مهرخانه/
سير حرکتي اقدامات بنتالهدي، مهدکودک، مدرسه، آموزش خارج مدرسه (کتاب، نشريه)، مجالس خانگي و... همه و همه زناني که در دوره بنتالهدي رشد کردهاند را ساخته است؛ دوره زني که خود را وقف جريانسازي در مهمترين رکن جامعه، يعني زنان کرد.
«در همين زمان ما، يک زن جوانِ شجاعِ عالمِ متفکرِ هنرمندي به نام خانم بنتالهدي -خواهر شهيد صدر- توانست تاريخي را تحتتأثير خود قرار دهد، توانست در عراقِ مظلوم نقش ايفا کند؛ البته به شهادت هم رسيد. عظمت زني مثل بنتالهدي، از هيچيک از مردان شجاع و بزرگ، کمتر نيست. حرکت او، حرکتي زنانه بود؛ حرکت آن مردان، حرکتي مردانه است؛ اما هر دو حرکت، حرکت تکاملي و حاکي از عظمت شخصيت و درخشش جوهر و ذات انسان است. اينگونه زنهايي را بايد تربيت کرد و پرورش داد.» (مقام معظم رهبري)
در طول تاريخ معاصر ما، زناني بودند که فراتر از زمان خود حرکت ميکردند؛ زناني عالمه و فاضله که حيات بشري و نقش زن را به خوبي دريافته بودند و در راستاي احياي احکام و اخلاق و بايدهاي اسلام، گامهاي مهم و اساسي برداشتند. زناني که اگر در زمان حياتشان ناشناخته بودند، اما اثرگذاريشان در طول زمان شناخته و شناختهتر شد. يکي از اين زنان تأثيرگذار بنتالهدي صدر است؛ زني فراتر از زمان خود.
سيده آمنه صدر، در سال 1357 قمري، 1937ميلادي در کاظمين متولد شد؛ همان سالي که در شهري نزديک به کاظمين، تکريت، صدام حسين نيز متولد شد؛ کسي که آينده او و برادرش را تغيير داد.
خانواده صدر، از خانوادههاي عالم و شناختهشده عراق بودند؛ پدر آمنه، آيتالله سيد حيدر صدر بود که نسبش به امام موسي کاظم عليهالسلام ميرسيد و مادرش فرزند شيخ عبدالحسين آلياسين از عالمان بزرگ زمانه خود بود.
دو سال از عمر آمنه نگذشته بود و گرماي مهر و عطوفت پدري را نچشيده بود که پدر خود را از دست داد، اما حمايتهاي پدرانه برادران، خصوصاً سيد محمدباقر و صلابت و اقتدار مادر، توانست جاي خالي پدر را پرکند.
آن ايام، عراق روزگاري نامناسب داشت، زنان جايگاه مناسبي نداشتند و فضاي جامعه خوب نبود. آمنه، از همان کودکي در خانه و در کنار برادرانش سيد محمدباقر و گاه سيد اسماعيل، خواندن و نوشتن را آموخت و به مرور، قرآن، ادبيات، تاريخ، نحو، فقه و اصول را نيز ياد گرفت؛ تا جاييکه در همان نوجواني، با ذوق و قريحه خدادادي و توانايي عملي که يافته بود، اشعاري قدرتمند و فاخر ميسرود.
ذهن بيدار آمنه او را نسبت به محيط پيرامونش دغدغهمند ساخته بود؛ بهطوريکه در همان آغاز جواني فعاليتهاي فرهنگي و سياسي خود را آغاز کرد. همسر حجتالاسلام حکيم ميگويد آمنه از کودتاي 14ژوئيه 1958ميلادي در عراق، فعاليت خود را آغاز کرد. فعاليتي که به اذعان يکي از زنان مجاهد عراقي: «آگاهي را در ميان زنان بالا برد، حجاب را رواج داد و باعث شد تا ديدگاههاي جامعه درباره زن و ديدگاههاي زنان درباره اسلام تغيير کند».
فعاليتهاي فرهنگي آمنه، فعاليتهايي ناظر بر جامعه آن روز عراق و با افق ترسيم آيندهاي درخشانتر بود. به گفته نزديکان آمنه، او ميخواست جامعه زنان را تغيير دهد و مظاهر جاهليت و انحراف را از جامعه زنان بزدايد، فرهنگ غربي وارداتي را از بين ببرد و به جاي آن، ساخت جديدي بر پايه رفتار و عقايد اسلامي بنا نهد. او ميکوشيد با افکار و تعليمات خود، از هر يک از اطرافيانش يک شخص مؤمن و آگاه بسازد؛ کسي که بتواند ديگران را به سوي خدا دعوت کند.
آمنه، خود به خاطر شرايط خاص مادرش که نياز به مراقبت دائمي داشت و بر اثر همراهي مدام برادر، فرصت ازدواج نيافت، اما همواره تلاش داشت مشکلات ديگران را در اين زمينه حل کند و حقايق متعالي اسلام را نشان دهند. او در مقاله «نظر زن در ازدواج» به رنجهايي که به زنان در جامعه عراق از طرف مردان تحميل ميشود و بدرفتاريها و ستمهاي که به نام اسلام بر آنان ميرود، انتقاد ميکند و به صراحت بيان ميدارد که اين رفتارها تضييع حقوق زنان است و با روح اسلام و تعاليم حکيمانه آن بيگانه است.
فعاليتهاي فرهنگي
فعاليتهاي فرهنگي آمنه، ناظر بر تمام اقشار زنان بود؛ از کودک گرفته تا زنان سالخورده و ناتوان؛ فعاليتهايي که ميتوان آنها را در چند بعد بررسي کرد:
الف- تأسيس مدارس الزهرا(س) و مراکز فرهنگي
برنامههاي آموزشي غربي در فرهنگ و آموزش عراق در حال گسترش بود و نظام آموزشي دستخوش تغييراتي اساسي. در اين ميان، آمنه اقدامي اساسي را رقم زد؛ اقدامي که نمونه آن را شهيد باهنر و شهيد بهشتي در ايران نيز انجام دادند، تأسيس مدارس اسلامي مبتني بر اهداف اسلام.
مدارس الزهراء(س)، مجموعه مدرسههاي وابسته به صندوق خيريه اسلامي (جمعيه صندوق الخيري الاسلامي) بودند که با هدف تقويت فرهنگ ديني در کودکان، در شهرهاي بصره، ديوانيه، حله، نجف، کاظمين و بغداد تأسيس شدند. اين مدارس کليه پايههاي تحصيلي؛ از مهدکودک تا مقاطع بالاتر را شامل ميشد و قرار بود ساير شؤون و اموري که نظام آموزشي بدان توجه ندارد را مورد توجه قرار دهند.
بانو صيدلي (مدير مدارس الزهرا(س)) ميگويد: «هدف از تأسيس اين مجتمعهاي آموزشي ابتدايي و غيرابتدايي، صرفاً تأمين نيازهاي آموزشي نبود؛ زيرا مدارس حکومتي که در عراق وجود داشتند دانشآموزان دختر را آموزش ميدادند، بلکه ضرورتهاي ديگري موجب تأسيس اين مدارس گرديدند؛ از جمله اين ضرورتها، ميتوان مقابله و رويارويي با فرهنگ مادي که موجبات فساد و انحراف اخلاقي را فراهم ميکرد، ذکر کرد. همچنين نشر فرهنگ اسلامي صحيح به نحو وسيع که ميتوانست جايگاه زن را ارتقا بخشد.
... بدون شک، اين مدارس از برترين شيوههايي که در خلال آنها زمينه تربيت و پرورش فرهيختگان فراهم ميشدند، برخوردار بودند و اين شيوهها با مقتضيات عصر و خواستهاي دانشآموزان نيز مناسبت داشتند. به اين مواد درسي رسمي، مواد ديگري از دروس عقيدتي و تربيتي اسلامي نيز به صورت فشرده و تفنني اضافه گرديده بودند... او بانوان شيعه معلمهاي را که داراي کفايت علمي و مزاياي خاص بودند و به شئونات اسلامي التزام داشتند، بر اين کار گماشت تا اسوه و الگوي دختران قرار گيرند.
...اين مدارس نسبت به مدارس دولتي، موفقيتهاي فراواني در امتحانات سراسري وزارتخانهاي داشتند؛ بهگونهاي که به قوت علمي و تربيتي مشهور بودند و استقبال مردم به اين مدارس به حدي بود که براي ورود به آن صف ميکشيدند و اين مدارس گنجايش همه داوطلبان را نداشتند. او دايم بين بغداد و نجف در حرکت بود تا به امر تدريس و نظارت و توجه به مدارس بپردازد».
در سال ۱۹۷۲ ميلادي، بخشنامهاي مبني بر لزوم الحاق اين مدارس به وزارت تعليم و تربيت عراق از سوي دولت صادر شد. با صدور اين بخشنامه، آمنه نيز از مسئوليت اين مدارس کناره گرفت و دعوت رسمي دولت از او براي ادامه همکاري در اين مدارس نيز نافع نيفتاد. او در پاسخ به سؤال از سبب ترک همکاري در اين مدرسهها گفت: من به هدف تحصيل رضاي خدا در اين مدرسهها کار ميکردم. با مليشدن (تحت نظارت دولت بعث درآمدن) اين مدارس، ماندن من در اينجا چه توجيهي خواهد داشت؟
ب- تدريس و برگزاري جلسات دعا
آمنه، از اهميت نقش زنان در فعاليتهاي ديني آگاه بود؛ ازاينرو جلساتي را در خانه خود و ديگران براي تبليغ امور ديني تشکيل ميداد. در اين جلسات مواد درسي و عناوين ديني که براي فهم عامه جامعه سنگين بود، به صورت امروزي و با بياني شيوا در اختيار شرکتکنندگان قرار ميگرفت. هدف اين جلسات صرفاً تربيت طلبه و انديشمند زن نبود، بلکه آمنه به دنبال آمادهسازي اين زنان براي تقبل مسئوليتهاي سخت فردي و اجتماعي آينده بود.
تنوع کاري و مشغلههاي ناشي از دغدغه آمنه به حدي بود که بانو صيدلي (مدير مدارس الزهرا(س)) ميگويد: «آمنه به من ميگفت: من روزم را در اداره مدرسه ميگذرانم و ظهر را به بعضي از اعمال شخصي و امور منزل ميپردازم، عصرها جلساتي را در خانه تشکيل ميدهم و به تدريس فقه و شرائعالاسلام اشتغال دارم و پس از پايان وقت، در شبها به خواندن کتب اسلامي و فرهنگي و فقهي ميپردازم».
او همچنين ميگويد: «من به خاطر کثرت اشتغال در کارها، گاهي نماز ظهر و عصر را با وضوي نماز صبح ميخوانم و گاهي حتي نماز مغرب و عشا را نيز با وضوي نماز صبح بهجا ميآورم».
ج- کتابت و تأليف
يکي از دغدغههاي اساسي آمنه، تربيت و آگاهي نسل جوان، خصوصاً زنان جامعه بود؛ ازاينرو شروع به نگارش مقالاتي در مجله الاضواء کرد، مجلهاي که جماعتي از علما آن را انتشار ميدادند و تنها مطالب برگزيده و ممتاز در آن درج ميشد. مقالاتي حول التزام زنان به آموزههاي ديني و رد الگوها و شعارهاي غربي براي آنان، که با قلمي شيوا و نثري جذاب و با اسم مستعار چاپ ميشد.
شيوه داستانپردازي او، بهترين راهکار براي آشناکردن زنان با مسئوليتهاي خود بود؛ به خصوص در آن مقطع زماني که عرصه ادبي، عرصه تاخت و تاز دشمنان اسلام بود.
از اينجا بود که نام بنتالهدي، جايگزين آمنه شد. زنان عراقي آنقدر که بنتالهدي را ميشناختند، با آمنه آشنايي نداشتند و کتابهاي بنتالهدي يکي پس از ديگري با اقبال فراوان مخاطبان روبهرو شد.
کتابهاي بنتالهدي، مانند مقالاتش رويکردي زنانه دارند و قهرماناني عمدتاً زن که با هدف روشنگري و ارشاد در داستان حضور دارند. زنان داستان يا ناصحاند و يا مورد نصيحت؛ اما اين نکته در داستانها به خوبي نشان داده شده است که «الطيبات للطيبن» و زنان خوب، همسراني نيکو دارند يا خواهند يافت و زنان بد، دچار بدي شدهاند. حضور اجتماعي زنان نيز در عين خانوادهمداري، در داستانها قابل تأمل است.
آثار بنتالهدي را که ميخواني به يک نکته مهم ميرسي که قلم وسيلهاي است براي هدف والاي او، براي روشنيبخشي و هدايت، براي نشاندادن مسير رسيدن به خدا بر مبناي استدلال و منطق و نه با احساس و هيجان صرف. خط به خط داستانهاي بنتالهدي، يادآور آيه به آيه قرآن است؛ بازنشاني آموزههاي الهي. او مينويسند تا هدايتگري کند، تا راه را بنماياند، نه اينکه خود را نشان دهد و به اين بودن افتخار کند.
د- تعليم و تربيت در موسم حج
يکي از اقدامات منحصر به فرد بنتالهدي، تشکيل کارواني از زنان همراه خود براي برگزاري مراسم حج بود. او در خلال برگزاري مراسم با تسلطي که بر احکام دين و فتاواي مراجع مختلف داشت، پاسخگوي سؤالات و معلم احکام و دين بود.
کتاب «بر بلنديهاي مکه» به خوبي نشاندهنده احساسات و روح او در اين ايام است؛ کتابي که شرح حال و نفس او در اين سفرهاست.
ه- انسانسازي
تمام فعاليتهاي فرهنگي بنتالهدي در جهت انسانسازي بود. هدف اوليه و اساسي او رسيدن و رساندن به خدا بود؛ اتفاقي که در تمام داستانهاي او نيز جريان دارد. به همين خاطر است که تمام تلاش و سعي خود را براي حمايت از زنان اهل قلم مسلمان به کار ميبرد و بدون هيچگونه تعصبي اگر کسي، کتاب تازه منتشرشده خود را به او اهدا ميکرد، فراوان خوشحال ميشد و او و نوشتههايش را تحسين و به زنان ديگر معرفي ميکرد و حمايت از آن را آرماني اسلامي، يعني آرماني که تمام عمر و جواني خود را صرف آن کرده بود، ميدانست.
در اين انسانسازيها از خود و بهکارگيري تمام حربهها و شيوهها استفاده ميکرد؛ تلاش ميکرد بهگونهاي لباس بپوشد که در محافل زنان متمکن که در نجف و يا بغداد ملاقاتشان ميکرد، مقبوليت داشته باشد. فلسفه اين اقدام او آنطورکه خود تبيين ميکرد اين بود که با لباس پوشيدن مناسب، بسياري از زنان را جذب و تصويري مثبت از زنان مؤمنه را در اذهان آن دسته از زناني ايجاد ميکرد که خوشپوشي را نمادي از فرهنگ و ذوق و همسويي با زمانه و همراهي با تمدن و همقدمي با روح زمان ميدانستند و فکر ميکردند که دختران و زنان مذهبي، امل و عقبمانده هستند و حتي در لباسپوشيدن، ذوق و سليقه زنانه و آگاهي و درکي از روح تمدن و مدنييت پيشرفتهاي که هر روز چيز جديدي را به دنيا عرضه ميکند، ندارند.
بنتالهدي دريافت که اين وسيله (شيکپوشي و توجه به نوع لباس) از جمله راهها و ابزارهايي است که ميتواند به هدف مقدس او کمک کند؛ لذا به سمت آن رفت، اما نه از روي علاقه و شيفتگي به آن، بلکه به نيت اينکه اين حرکت را زمينه و پيشدرآمدي براي ادي تکليف بزرگش که همانا رساندن پيام و رسالت خدا به ذهن و گوش ديگر دختران و زنان بود، قرار دهد و بنابراين، زماني که انجام اينگونه اقدامات منتفي شد، او به همان طبيعت زاهدانه و بياعتنايي به زخارف و تجملات دنيا گشت و از آن به بعد، او را در سادهترين لباسها ميبينيم و مشاهده ميکنيم.
فعاليتهاي سياسي
در نخستين مرتبهاى که رژيم صدام سيد محمدباقر صدر را دستگير کرد، بنتالهدي تا خيابان اصلى همراه او آمد و تصميم گرفت که همراه برادر سوار ماشين شود، ولى مأموران مانع از اين اقدام شدند. بنتالهدي فرياد برآورد و سخنرانى عجيبى کرد که همه را به تعجب واداشت؛ گفت: «شما گمان کردهايد مردم نجف خواب هستند که اين موقع شب آمدهايد؟ چه چيزى شما را ميترساند؟ چه چيزى در اين خانه مشاهده کردهايد؟ آيا اسلحه و مواد منفجره ديدهايد؟ يک مرد بىسلاح که فقط ايمان و عقيده دارد! اين همه نيرو چه لزومى دارد؟ مردم ديگر بيدار شدهاند. تا کى وجدانتان در خواب خواهد بود؟ چرا تن به اين زندگى ضلالتبار دادهايد؟»
سپس به سمت حرم جد بزرگوارش، علي عليهالسلام حرکت کرد و در راه فرياد زد: «اى مردم! به شما ستم کردند! مرجع شما را گرفتند!» در حرم هم با ممانعت خادمان، که دستنشاندگان رژيم بودند، مواجه شد، اما آنجا هم سخنرانى کرد و همان جمعيت اندک را به گريه واداشت. سپس به منزل بازگشت. فرداى آن روز، به بازار نزديک حرم رفت و با فريادهاى تکبير و سخنان پرشور، مردم را به قيام فراخواند. پس از خروش زينبوار بنتالهدي، تظاهراتي از حرم امام علي عليهالسلام با حضور مردان و زنان عراقي به راه افتاد و در پي تظاهرات، رژيم مجبور شد سيد محمدباقر را آزاد کند. ساعاتي بعد سيد محمدباقر از اداره امنيت با خانوادهاش تماس گرفت و به آنان اطلاع داد که بعد از چند ساعت به نجف ميرسد.
مرتبه سوم دستگيري سيد محمدباقر بود که مأموران رژيم بعث، براي بردن بنتالهدي آمدند و گفتند: ميخواهيم تو را نزد برادرت ببريم، ايشان با شما کار دارند. بنتالهدي گفت: ميدانم. سپس به داخل آمد و آستينهاي خود را تا مچ سفت بست که اگر او را شکنجه کردند، پوشش او محفوظ باشد و او را از نجف به بغداد بردند.
و در سکوت کامل خبري اتفاقي افتاد که بسي تلخ بود؛ بنتالهدي و برادرش سيد محمدباقر، در فرودين ماه سال 1359 شمسي به دست عوامل رژيم بعث، و بنابر اقوالي، مستقيماً توسط صدام حسين به شهادت رسيدند.
آثار بنتالهدي (آمنه) صدر
مجموعه آثار بنتالهدي صدر اخيراً توسط انتشارات مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي امام موسي صدر بازترجمه و منتشر شده است.
1. دختري از تبار هدايت (زندگينامه)؛ نويسنده: فريبا انيسي- ناشر: مرکز امور زنان رياست جمهوري.
2. تولد دوباره (داستان بلند)؛ نويسنده: آمنه (بنتالهدي) صدر- مترجم: مهدي سرحدي- ناشر: مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي امام موسي صدر.
3. آخرين هديه (داستانهاي کوتاه)؛ نويسنده: آمنه (بنتالهدي) صدر- مترجم: مهدي سرحدي- ناشر: مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي امام موسي صدر.
4. دو زن و يک مرد (داستان بلند)؛ نويسنده: آمنه (بنتالهدي) صدر- مترجم: مهدي سرحدي- ناشر: مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي امام موسي صدر.
5. نبرد با زندگي (داستانهاي کوتاه)؛ نويسنده: آمنه (بنتالهدي) صدر- مترجم: مهدي سرحدي- ناشر: مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي امام موسي صدر.
6. ديدار در بيمارستان (داستان بلند)؛ نويسنده: آمنه (بنتالهدي) صدر - مترجم: مهدي سرحدي- ناشر: مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي امام موسي صدر.
7. ديدار عروس (داستانهاي کوتاه)؛ نويسنده: آمنه (بنتالهدي) صدر - مترجم: مهدي سرحدي- ناشر: مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي امام موسي صدر.
8. در جستجوي حقيقت (داستان بلند)؛ نويسنده: آمنه (بنتالهدي) صدر- مترجم: مهدي سرحدي- ناشر: مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي امام موسي صدر.
9. بر بلندي هاي مکه (خاطرات سفر حج به انضمام مقالات نويسنده در مجله الاضواء)؛ نويسنده: آمنه (بنتالهدي) صدر- مترجم: مهدي سرحدي- ناشر: مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي امام موسي صدر.
10. جايگاه زن در اسلام؛ نويسنده: آمنه (بنتالهدي) صدر- مترجم: مهدي سرحدي- ناشر: مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي امام موسي صدر.
نگاهي به مجموعه آثار منتشره، نگاه زنانه نويسنده را نشان ميدهند؛ نگاهي که عليرغم زنانهبودن آن، آزاردهنده و راديکال نيست. زنان خوب و بد در داستانهاي بنتالهدي وجود دارند؛ به عنوان مثال در داستان دو زن و يک مرد، زنان بد در کنار مردان بد وجود دارند و مردان خوب هم مانند زنان خوب حضور دارند. در اين داستان هم مانند همه داستانهاي او، هدايتگري و ارشاد، حرف اول را ميزند. احساس وظيفهاي که مسلمانان داستان نسبت به ارشاد سايرين دارند، وجه غالب اين زنانههاست؛ زنانههايي که به خوبي و در بطن داستان به آنها پرداخته شده و به نرمي به زن و وجوه شخصيت او و وظايف همسري او اشاره شده است؛ و حتي به انتخاب درست و معيارهاي آن نيز توجه شده است. اتفاقي که در داستان ديدار در بيمارستان و تولد دوباره نيز ميافتد.
جريانسازي صورتگرفته در داستانهاي بنتالهدي، نمونه آرام و تأثيرگذار تربيتي است. دختراني که با اين کتابها بزرگ ميشوتد، تا حدود زيادي مسير زندگي خود را مييابند و انديشههايشان را در مرور صفحه به صفحه استدلالات علمي و منطقي داستانها، خصوصاً ديدار در بيمارستان، تکميل ميکنند. در اين ميان از ويژگي منحصربهفرد کتابهاي بنتالهدي نيز نبايد غفلت کرد و آن معرفي کتابهاي مفيد فراوان در متن کتاب است؛ کتابهايي که خود راهنمايي ديگر براي خواننده بهشمار ميروند.
سير حرکتي اقدامات بنتالهدي، مهدکودک، مدرسه، آموزش خارج مدرسه (کتاب، نشريه)، مجالس خانگي و... همه و همه زناني که در دوره بنتالهدي رشد کردهاند را ساخته است؛ دوره زني که خود را وقف جريانسازي در مهمترين رکن جامعه، يعني زنان کرد.
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد