باحجاب/ يکي از آثار حيا مهار شدن غريزه جنسي و تضمين عفّت است. حيا، هنگامي ميتواند غريزه جنسي را مهار کند که ميان آن دو يا موازنه برقرار باشد و يا حيا برتري داشته باشد. بنابراين براي مهار غريزه جنسي «موازنه ميان حيا و شهوت» و يا «برتري حيا بر شهوت» يک ضرورت است. از مسائلي که در متون ديني بدان تصريح شده و جاي آن دارد که پژوهشهاي تجربي درباره آن انجام شود، آن است که جنسيت، در قدرت شهواني تأثير دارد و شهوت در زن و مرديکسان نيست.
بر اساس روايات خداوند متعال، شهوت زنان را بيش از مردان قرار داده است. از يک سو، اين سوال ايجاد مي شود که: علّت اين امر چيست و خداوند، چرا به زنان بيش از مردان، قدرت شهواني داده است؟ اين بحث، نياز به پژوهش بيشتري دارد. امّا از جهتي ديگر، اين سوال ايجاد مي شود که آيا شهوت بيشتر، امکان گناه را افزايش نميدهد و افزايش امکان گناه، به معناي تضعيف مقاومت زنان نسبت به مردان نخواهد بود؟ در پاسخ اين سوال که در ادامه نوشتار بررسي خواهيم کرد بايد گفت خداوند متعال به موازات افزايش شهوت زن، نيروهاي کنترلي وي را نيز افزايش داده است و در واقع حيا و صبر از نيروهاي مهار کنندهاي هستند که در زنان، بيش از مردان وجود دارد.
مسائلي همچون برتري قدرت جنسي زن بر مرد، برتري حيا و خويشتنداري زن بر مرد و همچنين درصد اين برتري و فرضيههايي که درباره تفاوت درصدها وجود دارد، همگي ميتوانند موضوع تحقيقات روان شناختي باشند. آنچه در اين جا مهم است، اين که حياي زن بر حياي مرد، برتري دارد و اين به جهت برتري زن بر مرد در توان جنسي است. نکته ديگر، اين که در متون ياد شده، هم از حيا نام برده شده و هم از صبر. اين تفاوت به معناي تضاد نيست، در واقع حيا، انسان را به مهار کردن وا ميدارد و صبر، دشواري آن را هموار ميسازد. بنابراين اين دو مکمّلِ يکديگرند؛ يکي به مهار کردن وا ميدارد و ديگري سختي آن را هموار مي سازد.
تحوّل حيا در زنان
گفتيم که نُه جزء از ده جزء حيا، در زنان قرار دارد. اين نُه جزء، همانند لايههاي نُهگانهاي هستندکه شهوت زن را مهار کرده، عفّت و پاکدامني وي را تضمين ميکنند. اين لايههاي نُهگانه در روند تحوّل زنانگي زن، دستخوش تغيير ميشوند. موضوع برخي از مراحل رشد و تحوّل، انسان است و جنسيت در آن نقشي ندارد؛ امّا برخي ديگر از تغييرات و تحوّلات، مربوط به جنس خاصّي است. از اين جهت، شايد بتوان به تقسيمي دست يافت که «تحوّل زنانه» را از «تحوّل مردانه» جدا ميسازد.
مراحل پنج گانه تحول حيا در زنان
مراحل تحوّل زنانه را از بلوغ يا عادت ماهيانه تا يائسگي را بررسي مي کنيم. در اين بحث پرسش اين است که حياي زنان در مراحل تحوّل زنانه ممکن است دچار چه تغييراتي شود؟ تحوّل زنانه مورد نظر، داراي پنج مرحله است:
◄مرحله اول: عادت ماهيانه
دختران تا پيش از عقد بستن معمولاً داراي همه لايههاي نُهگانه شرم هستند. اوّلين ايستگاهي که يکي از لايههاي حيا در آن برطرف ميشود، شروع عادت ماهيانه است. آغاز عادت ماهيانه، شرم برانگيز است؛ امّا تکرار اين تجربه شرم آن را مي برد و آن را عادي ميسازد. زن پس از گذر از اين مرحله، احساس ميکند که از يک فشار سخت رهايي يافته است. اين رهايي، محصول برچيده شدن اوّلين لايه حياست.
◄مرحله دوم: نامزدي و عقد
دومين ايستگاهي که يکي از لايههاي شرم در آن برطرف ميشود، عقد بستن و آغاز دوران نامزدي است. دختران در اين مرحله معمولا يکي از سنگينترين شرم ها را تحمل ميکنند. آنان هنگام آمدن خواستگار شرم کرده، به بهانهاي پنهان ميشوند و هنگامي که نظر آنان را ميپرسند سکوت کرده، سر به زير مياندازند. شايد سنگينترين حالت آنان در اين مرحله، نشستن در کنار داماد در پاي سفره عقد باشد. در همه اين موقعيت ها زن احساس ميکند که چيزي درون او در حال فروريختن است. اين همان رخت بربستن لايه دوم حياست. پس از اين، رفتار وي روانتر ميگردد. اکنون رفتار راحت و بازتري با همسر خود دارد، نزد ديگران راحتتر ميتواند از همسر خود سخن بگويد و يا به همراه او به تفريح برود.
◄مرحله سوم: عروسي
سپس نوبت عروسي و رفتن به خانه شوهر فرا ميرسد. هر چند زن تا اين جا با مفهوم ازدواج آشنا شده و پذيرفته است که همسري دارد، امّا رفتن به خانه شوهر، وارد شدن به موقعيت جديدي است که شرم خاص خود را دارد. در داستان ازدواج حضرت علي عليهالسلام با حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام آمده که شب عروسي پيامبر خدا زهرا عليهاالسلام را خواست. ابن عبّاس ميگويد: «همينطور که فاطمه عليهاالسلام ميآمد، از شرم رسولخدا در لباس خود ميلرزيد.»(1) هنگامي که عروس و داماد به خانه خود ميرفتند، هر دو از شرم نگاه خود را به زمين دوخته بودند.(2) فرداي عروسي هم که پيامبر صلياللهعليهوآله ايشان را خواست، غرق در شرم بودند.(3) به هر حال، روشن است که انجام يافتن اين مراسم نيز لايه ديگري از حيا را برطرف ميکند.
◄مرحله چهارم: بارداري
پس از آن، دوران بارداري فرا ميرسد اولين بارداري، بيشترين شرم را براي زن به همراه دارد. هر چند تاکنون چند مرحله را پشت سر گذاشته است، اما بارداري اولين تجربه از اين نوع است. در اين مرحله، معمولا فشار رواني زن، بيشتر ميشود و سعي ميکند بارداري خود را پنهان سازد. امام باقر عليهالسلام درباره حضرت مريم عليهاالسلام ميفرمايد: «که وقتي ايشان باردار شد، با حالتي شرمگين از مردم فاصله گرفت.»(4)
زن پس از زايمان، باز احساس ميکند که چيزي در درون وي فرو ريخته است و آن چيزي جز لايه چهارم حيا نيست. امام صادق عليهالسلام، درباره اين مراحل و لايههاي چهارگانه ميفرمايد: «حيا ، ده جزء است که نُه جزء آن در زنان و يک جزء آن در مردان است. وقتي زن حيض ميشود، يک جزء حياي وي ميرود، و چون ازدواج ميکند، يک جزء ديگر ميرود، و چون عروسي ميکند، يک جزء ديگر ميرود، و چون فرزند به دنيا ميآورد، يک جزء ديگر ميرود و پنج جزء حيا براي وي باقي ميماند.»(5)
◄ مرحله پنجم: يائسگي
در اين روايت سخني از مرحله پنجم، يعني فرا رسيدن دوران يائسگي نشده است و ظاهرا اين مرحله تأثيري در کاهش حيا ندارد. به نظر ميرسد آنچه حيا را مي برد، تجربه زناشويي است، نه پايان امکان باردار شدن و به همين جهت، براي يائسگي تأثيري در کاهش حيا ذکر نشده است.
نتيجه ريختن لايه هاي چهارگانه زنان؛ بي حيايي يا عفيف ماندن؟
نکته جالب، اين است که آيا فروريختن لايههاي چهارگانه، زن را بيحيا و فاسد ميسازد؟ اگر چنين باشد بايد مراحل چهارگانه ياد شده را منفي دانست و از بروز آن ها جلوگيري کرد؟ براي پاسخ گفتن به اين پرسش بايد ديد با کاهش لايههاي حيا، انجام دادن چه کارهايي براي زن، راحتتر ميشود؟
تحقيقات نشان داده که پشت سر گذاشتن مراحل چهارگانه، موجب تسهيل در روابط زناشويي و روانتر شدن تعامل جنسي زن با همسر خود ميگردد. اين نشان ميدهد که حياهاي برطرف شده، ظاهرا حياهايي هستند که راه روابط نامشروع را سد ميکنند و به همين جهت، پس از به وجود آمدن امکان يک ارتباط شرعي، اين لايههاي محافظ، کنار ميروند چنان که گويا مأموريت آنان به اتمام رسيده است.
در حقيقت، مأموريت اين لايههاي چهارگانه، همراهي و بدرقه کردن عفّت زن تا خانه همسر است. پس از آن وجود اين لايههاي حفاظتي مزاحم خواهد بود چرا که در روايات آمده که نشانه يک همسر شايسته آن است که هنگام روابط زناشويي، حيا را کنار بگذارد. لذا با چند مرحله تجربه زناشويي (نامزدي، عروسي و بارداري) از ميان خواهند رفت و امکان روابط زناشويي روان را براي آنان فراهم خواهند ساخت. به هر حال، در ادامه روايت منقول از امام صادق عليهالسلام، سرنوشت پنج لايه باقيمانده روشن شده است.
ايشان ميفرمايند: «… وبَقِيَ لَها خَمسَهُ أجزاءٍ ؛ فَإِذا فَجَرَت ذَهَبَ حَياءُها کُلُّهُ ، وإن عَفَّت بَقِيَ لَها خَمسَهُ أجزاءٍ . … و پنج جزء آن (حيا) باقي ميمانَد. اگر (زن) تن به ناپاکي دهد، همه حيا از ميان ميرود و اگر عفّت ورزد، آن پنج جزء، باقي ميماند.» از اين قسمت روايت به خوبي بر ميآيد که اگر اين اقسامِ باقي مانده کاهش يابند، زن به سمت فساد کشيده ميشود. موضوع لايههاي پيشين، روابط مشروع بود که بايد ريخته ميشدند؛ ولي موضوع لايههاي باقيمانده، روابط نامشروع است که بايد حفظ شوند. پس کوتاهي در حفظ اين لايهها، موجب فساد و فحشا ميشود، نه فروريختن لايههاي مزاحم در روابط مشروع همسري.
منبع:
برگرفته از کتاب پژوهشي بر فرهنگ حيا_عباس پسنديده
پي نوشت:
1- خصائص أمير المؤمنين عليهالسلام، ص ۱۱۵
2- بحار الأنوار، ج ۴۳، ص ۹۴
3- همان، ص ۱۳۸
4- همان، ج ۱۴، ص ۲۲۵
5- کتاب من لايحضره الفقيه، ج ۳، ص ۴۶۸ (ح ۶۴۳۰)؛ الخصال، ص ۴۳۹؛ مشکاه الأنوار، ص ۲۳۵؛ بحار الأنوار، ج ۱۰۳، ص ۲۴۴
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد
بازار