی است. یک روانشناس برای کمک به شما ابتدا شرححال دقیقی میگیرد، سپس با آزمونهای معتبر و مصاحبه بالینی وضعیتتان را بررسی و در نهایت بر اساس یافتهها، برنامه درمانی اختصاصی طراحی میکند. این روند علمی و مرحلهبهمرحله باعث میشود مشکل شما بهصورت ریشهای و متناسب با شرایط زندگیتان بررسی شود. در مقابل، هوش مصنوعی تنها بر اساس کلماتی که وارد میکنید پاسخ میدهد. این پاسخها ممکن است شبیه توصیههای علمی به نظر برسد، اما هیچ پشتوانه بالینی و شخصیسازیشدهای ندارد. تکیه به چنین توصیههایی میتواند باعث خطای تشخیص، سردرگمی یا حتی به تأخیر افتادن درمان واقعی شود. به یاد داشته باشید که رواندرمانی مسیری دقیق و انسانی است، نه مجموعهای از جوابهای سریع و آماده.
۳ خطر تشخیصهای اشتباه| بسیاری از علایم جسمی و روانی به هم شبیه هستند و همین موضوع تشخیص را دشوار میکند. برای مثال، بیخوابی میتواند نشانهای از افسردگی یا اضطراب باشد، اما ممکن است ریشه در مشکلات جسمی مانند اختلالات تیروئید یا دردهای مزمن هم داشته باشد. همینطور تپش قلب میتواند به دلیل حملات اضطرابی بروز کند، یا نشانهای از مشکلات قلبی و هورمونی باشد. سردردهای مکرر هم ممکن است از استرس ناشی شوند، اما گاهی به بیماریهای جدیتر مثل فشار خون یا مشکلات عصبی مربوط هستند. هوش مصنوعی چنین پیچیدگیهایی را در نظر نمیگیرد. این ابزار فقط بر اساس چند کلمه، پاسخهای کلی ارائه میدهد و نمیتواند عوامل مختلف جسمی و روانی را از هم تفکیک کند. نتیجه این است که بیماری واقعی شما پنهان میماند و درمان به تعویق میافتد.
۴ نبود مسئولیتپذیری| یک روانشناس یا پزشک در قبال درمان شما پاسخگوست و بر اساس اصول علمی و اخلاقی عمل میکند. اما هوش مصنوعی هیچ تعهدی نسبت به پیامدهای توصیههایش ندارد. این یعنی اگر آسیبی ببینید، هیچ مسئولیتی متوجه آن نخواهد بود.
۵تعویق در مراجعه به متخصص| گاهی افراد پس از گرفتن چند پاسخ سطحی از هوش مصنوعی تصور میکنند مشکلشان حل شده است. این باعث میشود مراجعه به متخصص را به تعویق بیندازند. در حالی که بسیاری از اختلالات روانی، مثل افسردگی یا وسواس، اگر زود درمان نشوند، مزمن و سختتر میشوند.
نویسنده: زهرا موید | کارشناسارشد مشاورهخانواده