اهمیت سبک زندگی در سیره و سخنان اهل‌بیت (ع)

منبع
ابنا
بروزرسانی
اهمیت سبک زندگی در سیره و سخنان اهل‌بیت (ع)
ابنا/ بهمن ماه سال گذشته همايش علمي ـ پژوهشي سبک زندگي اهل بيت(ع) با همکاري مجمع جهاني اهل بيت(ع) و پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي در سالن همايش هاي دفتر تبليغات اسلامي برگزار شد و در آئين اختتاميه از منشورات اين همايش رونمايي شد. پيش از برگزاري همايش علمي ـ پژوهشي سبک زندگي اهل بيت(ع)، نشست ها و گفتگوهايي با صاحب نظران و انديشمندان انجام شد و مجموع اين نشست ها و گفتگوها در غالب 5 ويژه نامه چاپ شد. خبرگزاري ابنا هر هفته، متن يکي از گفتگوها يا نشست هاي اين ويژه نامه را منتشر خواهد کرد. متن پيش رو گفتاري از حجت الاسلام و المسلمين دکتر «احمد حسين شريفي»، دانشيار مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) و مسئول کميته علمي همايش سبک زندگي اهل بيت(ع) است. وي در اين نشست در مورد اهميت و چرايي پرداختن به سبک زندگي اهل بيت(ع) در پنج محور: رابطه باورها و سبک زندگي در سخن اهل بيت(ع)؛ نقش فرديت و محيط در سبک زندگي از نگاه اهل بيت(ع)؛ حصول و زوال تدريجي سبک زندگي؛ سبک زندگي مناسب ترين راه انتقال باورها و ارزش ها؛ سبک زندگي ابزاري براي نمايش عزت و هويت خودي، صحبت کردند. متن کامل سخنان استاد شريفي به شرح ذيل است: چرايي پرداختن به سبک زندگي اهل‌بيت(ع) هجمه عظيمي توسط رسانه‌هاي مختلف غربي به ابعاد مختلف سبک زندگي اسلامي ـ ايراني ما صورت گرفته است. پادزهر اصلي مقابله با اين هجمه، احيا و روزآمد کردن و ترويج سبک زندگي اهل‌بيت (ع) است. البته اين هجمه اختصاص به سبک زندگي ايراني و اسلامي ما ندارد، بلکه همه دنيا از آن ناراضي‌اند و حتي اروپائيان هم از اينکه سبک زندگي آمريکايي در کشورشان رواج پيدا مي‌کند و هويت بومي و ملي‌شان را از بين مي‌برد، ناراحتند. ولي کشور ما در نوک اين حملات قرار دارد. هزاران شبکه ماهواره‌اي در کشور ما قابل دريافتند؛ هرچند همه به قصد ضربه زدن به سبک زندگي ما راه‌اندازي نشدند، ولي طبق برخي از آمار دو ‌يا سه هزار شبکه ماهواره‌اي به طور قطع در کشور ما قابل دريافت است و اغلب اينها به زبان فارسي نيستند و عموم مردم ما نمي‌فهمند که اينها چه مي‌گويند؛ اما از طريق کارکردي که اغلب اينها دارند، مي‌توان فهميد که دگرگون کردن سبک زندگي جامعه مخاطبانشان را در دستور کار خود دارند. به عنوان مثال: پخش موسيقي، آموزش رقص، نمايش مد و مدل، طراحي و دکوراسيون خانه و ... هنرهايي هستند که بدون اينکه حرفي بزنند و يا نياز به فهم زبان باشد، منتقل مي‌شود که همه از مصاديق سبک زندگي هستند. بنابراين، يکي از مهم‌ترين پادزهرهاي مقابله با اين هجمه، احيا و روزآمد کردن و ترويج سبک زندگي اهل‌بيت (ع) است. با توجه به اينکه ذهن و زبان مردم کشورها اهل‌بيتي است اگر سبک زندگي و رفتار آنها را اهل‌بيتي و روزآمد کنيم، بهترين پادزهر در راه مقابله با اينها و ترويج سبک زندگي اهل‌بيت در سراسر دنيا خواهد بود. انقلاب اسلامي که با تأسي از فرهنگ اهل‌بيت به پيروزي رسيد و به حيات خويش ادامه مي‌دهد، مدعي پايه‌گذاري تمدني جديد در عالم اسلام و گشايش درهايي جديد براي بشريت است. سالم‌ترين، زيباترين و ملموس‌ترين شيوه تمدن اسلامي، شيوه زندگي اسلامي است که در سخن و سيره اهل‌بيت (ع) عرضه شده است. به تعبير مقام معظم رهبري، اين تمدن نرم‌افزاري مي‌خواهد تا مردم محصولش را ببينند. لذا اگر صرفاً به اعتقادات و ارزش‌ها و سخناني که از اهل‌بيت منتقل شده اکتفا کنيم و به تعبير ديگر، فقط آموزه‌هاي ديني را تبليغ کنيم ممکن است براي قشر محدودي از افراد در دنيا و در جامعه‌مان که دغدغه‌هاي انديشه‌اي و معرفتي دارند جذابيت داشته باشد، ولي انگشت‌شمار و محدودند؛ اما زماني اين تمدن براي عموم مردم جامعه خودمان (يعني همين حوزه تمدني خاص اسلامي ـ ايراني) و براي ملت‌هاي مختلف دنيا، جذابيت دارد و قدرت عرض اندام در مقابل ساير تمدن‌ها را خواهند داشت که محصول و ميوه تمدني را بچشند و ببيند و به صورت ملموس احساس کنند. کارشناسان معتقدند که طريقه سبک زندگي، بُعد بيان‌گرايانه و نمايش‌گرايانه دارد و هويت باطني و دروني جامعه را نمايش مي‌دهد. ارزش‌ها و باورها ديدني نيستند. زماني مي‌توان درون ملکات نفساني را ديد که به سبک و شيوه زندگي تبديل شود و قابل عرضه و ارزيابي باشد. اگر اين ميوه تمدن اسلامي که در سخن و سيره اهل‌بيت عرضه شده به صورت روزآمد باشد شيرين‌ترين و جذاب‌ترين ميوه‌اي است که مي‌تواند براي بشريت عرضه شود. چينش سبک زندگي سبک زندگي از منظرهاي گوناگون مورد تعريف و تحليل قرار گرفته است. با توجه به اينکه حدود 130 سال از عمر اين واژه مي‌گذرد، تعاريف متنوعي از منظر جامعه‌شناختي و روان‌شناختي و ارزش شناختي براي آن ارائه شده است. سبک زندگي را با توجه به معارف اهل‌بيت (ع) و محور بحث و موضوع همايش مي‌توان به اين صورت تعريف کرد: سبک زندگي مجموعه‌اي از رفتارهاي فردي يا اجتماعي است که متأثر از باورها و ارزش‌هاي پذيرفته شده، اميال فردي، محيط اجتماعي و شرايط اقليمي، وجهه غالب رفتار فرد، گروه يا جامعه شده باشد. به نظر بنده اين دقيق‌ترين و قابل دفاع‌ترين تعريف از سبک زندگي است که با توجه به الهام از معارف اهل‌بيت و سيره و سخن آنان بيان شده است. هنگامي که از سبک زندگي سخن مي‌گوييم اولاً بايد شيوه زندگي ساختار‌مند باشد و سيستمي به قضيه نگاه کرد نه تک‌رفتاري؛ ثانياً متأثر از باورها و ارزش‌ها باشد. به عبارت ديگر، رفتار نهادينه شده را سبک زندگي مي‌گوييم. به عنوان مثال: اگر کسي يک‌بار در جلسه‌اي نوشيدني خاصي مانند دلستر خورد، نمي‌توانيم بگوييم سبک تغذيه‌اي ايشان در نوشيدني‌ها دلستر خوردن است؛ زيرا يک بار اتفاق افتاده است. مثال ديگر اينکه الان در عروسي‌ها مد شده که دامادها شب عروسي‌شان کراوات مي‌زنند. ولي نمي‌توانيم بگوييم سبک پوشش اين افراد کراوات زدن است. اينها رفتار موردي است و اصطلاحاً به اينها سبک زندگي گفته نمي‌شود. سبک زندگي بايد وجهه غالب رفتار فرد يا گروه و يا جامعه شده باشد. با توجه به اين تعريف، اهميت سبک زندگي از نگاه اهل‌بيت و در سخن و سيره اهل‌بيت را توضيح خواهم داد. رابطه باورها و سبک زندگي در سخن اهل‌بيت (ع) جامعه‌شناسان و روان‌شناسان اين را پذيرفته‌اند که سبک زندگي متأثر از نوع باورها و ارزش‌هاست و فاصله‌اي بين اينها نيست. بنابراين، علت تامّه رفتار و سبک زندگي، باورها و ارزش‌هاست. هويت انسان يک هويت سه لايه‌ است که لايه زيرين آن، جهان‌بيني يا باورها و اعتقادات فرد است؛ لايه مياني، ارزش‌ها و ايدئولوژي است و لايه روئين، بيروني و ملموس، رفتار ظاهري انسان است. امام علي (ع) در خطبه 154 نهج البلاغه مي‌فرمايد: «و اعلم أن لکل ظاهر و باطناً علي مثاله فما طاب ظاهره طاب باطنه و ما خبث ظاهره خبث باطنه ... واعلم انّ لکل عمل نباتاً و کلّ نبات لا غني به عن الماء والمياه مختلفة فما طاب سقيه طاب عرسه وحلت ثمرته وما خبث سقيه خبث غرسه وامرت ثمرته» هر ظاهر و هر امر ملموس بيروني، باطن و دروني مثل خودش دارد. کسي که ظاهرش پاکيزه و طيب باشد باطنش هم پاکيزه است و کسي که ظاهر خبيث و آلوده‌اي دارد باطنش هم آلوده است؛ (يعني ظاهر، معلول و محصول ميوه باطن است) هر عملي مثل گياهي است که رشد مي‌کند و هر گياهي نيازمند به آب است (يعني باطن را به آب تشبيه مي‌کند) و آب‌هايي که به گياه يا درختان داده مي‌شود مختلف است؛ اگر آن آب پاکيزه و طيب و طاهر باشد، ميوه آن هم پاکيزه و طاهر است؛ اما اگر آن آب آلوده باشد، ثمره تلخ و ميوه تلخ در پي خواهد داشت. فردي به محضر امام حسين (ع) آمد و از عصيان و آلودگي خود به گناه گفت و از آن حضرت تقاضا کرد براي رهايي از اين وضعيت راهي در اختيار او قرار دهد. امام اين سبک زندگي را معلول ضعف ايمان او دانست. چون نگاه به توحيد و معاد ضعيف است، رفتارش متناسب با آن شکل نگرفته است، لذا بايد باورها را تقويت کند. امام حسين (ع) در جواب فرمود : پنج روش را مي‌گويم؛ آزاد هستي هر شيوه‌اي را که خواستي انتخاب و انجام دهي، به طوري که در سبک زندگي تو چيزي به نام حلال و حرام و گناه و ثواب وجود نداشته باشد. «افعل خمسة اشياء و اذنب ما شئت فأوّل ذلک لا تأکل رزق الله واذنب ما شئت والثاني اخرج من ولاية الله واذنب ما شئت والثالث اطلب موضعاً لا يراک الله واذنب ما شئت والرابع اذا جاء ملک الموت ليقبض روحک فادفعه عن نفسک واذنب ما شئت والخامس اذا ادخلک مالک في النّار فلا تدخل في النار اذنب ما شئت»(بحار الانوار، ج 78: ص 126). سه مورد از اين پنج مورد مربوط به توحيد و خداباوري و اعتقادي است و دو مورد بر اساس معاد مي‌باشد؛ يعني ضعف عملي اين فرد و شيوه نادرست او معلول ضعف در توحيد و معاد فرد است. امام صادق (ع) مي‌فرمايد : «فساد الظاهر من فساد الباطن ومن اصلح سريرته اصلح الله علانيته و من خاف الله في السر لم يهتک الله علانيته ومن خان الله في السر هتک الله سرّه في العلانية» (مصباح الشريعة ص 107) آلودگي ظاهري، همان هويت لايه بيروني است. از اينگونه احاديث و آيات قرآن زياد آمده و اين نوع ارتباط سبک زندگي را بيان مي‌کند. سؤالي که اينجا مطرح مي‌شود اين است که اگر سبک زندگي متأثر از باورها و ارزش‌هاست، چرا افرادي که باور و ارزش يکسان دارند، سبک زندگي‌شان متفاوت است. حتي در سبک زندگي علما و مراجع هم اينطور مي‌بينيم. آيا سبک زندگي، معلول مسائل ديگري است تا باورها و ارزش‌ها. در پاسخ بايد گفت که اولاً: ممکن است عمق و کيفيت باورهاي افراد متفاوت باشد. ايمان، درجاتي دارد که امام صادق (ع) براي آن ده درجه بر مي‌شمارد. سطوح مختلف ايمان، سطوح مختلف سبک زندگي را سامان مي‌دهد. همه ولو در يک طيف و در يک حوزه سبک زندگي ديني‌اند، اما سبک زندگي ديني لزوماً يک شکل نيست، بلکه مي‌تواند متناسب با کيفيت و عمق باورها متفاوت باشد. ثانياً: باورها و ارزش‌ها کليات و اصول حاکم بر سبک زندگي را مشخص مي‌کنند و در جزئيات دخالتي نمي‌کنند. به تعبير ديگر، تنوع غرايز و سلايق را نبايد ناديده گرفت. تنوع سلايق و غرائز محوريتي در انديشه اهل‌بيت (ع) ندارد، يعني ما در سامان‌دهي زندگي‌مان، نمي‌توانيم محوريت را به غرائز و سلايق بدهيم و حق نداريم سلايق و غرائز را نابود کنيم. اهل‌بيت (ع) هرگز اين اجازه را نمي‌دادند. مانند آن خانمي که نزد امام باقر (ع) آمد و گفت : من اهل تبتل هستم . امام فرمود : منظورت از تبتل چه است؟ گفت: مي‌خواهم ازدواج نکنم، حضرت فرمود : براي چه؟ گفت: براي اينکه به عبادت و بندگي خدا بپردازم. امام باقر (ع) فرمود : اين راهش نيست. اين سبک عبادت، سبک نادرستي است. خداي متعال هم اين را نپسنديده است. حضرت فاطمه (س) در نوجواني ازدواج کرد و بچه‌دار شد، آنقدر کار کرد تا دستش پينه بسته بود و همين را عبادت مي‌دانست. بنابراين، غرائز و سلايق را نمي‌توانيد ناديده بگيريد. اسلام اين را نمي‌پذيرد. علاوه بر اين بايد توجه داشت که غرائز هم در يک سطح نيستند و در افراد، مختلف هستند. يکي از فلسفه‌هاي حکم مترقي اسلام در مورد تجويز تعدد زوجات براي اين است که افراد يکسان نيستند؛ نه اينکه اسلام بگويد همه اين کار را انجام بدهند. اين توصيه نيست بلکه تجويز و اجازه است. بنابراين، اگر خداوند اين غرائز را در سطح وسيعي در اختيار کسي قرار داد، نبايد خود را به نابودي و ولنگاري بکشاند. اسلام اين را سامان و جهت مي‌دهد، لذا چون اينها اصالت دارند و مورد توجه هم هستند، طبيعتاً با باورها و ارزش‌ها مي‌توانند سازگار باشند. مثلاً کسي که تنوع رنگ را دوست دارد با اسلام منافات ندارد. باورها و ارزش‌ها لزوماً اقتضاي رنگ خاصي را ندارد، البته با شرايط و ضوابط توجه داريم که رنگ شهرت نباشد، اما تنوع غرائز اصالت دارد و مورد توجه هم هست. بنابراين، باورها و ارزش‌ها يک سبک را سامان نمي‌دهند و با حفظ باورها مي‌شود سبک‌هاي متنوعي داشت. ثالثاً: باورها و ارزش‌ها جزء‌العله شکل‌گيري سبک زندگي است؛ همانطور که سبک زندگي نيز جزء العله تغيير باورهاست. تعبير زيباي قرآن در آيه دهم سوره روم اين است که مي‌فرمايد: «ثم کان عاقبة الذين اسائوا» اگر مي‌گفت «فکان»، يعني علت تغيير باورها و ارزش‌ها سبک زندگي بود و بالعکس. ولي چون علت تامه تغيير سبک زندگي، باورها و ارزش‌ها نيستند، فرمود: «ثم کان»؛ يعني آرام آرام و با لحاظ شرايط ديگر ضميمه مي‌شود. رابعاً: مقتضيات زماني و محيطي در چگونگي عينيت يافتن باورها در زندگي نقش دارد (تفاوت ظواهر زندگي ائمه). ممکن است عينيت و تحقق بيروني‌ يک اتفاق در دو مکان يا در دو زمان متفاوت باشد. نمونه بارزش تفاوت زندگي ائمه (ع) است. به گونه‌اي که ظاهر زندگي و نوع پوشش و رفتار امام صادق (ع)، با زندگي اميرالمؤمنين متفاوت بود. نقش فرديت و محيط در سبک زندگي از نگاه اهل‌بيت (ع) در تعريف آورديم که عوامل بيروني و محيط بيروني در سبک زندگي تأثير دارند. يکي از دلايل تفاوت نوع پوشش و يا نوع آراستگي بيروني ائمه اطهار مسئله تغيير اقتضائات زمان بود. اين تفاوت گاهي براي مسلمانان و حتي پيروان اهل‌بيت (ع) قابل هضم نبود. فردي نزد امام باقر (ع) آمد و ديد که امام دستش را حنا بسته، آرايش کرده و خانه را تزئين کرده است. اين فرد مي‌گويد اين چه طور سبک زندگي است؟ پيامبر و علي چگونه بودند و اينها چگونه هستند. روز بعد دوباره امام ايشان را دعوت کرد و به خانه امام آمد و ديد که ديگر آن فضا نبود. امام فرمود: «آنها مربوط به همسرم و تأمين نيازهاي همسرم بود، اينجا مربوط به خودم است». آن فرد سؤال کرد که اين چگونه است؟ امام فرمود: «تميز و زينت بسته باشيد». يعني اسلام نمي‌گويد اگر حنا بسته‌ايد حرام يا واجب است، بلکه بستگي به شرائط دارد، مقتضاي زمان و زندگي اهل‌بيت (ع) اينگونه بود. «و سئل (ع) عن قول الرسول (ص) غيّروا الشيب و لا تشبهوا باليهود. فقال (ع) انّما قال (ص) ذلک والدّين قلّ فأمّا الآن و قد اتّسع بطاقه وضرب بجرانه فامرو و ما اختار.» (نهج البلاغه، حکمت 17) شخصي نزد اميرالمؤمنين آمد و وضعيت حضرت را ديد. سؤال کرد که پيامبر فرمود: «غيّروا الشيب ولا تشبهوا؛ محاسن را خضاب کنيد» چرا شما عمل نمي‌کنيد؟ چرا سيره پيامبر را عمل نمي‌کنيد و خلافش عمل مي‌کنيد؟ حضرت در پاسخ فرمود: «آن دستور مربوط به زماني بود که دينداران کم بودند و کفار و مشرکان، اهل دين را يک عده پيرمرد مي‌ديدند که دور پيامبر را گرفتند. لذا براي ضربه زدن به اسلام اميدوار مي‌شدند؛ چون اينها (پيرمردها) توانايي جسمي قوي و زيادي ندارند. حضرت به اين دليل فرمود که محاسن را خضاب کنيد. اما الان دين گسترده شده و پيروان فراواني پيدا کرد. مرد و اختيارش؛ هر طور دوست داريد عمل کنيد». يعني دستور ابدي نبود که هر مسلماني بايد تا ابدالدهر اين‌گونه رفتار کند، بلکه مقتضاي زمان باعث اين نوع سبک زندگي شد. شهيد مطهري با استناد به برخي از روايات مي‌گويد که تحت الحنک بستن هم مربوط به آن زمان بود و الان هيچ وجهي ندارد. ايشان از قول فيض کاشاني نقل مي‌کند، تحت الحنک بستن مربوط به زمان پيامبر (ص) بود که يهودي‌ها عمامه داشتند و از بالا مي‌بستند. پيامبر فرمود براي اينکه متفاوت باشد شما از زير ببنديد و الان هم يک عده اين کار را مي‌کنند. کراوات هم يک زماني لباس کفار بود و الان بيشتر مسلمانان از آن استفاده مي‌کنند. اگر اجتهاد در سبک زندگي و در فرهنگ عمومي و مسائل اخلاقي مي‌بود، خيلي از اين تنگ‌نظري‌ها در جامعه نبود. در گفتگوي امام صادق (ع) و سفيان ثوري و يارانش نيز روح سخن امام صادق (ع) اين است که نوع پوشش مسئله‌اي زمان‌مند و مکان‌مند است؛ اسلام روح و فلسفه پوشش را مد نظر دارد نه صورت و ظاهر ‌آن را. (کافي، ج 5، ص 70 ـ 65) سفيان ثوري ظاهر امام را ديد و از اينکه اما عبايي روي دوش مبارک انداخت که به نازکي پوسته داخل تخم‌مرغ بود، خيلي تعجب کرد. سفيان ثوري که از زهاد و از اولين نحله‌هاي صوفي بود اعتراض کرد که اين چه پوششي است؟ خلاف اسلام و قرآن است. با يک گفتگوي مفصل سفيان محکوم مي‌شود و مي‌رود. روز بعد عده‌اي از ياران سفيان ثوري مي‌آيند و مي‌گويند دوست ما نتوانست با شما محاجه کند، اجازه مي‌دهيد ما حرف بزنيم؟ اين روش اسلامي و سبک زندگي اسلامي نيست. امام در گفتگوي مفصل با تکيه بر آيات قرآن و روايات مي‌فرمايد که مسئله پوشش زمانمند ومکان‌مند است. اسلام، روح و فلسفه پوشش را مد نظر دارد نه صورت و ظاهرش. اين بستگي به اقتضائات زماني و شرائط اقليمي دارد. ما نمي‌توانيم به همه مسلمانان در همه دنيا بگوييم که بايد يک پوشش نازک بپوشيد. شايد در منطقه سرد‌سير باشد و يخ بزند. همچنين نمي‌توانيم به مسلمانان بگوييم لباس چندلايه بپوشيد؛ چون ممکن است در منطقه گرمسير باشد و از گرما اذيت ‌شود، لذا شرايط اقليمي مهم و اثر‌گذار است. حصول و زوال تدريجي سبک زندگي با الهام از سيره و روش اهل‌بيت (ع) به دست مي‌آيد که حصول و زوال سبک زندگي تدريجي است. به تدريج زايل و حاصل و با مقاومت هم زايل و حاصل مي‌شود؛ يعني به سادگي نمي‌شود سبک زندگي مردم را تغيير داد؛ زيرا يک لايه آن هويت است که به سادگي و با يک بخشنامه و آئين‌نامه نمي‌شود آن را تغيير داد، بلکه بايد بنيادي و با حوصله و آرامش به آن پرداخت. مانند پيدايش سبک معماري اسلامي که در زمان پيامبر (ص) بلافاصله شکل نگرفته است، بلکه آموزه‌ها مطرح شد (مهمان‌داري، صله ارحام و ...). اين آموزه‌ها يک شکل معماري خاص را توصيه و ارائه مي‌دهد. در عالم اسلام اين معماري در سنت و آثار باستاني ما شکل گرفت. معماري جديد هم در فضاي کشوري ملموس است؛ مثلاً يک دفعه بخشنامه نشد که همه بايد آشپزخانه اوپن داشته باشند و يا شيشه‌ها تمام قد باشد. آرام آرام اين سبک ايجاد شد. معماري آرام آرام تغيير پيدا کرد. بنابراين سبک پوشش و نظام تعليم و تربيت از اول اينگونه نبود، بلکه آموزه‌ها، اين سبک علمي و دانش‌اندوزي را شکل داد و زوال آن هم تدريجي است. مانند زوال نظام برده‌داري، خوردن گوشت خوک و .... که به مرور زمان تغيير پيدا کردند. سبک زندگي مناسب‌ترين راه انتقال باورها و ارزش‌هاست انتقال ارزش‌ها از دغدغه‌هاي هميشگي خانواده‌ها، مربيان و مبلغان و مسئولان فرهنگي بوده و هست. چه کار کنيم تا ارزش‌ها منتقل شوند. راه‌هاي مختلفي وجود دارد که مناسب‌ترين شيوه براي اين کار، سبک زندگي است. «يا ايها الذين امنوا لم تقولون مالا تفعلون ؛ کبر مقتاً عند الله أن تقولوا ما لا تفعلون» (صف/ 2 و 3) گفتاري که مطابق رفتار تأييد نشود، خشم خدا را به دنبال دارد. گفته‌اي که مؤيد رفتاري نداشته باشد، يعني در سبک زندگي محقق نشده باشد ارزش ندارد. البته معنايش اين نيست که اگر عمل نکرديم، توصيه هم نکنيم، خير؛ ولي اين بُعد را تأکيد مي‌کند که عمل اصالت دارد و مهم است و بهترين راه تبليغ است. اگر نگويي و عمل کني بهتر است از اينکه بگويي و عمل نکني. امام علي (ع) مي‌فرمايد: «ايها الناس اني والله ما احتکم علي طاعة الا واسبقکم اليها ولا انهاکم عن معصية الا و اتناهي قبلکم عنها.» (نهج البلاغه، خطبه 175). «لعن الله الامرين بالمعروف والتّارکين له والنّاهين عن المنکر العاملين به.» (نهج البلاغه، خطبه 129) امام صادق (ع) مي‌فرمايد: «کونوا دعاةً للنّاس بغير السنتکم ليروا منکم الورع والاجتهاد والصلاة والخير فانّ ذلک داعية.» (کافي، ج2، ص 78) با گفتار دعوت نکنيد، بلکه دعوت بايد به غير گفتار باشد؛ زيرا عمل، نمايش ارزش‌ها، باورها و نمود بيروني آنهاست. بايد به نمايش گذاشته شوند تا مردم ببيند، پرهيزگاري و تلاش و کوشش و نماز و خيرخواهي او را ببينند و در اين صورت، دعوت‌کننده است. امري که معقول است و در شيوه تبليغي اهل‌بيت (ع) نمود دارد، ارائه آموزش‌هاي کاربردي و مصداقي براي تغيير سبک زندگي است. سؤال: پيامبر اکرم (ص) چگونه توانست سبک زندگي نيمه‌وحشيانه عرب جاهلي را به يک سبک زندگي تعالي ‌جويانه و پيشرو تبديل کند؟ جواب: به نظر بنده يکي از مهم‌ترين ابعاد مسئله که پيامبر (ص) به آن پرداخت، اين بود که هرگز به آموزش‌هاي کلي و مفهومي اکتفا نکردند، بلکه ريزترين مصاديق را در گفتار و کردار خود نشان دادند. در جلد دوم وسائل الشيعه در ذيل ابواب السواک، باب 13 درباره مسواک‌زدن دستورهايي بيان شده است. اينکه با چه مسواک بزنيم، چگونه و چه وقت مسواک بزنيم و ... . الان خيلي عقب‌تر از آن زمان هستيم؛ زيرا الان مي‌گوييم مسواک زدن خوب است، اما توصيه‌هاي ديگري نداريم. همين‌طور ذيل ابواب حمام و تنظيف والزينه، باب 115 ذکر شده است که چه وقت حمام بروي، چگونه بشوري، پسر بچه را پدر حمام ببرد يا مادر؟ اگر اينها را بالاي منبر بگويند متعجب مي‌شويم؛ در حالي که پيامبر چنين مي‌کردند. اگر غرب در تبليغ سبک زندگي موفق است، به اين دليل است که آموزش کاربردي مي‌دهد. مثلاً مي‌گويد: اين نوع لوازم آرايشي را استفاده کن و اين مدل لباس را بپوش. در پيام‌هاي بازرگاني، مصداق عيني را مي‌گويند. مثلاً نمي‌گويد برنج بخور، بلکه مي‌گويد اين نوع کيک را بخور تا قدّت بلند مي‌شود. اينها اثر مي‌گذارد؛ زيرا واقعيت‌هاي عيني و جزئي و کاربردي گفته شده‌اند. يکي از بهترين کتاب‌هايي که در حوزه‌هاي مختلف سبک زندگي در يکي دو سال اخير چاپ شده کتاب مفاتيح الحيات حضرت آيت‌الله جوادي آملي است. اما به نظر بنده به سيصد سال قبل عقب‌تر برگشتيم؛ يعني کتاب حليه المتقين پيشرفته‌تر از اين کتاب است. سبک زندگي، ابزاري براي نمايش عزت و هويت خودي است سبک زندگي معرف هويت اختصاصي و نشان‌دهنده «خود برتر» فرد و جامعه است. دانشمندان غربي هم اين نگاه را در سبک زندگي دارند. سبک زندگي هر فرد يا جامعه در حقيقت معرف هويت اختصاصي جامعه است و عمل به آن سبک زندگي نشان‌دهنده عزت نفس و جامعه و نشان‌دهنده خود برترش است، لذا به هويت خودش افتخار مي‌کند و احساس مي‌کند برتري دارد. در مقابل، تقليد از سبک زندگي ديگران، نشانه‌اي از آليناسيون و خودباختگي است. ائمه (ع) چگونه راهنمايي مي‌کردند؟ پيامبر اکرم (ص) مي‌فرمايد :« ليس منا من تشبّه بغيرنا.» (نهج الفصاحه، حديث 2413) کسي که شبيه غير ما شود از ما نيست. مسلماني که عزت اسلامي دارد با شبيه شدن به غير مسلمان هويت اسلامي را ناديده گرفته است. امام علي (ع) : «فانه قلّ من تشبّه بقوم الا اوشک ان يکون منهم.» (نهج البلاغه حکمت 207) اگر تشبه ظاهري به قومي پيدا کرديم، آرام آرام به آنها تبديل خواهيم شد. امام علي (ع): «من تشبه بقوم عُدّ منهم» (دعائم الاسلام ، ج2، حديث 1838). تشبّه، همه حوزه‌هاي سبک زندگي را شامل مي‌شود. امام صادق (ع) مي‌فرمايد: «اوحي الله الي نبي من الانبياء ان قل لقومک لا تلبسوا لباس اعدائي و لا تطعموا مطاعم اعدائي و لا تشاکلوا بما شاکل اعدائي فتکونوا اعدائي کما هم اعدائي.» (وسايل الشيعه ج 15 ح 20180). معناي اينکه گفته مي‌شود تشبه به سبک زندگي ديگران پيدا نکنيد، اين نيست که هر چه ديگران دارند ضد اسلامي است. خير؛ بسياري از حوزه‌هاي سبک زندگي مربوط به نيازهاي انساني است که تفاوتي با يکديگر ندارند. مثلاً نظم ژاپني‌ها. فرق بين توکيو با نيويورک اين است که در توکيو چراغ قرمز براي عابر پياده است، اگر ماشين هم در خيابان نباشد مردم پشت چراغ قرمز مي‌ايستند ولي در نيويورک بر عکس است؛ يعني اگر ماشين نباشد از چراغ قرمز عبور مي‌کنند. اين نظم ژاپني‌ که به آن افتخار مي‌کنند مال ژاپني بما هو ژاپني نيست، مربوط به انسانيت است. اسلام هم روي آن تأکيد کرده است. سخن پاياني به برکت تعاليم گذشتگان، ذهن و زبان ما ايرانيان علوي و فاطمي و حسيني است. اين يک فرصت فرهنگي و منحصر به فرد است، اما رفتار ما همسو با ذهنيت و گفتارمان نيست. شکافي عظيم ميان اين دو وجود دارد. به عنوان مثال در حوزه عدالت و نظم اين شکاف را به شکلي بسيار وسيع مي‌توان ديد. ما شيعيان به عنوان مذهب عدليه شناخته مي‌شويم، ولي تمام توجه حوزه و جامعه‌مان به عدالت فردي است، مثل اينکه پيش‌نماز يا قاضي و شاهد عادل باشند. آيا ائمه و مذهب تشيع همين عدالت فردي را مي‌خواست يا عدالت سيستمي را هم مي‌خواستند؟ اگر يک انسان عادل را در سيستم آلوده بفرستيم مي‌تواند کاري از پيش ببرد؟ به نظر بنده امکان ندارد. سيستم بايد عادلانه باشد. مگر پزشکان ما سوگند ياد نکردند از حقوق بيمار دفاع کنند و براي پول کار نکنند، امّا گرفتن پول زيرميزي فاجعه عظيم منحصر به فردي در کل دنياست که فقط براي کشور ما است. امام علي (ع): «اوصيکما بتقوالله في اهل بيتي و من بلغ کتابه ونظم امرکم» طي هشت سال جنگ با تمام دنيا دويست هزار کشته داشتيم ولي در ده سال گذشته در تصادفات رانندگي بيش از دويست هزار کشته داشتيم. به نظر بنده، ضمن تحليل چرايي اين وضعيت، بايد ديد چرا شکاف بين ظاهر و باطن ما وجود دارد و چرا شکاف بين اعتقادات و عمل ماست؟ اين نياز به تحليل عميق دارد و بايد رساله‌اي پيرامون اين نوشته شود. بايد راهکار ارائه بدهيم. چه کار کنيم تا فاصله‌ها کم بشود. «اوصيکم بتقوا الله و نظم امرکم.» ظلم نکنيد، تجاوز نکنيد و آزار و اذيت ندهيد. احترام به ديگران داشته باشيد. اين آموزه‌ها انساني‌ترين و عقلاني‌ترين هستند، مشکل چيز ديگري است که بايد فکر شود. با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد