جام جم/ «آتوسا» ۱۹ ساله و بسيار کمسنوسال است. لباس نامناسبي پوشيده و آرايش غليظ دارد. مادرش همراهش است و او هم ظاهر نامناسبي دارد. آنها با ادبيات نامناسبي صحبت ميکنند و مادر چند وقت يک بار حرفهاي بشدت تحقيرآميزي به دخترش ميزند. او خواهر يا برادر ندارد و با مادر مطلقهاش تنها زندگي ميکند.
شش ماه است ازدواج کرده اما دو هفتهاي ميشود به خانه مادرش برگشته... ميترسد و بشدت نگران است. به خاطر دروغي که روز اول در مورد دوشيزگي گفته خواب از چشمانش رفته و حالا نگران است چراکه همسرش به دليل «تدليس» قصد طلاق دادن او را دارد.
شرايط فسخ نکاح
ماده 1132 قانون مدني هم بيان ميدارد: در فسخ نکاح رعايت ترتيباتي که براي طلاق مقرر است شرط نيست گفتني است که خيار فسخ (اختيار برهم زدن نکاح) فوري است و ماده 1131 قانون مدني بيان ميدارد: اگر طرفي که حق فسخ دارد بعد از اطلاع و به محض آن به علت فسخ، نکاح را فسخ نکند خيار او ساقط ميشود، به شرط آنکه علم به حق فسخ و فوريت آن داشته باشد. تشخيص مدتي که براي امکان استفاده از خيار لازم بوده به نظر عرف و عادت است.
ماده 448 قانون مدني هم ميگويد: خيار فسخ قابل اسقاط است اما به ارث منتقل نميشود؛ چرا که در اثر موت نکاح منحل ميشود و ديگر موردي براي فسخ آن يا به ارث رسيدن حق فسخ باقي نميماند.
ماده 1092 قانون مدني بيان ميدارد: در صورتي که مرد پيش از نزديکي زن خود را طلاق دهد، زن مستحق نصف مهريه است ولي هرگاه عقد نکاح به جهتي قبل از نزديکي فسخ شود، زن حق مهريه ندارد، مگر در صورتي که موجب فسخ، عنن باشد که زن مستحق نصف مهريه است.
فسخ نکاح با طلاق فرق دارد. نامش کمتر به گوشمان خورده، محاکم کمتر به آن رأي ميدهند. دور و برمان در خانواده طلاق ديدهايم اما فسخ نکاح نه. براي همين هم نميدانيم چيست و چه آثاري دارد براي همين هم وقتي همسرمان تهديدمان ميکند: اگر فلان کار را انجام ندهي فسخ نکاحت ميکنم. دلمان ميريزد. ترس چنگ مياندازد توي وجودمان. از خودمان ميپرسيم اين فسخ نکاح ديگر چيست؟ چه بلايي دارد سرمان ميآيد؟ در مورد علل فسخ نکاح در شماره پيش توضيح دادم ولي اينکه دقيقاً چيست و آيا فقط مرد توانايي فسخ کردن نکاح را دارد يا زن هم ميتواند در اين شماره صحبت خواهيم کرد.
ماجراي عجيب آتوسا
قصه زندگي آتوسا با همه قصههايي که تا حالا شنيدهام فرق دارد: ريشه در ترس دارد و دروغ. اينکه اگر کس ديگري بود چه تصميمي ميگرفت را نميدانم. سعي ميکنم مثل هميشه کمتر قضاوت کنم و بيشتر گوش بدهم. آتوسا گفته بود: «يکي از اقوام مرا براي ازدواج به ابوالفضل معرفي کرد. گفت پسري است که مادرش هر کار ميکند زن نميگيرد. يک دختر خيلي خوشگل ميخواهد؛ آتوسا من تو را به او معرفي کردم. هم از اين وضع دربدري بيرون ميآيي و هم شوهر ميکني و تشکيل زندگي ميدهي. گفتم شرايط من را به او گفتي؟ گفت به مادرش گفتم. گفته اصلاً به پسرم نگوييد که پشيمان ميشود. مشکل اتفاقي بود که در پانزده سالگي براي من افتاده بود. آن زمان من با پدرم زندگي ميکردم. پدرم معتاد بود. يک بار اتفاق وحشتناکي افتاد. پدرم مرا به يکي از موادفروشان فروخت و در ازايش مواد گرفت. اين ماجرا را هرگز به کسي نگفتم. هرگز. محل زندگيام را عوض کردم و آن شهر را ترک کردم. مادرم گفت به هيچ وجه به کسي نگو. شکست خورده و نالان بودم که خانواده همسرم به سراغم آمدند.
البته شوهر آتوسا ميدانست که او باکره نبوده است: «قبل از عقد به او گفتم که با پسري نامزد بودم صيغه خوانديم اما رسمي نکرديم. گفتم دختر نيستم. اما آن ماجرا را نگفتم آن اتفاق خصوصي و سياه زندگي من بود. نميخواستم به کسي بگويم.»
ماجرا از جايي شروع شد که شوهر آتوسا آن جور که تصور ميکرد از آب در نيامد: بسيار بددهن بود و بعد فهميدم که اصلاً رسماً سارق است. وقتي اعتراض کردم شروع کرد به کتک زدن. من هم فرار کردم و به خانه مادرم برگشتم. حالا ميگويد يک قران از مهريهات را نميدهم و اين را هم فرستاده: يک برگ احضاريه دادگاه و ضمايم نشانم داد. در ستون خواسته نوشته بود: فسخ نکاح به علت خيار تدليس.
فسخ چيست؟
آتوسا با چشمهاي نگران نگاهم ميکند نميداند چه به سرش آمده؟ فسخ چيست؟ اصلاً چرا دارد همچين کاري ميکند؟ فسخ نکاح چه خاصيتي براي شوهرش دارد؟ شنيده بودم معامله را فسخ ميکنند اما نميدانستم ازدواج را هم ميتوان فسخ کرد! اصلاً فسخ يعني چه؟
براي آتوسا توضيح ميدهم که: فسخ آنقدرها چيز عجيب و غريبي نيست. اصولاً هرکس که معامله توي زندگيش کرده باشد. خانه يا ماشيني خريده باشد قطعاً کلمه فسخ به گوشش خورده است. در حقيقت از نظر حقوقي تسلط قانوني شخص در اضمحلال عقد را خيار گويند. يعني اينکه مثلاً هنگام خريد و فروش خودرو يک سري مسائل را طرفين با هم شرط ميکنند؛ مثلاً اگر خودرو رنگ داشت طرفين تا سه روز حق فسخ (برهم زدن يک جانبه معامله) را دارند. براي فسخ نيازي به قبول طرف مقابل نداريم چون عملي يک جانبه محسوب ميشود.
ماده 449 قانون مدني اعلام داشته است: «فسخ به هر لفظ يا فعلي که دلالت بر آن نمايد حاصل ميشود.»
آتوسا بيشتر ميترسد: يعني به همين راحتي ميتواند مثل خريد و فروش يک ماشين عقد نکاح را فسخ کند؟ برايش توضيح ميدهم که البته که نه، اين به آن معني نيست که هر فردي که مدعي وجود يکي از شرايط فسخ نکاح است، با اعلام آن، فسخ هم عملا صورت گيرد. نکاح از ساير عقود بسيار مهمتر است و فسخ آن در جامعه تأثيراتي دارد بنابر اين براي احراز وجود شرايط فسخ و اثبات انحلال نکاح بايد به دادگاه رجوع کرد. به زبان ساده يعني بايد حتماً شرايط فسخ را داشته باشد و آن را در دادگاه مطرح کند و از دادگاه بخواهد آن را تنفيذ کند.
حقيقت تلخ
آتوسا مثل همه زنهاي ديگر که با شوهرشان مشکل دارند خانه را ترک کرده و به خانه مادرش رفته اما شوهرش به جاي اينکه با گل و شيرني دنبالش بيايد يا حتي دادخواست تمکين بدهد يک روش کاملاً متفاوت را اجرا کرده، فسخ نکاح: «ميدانست دختر نيستم؛ گفته بودم. وقتي اختلاف بالا گرفت مادر شوهرم به من خيانت کرد و راز زندگي من را به شوهرم گفت. به هر حال البته فرقي نميکرد. خيلي آدم آبروداري نبود. دزد بود. معتاد بود يکي بدتر از همان کثافتهايي بود که پدرم مرا به آنها فروخت آن موقع پانزده ساله بودم. خيلي کم سن بودم. به اندازه کافي عذاب کشيدم. حالا که فکر ميکنم ميبينم اگر حقيقت را ميگفتم بهتر بود. براي اين آدم فرقي نميکرد گذشته من چه باشد حداقل حالا عذابم نميداد.»
دلدارياش ميدهم: «به نظرم نگفتن آن قضيه از موارد تدليس در نکاح نيست چون هرکس به هر حال رازهايي دارد که آن را براي خودش مخفي نگه ميدارد. همان طور که قبلاً هم گفتم يا بايد شرط ضمن عقدي را پنهان کرده باشي يا عيبي را. تا حالا با او صحبت کردهاي که ببيني حرف حسابش چيست؟» با وقاحت ميگويد که نميدانسته من دختر نيستم. ميگويم اگر مرا نميخواهي طلاقم بده ميگويد نه ميخواهم نکاح را فسخ کنم که مهريه ندهم. اصلاً فرق فسخ نکاح با طلاق در چيست؟
تفاوت فسخ نکاح و طلاق
حالا فهميديد فسخ نکاح چيست و با عوامل آن نيز در شماره پيش آشنا شديد وقت آن است که بدانيد: اصولاً تفاوت فسخ نکاح و طلاق چيست و در چه مواردي است که براي انحلال عقد نکاح ميتوان به شرايط فسخ نکاح استناد کرد. جالب است بدانيد اين دو از جهات گوناگون به هم شباهت دارند اما ذات و باطن آنها با هم متفاوت است.
- صيغه طلاق با حضور دو مرد عادل جاري ميشود، اما فسخ نکاح فاقد چنين تشريفاتي است.
- در طلاق بايد صيغه طلاق با تشريفات و بيان خاص ادا گردد در صورتي که در فسخ نيازي به آن تشريفات نيست.
- فسخ در صورت تحقق شرايط و موجبات فوري ولي طلاق چنين نيست.
- موجبات طلاق و فسخ با يکديگر فرق ميکند.
- زن به هنگام جاري شدن صيغه طلاق بايد شرايط خاصي داشته باشد که در فسخ نکاح نيازي به آن نيست.
- همچنين احکام مهريه در اين دو با يکديگر تفاوتهايي دارند.
- فسخ نکاح در دوران عادت زنانگي و نفاس زن ممکن است. در حالي که طلاق زن در اين دوران درست نيست.
- طلاق مخصوص نکاح دائم است (ازدواج دائم) ولي موارد فسخ نکاح در دائم و منقطع يکسان (ازدواج موقت يا همان صيغه که در عرف ما وجود دارد) است.
- پيش از وقوع طلاق بايد از دادگاه حکم يا اذن گرفته شده ولي فسخ نکاح نياز به اين اقدام ندارد و رسيدگي دادگاه محدود به احراز وجود حق فسخ است و تکليفي در باب اصلاح زوجين و ارجاع به داوري ندارد.
- طلاق عمل حقوقي يک جانبه (ايقاع) است که به وسيله شوهر يا نماينده قانوني او (دادگاه) انجام ميشود در حالي که فسخ ممکن است به وسيله شوهر يا زن واقع شود.
- در طلاق رجعي شوهر ميتواند در زمان عده به نکاح رجوع کند، اما در فسخ نکاح امکان رجوع وجود ندارد و تشکيل دوباره خانواده جز با نکاح جديد ممکن نيست.
- در طلاق رجعي در زمان عده نفقه زن به عهده شوهر است ولي در فسخ نکاح نفقه تعلق نميگيرد مگر زن حامله باشد.
- فسخ نکاح هرچند بار که بين زن و مرد اتفاق افتد ايجاد حرمت نميکند.
- فسخ نکاح نياز به رضايت طرفين ندارد و کسي که حق فسخ دارد ميتواند يک طرفه آن را انجام دهد. فسخ کننده بايد بالغ، عاقل و رشيد باشد.
فسخ نکاح و مهريه
قطعاً سؤال بزرگي که در ذهن آتوسا هست در ذهن شما هم پيش آمده و آن اين است که اگر نکاح فسخ شود تکليف مهريه چه ميشود؟ جالب است بدانيد در فسخ نکاح مهريه در حالتهاي مختلف متفاوت است:
پيش از نزديکي (برقراري رابطه زناشويي): اگر به خاطر ناتواني مرد از نزديکي، زن عقد را به هم زند، شوهر بايد نصف مهر او را بپردازد، ولي اگر به خاطر يکي ديگر از عيبهايي که گفته شد، مرد يا زن عقد را به هم بزند اگر باهم نزديکي نکرده باشند مهريه تعلق نميگيرد.
اگر نزديکي (رابطه زناشويي) صورت گرفته باشد به استثنا تدليس از جانب زوجه در باقي موارد مرد بايد مهريه را کامل بپردازد.
جرمي به نام تدليس در نکاح
آتوسا استرس دارد: «مدام تهديدم ميکند که شکايت ميکند و به خاطر دروغي که گفتهام مرا به زندان مياندازد راست ميگويد؟ ميتواند چنين کاري کند؟»
براي آتوسا توضيح ميدهم که: «اثبات وجود عوامل فسخ نکاح در دادگاهها کار مشکلي است چون به دليل وجود شرايط خاص در فسخ نکاح دادگاهها بيشتر تمايل به هدايت زوجين به سمت طلاق دارند تا فسخ نکاح اما خطري که تدليس براي طرفين دارد اين است که علاوه بر ضمانت اجراي مدني تدليس، قانونگذار در اين زمينه ضمانت اجراي کيفري نيز مقرر کرده است و ماده 647 قانون مجازات اسلامي ميگويد چنانچه هر يک از زوجين قبل از عقد از دو طرف خود را به امور واهي از قبيل داشتن تحصيلات عالي، تمکن مالي، موقعيت اجتماعي، شغل و سمت خاص تجرد و امثال آن فريب دهد و عقد بر مبناي هر يک از آنها واقع شود، مرتکب به حبس تعزيري از 6 ماه تا دو سال محکوم ميشود. البته در مورد پرونده آتوسا به نظرم نبايد نگران چنين چيزي باشيم چون همان طور که بارها گفتم هر دروغي تدليس محسوب نميشود و تدليس شرايط خاص خودش را دارد.
از تهديد تا عمل
با توضيحاتي که براي آتوسا دادم متوجه شد که ماجرا آنقدرها هم ترسناک نيست و هنوز جاي اميد براي رهايي از اين مشکل باقي است.(زهرا سپيد نامه - وکيلپايهيک دادگستري/ ايران)