1. برگزیده
دخترونه زنونه

گفت‌وگو با دکتر «سودابه داوران»، استاد دانشگاه و برنده جایزه یونسکو

منبع
جام جم
بروزرسانی
گفت‌وگو با دکتر «سودابه داوران»، استاد دانشگاه و برنده جایزه یونسکو
جام جم/ همين چند روز پيش سازمان ملل در پاريس، مدالي را با عنوان «کمک به علوم و فن‌آوري نانو» به يک بانوي دانشمند ايراني اهدا کرد؛ دکتر «سودابه داوران»، استاد دانشکده داروسازي دانشگاه تبريز. کيلومتر‌ها آن طرف‌تر از مرزهاي کشورمان، اسم ايران و زنان سختکوش و پرتلاش ايراني را سرزبان‌ها انداخت. به همين بهانه پاي صحبت‌هاي دکتر داوران مي‌نشينيم؛ استاد ۴۹ ساله تبريزي که زندگي‌اش را وقف پيشرفت علم و دانش در کشورمان کرده و موفقيت‌هاي زيادي را هم در اين زمينه در داخل و خارج از کشور به دست آورده؛ محققي که اميدوار است يک روز جايزه نوبل را نيز به دست بياورد؛ آرزويي که بعيد نيست. * ‌ زن نمونه نخبه سال ۱۳۸۶، انتخاب به عنوان يکي از ۱۰۰ دانشمند نمونه سال ۲۰۰۸ توسط دانشگاه کمبريج، انتخاب به عنوان افراد باهوش قرن ۲۱ توسط مرکز بين‌المللي بيوگرافي، ثبت ۱۵ اختراع و ارائه بيش از ۳۵ مقاله ISI در مجلات معتبر بين‌المللي و حالا هم مدال کمک به علوم و فناوري نانو از طرف يونسکو؛ کارنامه درخشاني داريد خانم دکتر! همه اين‌ها را در درجه اول مديون لطف خداوند هستم و بعد تلاش و علاقه زيادم به کسب علم و همراهي و پشتيباني خانواده‌ام. * ‌ اين همراهي و تلاش از کي شروع شد؟ از خيلي سال پيش. شايد حتي وقتي مدرسه نمي‌رفتم. چون پدرم استاد حسين داوران از پايه‌گذاران رشته شيمي در آذربايجان شرقي بودند، علاقه زيادي به اين علم داشتند تا جايي که ما در خانه خودمان يک آزمايشگاه کوچک داشتيم که پدر براي خودش درست کرده بود. اما خيلي وقت‌ها من و خواهرم روزمان را در اين آزمايشگاه شب مي‌کرديم. * پس به خاطر همين شيمي پليمر را براي تحصيل انتخاب کرديد؟ قاعدتاً حضور در آزمايشگاه کوچک پدر تأثير زيادي در هدايت من به سمت شيمي داشت. من هميشه کنار دست پدرم در آزمايشگاه مي‌ايستادم و به کار‌هايشان نگاه مي‌کردم. پدرم عمدتاً کارهايي را در ارتباط با ترکيبات دارويي و موادي که براي ظهور فيلم‌هاي عکاسي به کار مي‌رفتند و... انجام مي‌داد. من بدقت کارهاي ايشان را دنبال مي‌کردم. وقتي مي‌ديدم پدرم وقتي در آزمايشگاه بود و به محصول تازه‌اي مي‌رسيد چقدر احساس شعف و شادماني مي‌کرد، حس مي‌کردم اين کارهاي تحقيقاتي چقدر مي‌توانند آرامش دهنده باشند، وقتي مي‌ديدم پدرم جنبه‌هاي تازه‌اي از خلقت را در کار‌هايش کشف مي‌کند اين انگيزه در من به وجود مي‌آمد که خودم هم اين کار را تجربه کنم. آنجا براي من تبديل شده بود به يک فضاي ناشناخته اما دوست داشتني. * پس آن آزمايشگاه کوچک يک جورهايي حکم سرزمين عجايب را براي شما داشت؟ بله دقيقاً. من علاقه زيادي به بودن در آن فضا داشتم. پدرم معمولاً در مراسم‌ چهارشنبه سوري يکسري مواد بي‌ضرر را که توليد صدا و نور مي‌کردند با هم ترکيب و استفاده مي‌کرد. هيچ وقت فراموش نمي‌کنم يک بار من و خواهرم بدون اطلاع او به آزمايشگاه رفتيم و به خيال خودمان در حال آزمايش و ترکيب مواد مختلف با هم بوديم که اين مواد را هم با هم ترکيب کرديم و داخل آزمايشگاه آتش بازي کوچکي راه افتاد... نتيجه اين شد که ديگر اجازه نداشتيم تنهايي وارد آزمايشگاه شويم. * بنا بر اين، شما جزو آن دسته از آدم‌هايي هستيد که شغل رؤيايي روزهاي کودکيشان با شغل بزرگساليشان تفاوت زيادي ندارد؟! بله. خوشبختانه اين اتفاق براي من افتاد. زماني که سن و سال زيادي نداشتم و هنوز ابتدايي بودم هميشه سرگذشت زندگي آدم‌هايي را که در تاريخ علوم به موفقيت‌هاي زيادي رسيده بودند مي‌خواندم. يکي از افرادي که خيلي زياد روي من تأثير گذاشته بود، مادام کوري بود؛ اولين زني که برنده جايزه نوبل شد. هميشه دوست داشتم روزي از راه برسد که من هم بتوانم کار مؤثري را در علم انجام بدهم و مثل او نامم زنده بماند. * ...و حالا اين موقعيت را داريد. مسلماً يکي از خصوصيات اخلاقي که دارم اين است که هميشه سعي مي‌کنم يک زندگي پوياي علمي داشته باشم، ايستا بودن را دوست ندارم و دلم مي‌خواهد هميشه رو به جلو حرکت کنم و به جوايز بالاتري برسم؛ هم به خاطر اينکه خدمتي کرده باشم به کشور خودم و بشريت و هم به خاطر اينکه هنوز آن آرزوي دوران کودکي در ذهنم است و اميدوارم يک روز جايزه نوبل را در رشته خودم دريافت کنم. * از جايزه يونسکو بيشتر بگوييد؛ چطور اين جايزه به شما رسيد؟ تقريباً اواسط اسفند ۹۳ بود که خبردار شدم براي اين جايزه برگزيده شده‌ام. اصلاً در جريان اين انتخاب نبودم و کاري را هم براي مرکزي که در يونسکو اين فعاليت را انجام مي‌دهد نفرستاده بودم. اين مدال در حقيقت درجهت حمايت از افرادي است که تأثير چشمگيري در علوم و فنون نانو داشته‌اند. کميته داوري سازمان يونسکو خودش با ارزيابي و مرور مقالات، اختراعات و طرح‌هايي که دانشمندان مختلف در بيش از ۱۰۰ کشور جهان انجام داده‌اند اين انتخاب را مي‌کند. من از طريق سفارتمان در فرانسه و کميسيون ملي يونسکو در ايران اطلاع پيدا کردم که اينجايزه به من تعلق گرفته و لازم است که در مراسم اهداي جايزه حضور داشته باشم. * ‌ ...و خودتان را به مراسم رسانديد؟ بله. در روز ۱۰ آوريل ۲۰۱۵ اين جايزه را در مقر يونسکو در پاريس همراه با ديپلم افتخار دريافت کردم. خانم ايرينا بوکووا، مدير کل يونسکو، شخصاً جايزه من را اهدا کردند، بجز من سه برگزيده ديگر هم از کشورهاي روسيه، کنيا و امريکا حضور داشتند اما اسم کشور ما يعني جمهوري اسلامي ايران به عنوان اولين برگزيده خوانده شد که به اين معني بود که کشور ما در صدر اين انتخاب قرار گرفته. خانم بوکووا از ايران به عنوان يک کشور پيشرو در نانو تکنولوژي قدرداني کردند، اتفاقي که من را خيلي خوشحال کرد. البته مسأله مهمي که در اين مراسم اتفاق افتاد و براي خود من خيلي عزيز بود اين بود که آن روز مصادف بود با روز ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن در ايران که اتفاقاً برگزار کنندگان مراسم از اين موضوع خبر داشتند و اين مسأله را ذکر کردند که باعث شادي من و همراهانم شد. * اين انتخاب چه بازخوردهايي در مجامع علمي براي شما داشت؟ وقتي در مراسم حضور داشتم، احساس مي‌کردم همه با يک نوع حس احترام به من نگاه مي‌کنند، از واکنش‌هاي افراد حاضر و کامنت‌هايي که ديگران از گوشه و کنار دنيا براي خبر اين مراسم گذاشته بودند، اين طور نتيجه گرفتم که ديدگاه آن‌ها درباره جايگاه زن در نظام جمهوري اسلامي ايران بسيار متحول شده؛ يعني آن‌ها شايد قبلاً چنين تصور مي‌کردند که در کشور ما زنان حرمت و جايگاه خاصي ندارند و فقط در فضاي خانه کارشان معنا پيدا مي‌کند، اما در جريان اين مراسم متوجه شدند که اين طور نيست و زنان ايراني در کنار وظايف خانوادگي خود، در کنار رسيدگي به همسر و فرزندان مي‌توانند علائق خودشان را هم دنبال کنند، فعاليت‌هاي اجتماعي داشته باشند و به مدارج بالاي علمي برسند. * چه تعريف ساده‌اي براي نانوتکنولوژي داريد، رشته‌اي که به خاطرش يک قدم ديگر به آرزو‌هايتان نزديک‌تر شده‌ايد؟ نانو تکنولوژي يک رشته گسترده و همه گير است؛ يک موضوع فرارشته‌اي است. چيزي نيست که مرز خاصي داشته باشد. اساس کار ما توسعه يکسري حاملين خاص است که مي‌توانند براي اکثر دارو‌ها به کار بروند. در واقع ما يک حامل مناسب را تهيه مي‌کنيم که مي‌تواند داروهاي متفاوتي را با خودش حمل کند و به جاهاي مختلف بدن برساند در نتيجه هدف‌هاي مختلفي را هم جوابگو هستيم. * بين تحقيقاتي که انجام مي‌دهيد با کدام يک ارتباط بهتري گرفته‌ايد؟ در تحقيقاتم سه مورد است که خيلي به آن‌ها علاقه‌مندم؛ يکي فرآورده‌هايي هستند که در ارتباط با تهيه انسولين خوراکي کار مي‌کنيم؛ چون عده زيادي که از مشکل ديابت رنج مي‌برند به من زنگ مي‌زنند و از تزريق انسولين گله و شکايت مي‌کنند. مخصوصاً اگر کودک يا پا به سن گذاشته باشند تزريق انسولين برايشان کار دردناکي است. يکي از محصولاتي که وقتي روي آن کار مي‌کنم و جواب خوب مي‌گيرم، احساس شادماني مي‌کنم و احساس مي‌کنم که به خدا نزديک مي‌شوم فرآورده‌هايي است که در ارتباط با تهيه انسولين خوراکي هستند تا به اين افراد کمک کنند. يکسري کار هم در ارتباط با ترک مواد مخدر و اعتياد انجام داديم يعني داروهايي ساختيم که به افرادي که درگير بيماري اعتياد هستند کمک مي‌کند که ترک کنند و سمت اعتياد برنگردند. اين‌ها هم جزو ترکيباتي است که من با جان و دل رويشان کار مي‌کنم درواقع موقع کار روي اين ترکيبات به فکر خودم نيستم احساس مي‌کنم به خودم تعلق ندارم و اين رسالتي است که خدا برعهده من گذاشته. احساس دين مي‌کنم انگار که امانتي بر دوش من است. * ‌ تحقيق سوم هم حتماً پژوهش معروفتان روي سرطان است؟ بله. يکي از مهم‌ترين کارهاي تحقيقاتي من، در خصوص طراحي سيستم‌هاي پيشرفته پليمري براي استفاده در درمان سرطان است. به زبان ساده‌تر اين‌ها يکسري سيستم‌هاي هوشمندي هستند که مي‌توانند به صورت انتخابي روي غدد سرطاني قرار بگيرند و با بهره دهي درماني بالا و عوارض جانبي کم منجر به درمان سرطان شوند. اين سيستم‌ها حاوي يک نوع شناساگر بافتي هستند و ساختمان اصليشان نوع خاصي از کوپليمرهاست. روي اين سيستم‌هاي پليمري، شناساگرهاي خاصي که مي‌تواند به نوع ويژه‌اي از تومورهاي سرطاني تمايل نشان بدهد قرار داده شده، اين پليمر‌ها در اصل مي‌توانند نشانگرهاي سطح سلول سرطاني را شناسايي کنند و به صورت انتخابي به آن‌ها وصل شوند. مطالعات ما در سطح آزمايشگاهي نشان داده که وقتي اين‌ها به سطح سلول‌هاي سرطاني وصل مي‌شوند مي‌توانند به صورت تدريجي دارو را به صورت طولاني مدت آزاد کنند. اين کار هم باعث افزايش کاراييشان مي‌شود و هم عوارض جانبي شيمي درماني را کاهش مي‌دهد. البته ما بيشتر روي سرطان ريه و همين طور سرطان‌هاي مغز تحقيق کرده‌ايم و مي‌خواهيم سيستم‌هايي را طراحي کنيم که بتوانند از سد خوني - مغزي عبور کنند که مسأله مهمي است. بعضي از دارو‌ها قادر نيستند از سدهاي بيولوژيک عبور کنند اما اين نوع ذرات پليمري اين قابليت را دارند. * ‌بجز تحقيق و پژوهش، تدريس هم مي‌کنيد؟ در رشته‌هاي داروسازي، نانوتکنولوژي پزشکي و نانوتکنولوژي دارويي تدريس مي‌کنم، اتفاقا چون به تدريس علاقه‌مندم ساعات تدريسم هم زياد است. اين علاقه هم از پدرم به من رسيده؛ پدرم سال‌ها تدريس کردند، کتاب‌هاي زيادي نوشتند و در‌‌نهايت در سال ۸۶ در حين سخنراني در مراسم بزرگداشت خودشان به دليل ايست قلبي فوت کردند. اتفاقي که ما را خيلي متأثر کرد، اما چون ديديم که پدر در محراب خودش از دنيا رفته آرامش پيدا کرديم. من مهارت انتقال مفاهيم را هم از پدرم به ارث بردم و به خاطر همين تدريس قسمت اصلي زندگي‌ام را تشکيل مي‌دهد. با اين همه مشغله و پژوهش و تدريس و... وقتي هم براي خانواده‌تان مي‌ماند؟ قطعاً مي‌ماند. من سعي مي‌کنم اکثر کار‌هايم را در زماني که در دانشگاه يا در آزمايشگاه هستم انجام دهم. حتي نوشتن مقاله‌ها و گزارش‌ها. سعي مي‌کنم در محل کارم از همه فرصت‌ها استفاده کنم و کمترکارهاي مربوط به شغلم را به خانه بياورم تا وقتي که در فضا و محيط خانه هستم کنار خانواده‌ام باشم. مخصوصاً در سال‌هاي اخير که پسرم دوره دبيرستان را مي‌گذراند و بايد در کنکور شرکت مي‌کرد هميشه اين مسأله را رعايت مي‌کردم تا زمان بيشتري را کنارش باشم. بشدت معتقدم که زندگي فقط بعد شغلي و حرفه‌اي نيست. به خاطر همين در مسائل خانه داري، آشپزي، هنري، فرهنگي و... من هميشه فعالم و سعي مي‌کنم کم نگذارم. البته بعضي زمان‌هايم محدود شده که کارم را به خانه بياورم، اما سعي مي‌کنم وقتي تنها هستم يا در ساعات آخرشب آن را انجام بدهم و زماني که با همسرم و پسرم هستم فقط وقتم را با آن‌ها بگذرانم. به همه بانوان سرزمينم هم توصيه مي‌کنم وظيفه خود را به عنوان يک مادر و همسر هميشه مدنظر و اولويت قرار بدهند؛ اما به ساير فعاليت‌هاي هنري، ورزشي، علمي و... که علاقه و استعداد بالاتري در آن‌ها دارند هم بپردازند. با پشتکار مسيرشان را دنبال کنند تا به شکوفايي برسند. مسلماً يک زن مجرب و ماهر و باسواد که از اسلام الگو گرفته مي‌تواند مادر موفق و همسر موفق‌تري هم باشد.