مهرخانه/ در طرح بشقابي که شاهزاده اي را در مجلس بزم نشان مي دهد، تصوير دو زن نمايان است: هر يک دستمالي روي دهان خود، به پشت سر بسته اند و شلواري چون شلوار مردان به پا دارند و قبايي پوشيده اند که تا وسط ساق پا مي رسد و قبا در جلوي دامن سه چاک و در پشت نيز سه چاک دارد و سراسر دور دامن و چاک ها حاشيه دار است.
در پژوهشي تاريخي، حجاب زنان در ايران باستان بررسي شد. اين پژوهش در سال 89 انجام شده و در نشريه پژوهشنامه زنان پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي پاييز و زمستان سال 1389منتشر شده است.
در اين تحقيق سعي شده است به اين پرسش پاسخ داده شود که زنان ايراني در باستان حجاب داشتند يا خير؟
منابع مورد استفاده در اين تحقيق علمي-پژوهشي، کتيبه ها، نقوش و تصاوير برجاي مانده از اين دوران و نيز شاهنامه حکيم فردوسي است.منزلت زنان در عصر نوسنگي
از حدود 8 هزار سال قبل از ميلاد يا دوران نوسنگي و در مرحله کشاورزي و بعد شهرنشيني، نقش زن در امور و مسائل روزمره و مسائل آسماني مورد توجه بوده است. در اولين قطعات کوچک نقاشي شده از جنس گل پخته که به ندرت تصوير انساني بر آنها ديده مي شود، تنها نقش زن مشهود است. در فلات ايران، در هزاره هاي دهم و نهم ق.م زن «رب النوع مادر» يا «ايزدبانوي مادر» و «الهه باروري» است که وظيفه اصلي ِوي در طبيعت، آفرينش و زندگي است.
آنها نگهبانان آتش و سازنده ظروف سفالين و فراهم آورنده ميوه طبيعي بودند. از اين عصر، تعداد زيادي مجسمه سفالين از رب النوع مادر که خداي نعمت و فراواني است، در دست است. اين رب النوع در ايران ماقبل تاريخ پيداشده و همسري داشته است که در آن ِ واحد هم شوهر و هم فرزند او محسوب مي شد و در اينجا مي توان اساس ازدواج با محارم را در مذاهب اقوام ايراني جستجو کرد.
در زمان باستان نيز، زنان پارسي منزلت بالايي داشتند؛ چراکه در دوران زرتشت، مقام زنان و مردان يکسان بود و زنان مي توانستند به مقام قضاوت، پادشاهي و... برسند. در ميان افشاسپندان (فرشتگان) زرتشتي نيز، چندين فرشته نام هاي مؤنث داشتند که از مرتبه والاي زن در آن دوران حکايت دارد.
حجاب قبل از اسلام
تاريخ باستان، تاريخ نظامي و سياسي است و تحقيق در مورد نوع پوشش و حجاب زنان اين دوره، کار آساني نيست. براي به دست آوردن دلايل محکم بايد به منابع موجود از آن دوران اشاره کرد. برپايه متون تاريخي، در تمدن ها و اديان پيشين جهان، به ويژه در سلسله هاي مختلف ايران باستان، در دوره ماد، هخامنشي، اشکاني و ساساني، حجاب در ميان زنان معمول بوده است و اين حقيقت روشن مي شود که با ورود اسلام به ايران، حجاب وارد نشده است و حجاب آنان با توجه به شرايط اقليمي، اجتماعي، کار و پيشه، سبک و اسلوب خاص داشت. آنچه بر صحت اين ادعا گواهي دارد، نوع پوشش آنهاست که مي توان آن را در دوران باستان از روي کتيبه هاي به جا مانده در مکان هاي باستاني(نقش رستم)، تحت جمشيد، نقش رجب و...)، ظروف، تنديس ها و مجسمه هاي محافظت شده در موزه ها و در دوران بعد از اسلام از طريق منابع و کتاب هاي معتبر مانند شاهنامه فردوسي که آينه تمام نماي فرهنگ ايران زمين است، مشاهده کرد.
شاهنامه، کتاب ملي و حماسي ايرانيان، گرچه مملو از تاريخ حماسي و نظامي ايرانيان باستان است، اما نحوه پوشش زنان آن دوره را نيز در ابياتي بازگو مي کند. با وجود آنکه شاهنامه بيشتر به تاريخ شاهان و شرح جهانداري ها و جهانگشايي هاي آنان توجه دارد، گوشه هايي از تاريخ اجتماعي ايران را نيز نشان مي دهد و در اين ميان بارها به «پوشيده رويان» در مورد زنان ايراني اشاره مي کند و چندين بار نيز به حجاب «چادر» اشاراتي دارد و نشان مي دهد که زنان ما از زمان هاي باستان داراي چادر بوده اند.
از شاهنامه چنين برمي آيد که از ابتداي تاريخ، يعني دوران جمشيد و فريدون، زنان ايران «پوشيده روي» بوده اند. چنان که در گرفتار شدن دو خواهر جمشيد به دست ضحاک مي گويد:
دو پاکيزه از خانه جمشيد برون آوريدند لرزان چو بيد
که جمشيد را هر دو خواهر بدند سر بانوان را چو افسر بدند
ز پوشيده رويان يکي شهرناز دگر ماهرويي به نام ارنواز
در داستان هفت خوان اسفنديار آمده است:
ز پوشيده رويان از جاسب پنج برفتند با مويه و درد و رنج
دو خواهر دو دختر يکي مادرش ابا مويه مادر به غم دخترش
فردوسي در موارد متعدد، پوشيده رويان را به «معني «مادر»، «همسر» و «دختر» خانواده به کار برده است.
زنان اشراف؛ الگويي براي ساير زنان
تنديس هاي به جامانده از آن دوران، فقط حجاب زنان اشرافي را نشان مي دهد که با تطبيق آثار کتبي، سنگ نوشته ها و تنديس ها و با تدبر در منابع مکتوب و آثار برجاي مانده از سلسله هاي باستاني ايراني، در بررسي نحوه پوشش معلوم مي شود که زنان اشرافي نه تنها حجاب خود را رعايت مي کردند، بلکه الگويي براي زنان طبقات پايين جامعه بودند و آنها نيز در مجالس عمومي و در منظر مردم پوشيده بيرون مي آمدند.
بعضي از منابع موجود معتقدند زنان ايراني از چادر و روبنده استفاده نمي کردند، ولي از جلوه گري ها و نمايش اندام برهنه پرهيز مي نمودند. نقوش برجاي مانده از سکه ها، تنديس ها و نقوش به دست آمده از زنان نشان مي دهد زنان ايران باستان حجابي نداشتند، ولي پوشيدگي موي و روي، سنت و وجه امتياز اشراف به شمار مي رفته است.
هردوت و استرابون نيز هر دو پوشيدگي زنان طبقات ممتاز ايران قديم را امري متداول مي دانند و آنرا نوعي اشرافيت به شمار مي آورند و تأکيد مي کنند که زنان طبقات ديگر از اين در پرده بودن، خود را آزاد مي دانستند. اما با توجه به اينکه واژه «چادر»(cvatur)در زبان پهلوي به معني «لباس» و «پوشش» آمده است، چنين برمي آيد که اين وازه قبل از ساسانيان نيز کاربرد داشته است. البته مسلماً اگر چادر هم استفاده مي شد، به نحو امروزي آن نبوده است.
بررسي پوشاک زنان ايران باستان
پوشاک زنان مادي
زنان مادي موهاي بلند داشته اند، و اگر تنوع آرايش مو هم وجود داشته، از ديد مردم آن زمان، هيئت کلي زنان مادي به اين صورت بوده است. زنان مادي هيچ گونه پوششي براي سر نداشتند. تنوع الگويي لباس ها زياد نبود و جامه معمول آنها دو تکه بود؛ که تکه رويي در دو طرف بغل پا «دالبر» داشت به طوري که لباس زيرين مشخص مي شد. زنان برخلاف مردان فاقد کفش بودند؛ شايد به دليل نوع کار و محل اشتغالشان به آن نياز نداشته اند.
پوشاک زنان پارسي
تاريخ نويسان درباره پوشاک زنان پارسي، اکثراً سخني به ميان نياورده و با سکوت از آن گذشته اند. اين سکوت تاريخ نويسان درباره پوشاک زنان آن دوره يا به علت تماس نداشتن با آنان بر اثر نزاکت اخلاقي ايرانيان بوده که زنان در مجامع عمومي راه نداشتند، يا به علت همانندي لباس آنان با لباس مردان پارسي که به تذکر اين شباهت عادي و معمولي، نيازي وجود نداشته است.
از نقوش هخامنشي تصاويري به يادگار مانده که در آن زن هاي بومي، پوشش هاي جالبي دارند؛ پيراهن ساده و بلند، داراي آستين پرچين و کوتاه، و از زانو به پايين، دامن شرابه هايي تا به مچ آويزان است.
در اين نقوش، تصويري از زن بومي ايران را نشان مي دهد که از پهلو بر اسب سوار شده و چادري مستطيل شکل بر روي سر و لباس خود افکنده است و در زير آن يک پيراهن، دامن بلند و زير آن نيز، پيراهني ديگر و بلندتر تا مچ پا نمايان است.
زنان پارسي از نوع لباسي که مردان هخامنشي مي پوشيدند نيز استفاده مي کردند. اين گفته را تصوير حک شده بر روي ظرف گلي، که امروز در موزه هرميتاز نگهداري مي شود، تأييد مي کند. شکل اين لباس از نظر دامن و بالاپوش به شکلي است که شانه و آستين آن چون مانند شنل است، با هر اندامي متناسب است، و دامن نيز در صورتي که قد زن و مرد، با هم اختلاف زيادي نداشت، مناسب بود. بنابراين لباس زنان اين دوره ممکن است که اختلافي با لباس مردان پارسي نداشته باشد.
شاهد دوم براي تأييد اين گفته، نقش فرشي است که در پازيريک سيبري به دست آمده آمده است. اين فرش متعلق به دوران همخامنشيان بوده و تصوير زناني را نشان مي دهد که لباسي چون لباس مردان پارسي، به تن دارند و کفش هايشان نيز همان است که پارسيان به پا مي کردند. فقط اختلافي که در لباس زنان با مردان است، تزييات پيش سينه و شکل يقه آن است که در برخي موراد به صورت زيگزاگ است.
چادر زنان پارسي نيز پارچه چهارگوش نازکي بود که بر سر و لباس هاي خود مي انداختند و شبيه چادرهاي امروزي بوده است.
لباس زنان درباري، تنوع و مدل هاي زيادي داشت؛ ملکه ها از شنل يا اشارپ بلندي که پوشاننده بدن و به خصوص سينه ها بود نيز استفاده مي کردند.
پوشاک زنان اشکاني
زنان عهد اشکاني قبايي تا زانو بر تن مي کردند و شنلي بر سر مي انداختند، نقابي نيز داشتند که معمولاً به پشت سر مي آويختند. از پوشش هاي ديگر سر که شيوه اي نسبتاً پيچيده و سخت داشت، نيم تاجي فلزي بود. با دستاري بلند بر فراز آن که شنل يا نقاب بر روي افکنده يا بسته مي شد.
لباس زنان اين دوره پيراهني بلند تا به روي زمين، گشاد، پرچين، آستين دارد و يقه راست بود. پيراهن ديگري نيز داشتند که روي اولي مي پوشيدند که اندازه آن کوتاه تر از اولي و يقه باز بود. و روي اين دو پيراهن، چادري به سر مي کردند.
پيراهن از پارچه هاي منقش و مخصوصاً قلاب دوزي شده تهيه مي شد، و کفش ساده مردان اشکاني را به پا مي کردند و کمربندشان به شکل نواري بود که براي جمع کردن گشادي پيراهن در زير مي بستند.
نقش برجسته اي که از پالمبر در موزه لوور موجود است زني از دوره اشکاني را نشان مي دهد که اين زن چادري بر سر دارد و از زير آن عمامه اش که به طرز مشخصي بافته هاي آن مشخص است، به چشم مي خورد.
مجسمه اشکاني زني از پالمير نيز در موزه دمشق است که پوشش زنان اين دوره را روشن تر مي سازد. اين بانو نشسته و چادري او را پوشانده است. بند گوشه چادر به زير يک تخته فلز بيضي منقوش که با زنجيره اي به گردن آويخته، متصل است. عمامه اي بر سر نهاده و نواري فلزي موي بالاي پيشاني او را نگه داشته است و رشته هايي از جواهر زير عمامه و موي اوست. يک رشته گردنبند چسبيده به گردن دارد و پايين آن، دور يقه پيراهن زيرين، پيداست. بر روي اين پيراهن دو رشته سينه ريز گران بهاست و ميان رشته پايين و زنجير چادر، خط يقه پيراهن نمايان است.
با نگاه کردن به تصاوير مربوط به زنان اشکاني و نوع پوشش و چادري که بر سر مي کردند، روشن مي شود که در اين دوره زنان پارتي حجاب خود را حفظ مي کردند و در مواردي نيز از نوع پوشش و آرايش يونانيان الهام مي گرفتند.
پوشاک زنان ساساني
پوشاک زنان ساساني را چون دوره هاي قبل مي توان از روي نقوش سنگي با طرح هاي روي ظرف جست و جو کرد. زيرا مورخان در اين باره سخني به ميان نياورده اند. نوع لباس بانوان ساساني را از نقوش سنگي آناهيتا، الهه زيبايي و ثروت، و طرح هاي روي بشقاب به جامانده، که در موزه هاي کشورهاي خارجي موجود است، مي توان دريافت. بانوان ساساني پيراهن بلند، بسيار پرچين و گشاد مي پوشيدند و آن را مانند بانوان اشکاني با نواري در زير سينه، جمع کرده و مي بستند.
زنان ساساني از پوششي استفاده مي کردند که شبيه چادرهاي امروزي بوده و اين را از نقوشي که بر روي ظروف باقيمانده از آن دوره به دست آمده، مي توان فهميد. در طرح بشقابي که شاهزاده اي را در مجلس بزم نشان مي دهد، تصوير دو زن نمايان است: هر يک دستمالي روي دهان خود، به پشت سر بسته اند و شلواري چون شلوار مردان به پا دارند و قبايي پوشيده اند که تا وسط ساق پا مي رسد و قبا در جلوي دامن سه چاک و در پشت نيز سه چاک دارد و سراسر دور دامن و چاک ها حاشيه دار است.
با توجه به اينکه واژه چادر در زبان پهلوي به معني لباس و پوشش آمده است و از قبل از ساسانيان نيز مورد استفاده قرار مي گرفته است، اينکه چادر در باستان استفاده مي شده يا خير را دچار سردرگمي مي کند.
نتيجه گيري
با توجه به اسناد و مدارک تاريخي، حجاب در فارس قديم وجود داشته است. به عبارت ديگر قبل از اسلام حجاب هرچند نوع آن تفاوت داشته، در ميان زنان وجود داشته است.