مهرخانه/
زنبودن، براي زن يک نقطه امتياز است، يک نقطه افتخار است. اين افتخاري نيست براي زن که او را از محيط زنانه، از خصوصيات زنانه، از اخلاق زنانه دور کنيم. خانهداري را، فرزندداري را، شوهرداري را ننگ او به حساب بياوريم.
«زن در محيط اسلامي رشد علمي ميکند، رشد شخصيتي ميکند، رشد اخلاقي ميکند، رشد سياسي ميکند، در اساسيترين مسائل اجتماعي در صفوف مقدم قرار ميگيرد، در عين حال زن باقي ميماند. زنبودن، براي زن يک نقطه امتياز است، يک نقطه افتخار است. اين افتخاري نيست براي زن که او را از محيط زنانه، از خصوصيات زنانه، از اخلاق زنانه دور کنيم. خانهداري را، فرزندداري را، شوهرداري را ننگ او به حساب بياوريم. فرهنگ غربي خانواده را متلاشي کرد. امروز يکي از مشکلات بزرگ دنياي غرب، متلاشيشدن خانوادههاست، افزايش فرزندان بيهويت است. اينها گريبان غرب را خواهد گرفت. حوادث اجتماعي بهمرور پيش ميآيد. غرب از همين نقطه سختترين ضربهها را خواهد خورد و اين تمدن مادي پر زرق و برق از همين نقطه فروخواهد ريخت.»
به گزارش مهرخانه، مسلماً آنچه که اسلام در مورد زن گفته است و تعريفي که از زن و جايگاه او ارائه داده است، با آنچه که امروزه در غرب ميبينيم فاصله بسيار دارد. درک اين فاصلهها و اين تفاوت، از نگاه رهبر معظم انقلاب، ما را در شناخت جايگاه زن ياري خواهد کرد. ازاينرو نگاهي داريم به گوشهاي از اين بازنمايي در بيانات ايشان.
جايگاه زن
«زن در تعريف غالباً شرقي، همچون عنصري در حاشيه و بينقش در تاريخسازي، و در تعريف غالباً غربي، به مثابه موجودي که جنسيت او بر انسانيتش ميچربد و ابزاري جنسي براي مردان و در خدمت سرمايهداري جديد است، معرفي ميشد. شيرزنان انقلاب و دفاع مقدس نشان دادند که الگوي سوم، «زن نه شرقي، نه غربي» است. زن مسلمان ايراني تاريخ جديدي را پيش چشم زنان جهان گشود و ثابت کرد که ميتوان زن بود، عفيف بود، محجبه و شريف بود و درعين حال، در متن و مرکز بود. ميتوان سنگر خانواده را پاکيزه نگاهداشت و در عرصه سياسي و اجتماعي نيز سنگرسازيهاي جديد کرد و فتوحات بزرگ به ارمغان آورد. زناني که اوج احساس و لطف و رحمت زنانه را با روح جهاد و شهادت و مقاومت درآميختند و مردانهترين ميدانها را با شجاعت و اخلاص و فداکاري خود فتح کردند.» (۹۱/۱۲/۱۶: پيام به کنگره هفت هزار زن شهيد کشور)
«زن در محيط اسلامي رشد علمي ميکند، رشد شخصيتي ميکند، رشد اخلاقي ميکند، رشد سياسي ميکند، در اساسيترين مسائل اجتماعي در صفوف مقدم قرار ميگيرد، در عين حال زن باقي ميماند. زنبودن، براي زن يک نقطه امتياز است، يک نقطه افتخار است. اين افتخاري نيست براي زن که او را از محيط زنانه، از خصوصيات زنانه، از اخلاق زنانه دور کنيم. خانهداري را، فرزندداري را، شوهرداري را ننگ او به حساب بياوريم. فرهنگ غربي خانواده را متلاشي کرد. امروز يکي از مشکلات بزرگ دنياي غرب، متلاشيشدن خانوادههاست، افزايش فرزندان بيهويت است. اينها گريبان غرب را خواهد گرفت. حوادث اجتماعي بهمرور پيش ميآيد. غرب از همين نقطه سختترين ضربهها را خواهد خورد و اين تمدن مادي پر زرق و برق از همين نقطه فروخواهد ريخت.
اسلام با نظر کرامت به زن نگاه ميکند. همه خصوصيات انساني ميان زن و مرد مشترک است. يک انسان قبل از آني که اتصاف پيدا کند به زنبودن، يا مردبودن، متصف است به انسانبودن. در انسانيت، زن و مردي وجود ندارد، همه يکسانند. نگاه اسلام اين است.» (۹۱/۰۴/۲۱: بيانات در ديدار شرکتکنندگان در اجلاس جهاني «زنان و بيداري اسلامي»)
«غربيها در زمينه شناخت طبيعت زن و چگونگي برخورد با جنس زن، دچار افراط و تفريط بودهاند. اساساً نگرش غربي نسبت به زن، يک نگرش مبني بر عدم برابري و عدم تعادل است. شما به شعارهايي که در غرب داده ميشود، نگاه نکنيد؛ اين شعارها پوچ است و حاکي از واقعيت نيست. فرهنگ غربي را از اين شعارها نميشود فهميد. فرهنگ غربي را بايد در ادبيات غربي جستوجو کرد. کساني که با ادبيات اروپايي، با شعر اروپايي، با رمان و داستان و نمايشنامههاي اروپايي آشنا هستند، ميدانند که در چشم فرهنگ اروپايي، از دوران قرون وسطي و بعد از آن تا اواسط قرن فعلي، زن موجود درجه دوم بوده است. هر چه بر خلاف اين ادعا کنند، خلاف ميگويند. شما به نمايشنامههاي معروف شکسپير انگليسي نگاه کنيد، ببينيد با چه نفسي و با چه زباني و با چه ديدي در اين نمايشنامهها و ساير ادبيات غربي به زن نگاه ميشود. مرد در ادبيات غربي، سرور و ارباب زن و اختياردار اوست، که بعضي از نمونههاي اين فرهنگ و آثار آن، امروز هم باقي است.
امروز هم وقتي زني با مردي ازدواج ميکند و به خانه شوهر ميرود، حتي نام خانوادگي او عوض ميشود و نام خانوادگي مرد را بر خود ميگذارد. زن تا وقتي نام خانوادگي خود را دارد که شوهر نکرده است؛ وقتي شوهر کرد، نام خانوادگي زن به نام خانوادگي مرد تبديل ميشود. اين رسم غربيهاست؛ در کشورما اينطور نبوده، هنوز هم نيست. زن هويت خانوادگي خودش را با خودش حفظ ميکند؛ ولو بعد از ازدواج. آن، نشانه همان فرهنگ قديمي غربي است که مرد سرور زن است.» (۷۶/۰۷/۳۰: بيانات در ديدار جمعي از زنان)
زنان و فعاليت اجتماعي
«خواهران من! دنياي غرب، زن را به ابتذال کشاند. تا شصت، هفتاد سال قبل از اين، در تمام اروپا و کشورهاي غربي، زن فقط در سيطره مرد -يا مردِ خود و يا يک مرد ديگر مثل صاحب کارخانه و مزرعه- ميتوانست باشد و هيچ حقي از حقوق اصلىِ يک انسان در يک جامعه متمدن را نداشت. حق رأي و حق مالکيت و حق معامله نداشت. بعد آمدند زن را به ميدان کار و زندگي و فعاليت اجتماعي کشاندند، اما در همان حال، تمام وسايل را براي لغزش زن فراهم کردند و او را در متن جامعه، رها و بيپناه گذاشتند. ... همين حالا هم توده و عامه زنها -نه چهار نفر خانم دکتر يا متخصص يا نويسنده و برجستگان و زبدگان- در کشورهاي اروپايي و آمريکايي که از تمدن غربي حظ زيادي دارند، در وضعيت سخت و بيرحمانهاي زندگي ميکنند و ستم همسران و ستمِ کاري که بر آنان تحميل ميشود و کارهاي سخت و سنگيني که بر دوش آنان ميگذارند، تحمل ميکنند. با اين کار، وانمود ميکنند که زن را وارد ميدان اجتماع کردهاند؛ درحاليکه فرصت انديشيدن و فکرکردن و تصميمگرفتن هم براي آنان وجود ندارد.» (68.10.26: بيانات در ديدار با جمع کثيري از بانوان)
«زن امروز ايران، در صحنه علم و سياست و هنر و در گونهگون فعاليتهاي اجتماعي از گذشته بسي فعالتر و ميداندارتر است، اما اينها براي ذهن و بينش غربي و نيز رسم و آئيني که دستهاي صهيونيسم و استعمار از آن ساخته، در مرتبه دوم است. در مرتبه اول آن چيزي مهم است که ايران اسلامي، آن را قاطعانه رد ميکند؛ يعني مرزشکني در روابط زن و مرد و هتک حرمت انساني زن و تبديل آن به وسيلهاي براي التذاذ يا دستگاهي براي مصرف مصنوعات پر زرق و برق.» (68.8.3: پيام به سمينار بررسي شخصيت زن از ديدگاه امام خميني (ره))
«عرصه فعاليتهاي اجتماعي است؛ اعم از فعاليت اقتصادي، فعاليت سياسي، فعاليت اجتماعي به معناي خاص، فعاليت علمي، درس خواندن، درسگفتن، تلاشکردن در راه خدا، مجاهدتکردن و همه ميدانهاي زندگي در صحن جامعه. در اينجا هم ميان مرد و زن در اجازه فعاليتهاي متنوع در همه ميدانها، هيچ تفاوتي از نظر اسلام نيست. اگر کسي بگويد مرد ميتواند درس بخواند، زن نميتواند؛ مرد ميتواند درس بگويد، زن نميتواند؛ مرد ميتواند فعاليت اقتصادي انجام دهد، زن نميتواند؛ مرد ميتواند فعاليت سياسي کند، زن نميتواند، منطق اسلام را بيان نکرده و بر خلاف سخن اسلام حرف زده است. از نظر اسلام، در همه اين فعاليتهاي مربوط به جامعه بشري و فعاليتهاي زندگي، زن و مرد داراي اجازه مشترک و همسان هستند. البته بعضي از کارها هست که باب زنان نيست؛ چون با ترکيب جسماني آنها تطبيق نميکند. بعضي از کارها هم هست که باب مردان نيست؛ چون با وضع اخلاقي و جسمي آنها تطبيق نميکند. اين موضوع ربطي به اين ندارد که زن ميتواند در ميدان فعاليتهاي اجتماعي باشد يا نه. تقسيم کار، بر حسب امکانات و شوق و زمينههاي اقتضاي اين کار است. اگر زن بخواهد شوق داشته باشد، ميتواند فعاليتهاي گوناگون اجتماعي و آنچه که مربوط به جامعه است، انجام دهد.» (۷۵/۱۲/۲۰: بيانات در اجتماع زنان خوزستان)
رابطه زن و مرد
«در الگوي اروپايي زن، مسأله اين نيست که آنها ميخواهند زن عالم باشد، اما اسلام نميخواهد زن عالم باشد؛ آنها ميخواهند زن در مناصب اجتماعي و صحنه اجتماعي باشد، ولي اسلام نميخواهد؛ قضيه اين نيست. اسلام زنان عالمه بزرگي پرورش داده است. اگر امروز هم در جامعه ما مشاهده کنيد، ميبينيد که متخصصان زن، دانشمندان زن، پزشکان زن، محققان زن و هنرمندان بزرگ زن کم نيستند؛ انسانهاي ارزشآفرين و صاحب فکر و مکتب در بين آنها هست. در صحنه سياسي و در قواي مجريه و مقننه هم همينطور است. در همه بخشهاي کشور، حضور زنان، حضور فعالي است. بين ما و آنها، بين تفکر و ارزشگذاري اسلامي و غربي، بحث بر سر اينها نيست؛ بحث بر سر چيز ديگري است. الگوي غربىِ امروزِ اروپايي، برخاسته و زاييده از الگوي باستاني رومي و يوناني آنهاست. آن روز هم اينطور بود که زن وسيلهاي براي تکيف و التذاذ مرد بود و همه چيز تحتالشعاع اين بود، امروز هم اين را ميخواهند؛ حرف اصلي غربيها اين است.» (70.8.22: بيانات در ديدار جمعي از پرستاران)
حجاب زنان
«آنها با چه چيز زن مسلمان بيشتر دشمناند؟ با حجاب او. آنها با چادر و حجاب صحيح و متقن شما از همه چيز بيشتر دشمناند. چرا؟ چون فرهنگ آنها اين را قبول ندارد. اروپاييها اينطورند؛ آنها ميگويند هرچه را که ما فهميدهايم، دنيا بايد از ما تقليد کند. مايلند که جاهليت خودشان را بر معرفت عالم غلبه بدهند. آنها ميخواهند زن به سبک اروپايي را در جامعه رواج بدهند؛ که عبارت است از سبک مد و مصرف و آرايش در انظار عموم و ملعبه قرار دادن مسائل جنسي بين دو جنس؛ ميخواهند اين چيزها را به وسيله زنان رواج بدهند. هرجا با اين هدفگيري غربيها مخالفت بشود، فريادشان بلند ميشود. اينها کمطاقت هم هستند. همين مدعيان غربي، کمترين مخالفتي را با مباني پذيرفته خودشان تحمل نميکنند.» (70/8/22: بيانات در ديدار جمعي از پرستاران)
«اين، يکي از آن ميدانهايي است که ما در مقابل دنياي استکباري مدعي هستيم. من بارها به گويندگان و مبلغين قضيه زن عرض کردهام: اين ما نيستيم که بايد از موضع خودمان دفاع کنيم؛ اين فرهنگ منحط غرب است که بايد از خودش دفاع کند. آنچه را که ما براي زن عرضه ميکنيم، چيزي است که هيچ انسان انديشمند با انصافي نميتواند منکر شود که «اين براي زن خوب است». ما زن را به عفت، به عصمت، به حجاب، به عدم اختلاط و آميزش بيحد و مرز ميان زن و مرد، به حفظ کرامت انساني، به آرايشنکردن در مقابل مرد بيگانه -براي آنکه چشم او لذت نبرد- دعوت ميکنيم. اين بد است؟ اين کرامت زن مسلمان است. اين کرامت زن است. آنهايي که زن را تشويق ميکنند که خود را بهگونهاي آرايش دهد که مردان کوچه و بازار به او نگاه کنند و غرايز شهواني خودشان را ارضا کنند، بايد از خودشان دفاع کنند که چرا زن را تا اين حد پايين ميآورند و تذليل ميکنند؟! آنها بايد جواب بدهند. فرهنگ ما، فرهنگي است که انسانهاي والا و انديشمند غرب هم آن را ميپسندند و رفتارشان همينطور است. در آنجا هم خانمهاي عفيف و سنگين و متين و زنهايي که براي خودشان ارزشي قائلاند، حاضرنيستند خودشان را براي ارضاي غرايز شهواني بيگانگان و هرزهچشمها وسيلهاي قرار دهند. فرهنگ منحط غربي، از اين قبيل زياد دارد.» (۷۱/۰۹/۲۵: بيانات در ديدار جمعي از زنان)
«دنياي فاسد غرب خواستند بروز زن را، شخصيت زن را در روشهاي غلط و انحرافي که همراه با تحقير جنس زن است، به زور به ذهن دنيا فروکنند: زن براي اينکه شخصيت خودش را نشان بدهد، بايستي براي مردان چشمنواز باشد. اين شد شخصيت براي يک زن؟! بايستي حجاب و عفاف را کنار بگذارد، جلوهگري کند تا مردها خوششان بيايد. اين تعظيم زن است يا تحقير زن؟ اين غرب مستِ ديوانه از همهجا بيخبر، تحتتأثير دستهاي صهيونيستي، اين را به عنوان تجليل از زن عَلم کرد؛ يک عده هم باور کردند. عظمت زن به اين نيست که بتواند چشم مردها را، هوس هوسرانان را به خودش جلب کند؛ اين افتخاري براي يک زن نيست؛ اين تجليل زن نيست؛ اين تحقير زن است. عظمت زن آن است که بتواند حجب و حيا و عفاف زنانه را که خدا در جبلت زن وديعه نهاده است، حفظ کند؛ اين را بياميزد با عزت مؤمنانه؛ اين را بياميزد با احساس تکليف و وظيفه؛ آن لطافت را در جاي خود به کار ببرد، آن تيزي و بُرندگي ايمان را هم در جاي خود به کار ببرد. اين ترکيب ظريف فقط مال زنهاست؛ اين آميزه ظريف لطافت و بُرندگي، مخصوص زنهاست؛ اين امتيازي است که خداي متعال به زن داده است؛ لذا در قرآن به عنوان نمونه ايمان - نه نمونه ايمان زنان، نمونه ايمان همه بشر؛ زن و مرد - دو زن را مثال ميزند: «و ضرب اللَّه مثلا للّذين امنوا امرأت فرعون» (۱) و «مريم ابنت عمران» (۲)؛ يکي زن فرعون است، دومي هم حضرت مريم است. اينها اشارهها و نشانههايي است که منطق اسلام را نشان ميدهد.» (۳۸۹/۰۲/۰۱: بيانات در ديدار جمعي از پرستاران نمونه کشور)
«آنها متأسفانه فرهنگ رايج خودشان را در کل دنيا گسترش دادهاند. امروز در دنيا کاري کردهاند که يکي از مهمترين وظائف زن -اگر نگوييم مهمترين وظائف- اين است که جلوهگري کند؛ زيباييهاي خودش را در معرض التذاذ مردان قرار دهد؛ اين شده خصوصيت حتمي و لازم زن! متأسفانه الان در دنيا اينجور شده. در رسميترين مجالس - مجالس سياسي، مجالس گوناگون- مردها بايد با شلوار بلند بيايند، بايد با لباس پوشيده بيايند، اما زنها هرچه برهنهتر و عريانتر بيايند، اشکالي ندارد! اين عادي است؟ اين طبيعي است؟ اين يک حرکت بر طبق طبيعت است؟ آنها اين کار را کردند. زن بايد خودش را در معرض ديد مرد قرار دهد، براي اينکه مايه التذاذ مرد شود! ظلمي از اين بالاتر؟ اسم اين را گذاشتهاند آزادي، اسم نقطه مقابلش را گذاشتهاند اسارت! درحاليکه احتجاب زن، حجاب قرار دادن زن براي خود، تکريم زن است؛ احترام زن است؛ ايجاد حريم براي زن است. اين حريم را شکستند و دارند روزبهروز هم بيشتر ميشکنند؛ اسمهاي گوناگون هم رويش ميگذارند. اولين يا شايد يکي از اولين آثار سوئي که اين مسئله گذاشت، ويرانکردن خانواده بود؛ بنيان خانواده سست شد. وقتي در يک جامعهاي خانواده متزلزل شد و از بين رفت، مفاسد در اين جامعه نهادينه ميشود.» (۹۲/۰۲/۱۱: بيانات در ديدار جمعي از مداحان)
آزادي زن
«دنياي استکبارىِ سرشار از جاهليت، در اشتباه است که خيال ميکند ارزش و اعتبار زن به اين است که خود را در چشم مردان آرايش کند تا چشمهاي هرزه به او نگاه کنند و از او تمتع گيرند و او را تحسين نمايند. بساط آنچيزي که امروز بهعنوان آزادي زن در دنيا و از سوي فرهنگ منحط غربي پهن شده است، برپايه اين است که زن را در معرض ديد مرد قرار دهند تا از او تمتعات جنسي ببرند. مردان از آنها لذت ببرند و زنها وسيله التذاذ مردان شوند. اين، آزادي زن است؟ کساني که در دنياي جاهل و غافل و گمراه تمدن غربي ادعا ميکنند طرفدار حقوق بشرند، در حقيقت ستمگران به زن هستند. زن را به چشم يک انسان والا نگاه کنيد، تا معلوم شود که تکامل و حق او و آزادي او چيست. زن را بهعنوان موجودي که ميتواند مايهاي براي صلاح جامعه با پرورش انسانهاي والا شود نگاهکنيد، تا معلوم شود که حق زن چيست و آزادي او چگونه است. زن را به چشم آن عنصر اصلي تشکيل خانواده در نظر بگيريد؛ که خانواده اگرچه از مرد و زن تشکيل ميشود و هر دو در تشکيل خانواده و موجوديت آن مؤثرند، اما آسايش فضاي خانواده، آرامش و سکونتي که در فضاي خانه است، به برکت زن و طبيعت زنانه است. با اين چشم به زن نگاهکنند تا معلوم شود که او چگونه کمال پيدا ميکند و حقوقش در چيست.» (71/9/25: بيانات در ديدار جمعي از زنان)
استثمار زن
«از روزي که اروپاييها، صنايع جديد را بهوجود آوردند -در اوايل قرن نوزدهم که سرمايهداران غربي کارخانههاي بزرگ را اختراع کردهبودند- و احتياج به نيروي کار ارزان و بيتوقع و کمدردسر داشتند، زمزمه آزادي زن را بلند کردند؛ براي اينکه زن را از داخل خانوادهها به درون کارخانهها بکشانند؛ به عنوان يک کارگزار ارزان از او استفادهکنند، جيبهاي خودشان را پرکنند و زن را از کرامت و منزلت خود بيندازند. امروز آنچه که به عنوان آزادي زن در غرب مطرح است، دنباله همان داستان و همان ماجراست؛ لذا ظلمي که در فرهنگ غربي به زن شده است و برداشت غلطي که از زن در آثار فرهنگ و ادبيات غرب وجود دارد، در تمام دوران تاريخ بيسابقه است. در گذشته هم در همه جا به زن ظلم شدهاست، اما اين ظلمِ عمومي و فراگير و همهجانبه، مخصوص دوران اخير و ناشي از تمدن غرب است. زن را به عنوان وسيله التذاذ مردان معرفي کردند و اسمش را آزادي زن گذاشتند! درحاليکه به واقع آزادي مردان هرزه براي تمتع از زن و نه آزادي زن بود. نه فقط در عرصه کار و فعاليت صنعتي و امثال آن، بلکه در عرصه هنر و ادبيات هم به زن ظلم کردند. شما امروز، در داستانها، در رمانها، در نقاشيها، در انواع کارهاي هنري نگاه کنيد، ببينيد با چه ديدي به زن نگريسته ميشود؟ آيا جنبههاي مثبت و ارزشهاي والايي که در زن هست، مورد توجه قرار ميگيرد؟ آيا آن عواطف رقيق، آن مهرباني و خوي مهرآميزي که خداي متعال در زن به وديعه گذاشته است -خوي مادري، روحيه نگهداري از فرزند و تربيت فرزند- مورد توجه است يا جنبههاي شهواني و به تعبير آنها عشقي؟ (که اين تعبير غلط و نادرستي است. اين شهوت است نه عشق)؛ زن را اينگونه خواستند پرورش و عادت دهند: بهعنوان يک موجود مصرفکننده. مصرفکننده دست و دلباز و کارگر کمتوقع و کمطلب و ارزان.
اسلام اينها را براي زن ارزش نميداند. اسلام با کارکردن زن موافق است. نه فقط موافق است، بلکه کار را تا آنجا که مزاحم با شغل اساسي و مهمترين شغل او، يعني تربيت فرزند و حفظ خانواده نباشد، شايد لازم هم ميداند. يک کشور که نميتواند از نيروي کار زنان در عرصههاي مختلف بينياز باشد، اما اين کار نبايد با کرامت و ارزش معنوي و انساني زن منافات داشته باشد. نبايد زن را تذليل کنند و او را وادار به تواضع و خضوع نمايند. تکبر از همه انسانها مذموم است، مگر از زنان در مقابل مردان نامحرم. زن بايد در مقابل مرد نامحرم متکبر باشد. «فلاتخضعن بالقول»؛ در حرفزدن مقابل مرد نبايد حالت خضوع داشته باشد. اين، براي حفظ کرامت زن است. اسلام اين را ميخواهد و اين الگوي زن مسلمان است.» (۷۱/۰۹/۲۵: بيانات در ديدار جمعي از زنان)
«يک مطلب اساسي، در مورد نگاه اسلام به جنس زن است. اين نگاه، درست نقطه مقابل نگاهي است که فرهنگ غربي به جنس زن دارد. نگاه فرهنگ غربي به زن يک نگاه اهانتآميز است. اسم آن را آزادي ميگذارند، لکن در حقيقت آزادي نيست. غربيها در طول دو سه قرن اخير، بر روي همه جنايات خود نامهاي زيبا گذاشتند. اگر قتل کردند، اگر غارت کردند، اگر به بردگي کشيدند، اگر ثروتهاي ملتها را مصادره کردند، اگر جنگهاي تحميلي ميان ملتها بهوجود آوردند و ديگر جناياتي که کردند، بر روي همه اينها نامهاي خوشظاهر و فريبنده گذاشتند؛ نام آزاديطلبي، نام حقوق بشر، نام دموکراسي و امثال اينها. نام آزادي بر آنچه که جهتگيري فرهنگ غربي نسبت به زنان است، يک نام دروغين است؛ اين، آزادي نيست. اساس فرهنگ غرب اين است که زن را به عنوان يک کالا، به عنوان يک وسيله تمتع براي مرد در جامعه عرضه بکند. تشويق و تحريص بر عريانگرايي به اين جهت است. در غرب، زنآزاري در طول صد سال و دويست سال گذشته افزايش پيدا کرده است، کاهش پيدا نکرده است. آزادي جنسي و بيبندوباري جنسي در غرب موجب نشده است که ديگ شهوتِ بشري که غريزي و طبيعي است، از جوشش بيفتد. قبلاً اينجور تبليغ ميکردند، ميگفتند بگذاريد زن و مرد در جامعه روابط آزاد داشته باشند تا حرص شهوت جنسي کم بشود؛ عملاً معلوم شد که قضيه بعکس است. هر چه آزادي روابط زن و مرد در جامعه بيشتر بشود، با وضعي که به وجود آوردند، حرص شهواني بشر بيشتر ميشود. امروز غربيها خجالت نميکشند و مسئله همجنسبازي را به عنوان يک ارزش مطرح ميکنند. انسانِ باکرامت، عرق شرم بر پيشانياش مينشيند، اما آنها خجالت نميکشند. نگاه غرب به زن، نگاهي است منحط، ناقص، گمراهکننده و غلط. نگاه اسلام به زن، نگاهي است عزتبخش، کرامتبخش، رشدآفرين، استقلالدهندهي به هويت و شخصيت زن؛ اين ادعاي ماست. ما اين ادعا را با محکمترين ادله ميتوانيم اثبات کنيم.» (۹۱/۰۴/۲۱: بيانات در ديدار شرکتکنندگان در اجلاس جهاني «زنان و بيداري اسلامي»)
ظلم به زن
«امروز در دنياي غرب و در زير سايه نظامهاي مادي آن ديار، با وجود شعارهايي که نسبت به زن ميدهند، بيشترين ظلم را مردان غربي به زنان ميکنند؛ پدر به دخترش، برادر به خواهرش، شوهر به زنش. بيشترين ستم و تعرض و تعدي نسبت به زنان و همسران و خواهران و يا حتي دخترانشان -طبق آمارهايي که در دنيا هست- از سوي مرداني است که در نظامهاي غربي زندگي ميکنند. يعني اگر در نظامي ارزشهاي معنوي حاکم نباشد، خدا در دلها نباشد، مرد با تکيه بر قدرت جسماني، راه خود را براي ظلم و تعدي به زن باز ميبيند.
[اما در اسلام] چيزي که مانع است، دو چيز است: يکي ملاحظه خدا و قانون و ايمان و امثال اينها، و يکي هم خودِ زن که حقوق انساني و الهي خود را درست بشناسد و از آن دفاع کند و خود را به معناي حقيقي کلمه بطلبد. در اين مورد، اسلام يک حد ميانه و بدون افراط و تفريط را ارائه ميدهد. نه به زن اجازه ظلمکردن ميدهد و نه طبيعت زن و مرد را ناديده ميگيرد. خط مستقيم و صراط مستقيم، همان خط اسلامي است.» (۷۵/۱۲/۲۰: بيانات در اجتماع زنان خوزستان)
مالکيت براي زن
«اروپايي که امروز ادعا ميکند زن در آنجا آزاد است، تا نيم قرن پيش به زن اجازه نميداد که در مال شخصي خودش تصرف کند؛ يعني مثلاً يک زن اروپايي يا آمريکايي، تا پنجاه، شصت سال قبل از اين، اگر ميليونها ثروت داشت، خودش حق نداشت که از اين ثروت، به ميل و اراده خودش استفاده کند؛ بايد در اختيار شوهر يا پدر و يا برادرش ميگذاشت و آنها هم به ميل خودشان از ثروت آن خانم -يا براي او و يا براي خودشان- استفاده ميکردند. در اسلام، اينطور نيست. در اسلام، زن مالک ثروت خود است. شوهرش راضي باشد، يا راضي نباشد؛ پدرش راضي باشد، يا راضي نباشد -فرقي نميکند- او ميتواند ثروت و مال و اندوخته خود را مصرف کند و ربطي به کس ديگري ندارد. نظر اسلام، اين است. در حمايت از استقلال اقتصادي زنان، دنيا سيزده قرن است که از اسلام عقب است. اسلام اين را سيزده قرن قبل گفته است؛ ولي در اروپا تازه چهل، پنجاه سال و در بعضي از کشورها کمتر از اين مدت است که تازه شروع کردهاند به زن اجازه دهند که در مال و ملک خود، دخل و تصرف کند. اسلام، از اين جهت هم جلو است.» (۷۵/۱۲/۲۰: بيانات در اجتماع زنان خوزستان)
«در فرهنگ اروپايي، وقتي زن با همه موجودي و املاک خود ازدواج ميکرد و به خانه شوهر ميرفت، نه فقط جسم او در اختيار شوهر قرار ميگرفت، بلکه تمام اموال و املاک و داراييهاي او هم که از پدر و خانوادهاش به او رسيده بود، متعلق به شوهر ميشد. اين حقيقتي است که غربيها نميتوانند آن را انکار کنند. اين در فرهنگ غربي بود. در فرهنگ غربي، زن وقتي به خانه شوهر ميرفت، شوهر در واقع اختيار جان او را هم داشت؛ لذا شما در داستانهاي غربي و در اشعار اروپايي بسيار ميبينيد که شوهر به خاطر يک اختلاف اخلاقي، همسر خود را ميکشد و کسي هم او را ملامت نميکند. دختر در خانه پدر هم حق هيچگونه گزينشي را نداشت. بانوان گرامي؛ بهخصوص زنان جوان که ميخواهند در اين زمينهها بينديشند، درست توجه کنند. نکته مهم اين است که حتي وقتي در اروپا براي زن حق مالکيت معين شد - طبق بررسي موشکافانه جامعهشناسان خودِ اروپا - به خاطر اين بود که کارخانهها که تازه بساط فنآوري مدرن و صنعت در غرب را گسترده بودند، احتياج به کارگر داشتند، اما کارگر کم بود و احتياج به کارگرِ زياد احساس ميشد؛ لذا براي اينکه زنان را به کارخانجات بکشانند و از نيروي کارشان استفاده کنند - که البته مزد کمتري هم هميشه به زنان ميدادند - اعلان شد که زن داراي حق مالکيت است! در اوايل قرن بيستم بود که اروپاييان حق مالکيت را به زن دادند. اين، آن نگرش افراطي و غلط و ظالمانه نسبت به زن در غرب و در اروپاست. يک افراط اينچنين، در مقابل تفريط هم دارد. وقتي نهضتي به نفع زنان در چنان فضايي به وجود ميآيد، طبعاً دچار تفريطهايي از طرف مقابل ميشود. لذا شما ميبينيد در طول چند ده سال، آنچنان فساد و بيبندوباري در غرب به وسيله آزادي زنان به راه افتاد و رواج پيدا کرد که خود متفکران غربي را دچار وحشت کرد.» (۷۶/۰۷/۳۰: بيانات در ديدار جمعي از زنان)
خانواده
«آن عنصر اصلى تشکيل خانواده، زن است، نه مرد. بدون مرد، ممکن است خانوادهاي باشد. يعني اگر فرض کنيم در خانوادهاي، مرد خانواده حضور نداشته باشد، يا از دنيا رفته باشد، زن خانواده اگر عاقل و با تدبير و خانهدار باشد، خانواده را حفظ ميکند، اما اگر زن از خانوادهاي گرفته شد، مرد نميتواند خانواده را حفظ کند. بنابراين، خانواده را زن حفظ ميکند.»: (۷۵/۱۲/۲۰: بيانات در اجتماع زنان خوزستان)
«البته اين را هم بگوييم؛ غرب رندانه از زير بار طرح مسئله خانواده در ميرود. توي همه بحثهايي که اينها ميکنند، بحث زن هست، اما اصلاً بحث خانواده نيست. خانواده، نقطه ضعف غرب است. مسئله زن را مطرح ميکنند، اما اصلاً اسم خانواده را نميآورند؛ با اينکه زن از خانواده جدا نيست. بنابراين رسيدن به اين مسئله، لازم است. ...... بنابراين نبايد در مقابل اين فرهنگ غلط انفعال داشت. غرب در قضيهي زن و خانواده، در يک گمراهي و ضلالت عميقي به سر ميبرد. فقط خانواده نيست؛ بلکه در مورد شخصيت زن، هويت زن، غرب در يک گمراهي عجيبي است. .... در سوره مبارکه آلعمران، بعد از آن «ربّنا» ها ميگويد: «فاستجاب لهم ربّهم انّي لا اضيع عمل عامل منکم من ذکر او انثي بعضکم من بعض». مرد و زن هيچ تفاوتي ندارند. حتي يکجا براي کوبيدن همين انديشههاي جاهلي که عرض کردم، زن را از مرد بالا ميکشد؛ که يک چنين حالتي را جز در مورد اشخاص، انسان در قرآن ديگر پيدا نميکند: «ضرب الله مثلا للّذين کفروا امرأت نوح و امرأت لوط». نمودار کفار، اين دو تا زناند: «امرأت نوح و امرأت لوط». نه نمودار براي زنها؛ نه، براي زن و مرد. «کانتا تحت عبدين من عبادنا صالحين فخانتاهما» تا آخر. «و ضرب الله مثلا للّذين ءامنوا امرأت فرعون»؛ خداي متعال اينجا هم براي مؤمنين دو تا زن را اسم ميآورد. حالا شما ببينيد از اول تاريخ تا آخر دنيا، چه تعداد مؤمن، اعم از بزرگان، صلحا، اولياء، انبياء آمدند و رفتند. وقتي ميخواهد براي اينها يک نمودار، يک مجسمه، يک نماد معرفي کند، دو تا زن را معرفي ميکند: يکي «امرأت فرعون» -اذ قالت ربّ ابن لي عندک بيتا في الجنّة و نجّني من فرعون و عمله» تا آخر- دوم «و مريم ابنت عمران الّتي احصنت فرجها فنفخنا فيه من روحنا و صدّقت بکلمات ربّها». اصلاً چيز عجيبي است. بنابراين جنسيت يک امر ثانوي است، يک امر عارضي است؛ در کارکردهاي زندگي معنا پيدا ميکند، در سير اصلي بشر هيچ تأثيري ندارد و معنايي پيدا نميکند.» (۹۰/۱۰/۱۴: بيانات در سومين نشست انديشههاي راهبردي)
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد