اطلاعات/ هر چند که تاريخ وقف توسط زنان ايراني به گذشتههاي دورتري برميگردد، ولي بيشتر اسنادي که در اين مورد وجود دارد از دوره صفوي است. اين سنت مرضيه در کشور ما در دورههاي مختلف تاريخي و از جمله سلجوقيان، مغولان، صفويه، قاجاريه، پهلوي و نيز تا زمان ما به صورتهاي گوناگون ادامه داشته است و با توجه به اهميت دورههاي تاريخي در تعيين طبقه زنان واقف، بايد گفت که در دوره صفوي، زنان ديوان سالار و به عنوان مثال مادر و همسر شاه و زنان تجار، از زنان واقف بودند و به مرور زمان و با تغيير فضاي اقتصادي ـ سياسي جامعه، تغيير نوع مالکيت در ايران، تقسيم اراضي و تغيير اجتماعي قانون ارث، زنان از اقشار و طبقات مختلف نيز به واقفين پيوستند.
بررسيهاي اوليه درباره قانون ارث نشان ميدهد که تا برادر بزرگ و صاحب نفوذ زنده بوده است، اموال تقسيم نميشده و اگر هم تقسيم ميشده، واگذار نميشده است، و اين امر موجب ميشده کمتر خانم و يا دختري در طول حيات خود به ثروت موروثي خود دست پيدا کند که با تغيير اين فضا، زنان واقف از ارثيه خود وقف ميکردهاند. بايد گفت که در وقف، چندان تفاوتي بين وقف بانوان و آقايان وجود ندارد؛ زنان به تقليد از مردان به وقف ميپرداختند، اما فضاي حاکم بر جامعه طوري بوده است که زنان انديشهها و روحيات زنانهشان را در موقوفات به ندرت دخالت دادهاند. به عنوان مثال زنان به وقف خانه، سهم خود از آب و قنات و يا وقف داراييهاي خود براي چاپ کتابهاي فقهي و يا ديني ميپرداختهاند. در حالي که با مطالعاتي که در قرون اخير تحت عنوان مطالعات زنان صورت گرفته است، مشاهده ميشود که زن از حيث فيزيکي و روحي با مرد متفاوت است و قاعدتاً بايد فعاليتهاي اجتماعي او در چارچوب روحيات خاص خودش باشد؛ در حالي که به ندرت اين را در موقوفات زنان ميبينيم. اسناد موقوفات زنان به وقف محلي براي ساخت بيمارستان اشاره دارد، اما کمتر خانمي تصريح ميکند که موقوفهاش بيمارستان زنانه يا مدرسهاي که وقف ميکند، دخترانه باشد.
همچنين در اين دوران تعدادي مدارس علميه کشور در اصفهان توسط زنان واقف ساخته شده است و در بقيه شهرها نيز زنان مشترکاً با همسرانشان يا به صورت گروهي همراه خواهران و برادران خود، به ساخت مدارس و يا مساجد پرداختهاند، به عنوان مثال خانمي خانهاش را کنار مسجد بوده، براي توسعه مسجد وقف کرده است يا سهم آب و قناتي را که داشته، براي مصارفي در تعظيم شعائر مذهبي، وقف کرده است. اغلب مدارس دوره صفوي و قاجار را همسران با هم وقف کردهاند و ممکن است شوهر بخشي را در عوض مهريه، با همسرش همکاري کرده باشد.
بررسي اسناد نشان ميدهد که هرچه به دوران معاصر نزديک ميشويم، زنان روز به روز استقلال مالي بيشتري پيدا کردهاند و با شرکت در وقف در امور مختلف در مسائل اجتماعي فعاليت ميکنند.
اولين سند وقفي که در سازمان اوقاف موجود است، مربوط به خانمي به نام خديجه بنت ربيعا است. که نزديک به هزار سال پيش در قزوين زندگي ميکرده و قناتي را وقف کرده است. تا پايان سال ۱۳۹۳ نيز، از ميان ۲۰۰۰ وقفي که انجام شد، ۳۰۰ وقف از جانب زنان بوده که ۱۵ درصد کل وقفها را شامل ميشود و اين در حالي است که آمار زنان شاغل ۱۲ بوده است.
کهنترين مصحف با ترجمه فارسي نيز از سوي بانوان وقف شده، متعلق به سال ۱۰۵۹ قمري است. اين مصحف را حاجيه فاطمه خانم بنت مير شرفالدين از اولاد امير شمسالدين چارمناري در روز سهشنبه ۲۲ شعبان ۱۰۵۹ قمري و در زمان سلطنت شاه جهان در هند وقف کرده است.
پس از آن به ترتيب در قرن يازدهم ۳ مصحف مترجم، قرن دوازدهم ۴ مصحف مترجم، قرن سيزدهم ۳۷ مصحف مترجم و قرن چهاردهم ۱۵ مصحف ترجمه دار فارسي، از سوي بانوان وقف شده است.
پس از صفويه به تدريج در دورههاي بعدي يعني در قاجار و پهلوي اول و دوم، زنان از طبقات عادي جامعه نيز اقدام به وقف کردهاند. با مراجعه به متن وقفنامهها و اسناد وقفي از روي القاب و همچنين شخصيت پدر و يا همسر واقفه ۴ طبقه با موقعيتهاي اجتماعي متفاوت شناسايي شدهاند.
آنچه گفته شد، بيانگر آن است که زنان در عرصه وقف، مانند بسياري از عرصههاي ديگر اجتماع، تاثير داشته اند که نشان دهنده حضور فعال آنان در اجتماع حداقل از دوره زنديان و افشاريان تا زمان حال بوده است.
نکته جالب توجه ديگر آنکه به لحاظ منزلت اجتماعي، در ابتدا زنان طبقات مرفه و در ادامه زنان واقفه از طبقات و قشرهاي مختلف جامعه در اين سنت پسنديده مشارکت داشتهاند و همچنين سنت حسنه وقف در زنان در مقايسه با مردان به لحاظ امور زنانه و نقش جنسيت تفاوتي نداشته است.
با کانال تلگرامي آخرين خبر همراه شويد telegram.me/akharinkhabar