در مرکز ترک اعتیاد زنان چه می گذرد؟

منبع
روزنامه شهروند
بروزرسانی
 در مرکز ترک اعتیاد زنان چه می گذرد؟
روزنامه شهروند/چادر کهنه گُلدارش را عقب و جلو مي‌کند و موهاي خرمايي رنگش را مي‌برد زير چادر. «خانم حجابتو رعايت کن»؛ صداي مدديار از انتهاي سالن مي‌آيد. دست‌ها به‌سمت روسري و چادرها مي‌رود، هر کس به سمتي مي‌رود، روي کاناپه‌هاي قهوه‌اي و کرم‌رنگ جا‌به‌جا مي‌شوند، مي‌روند، مي‌آيند. «سکينه چرا نمي‌شيني؟ جا هست.»؛ همان مدديار تذکر مي‌کرد. همهمه‌اي است در سالن. آنها منتظر ميهمان‌اند. قرار است تا کمتر از نيم ساعت ديگر، يکي از مردان دولت، پايش را به اين سوله بگذارد، سوله‌اي که کمتر، مردي ديده. علي ربيعي، وزير تعاون، کار و رفاه اجتماعي ميهمان‌شان است. بازديدي که به‌مناسبت روز جهاني مبارزه با مواد مخدر انجام شد. آنها، زنان درحال ترک اعتياد، در همين سالن که سوله‌اي قديمي با ديوارهاي گچي سفيد است، زندگي مي‌کنند، سوله‌اي که سقفش بلند و آهني است و با سه چراغ روشن شده. چهره‌ها خسته است. چند نفري با خط چشم‌هاي مشکي و رژلب‌هاي صورتي و قرمز، رنگي به صورتشان داده‌اند، اما بقيه روي مبل ولو شده‌اند تا ميهمان‌شان از راه برسد. از اتاق عقبي صداهاي بلندتري مي‌آيد. زني در حال عق زدن است، آنجا اتاق «سبز» است، به قول خودشان «فيزيک»؛ جايي براي سم‌زدايي. اتاقي براي تازه‌واردها تا سم هرويين، ترياک، کراک و شيشه از بدنشان بيرون رود: «اينجا بيشتر زنان، شيشه‌اي هستند.» اين را همان مدديار که مدير اجرايي مرکز هم هست، مي‌گويد. کسي که از نخستين‌باري که زبانش مزه مواد را چشيده، بيشتر از ٢٠‌سال مي‌گذرد: «البته الان ديگر همه چندمصرفي شده‌اند، ما مي‌گوييم چند عملي. هم شيشه مي‌کشند، هم دوا هم کراک.» پرستو صادقي، ١٧‌سال ترياک، هرويين، کراک، شيشه و قرص کشيده و خورده، حالا چند سالي است که ترک کرده و دوره آموزشي مددياري اعتياد را گذرانده تا اينجا، در مرکز نيمه‌اقامتي بهبودگستران همگام کار کند. تجربه مصرف مواد مخدر شرط استخدام مددياران است: «ويژگي اين مرکز به مراجعه داوطلبانه معتادان است. آنها با پاي خودشان اينجا مي‌آيند تا ترک کنند. همه‌شان هم خانواده دارند.» ٤٦ زن ١٨ تا ٣٨ ساله در اين مرکز زندگي مي‌کنند. هر چند چهره‌ها مسن‌تر است، اما همه آنها هر چه داشتند و نداشتند را خارج از درهاي فلزي اين مرکز گذاشته‌اند تا براي هميشه رها شوند. سالن مرکز ظرفيتش ٤٠، ٤٢ نفره است، اما ٤٦ نفر را در خود جاي داده است. آنها شب‌ها وقتي تشک‌ها را مي‌چينند، جايشان تنگ است. اتاق‌هاي بالا براي مورفيني‌هاست، پايين براي شيشه‌اي‌ها. اتاق‌هاي سم‌زدايي و مشاوره و خوابگاه هم از سالن اصلي جدا شده‌اند، اما سقف‌شان مشترک است. همه آن ٤٦ نفر شب، موقع خواب، آخرين تصويري که مي‌بينند همان سقف آهني بلند است: «دوره درمان در اين مرکز سه ماهه است. هر کس بخواهد مي‌تواند بيشتر بماند اما بايد هزينه اقامت را بدهد. سقفش ٤٨٠‌هزار تومان است. اما آنهايي که ندارند يا پول کمتري مي‌دهند يا برگ ياري از بهزيستي مي‌آورند. هزينه‌اش را هم خانم محب‌علي، رئيس مرکز که ١٢‌سال در زمينه ترک اعتياد فعاليت داشته، مي‌دهد.» مي‌گويند‌ درصد پاکي اين مرکز، ٧٥‌درصد است. مرکز تنها براي ترک اعتياد نيست. کلاس‌هاي آموزش مهارت‌هاي زندگي، ماتريکس، پيشگيري از لغزش و ... جزو برنامه‌هايشان است. در سه‌سالي که از فعاليت اينجا مي‌گذرد، خيلي‌ها آمدند و رفتند، کساني که درس‌خوانده بودند، مثل «صبا» که دانشجوي ترم آخر حقوق است و از دوره هنرستان شيشه مصرف مي‌کرده يا مثل «عاطفه» که درس‌خوانده مالزي است. کساني هم هستند که به اجبار خانواده آمده‌اند، مثل «عاطفه» ٢٦ساله که دوماه پيش، پدر و برادر و همسرش به زور او را از خودرو بيرون آوردند تا مصرف شيشه‌اش را تمام کند؛ يا کساني که بر ترک‌شان ماندند، مثل سودابه که يک‌سال است در اين مرکز مانده، ترک کرده و خيال رفتن هم ندارد و کساني که نماندند، مثل «ليلا»: «بار دومم است که اينجا مي‌آيم، ١٥ روز پيش آمدم اينجا، آن‌قدر در زدم تا برايم باز کردند، ديگر خسته شده بودم، واقعا جايي نداشتم بمانم.» گوشه چادر گُلدارش را باز کرده، موهاي خرمايي رنگش پيدا مي‌شود: «يک‌سال پيش آمدم اينجا تا به‌عنوان خدمتکار کار کنم و اعتيادم را هم ترک کنم، اما نماندم، حالا دوباره برگشتم.» يک دختر و پسر دارد، الان دو هفته‌اي مي‌شود آنها را نديده: «اينجا هر چه باشد از کارتن‌خوابي بهتر است.» اين را مي‌گويد و لبخند مي‌زند، دندان‌هاي نصفه‌نيمه‌اش معلوم مي‌شود. دست‌هايش را نشان مي‌دهد؛ از آرنج به پايين جاي بريدگي با چاقو يا تيغ است: «اين را مي‌بيني مال سال‌هاي کارتن‌خوابيم است، ١٠‌سال در پارک کنار خانه‌مان زندگي مي‌کردم، وقتي مردي به من نزديک مي‌شد با تيغ خودم را مي‌زدم تا خون بيايد و طرف فراري شود.» از همان جاي بريدگي روي صورتش هم هست: «همسرم اعتياد داشت، شيشه و دوا مي‌کشيد، خريد و فروش هم مي‌کرد، مرا هم گرفتار کرد.» خانواده او را نمي‌خواهند، تنها سرپناهش اينجاست. درست مثل «سودابه» که حالا ٥، ٦ سالي مي‌شود دختر کلاس پنجمي‌اش را نديده، از دزفول آمده: «يک‌سال است اينجام، تا حالا چند بار کمپ رفتم اما هيچ‌کدام مثل اين‌جا نبود.» مي‌خواهد اين‌جا بماند، نقطه مقابل «عاطفه» است. زن ٢٦ ساله‌اي که براي رفتن لحظه شماري مي‌کند: «اين‌جا را دوست ندارم، به اجبار همسر و پدرم آمدم، به من گفتند مي‌رويم دکتر، اما سر از اين‌جا در آورديم، آن شب، سالگرد ازدواجم بود، چند نفري رويم ريختند و به زور مرا داخل اين مرکز کردند، اولش ناراحت بودم، اما حالا نيستم، ولي مي‌خواهم زودتر بروم.» «عاطفه»، ١٤ سالش که بود، از سوي شوهر خاله اش، مورد تجاوز قرار گرفت، از همان روز هم از خانه فراري شد و شيشه را امتحان کرد: «اولين بار در بازداشتگاه شيشه مصرف کردم، بعدش هم تفنني شد، اين اواخر تقريبا مصرف مداوم داشتم.» سومين باري است که براي ترک اعتياد مي‌آيد: « اين‌جا با جاهاي ديگر فرق دارد، بهتر است. همسرم تهديدم کرده اگر اين بار ترک نکنم، از من جدا مي‌شود، من هم مي‌خواهم واقعا ترک کنم.»انتظارشان به سر مي‌رسد، حوالي ظهر است که وزير رفاه با تعدادي از همراهانش وارد مي‌شود، زنان دورش حلقه مي‌زنند، ربيعي روي يکي از کاناپه‌ها مي‌نشيند و حرف‌هاي‌شان را مي‌شنود. آنها از دردهاي‌شان، از رنج اعتيادشان مي‌گويند و او هم نکاتي يادداشت مي‌کند. او سري هم به خوابگاه مي زند، بالاي سر زناني که در مرحله سم زدايي هستند، مي رود، به درد دلشان گوش مي دهد. اعتياد زنانه شده بازديدش از مرکز ترک اعتياد بهبود گستران همگام که تمام مي‌شود، به جمع خبرنگاران مي‌آيد و بر زنانه شدن اعتياد تأکيد مي‌کند: «شيوع اعتياد در ميان زنان از چهار‌درصد به ١٠‌درصد رسيده، همه اينها درحالي است که زنان در بحث اعتياد شکننده‌تر از مردان هستند و آسيب‌پذيري بيشتري نسبت به آن دارند، زنان به‌دليل خصوصيات فيزيکي و مسائل اجتماعي که وجود دارد، حتي پس از ترک اعتياد، به سرعت به سمت آن بر مي‌گردند.» براساس اعلام وزير تعاون، کار و رفاه اجتماعي، درحال حاضر دو‌هزار و ٦٩١ مرکز و تيم درماني براي کاهش آسيب اعتياد در بهزيستي، فعاليت مي‌کنند که ٦٠٢‌هزار و ١٢٧ نفر را تحت پوشش قرار داده‌اند، يعني تمام اين افراد به صورت داوطلبانه يا نيمه اجباري و بدون فشار انتظامي و قضائي به اين مراکز مراجعه کرده‌اند، البته اينها تعداد کل معتادان نيستند، کساني هم هستند که اصلا مراجعه نکرده‌اند يا تمايلي هم به اين کار ندارند. ربيعي ادامه حرف‌هايش را مي‌گيرد و مي‌گويد: «درحال حاضر يک‌هزار و ١٤٢ مرکز مانند همين مرکزي که از آن بازديد کرديم، وجود دارد، در کنار آن هم ٩٣ مرکز و تيم درمان و کاهش آسيب مخصوص زنان داريم. آمارهاي ما نشان مي‌دهد که درحال حاضر ٤١‌هزار و ٦٨١ زن معتاد تحت پوشش هستند که نسبت تعداد زنان معتاد به اين مراکز به مردان حدود ١٠‌درصد است، ما اين عدد را مي‌توانيم به کل جامعه تعميم دهيم و اعلام کنيم که ١٠‌درصد از معتادان کشور، زن هستند.» براساس اعلام ربيعي در تهران هم ٢٠٠ مرکز بهبودي ميان مدت وجود دارد. رايزني براي ادامه تحصيل زنان بهبود يافته از اعتياد وزير تعاون، کار و رفاه اجتماعي در ادامه به اهميت آموزش زنان بهبود يافته از اعتياد اشاره کرد: «برخي از اين افراد، در سن‌هاي پايين درگير اعتياد شده‌اند، برخي از ١١ سالگي و برخي از ١٤ سالگي. اين افراد به خاطر اعتياد از آموزش باز مانده‌اند، به همين خاطر در نظر داريم با وزير آموزش و پرورش مذاکره کنيم تا اين افراد بتوانند ادامه تحصيل داشته باشند، حتي آنهايي که از نظر مالي دچار مشکل هستند. بايد در شورايعالي رفاه براي اين موضوع چاره‌اي انديشيده شود.» او به نقش خانواده براي ترک اعتياد هم اشاره کرد: « اين مراکز، مانند يک خانواده ثانويه براي معتادان است، اين درحالي است که مهم‌ترين راه ترک اعتياد، حمايت خانواده از معتادان است، آنها به جامعه درماني نياز دارند.» ربيعي با اشاره به مشکلات زنان اين مراکز، گفت: « بايد مراکزي راه‌اندازي شود که زنان بتوانند در طول روز به فعاليت‌هاي خود برسند و شب‌ها در همان محل اقامت داشته باشند، متاسفانه امکانات ما کم است، با اين حال اميدواريم بتوانيم مراکزي به‌عنوان پانسيون براي اين افراد در نظر بگيريم.» او، اشتغال اين افراد را هم مورد توجه قرار داد: «ما بايد به اين افراد مهارت‌هاي حرفه‌اي را آموزش دهيم تا بتوانند وارد اجتماع شوند، به‌هرحال اعتياد زنان، تأثير مهمي بر روي آسيب‌ها دارد. براي حرفه‌آموزي اين افراد هم به صندوق کارآفريني تأکيد کرده ام تا براي معتادان بهبوديافته‌اي که بتوانند حرفه‌اي بياموزند، اعتبار و وام در نظر بگيرند.» وزير تعاون، کار و رفاه اجتماعي، در ادامه به علت گرايش زنان به اعتياد اشاره کرد و گفت: « يک خط اعتياد زنان، احساس تنهايي در آنهاست، حسي که آنها را به سمت يک دختر يا پسر معتاد مي‌کشاند، بررسي‌هاي ما از اين مرکز نشان مي‌دهد که برخي از اين افراد در مدرسه درگير اعتياد شده‌اند که نشان مي‌دهد سياست‌هاي تربيتي بايد جدي‌تر دنبال شود. خشونت خانگي، کودک آزادي و داشتن دوست پسر معتاد و ... در درگيري اين افراد به اعتياد تأثير داشته است.» او در ادامه به برقراري ٦٠٠‌هزار تماس تلفني با مراکز مشاوره بهزيستي در‌سال ٩٤ اشاره کرد: «بيشترين تماس‌گيرندگان اين خط‌هاي مشاوره ١٤٨٠، زنان هستند، ما مي‌خواهيم اين عدد را در‌سال ٩٥ به يک‌ميليون تماس برسانيم.» او درپاسخ به سوالي درباره ارايه گزارش آسيب‌ها به مقام معظم رهبري از سوي وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعي، گفت: « ما در اين زمينه پيشتاز بوديم و تمام برنامه‌هايي که تا به حال انجام داديم، ارايه شده است. علاوه بر آن برنامه‌هايي را داريم که تا به حال آنها را دنبال کرده‌ايم مانند پوشش بيمه‌اي افراد معتاد که با وجود محدوديت بودجه تعدادي از اين افراد را تحت پوشش بيمه ترک اعتياد قرار داده‌ايم.» وزير تعاون، کار و رفاه اجتماعي درباره حمايت از زنان معتاد در برنامه سند جامع حمايت از زنان، هم گفت: «پيش نويس اول اين سند نوشته شده، البته اين سند تنها به آسيب‌ها نپرداخته اما بخشي از آن به همين موضوع اختصاص داده شده است.» او ادامه داد: «اين کمپ، يکي از بدترين کمپ‌هاي ترک اعتياد است، مي‌گويند اين روش‌ها درمان ندارد، اما اين حرف خودش تشديد‌کننده اعتياد است.» به گفته او برنامه وزارت تعاون اين است که افراد بي‌خانمان را مورد حمايت قرار دهند و براي آنها ظرفيت فني و حرفه‌اي ايجاد کند. او در ادامه درباره حمايت از مادران درحال ترک هم توضيحاتي داد: « بايد مهدکودک‌هايي را در کنار مراکز ترک اعتياد ايجاد کنيم که مادران درحال ترک اعتياد بتوانند به فرزندان خود دسترسي داشته باشند.» با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد